تبليغاتX
تادیدار یار
جمعه پانزدهم خرداد 1388
هیچ کس صاحب الزمان نمیشود

هر چند ما رای میدهیم...

اما ...

هیچ کس حلال مشکلا ت ما نمیشود.

هیچ کس گره گشای ما نمیشود.

هیچ کس عدالت علی نمیشود.

هیچ کس صداقت نبی نمیشود.

هیچ کس کرامت رضا نمیشود.

هیچ کس نور دل عسگری نمیشود.

هیچ کس مهدی ِفاطمه نمیشود.

هیچ کس حجتِ خدا نمیشود.

هیچ کس یگانۀ عالم نمیشود.

هیچ کس صدای حق گوی مرتضی نمیشود.

هیچ کس آرزوی ما و تمام انبیاء نمیشود.

هیچ کس امید دل غمزده ما نمیشود.

هیچ کس خلیفۀ خدا نمیشود.

هیچ کس  امام ما نمیشود.

هیچ کس  مهربان چو او نمیشود.

هیچ کس قطبِ عالم امکان نمیشود.

هیچ کس نور الهی نمیشود.

هیچ کس ستارۀ رخشان نمیشود.

هیچ کس خورشید درخشان نمیشود.

هیچ کس یاور یتیمان نمیشود.

هیچ کس چو او قاری قرآن نمیشود.

مهدی بیا ... مهدی بیا

مهدی بیا... مهدی بیا

که هیچ کس صاحب الزمان (عج) نمیشود.

مهدی بیا

ما به غیر  تو دل نبسته ایم.

ما به غیر تو امّید نبسته ایم.

ما  بیچارگان، به وادی  غفلت  نشسته ایم.

ما بی معرفت به تو ...

ما بی حضور تو...

ما بی نشانه ای ز تو...

ما خفتگان بی خبر ز تو...

ما درماندگان چشم به راه تو...

ما بی فروغ  نور تو...

نشسته ایم...

به انتظار تو

+ نوشته شده در 12:3 توسط بی دل.
جمعه هشتم خرداد 1388
انتخابات و رضای خدا

در این ایام که انتخابات ریاست جمهوری نزدیکه ، خوبه که هر گامی برمیداریم؛ چه در جهت تبلیغ فردی، چه در جهت انتقاد از فرد دیگر رضا و خشنودی خدا رو از یاد نبریم.

بعضی ها برای اینکه کاندیدای خودشون مورد پذیرش عموم واقع بشه به هر کاری دست میزنن، دیگه همه چیز رو زیر پا میذارن، انقلاب و دین و اسلام براشون مهم نیست همه چیز رو بازیچه خودشون میکنند؛ فقط هدف روی کار اومدن کاندیداشونه.

خوبه به خاطر داشته باشیم که همه اینها میگذره؛ یه روز یکی رئیس جمهور میشه فردا یکی دیگه، هر چقدر هم اونها آدمهای خوب و صالحی باشن، اما هیچ کدوم نمیتونن عدالت واقعی و جهان شمول رو جاری و ساری کنند.

هیچ کدوم نمیتونن ریشه ظلم رو بکنند، هیچ کدوم نمیتونند مدینه فاضله برپا کنند؛ اما با نیت پاک در انتخابات شرکت کنیم و برای رضای خدا کار کنیم و بدونیم تنها کسی که میتونه زمین رو از ظلم و تباهی دربیاره مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وارث پیامبرانه.

تا وقتی ما دل به غیر او بستیم و چشم به دیگری دوختیم، یعنی نیازمند به او نشدیم. اگر به اندازه لیوان آبی  او رو طلب میکردیم، حتما تا به حال اومده بود حیف که هنوز تشنه نشدیم...

مهدی بیا

امام علی علیه السلام در خطبه 138:

« يَعطِفُ الهَوى عَلَى الهُدى، إذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهَوى، و يَعطِفُ الرَّأىَ عَلَى القُرآنِ، إذا عَطَفُوا القرآنَ على الرَّأىِ »

او هواى نفس را به راه هدايت بر مى گرداند ، آن هنگام كه مردم راه هدايت را به خواسته هاى نفسانى بر گردانده اند. و آنگاه كه مردم قرآن را تفسير به رأى كنند او آراء و نظريات را به قرآن گرايش دهد.

خداى تعالى فرمود، هر كس به مقتضاى رضاى من عمل كند من او را به سه خصلت وا مى‏دارم:

اول: شكرى به او ياد مى‏دهم كه آميخته با جهل نباشد.

