
آجرک الله یا صاحب الزمان
شهادت دردانه امام رضا(علیه السلام) ، جگرگوشه فاطمه زهرا (سلام الله علیها )، نور دل امیر المومنین علی (علیه السلام )، جواد الائمه (علیه السلام) را به شما محبین و شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می نمایم .
سخنان بزرگان و مخالفان درباره امام جواد (علیه السلام)
اسقف مسيحي پس از آگاهي يافتن از علم ودانش امام جواد (ع) در مسائل پزشكي گفت :
به نظر مي رسد اين شخص " امام جواد (ع) " پيامبري از نسل پيامبران است . 1
يوسف بن قزا اغلي بن عبداالله بغدا دي مشهور به سبط بن جوزي پس از بيان تاريخ تولد و شهادت حضرت مي نويسد : كان علي منهاج ابيه في العلم والتقي و الزهدوا الجود.
او در علم و تقوي ،پرهيزگاري و سخاوت چون پدر بزرگوارش "امام رضا (ع) " و دنباله رو او بود. 2
ابن ابي طلحه در كتاب مطالب السؤول في المناقب آل الرسول در باره شخصيت امام جواد (ع) مي نويسد: او گرچه صغير السن است ولي كبيرالقدر و رفيع الذكر مي باشد . 3
از آنجا که امام جواد نخستین امامى بود که در خرد سالى به منصب امامت رسید ، مناظرات و بحث و گفتگوهایى داشته اند که برخىاز آنها بسیار پر سر و صدا و هیجان انگیز و جالب بوده است. حال سوال این است که، ما به عنوان محب و جوان مسلمان تا چه اندازه از پاسخگویی به شبهات دین خود آگاهیم ؟ آیا این شیوه امامان ما نبود ، که برای اثبات دین و حفظ اسلام در برابر هر شبهه ای پاسخی به جا و بی بدیل و قابل قبول میدادند ؟ آیا تا به حال شده است فلان امام به دشمنش بد پاسخ گفته باشد، یا اعوذ بالله با فحش و ناسزا پاسخ بدهد؟ پس ما بچه مذهبی ها در پاسخ به شبهات سست، نیز توانایی پاسخ علمی را ندارند ؟ و بد تر از آن چرا ما در پاسخ به دشمنان با ناسزاگویی آبروی امامان و دین خود را بر باد می دهیم ؟ این شیوه ائمه ما نبوده و نیست.
اگر محب مهدی فاطمه (عج) هستیم باید راهی را برویم که او می پسندد جوانی مورد قبول ایشان است که در دین خود محکم باشد و بتواند خوب از دینش دفاع کند .
با نگاهی به خود ، واقعا بی اندیشیم که چگونه باید باشیم؟
1- المناقب لابن شهر آشوب ،ج4 ،ص389 - موسوعه الامام الجواد (ع) ،ج1 ،ص362.
2- تذكره الخواص ،ص202 الامام جواد (ع) ،ص72 .
3- كشف الغمه ،ج2 ،ص186 سرورالفؤاد ،ص40 .
![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا شب جمعه شد، شب دعا و مناجات ، دلم بد جور گرفته ، کی شب جمعه ای میرسه که آقامون بیاد از مسجد کوفه دست به دعا بلند کنه و امن یجیبش رو سر بده فداش بشم ...آقا خیلی مضطر شده .خیلی هم از دست امثال ماست از دست من . منی که ادعای محبتش رو دارم امااااااا.... اقامون با دل پر تا صبح اشک میریزه کاری که علی(ع) با چاه میکرد . سرش رو به چاه میبرد و فریاد میزد .چون مردم علی رو نفهمیده بودن محبت علی رو مهر علی رو . علی سر به دیوار میذاشت و اشک میریخت میگفتن آقا چرا گریه میکنید میفرمود به خاطر این مردم دلم میسوزه میبینم ایطور غرق در دنیا شدن ...
ما چطور؟؟؟ ما نشدیم ؟؟؟
تا حالا از خودم جز ادعا ندیدم اما دیگه بسه دیگه میخوام گوش بدم به حرفای شما هر چی شما بگید رو عمل کنم فرض میکنم من تازه مسلمونی هستم که به دست شما ایمان آورده و تشهد گفته حالا کمک میخوام هدایتم کنید هیچی نمیدونم دستمو بگیرید .