دوم: به ذكرى موفقش مى‏كنم كه فراموشى در آن راه نداشته باشد.

سوم: محبتى از خودم در دلش مى‏اندازم كه محبت هيچيك از مخلوقاتم را بر آن محبت ترجيح ندهد.

چنين كسى وقتى مرا دوست بدارد دوستش ميدارم،

و چشم دلش را بسوى جلال خود باز مى‏كنم،

و بندگان خاص خود را از او پنهان نمى‏دارم،

و با او در تاريكيهاى شب و روشنى روز هم كلام مى‏شوم،

تا جايى كه يكسره از هم كلامى با مخلوقات و هم‏نشينى با آنها صرفنظر كند،

و نيز كلام خود و كلام ملائكه خودم را به او مى‏شنوانم،

و اسرارى را كه از خلقم نهان داشته‏ام براى او فاش مى‏كنم،

و نيز لباس حيا بر تنش مى‏پوشانم، بطورى كه جميع خلق از او شرم كنند،

و روى زمين كه راه مى‏رود با مغفرت خدا قدم بردارد،

دلش را دلى با ظرفيت و بينا قرار داده و هيچ چيز از اسرار بهشت و آتش را بر او پوشيده نمى‏دارم،

ترس و وحشتى كه در قيامت بر مردم مستولى خواهد شد به او نشان داده و همچنين به حسابهايى كه از توانگران و بى‏نوايان و جاهلان و علما مى‏كشم آشنايش مى‏نمايم،

و نيز من او را در بستر قبرش مى‏خوابانم و منكر و نكير را بر او نازل مى‏كنم تا از وى پرسش كنند، و او اندوه مرگ و ظلمت قبر و لحد و هول مطلع را احساس نكند،

آن گاه ميزانش را نصب كرده و نامه عملش را باز نموده و كتابش را در دست راستش مى‏نهم، تا آن كتاب را بخواند، آن گاه بين خودم و او واسطه و ترجمان قرار نمى‏دهم،

اين است صفات محبين،

اى احمد اندوه خود را يكى كن، و زبانت را يكى ساز، و بدنت را چنان زنده بدار كه هيچ گاه غفلت نورزد، چون هر كس از من غافل شود من او را به خودش سپرده و ديگر باك ندارم كه در كدام وادى به هلاكت مى‏افتد[1]

 [1] میزان الحکمة، به نقل از بحار الانوار

 اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 11:28 توسط بی دل.
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
یورش به خانه وحی!

در ایام حزن و شهادت حضرت زهرا (عليها السلام) عده ای از افراد ناآگاه به تاریخ اسلام، مقالات و مطالبی در وبلاگها و سایتهای مختلف درج نموده اند که سعی نموده اند حقیقت شهادت و حمله به خانه حضرت زهرا (عليها السلام) را افسانه و دروغ جلوه دهند البته جوانان و مخصوصا علمای شیعه از این توطئه ها بی خبر نیستند و حتما هر یک در به حد توان پاسخ داده و میدهند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به مقالۀ «افسانه شهادت فاطمه زهرا(عليها السلام)» به طور مستدل و با بیانی کاملا روشن، پاسخ داده اند.

ایشان مینویسند:

از آنجا كه بخشى از اين مقاله، تحريف روشن تاريخ اسلام است، ما را بر آن داشت كه به گوشه اى از اين تحريف و بيان بخشى از اين حقايق بپردازيم تا ثابت شود شهادت بانوى اسلام يك واقعيّت انكارناپذير تاريخى است و اگر آنها چنين بحثى را آغاز نكرده بودند، ما در اين شرايط، آن را دنبال نمى كرديم.

موضوع سخن ما را در اين مقاله، امور ياد شده در زير تشكيل مى دهد:

1ـ عصمت حضرت زهرا(عليها السلام) در لسان پيامبر(صلى الله عليه وآله).

2ـ احترام خانه آن حضرت در قرآن و سنت.

3ـ هتك حرمت خانه آن حضرت پس از درگذشت پدر بزرگوارش.

به اميد آن كه با تشريح اين نقاط سه گانه، نويسنده مقاله، در برابر حقيقت سر تسليم فرود آورد. و از نوشته خود نادم و پشيمان گردد، و به جبران كار خود بپردازد.

اين نكته حائز اهمّيّت است كه تمام مطالب اين كتابچه از منابع معروف اهل سنّت گرفته شده است.