این فکرا درگیرم کرده بود، فکر میکردم که با تمام دارایی هامون قرآن کتاب خدا با این همه حدیث و آیه چرا باید ما ها گم بشیم طوری که هر چی دعا کنیم دعامون مستجاب نشه و امامون سالیان سال در غربت باشه؟؟؟؟ چرا؟؟؟
هی سعی کردم به خودم بگم ، نه گم نشدی با این همه آیات روشنگر مگه میشه کسی گم بشه ؟؟؟
اما هر چی گشتم دیدم نه هنوز هم در حیرتم هنوز ... توی این هفت روزی که گذشت خیلی سعی کردم فکر کنم تا راهم رو پیدا کنم . اما ...
از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیافزود از گوشه ای برون آ، ای کوکب هدایت
انگار همه چیز دست به دست هم دادن تا به من بفهمونن که رسیدن به مقصد ، بدون مولا (عج)نمیشه . جالبه که باز هم
هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من .
توی این سردرگمی ها بهترین راه رو این دیدم که از خودشون کمک بگیرم دنبال این موضوع میگشتم که: کسی که نزد یکی از ائمه (ع) میرفته و مسلمون میشده اولین چیز هایی که بهش میگفتن چی بوده ؟ میخواستم بدونم اولین قدم بعد از تشهد چیه؟؟؟
نمیدونم چی شد این حدیث به دستم رسید :
(امام صادق (ع) می فرمایند : تشهد ثنای خداست پس در نهان خود، بنده او باش در فعل و عمل خضوع ورز همانطور که در زبان و ادعا بنده اویی و درستی گفتارت را با صفای درون پیوند بزن و با همه وجود سر بندگی در برابر او فرود بیاور . چرا که تو را بنده آفریده و دستور داده تا با قلب و زبان و اعضای بدن عبادتش کنی تا ربوبیت او و بندگی خود را نشان دهی . سرنوشت آدمیان به دست اوست .
پس بنده ای شکور باش که هم با زبان و ادعا و هم در عمل او را شاکر است ،و زبان صادق خودت را با خلوص و پاکی درونی همراه کن ... پس عبودیت خویش را با رضامندی به حکمتش و بندگی در عبادتش به کار گیر تا اوامرش را ادا کنی. )
چه قدر نزدیکی ای خدای خوبم . تادیدی دستم از همه جا کوتاهه این حدیث رو نشونم دادی و بعدشم این سوالات ... و این آیات؟؟؟
خدایا خیلی دوستت دارم خیلی شرمندتم .
سوره مبارکه قیامت آیه 36
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى
13- آیا انسان گمان میکنه بی هدف رها می شود ؟
نه خداجونم نه
میدونم بی هدف رهام نکردی و نمیکنی
اگه بی هدف بودم این همه پیامبر برای چی اومدن ؟
اگه بی هدف بودم این همه امام برای چی اومدن ؟
اگه بی هدف بودم این کتاب منیر برای چی اومده ؟
اگه بی هدف اومدم این وجدانم چرا اینقدر اذیتم میکنه؟
اگه بی هدف اومدم پس این دلم چی میگه؟
اگه بی هدف اومدم پس چه جوری این همه برای من برنامه ریزی شده ؟
از لحظه ای که اومدم شیر مادر آماده بود
دست نوازش پدربر سرم بود
مهر مادر همراهم بود
چطور وقتی دندون نداشتم غذام شیر بود ؟
چطور وقتی بزرگ شدم دندون در آوردم ؟
چطوروقتی بزرگتر شدم پاهام قوت گرفت و راه رفتم؟
چطوروقتی ذهنم باز تر شد خدا در دلم جا گرفت ؟
چطوروقتی تنها شدم به یاد تو افتادم ؟
چطور وقتی یاد تو کردم آروم شدم ؟
چطور وقتی کمک خواستم یاری شدم؟
چطور بگم همه اینا بی هدف بوده و هست؟
این همه منو پرورش دادی این همه برنامه ریختی برای هیچ ؟؟؟
ممکن نیست .
ابر و باد مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف و آری و به غفلت نخوری.
هیچ لحظه ای از زندگیم نبود که برای آینده اش برنامه ای نبود .
که همه زندگیم برنامه ریزی تو بود.
میدونم رهام نکردی و نمیکنی.
بعد از مرگ هم مطمئنم باز برنامه ای هست
هر چند من ندونم و باور نکنم
اما هست میدونم و مطمئنم .