برای خواندن همه مطالب آن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

برای دانلود کتابچه آیت الله مکارم شیرازی اینجا را کلیک کنید.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 17:25 توسط بی دل.
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
فدک و احتجاج امام علی(ع)

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا وَالِدَةَ الْحُجَجِ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ‏

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَمْنُوعَةُ حَقَّهَا

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمَتِكَ وَ ابْنَةِ نَبِيِّكَ وَ زَوْجَةِ وَصِيِّ نَبِيِّكَ

صَلاَةً تُزْلِفُهَا فَوْقَ زُلْفَى عِبَادِكَ الْمُكَرَّمِينَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلِ الْأَرَضِين

شهادت جانگداز سیده زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به بقیه الله الاعظم (روحی له الفداه) و همه دوستداران و شیعیان آن حضرت تسلیت عرض مینمایم.

به بهانه ایام فاطمیه خوب است برگی از تاریخ را ورق بزنیم:

در ماجرای فدک، خلیفه اول از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) شاهد طلب کرد که حضرت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) فرمود: اى أبو بكر آيا قرآن خوانده‏اى؟

ابوبکر گفت: آرى!

حضرت فرمود: به من بگو آيا آيه شريفه «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» درباره ما نازل شده، يا ديگران؟

أبوبكر گفت: درباره شما نازل شده.

فرمود: اى أبوبكر اگر جماعتى گرد آمده و شهادت دهند كه فاطمه دخت پيامبر مرتكب فاحشه‏اى شده است تو چه خواهى كرد؟

گفت: مانند زنان ديگر مسلمان حدّ را بر او جارى مى‏سازم!

حضرت امير عليه السّلام فرمود: در اين صورت در نزد خدا از كافران خواهى بود.

ابوبکر گفت: براى چه؟

فرمود: زيرا تو گواهى خداوند بر طهارت او را رد کرده ای و شهادت گروهى از مردمان را پذيرفته‏اى! و همینگونه حكم خدا و رسول (ص) را در مسأله فدك- كه در زمان حيات پيامبر در اختیار فاطمه بود- ردّ نموده و در مقابل شهادت فردى اعرابى دور از تمدّن را پذيرفته‏اى. و فدك را از او غصب نمودى، و پنداشته‏اى كه آن فى‏ء (مال همه) مسلمين است، حال اينكه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله خود فرموده بود كه: «دليل و اثبات بر عهده شخصى است كه به زيان ديگرى ادّعايى دارد، و ديگرى تنها بايد سوگند ياد كند» و تو از اين فرمايش پيامبر نيز غافل شده و درست عكس آن عمل نموده‏اى، و از فاطمه كه فدك از قبل در اختیارش بوده اقامه شاهد مى‏كنى!

با شنيدن اين كلام بى‏نقص و سرتاسر منطقى جماعت حاضر متأثّر و متحيّر شده و به يكديگر خيره شدند، و گفتند: بخدا كه علىّ راست مى‏گويد!!.

برای مطالعه متن عربی احتجاج، روی ادامه مطلب کلیک کنید.

یا فاطمة زهرا اشفعی لنا فی الجنة

زندگی علی و فاطمه ...

انگار همین دیروز بود که پیامبر(ص)، جگرگوشه اش را به خانه علی (ع) رهسپار میکرد...

همین دیروز بود که دو کبوتر آشیانه خود را بنا کردند...

آشیانه ای ساده اما صمیمی...

زیراندازی از پوست و دلهایی از نور...

زندگی ای به شیرینی محبت و مهر ...

زندگی ای به پاکی و بی آلایشی آب...

زندگی ای سبز ...

که با عبادت آغاز شد...

با شکوفایی دردانه های هستی مصفا شد...

با ایثار و انفاق اوج گرفت...

و با شهادتِ گلهایش جاویدان ماند...  

«اللهم عجل لولیک الفرج»

 منابع:

الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏1، ص: 92 -  احمد بن على طبرسى‏


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 16:12 توسط بی دل.
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388
سفر زندگی

به نام خدا

دوستان همراه سلام؛ مدتی بود که مسافرت بودم بعد هم مشکلاتی پیش اومد که نتونستم وبلاگ رو آپ کنم. از این بابت عذرخواهی میکنم و از خدا میخوام که توفیق بده تا بهتر و بیشتر از قبل بتونم برای این وبلاگ قلم بدست بگیرم.

... اما تو سفری که داشتم نکات جالبی به ذهنم رسید؛ که قصد دارم ثبتشون کنم شاید برای شما هم مفید باشه ان‌شاءالله

وقتی توی قطار نشسته بودم و قطار از سرزمینهای مختلف میگذشت، منو به یاد سفر زندگی انداخت، چون زندگی هم مثل یه قطار، داره مارو با خودش میبره.