سوره مبارکه علق آیه 14 :
أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى
14- آیا انسان نمیدونه که خدا می بیند ؟
چرا خدای مهربونم میدونه میدونه اما........
اما این غفلت اگه بذاره
این پرده اگه کنار بره
این حجاب اگر برداشته بشه
اون وقته که به باور میرسه
اما میدونی خدا جونم
میدونی وقتی میگی من دارم نگات میکنم
از یه طرف میترسم
که ببینی اون چیزی که نباید بببنی
اون وقته که میخوام بمیرم و برم زیر زمین
دلم میخواد زمین دهن باز کنه و منو تو خودش ببره
اما وقتی دلم گرفته
وقتی کسی نمیدونه توی قلبم چیه
وقتی این آیه رو مهربانانه به دلم میندازی
بهم میگی ناراحت نباش
خدا داره میبینه
خدا داره نگات میکنه
خدا میدونه
خدا با توه
اون وقته که یه دنیا آرامش میاد تو دلم
اون وقته که در اوج تنهایی تنها نیستم
که تو میبینی
که تو میدونی
که تو نظاره گری و این برام کافیه
که تمام غمهام رو فراموش کنم
که دوباره به زندگی ادامه بدم
با تمام رنجها و سختیهایی که دنیا بهم میده
این نگاه پر مهره توه که منو زنده نگه میداره
منو امیدوار میکنه
یا ابصر الناظرین .
سلام مولای مهربونم میدونی که تو دلم پر از حرفه اما... نمیدونم چطور بگم و چی بگم .
تازه فهمیدم گم شدن یعنی چی .
تازه فهمیدم آواره بودن یعنی چی .
تازه فهمیدم من کجای کارم .
تازه فهمیدم حتی نمیدونستم گم شدم .
تازه فهمیدم روی پله اول هستم نه نه نه ببخشید هنوز رو پله اول هم نیومدم .
میخوام راه بی افتم . میخوام حرکت کنم . میخوام بگردم و گم شده مو پیدا کنم .
با دیدن ماجرای اون پیرزن گمشده . پیرزنی که هیچی نمیدونست و تو شلوغیه حرم آواره شده بود .با وجودی که پاهاش نای ایستادن نداشت حاضر نبود لحظه ای بنشینه . اما من با اینکه جوان و سالمم با اینکه نیرو و انرژی دارم اما چون هنوز نفهمیدم گم شدم راحت و آسوده به زندگیم میرسم . میگم و میخندم و خوشم و..
توی حرم امام رضا (ع) روز عید، آقا بهم فهموند که گم شدی .
بد جور هم گم شدی بد جوووووووووور....
حتی نمیدونی دنبال کی میگردی، دنبال چی میگردی ، دنبال چی باید بگردی و چطور باید بگردی ...
اون پیرزن حتی نمیدونست اسم مسافرخونه اش چیه فقط اسم رئیس کاروانش رو میدونست .
من بدتر از اونم وای وای وای من بدترم اون لااقل میدونست گم شده ، حتی آب هم نخورد .
گفتم : مادر جان آب نمی خواهی؟
گفت : مادر آب میخوام چی کار ....بذار حالا برسیم بعد آبم میخوریم
وای وای وای اینجا بود که فهمیدم چرا گفتن شما حتی به قدریه لیوان آب هم کمبود ما رو احساس نمیکنید .... وای وای وای ... پیر زن مهمترین فکر و ذکرش شده بود پیدا کردن خودش ، پیدا کردن خونه اش ... پیدا کردن ...
پیرزن نشونه هایی ای داشت ،هر چند نشونه هاش بدرد نمیخورد اما من چی؟.... اون میگفت مسافرخونه ما جلوش پر از تلفنه و مغازه عکاسی ...اما مشهد پره از تلفن و مغازه عکاسیه ... میگفت جلو کوچه زنهایی می نشینن و نون می فروشن اما خیلی از کوچه ها زنها می نشینن و نون میفروشن ... ای خدا ای خدا ای خداااااااااا . من چی میدونم ؟ مننن چی میدونم ؟ مننننننننن چی میدونم ؟ منم میخوام پیدا بشم . منم گم شده ام.
منم نشونه دارم اما اصلا دنبالش نمیرم .... آآآآآآآآآآآآآه
نشونه هایی که ما دنبالش میریم از اینها هم مسخره تره باور کنید مسخره تره . خداجون تا حالا که نمیدونستم گم شدم عین خیالم نبود اما الان آروم قرار ندارم . خدایا کمکم کن .
هر کس به راهی میره ، هر کس دنبال نشونه ای میره اما تا دستش تو دست بلد راه نباشه ممکن نیست خونه شو پیدا کنه .ممکن نیست ممکن نیست باور کنید اینم برام اثبات شد .
خیلی ها هم ادعای بلد بودن میکنن مثل من که برای اون پیرزن بلد راه شده بودم.
منی که خودمم گم شده بودم اما نفهمیده بودم...وای وای وای...مواظب باش .اینجا معنی این آیه رو فهمیدم (الا انهم هم المفسدون ولکن لا یشعرون ) منخواستم کمکش کنم اما حتی از مسیر دورش کردم ...
دستت تو دست کیه ؟؟؟ مواظب باش . نکنه غیر معصوم باشه ... نکنه اشتباه کنی ....
خیلی ها میخوان کمک کنن، قصد خیر هم دارن اما راه رو بلد نیستن ،حتی شاید کاری کنن که راه دورتر هم بشه.
کاری کنن که همون توان کمی که داری از بین بره آواره بمونی ....
میدونم حرفام عجیبه ... برای خودمم عجیب بود . از یه ماجرا این همه قرار دلم بره ...واقعا عجیب بود...
از چند نفر سوال کردیم اما هر کس یه چیزی گفت هر کس یه چیزی گفت هر کس یه چیزی گفت ..........آآآآآآآه
خدایا هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من ....خدایا کمکم کن
راه رو با توجه به نشونه ها درست رفتیم پیرزن با تمام ناتوانیش خودشو میکشید اما آخر ...
- نه اینجا هم نیست ... نه نه نه نیست .
- مادرم نمیشه نمیشه مادرم بیا بریم توی حرم قسمت گمشده ها بهتره .خودشون بهتر میدونن چی کار کنن .
- نه مادر نه . زشته، چی میگن به من . با این سن و سال...
آه آه آه حرفای پیرزن اتیش داره انگار پیر زن خجالت میکشه از اینکه گم شده اما من چی ؟
- نه مادر هیچی نمیگن هیچی نمیگن شما بیا من میبرمت شما بیا ...
- نه مادر میشینم هینجا روی فرشا تا بیان دنبالم ....
از من اصرار و از اون انکار .
گفتم اخه این همه فرش، اونا چطور باید پیدات کنن ....
وای وای وای خدا کاش بفهمم ، که قدم اول با منه نه با اونا ، با منه با منه با منه ..... با منه .... تو باید بری تا پیدات کنن نه اینکه بشینی .
هر جوری بود بردمش اداره امور گمشده های حرم خدا رو شکر تا اسم صاحب مسافر خونه رو برد اونها شناختن و خودشون پیگیری کردن. یعنی پیرزن تا گفت فلانی اونها گفتن اره میشناسیمش مسافر خونه اش فلان جاست منم که وا رفته بودم و ذهنم درگیر شده بود .
این همه گشتیم اما نرسیدیم اما .... اینا با یه کلمه گفتن میشناسیم و پیرزن پیدا شد به همین راحتی ...خدایا یعنی چی؟ یعنی چی؟ خواب میبینم ؟؟؟
به من چیو میخوای بفهمونی ؟؟؟
فهمیدم باید دستم تو دست ائمه بذارم ...ما اطراف حرم هر چی کوچه باریک و بلند بود دور زدیم اما نشد که نشد اما حالا وقتی که وصل شدیم به اصل حرم .... خدایاااااااااااااااااا وای وای وای
من چقدر تا به حال خودمو مشغول کردم مشغول چیزایی که مفید نیست چه قدر درسایی خوندم که علم بوده اما .... بی فایده بوده چقدر کارایی کردم که مفید بوده اما.... منو بالا نبرده ... تازه هر روز خسته و وا مونده پشیمون شدم که چرا پس نرسیدی؟؟؟
خدایا کمکم کن خدایااااااااا اصلا فرض می کنم مسلمون نبودم میخوام امشب دست پیامبر (ص) رو بگیرم بیام از اول بگم اشهد ان لا اله الا الله .
میخوام یه قدم به سوی تو بردارم .کمکم کن ....