1- وقتی به زندگی نگاه میکنم میبینم زندگی هم یه سفره مثل سفرهای معمولیه اما بزرگتر و مهمتر....که مدتش از قبل تعیین شده؛ از زمان تولد تا لحظه پیاده شدن از قطار یا ماشین تن!

2- قطار زندگی خیلی سریع‌تر از قطارهای سریع‌السیر حرکت کرده و داره با تمام سرعت ما رو میبره، دیری نمیگذره که به پایان خط میرسیم... پس باید فرصت رو غنیمت شمرد و آماده رسیدن شد.

3- بعضیا از اول سفر با نقشه پیش میرن و دقیقا به جایی که باید برسن میرسن. اما بعضیا گم میشن یا  راهشون طولانی میشه یا تو دره ها و پرتگاههای راه می افتن و سفرشون به نتیجه نمیرسه و تموم میشه!

4- تو سفر زندگی ماها خیلی فراموشکار میشیم و مقصدمونو از یاد میبریم یا چرتمون میگیره و خوابمون میبره، یا غرق مناظر و خوشی‌های سفر میشیم؛  وقتی به خودمون میاییم که سوت قطار به صدا در اومده و میگن ایستگاه آخره... ما هم هنوز آماده نیستیم!

5-  همیشه اول و آخر سفر کمی دلهره داره مخصوصا اگر جایی که میخوای بری تا به حال نرفته باشی و تنها باشی و مهم تر از اون اینکه مسیر سفر رو هم بلد نباشی... سفر زندگی هم همینطوره اما این دلهره نباید آدمو از فکر کردن به مقصد غافل کنه.

6-  تو سفر زندگی که آدما ناچارن از هم جدا بشن؛ هر چند یه مدتی با هم همسفرن، مثل پدر و مادر، زن و شوهر و... اما اینها فقط چند ایستگاهه ؛ به هر حال باید یه روزی جدا بشن یا با یکی دیگه همسفر بشن یا کلاً تنها برن. اما هر کسی باید خودش به مقصد برسه چون ایستگاهها یکی نیست هر آدمی ایستگاه آخر خودشو داره!

7- تو مدتی که با هم همسفریم باید همسفرای خوبی برای هم باشیم، سفر زندگی رو برای هم تلخ نکنیم؛ یادمون نره که بالاخره ایستگاه آخر باید از هم جدا بشیم. قدر با هم بودن رو بدونیم، از لحظه لحظه اش بهترین استفاده رو ببریم فکر نکنیم خیلی سفر طولانیه بلکه خیلی زود تموم میشه!

8- تو سفر زندگی همیشه یکی با تو هست، یکی هیچ وقت تنهات نمیذاره. هرچند که تو نتونی ببینی‌ش، شاید حضورشو حس نکنی، اما اون هست. شاید در تنهایی در نیازها و سختیهای سفر، بهتر وجودشو حس کنی!

9- دائم مناظر و علائمی جلوی راهت سبز میشه! فلان جا چند کیلومتر! پمپ بنزین یک کیلومتر! اینور دره است، اونور هتله! خلاصه این چیزا نشونه های راههای سفره، سفر های معمولی! در سفر زندگی هم از این نشونه ها برای ما گذاشته شده اگر چشمامونو خوب باز کنیم میبینیم و اگر نبینیم سفر خطرناکی در پیش داریم. اگر ببینیم و ازشون راهنمایی بگیریم حتما سفر خوشی خواهیم داشت. در هر حال وقتی به آخر سفر برسیم حتما اون همراه همیشگی رو میبینیم. اون هیچ وقت ازمون جدا نبوده و نیست و توی مقصد نهایی خودشو نشون میده.

10- خیلی از ما آدما اصلا توجه نداریم که دوربینهای کنترل نامحسوس همه جای راه ما رو کنترل میکنن، بعضیا ویراژ میدن و  مراقب علائم راهنمایی و رانندگی نیستن اما متاسفانه یه کم جلوتر پلیس متوقفشون میکنه! البته این حالت خوبشه! اگر بلایی سر خودشون بیاد یا دیگران رو آسیب بزنن دیگه کار از کار میگذره  و بدترین حالته! سفر زندگی که خیلی مهم تره و سرنوشت سازه حتما باید مراقب بود و دست از پا خطا نکرد که هر خطایی مطابق با بزرگی و کوچیکیش، جزا داده میشه...

11- به نظر من دو برهه از سفر خیلی قشنگه، اولی زمانیه که میخوای پیش محبوبت بری. لحظه شماری میکنی که کی میرسی، چرا اینقدر مسیر طولانیه؟ پس کی میرسم؟...