میخوام برای شروع این حرکت یه مسیر چهل روزه رو انتخاب کنم میخوام بعد از این چهل روز به ازای این یه قدم من تو 10 قدم به سوی من بیایی. خدایا کمکم میکنی؟؟؟ یا دست نیازی رو کوتاه میکنی؟؟؟
دوستان همراه سلام .
ولادت با سعادت مولامون امام رضای مهربونمون رو به همه شما محبان و شیعیان ایشون تبریک عرض میکنم .
این چند روزه شمارش معکوس شروع شده ، همه دلداده های آقا (ع) یا بار و بونه شون رو جمع کردن و راهی حرم با صفای آقا(ع) شدن یا اینکه آرزو به دل ،چشم به صفحات تلویزیون و عکسهای حرم دوختن ، و با یه دنیا احساس و عشق مولا رو از اعماق وجودشون صدا میکنن .
این روزا از بس برای التماس دعا گفتن سراغم اومدن که دیگه موندم چطور این همه رو به یادم نگهدارم تا یه وقت شرمنده شون نشم . میدونم آخرشم یه عده رو یادم میره ، اما به امام رضا میگم آقا همونهایی که خودتون بهتر میدونید ،همونها که خیلی دوستتون داشتن ، همونها که سلام رسوندن و التماس دعا کردن ....میگم آقا جون من یادم نمی مونه از بس که تعدادشون زیاده ، اما شما که یادتون نمیره .
میخوام بگم آقا دور و نزدیک ندارن ، آقا از هر جا که صداش کنید جوابتونو میدن ، امام رضا (ع) محدود به حرمشون نیستن . امام رضا تو خونه دل شما حرم دارن . فقط کافیه دلتونو یه کم آب و جاروش کنید بعد صداشون کنید آقا اینقدر زود ، اینقدر زود ، جواب میدن که حد نداره.
باور کنید خیلی ها سفر میکنن میرن خدمت آقا اما آقا حتی نگاهشون هم نمیکنه . مواظب باشیم نکنه ما از اونها باشیم . ببینیم ما با پسر امام رضا(ع) چه کردیم ؟ آیا به عهدمون پایبند بودیم ؟ آیا دلش رو بدست آوردیم ؟ که امام رضا(ع) ازمون راضی باشه ؟ خوش به حال کسانی که دل مهدی فاطمه (عج)رو آماج تیر گناه نکرده باشن .
خوش به حال اونها که دلهاشونو همیشه با یاد خدا و دوری از گناه پاک میکنن . خوش به حالشون که امام رضا خیلی دوستشون داره . حتی بهشون سلام هم میرسونه . خوش به حالشون خوش به حالشون ....
میدونم خیلی دلتون میخواد توی حرم آقا باشید میدونم خیلی خوب درک میکنم . این حس خیلی قشنگه ، امام رضا (ع) رو توی این لحظه ها صدا کنید وقتی توی همین حس رفتید بدونید آقا به دلتون نظر کرده هر چیزی که میخواهید تو همون لحظه ها از آقا بخواهید و مطمئن باشید که میگیرید .یادم میاد یه روز وقتی پخش مستقیم حرم آقا رو میدیدم خیلی خیلی هم دلم برای آقا تنگ شده بود همون لحظه ازشون خواستم: آقا میخوام بیام ،دلم خیلی براتون تنگ شده. چند روز بعدش آقا طلبید و راهی شدم .
یادتون نره مهدی فاطمه (عج) رو خیلی دعا کنید خیلی.آقا خیلی دلش خونه خیلی. خیلی خیلی خیلی ...حتی توی روز عید هم بعضی ها دل آقا رو میشکونن . مواظب باشیم ما از اون عده نباشیم.
ظهور نزدیکه . مواظب باشیم وقتی مستقیم چشممون به چشم پسر امام رضا(عج) افتاد اینقدر خراب نشده باشیم که حتی نتونیم سرمونو بالا بیاریم . یه طوری نشه که از کرده هامون پسر فاطمه (عج)رو تنها بذاریم .
از پشت شیشه تلویزیون خیلی ها دلهاشون پر میکشه، این لحظه ها رو قدر بدونید ، توی همین لحظه ها هر چی دلتون میخواد بگید، آقا می شنون.آخه امام رضا (ع) اینقدر مهربونن که از پشت تلویزیون هم زائراشونو رد نمیکنن .
بازم اول ظهور آقا رو بخواهیم که درمون همه دردها در ظهور مولاست .
ان شاء الله امام رضا (عج) همه تون رو به زودی زود می طلبن .مخصوصا محبین پسرشونو ..
فقط قول بدید وقتی که رفتید پابوس شون منه سر تا پا تقصیر ِ رو سیاه رو هم دعا کنید .
من هم اگه قابل باشم سلام همه رو میرسونم عیدی ها رو هم طلب میکنم هر چند میدونم اما رضا (ع) وقت خارج شدن از در حرم ایستادن و کسی رو دست خالی رد نمیکنن .
خودشون زودتر از اینکه لب به سخن در بیاد ، عیدی ها رو آماده کردن .
این هم چند تا در و مروارید گرانمایه از کلام رضوی (ع):
التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ
بزن بـر لطـف حق دست توكل كـه لطف ايـزدى باشد تو را بس
توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم به غير حق نـترسى از دگر كس
اَفْضَلُ ما توصَلُ به الرَّحِمِ كفُّ الاَذى عَنْها
فرمـود رضـا ولـى ّ مـطـلق گنجينـه علم و فضل و احسـان
بهتر صلـه رحـم به گيتى است خـوددارى از گـزنـد ايشـان
لَيسَ مِنّا مَن لَم يأمَن جارُهُ بَوائِقَه
به همـسايه نيكى كن اى نيكمرد كه همـسايه را بر تو حقها بوَد
از آن كس كه همسايه ايمن نبُود بـفرمود مـولا: نـه از ما بوَد
صبح جمعه است
یه صبح جمعه اما
غمناکتر از عصر جمعه
دلم بدجور گرفته
خیلی بدتر از عصر جمعه
از خودخواهی
از بدی
از بی معرفتی
از خودم و امثال خودم
شما اینقدر خوبید که..
حیف نمیفهمیم
ما لیاقت با شما بودن رو نداریم
از وجود خودم خجالت میکشم
فدای دل شکسته تون
فدای دل پر غصه تون
آقاجان دورتون بگردم
فداتون بشم
شرمنده ام
شرمنده ام
میدونم حتی شرمندگی هم هیچ فایده ای نداره
یابن الخیرة المهذبین
میدونم به اشکامون نگاه میکنید
به دلهامون نظر کردی
که اینطور بیطاقت شده
همه درد دلا رو خودت میدونی مولا ...
یعنی میشه یه نظر کنی ...
میدونم خیلی کم کاری میکنم
خیلی بد میکنم
خیلی خیلی خیلی
اما
لیت شعری این الستقرت بک نوی
عزیز علیّ ان اری الخلق و لا تری
اااااااااااااااااااااه
حیف که قلم توانایی نداره...
اما شما میدونید ...
اینو مینویسم شاید یه کم دردم آروم بگیره
می بینید باز خودخواهم...
شاید بین وبلاگهای مذهبی
وقتی خواستید گذر کنید
یه نگاهی هم به کنج خلوت ما کنید
از کنج دلتنگی مون بگذارید
یابن الحسن
یابن الحسن
یابن الحسن...

آیه 16 سوره مبارکه حدید :
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ
11- آیا وقت آن نرسیده که مومنین قلوبشان را برای یاد خدا خاشع کنند ؟
خدای خوبم چرا من اومدم
اومدم که با یادت دلمو از هر کبر و غروری پاک کنم
اومدم تا بهت بگم دلم میخواد در پیشگاهت تا ابد سجده کنم
اومدم بگم خدای خوبم عمری که در غیر یادت گذشت هدر رفت
عمرم رو با یادت برکت بده
خدایا کمکم کن تا بتونم خاشع باشم
خودت گفتی یاد من برای غیر خاشعین سنگینه
انها لکبیرة الا علی الخاشعین
خدایا خاشعم کن
خدایا دلم رو با یادت مانوس کن
خدایا اسم قشنگت آرامش قلب منه
خدایا نام پاکت مایه نشاط منه
خدایا یادت حیات روح منه
خدایا عظمتت خوف منه
خدایا رحمتت امید منه
خدایا رضای تو آرزوی منه .