 چه خوبه ما هم توی سفر زندگیمون به محبوب حقیقی دل ببندیم و آرزوی دیدارشو داشته باشیم و باور کنیم که بقیه همسفرا یه روزی آدمو ترک میکنن راه خودشونو میرن و تنها باید به اون دل بست.

12- دومین برهه از سفر که خیلی زیباست، وقتیه که تو راه برگشتی! از طولانی شدن سفر و خستگی‌های راه دیگه کلافه شدی و بریدی و میخوای به خونه برگردی و میدونی خانواده چشم انتظار برگشتن تو هستند، دلت واسه شون تنگ شده و لحظه شماری میکنی دوباره ببینی شون، دلت میخواد روی تخت خودت بعد از مدتها بدون هیچ دغدغه ای استراحت کنی... بیخود نیست که میگن هیچ جا خونه آدم نمیشه! تو سفر زندگی هم همسفرا روزی پیش هم برمیگردن، البته به شرط اینکه خودشون عاشق هم باشن و دوست داشته باشن پیش هم بمونن. آدما یه روزی پیش کسانی که دوستشون دارن و بهشون عشق میورزن برمیگردن... مهم اینه که چه جور آدمایی رو دوست بداریم و با چه نوع افرادی همسفر باشیم.

13-خیلی از سفرها اینقدر لذت بخش و شیرین هستند که آدم دلش نمیخواد از این سفر برگرده؛ دلش میخواد شیرینی و لذت سفر همیشگی باشه، اما باید بدونه که سفر با این قطار، یا این هواپیمای سریع‌السیر یه زمانی به پایان میرسه، پس نباید خیلی خودشو دلبسته سفر کنه، خوشی سفر فقط مدت کوتاهی میمونه و همیشگی نیست. بچه‌ای رو فرض کنید که به تلویزیون قطار دلبسته بشه و به بهانه فیلم هی گریه کنه و اشک بریزه و نخواد پیاده بشه!!! هی پدر و مادر بگن ایستگاهه آخره باید پیاده بشیم، اما اون هنوز نفهمیده که اینجا خونه نیست؛ فقط یه قطاره که یه مدت کوتاه مسافرشه... متاسفانه ابزار و وسیله های سفر زندگی رو بعضی از ماها خیلی جدی گرفتیم! خیلی از ما آدمها اینقدر به ابزار و وسایل زندگیمون دلبسته‌ایم که فکرشم نمیکنیم یه روزی همه اینا رو باید بذاریم و پیاده بشیم!

14-همونطوری که خوشی‌های سفر خیلی خوبه، سختی‌هاشم خیلی ناراحت کننده است. اما سختی هر چقدر دردناک باشه، تنهایی سفر هر چقدر غمناک باشه، با تموم شدن سفر فراموش میشه. خستگی راه، بعد از چند روز از تن بیرون میره. سختی‌های زندگی هم، روزی به آخر میرسه، پس نباید ازشون ناراحت باشیم و غصه بخوریم، این سختی‌ها هم فقط چند روزی مهمون ما هستند به هر حال میگذرند.

15-کسی که ما رو راهی سفر زندگی کرده، خودش بلیط برگشت رو هم گرفته! یعنی آدم آخر سفر ، برمیگرده پیش همون کسی که خلقش کرده، در لحظه لحظۀ سفر زندگی با اون همراه بوده، تمام محبتش رو نثارش کرده؛ همون کسی که آذوقه راهشو بهش داده؛ همون خدایی که در طول سفر چشم ازش برنداشته و دوست داره بنده ش هم اونو فراموش نکنه؛ همون که چشم انتظاره تا مسافرش به آغوشش برگرده... چه خوبه که لذت بخش‌ترین زمان سفر زندگی ما لحظه دیدار و رسیدن به او باشه!

16-یکی از آداب سفر اینه که آدم برای کسانی که به دیدارشون میره سوغاتی ببره، هر کسی به اندازه وسع و محبت خودش سوغاتی تهیه میکنه. این که ما برای محبوبمون چه سوغاتی ای ببریم بستگی به معرفت و محبت ما داره. حالا ما برای پروردگاری که به دیدارش میریم چه سوغاتی ای میبریم؟ آیا دست خالی به سوی او برمیگردیم؟

ببخشید که خیلی طولانی شد هر چند نکته ها به آخر نرسید! سفر زندگی نکته زیاد داره باید خودتون کشفش کنید.

زندگی

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در 23:7 توسط بی دل.