خدایا همیشه باید برای تو و با یاد تو خاشع بود
همیشه باید نگاهت رو ناظر دید
همیشه باید حضورت رو حس کرد
اما این دنیا چشمای منو به خودش مشغول کرده
این دنیا منو غرق در خودش کرده
خدایا حب دنیا رو از دلم ببر
خدایا لذت انس با خودت رو به من بچشون
خدایا هر چیزی که تو دلمه و تو میدونی مانع رسیدنم به توست
هر تعلقی که منو از تو دور کرده
از دلم ببر
یا اکرم الاکرمین

آیه 39 سوره مبارکه یوسف :
أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
12- آیا اربابان و خدایان متفرق و متعدد بهتر است یا یک خدای واحد و قهار ؟
خدایا معلومه که تو بهتری
تو یگانه منی
تو همیشه با منی
تو همیشه نگاهت با منه
تو همیشه از من به من نزدیک تری
تو همیشه در قلب منی
خدایا هر چند زندگی درگیرم کرده
هر چند خواسته و تعلقات اسیرم کرده
هر چند بی صبری ها زمین گیرم کرده
اما بازم بهت میگم تا رب من تویی
خدای من تویی
مونس من تویی
کریم تویی
رحیم تویی
خدایا حتما من خیلی بد کردم که این سوالو از من کردی
نکنه توی قلبم شرک ظاهر شده ؟
نکنه برای تو .... نه نه نه
خدایا رحم کن
خدایا .ای به حالم اگه برای تو شریک قائل بشم
نکنه بدی های من رو به حساب شرک بذاری
نکنه تعلقات منو به حساب بی دینی بذاری
نکنه غفلتهای منو به حساب بندگی غیر خودت بذاری
خدایا گنهکارم ولی معترفم
خدایا اگه تو منو رها کنی به کجا پناه ببرم؟
اگه تو منو نخوای من چی به سرم میاد ؟
اگه تو منو به خودم واگذار کنی به کی پناهنده بشم ؟
مگه غیر تو هم کسی هست؟؟؟
مگه محبتی که تو به من میکنی کسی به من میکنه ؟
هر کی این همه بدی از من دیده باشه حاضر نیست یه لحظه تحملم کنه
اما این تو بودی که بدی هامو پوشوندی
آبرومو خریدی
هر بار خطا کردم تو باز بخشیدی
من گناه کردم اما اول تو به سوی من اومدی
کدوم مولایی این طور با بنده اش مهربونه؟
کجا وقتی خطا کنی بازم نعمت رو ازت سلب نمیکنن؟
کجا وقتی اشتباه کنی سرزنشت نمیکنن؟
کدوم مولایی وقتی کم کاری کنی بازم مهرشو دریغ نمیکنه ؟
نه نه نه هیچ کس هیچ چیز
هیچ احدی هیچ موجودی جای تو رو تو قلبم نمیگیره
تنها تو تنها تو تنها تو ...
یا رب یا رب یا رب ...
شما چه پاسخ هایی میدید؟
آیه 8 سوره مبارکه تین :
أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ
8- آیا خداوند احکم الحاکمین نیست ؟
واااااااااااااای چراچرا چرا ...
هست هست هست.
وای بر من هست . خدا احکم الحاکمینه
خدایا در پیشگاه عدل تو مور چه عرضه کند ؟؟
بال ملخی در پیشگاه حکم تو کجا ارزد ؟؟؟
خدایا رحمی به حال بنده گنهکاری کن
که جز امید به فضل وکرمت هیچ ندارد .
خدایا میدونم حاکم و شاهد تویی
خدایا گناه من به حساب خوار دونستن تو نیستا
خدایا به حساب نشناختن عظمت و کبریایی تو نیستا
به حساب ندونستن احکم الحاکمینی تو نیستا
اینا به حساب خطای نفس منه
به حساب جهل منه
اینا به حساب امید به فضل و کرم توه
با رحمتت جوابمو بده نه با عدلت یا کریم ...

آیه 77 سوره مبارکه یس :
أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ
9- آیا انسان ندید که او را از نطفه ای خلق کردیم که اینگونه دشمنی آشکار شده است ؟؟؟
چرا خدای خوبم. چرا.
چیزی ندارم بگم ای مهربونم فقط میگم ببخش ببخش ببخش
خیلی پر رویی کردم
خیلی بد کردم
خیلی بده که آدم هیچی نباشه و قلدری هم بکنه
خیلی بده که خدا به آدم این همه خوبی کنه اما..
اون آدم بازم بی ادبی کنه
گناهم نافرمانی تو بود
اعمالم مورد رضایت تو نبود
به منه بی ارزش، ارزش دادی
منه بی مقدار رو خلیفه خودت قرار دادی
اما باز هم خوبی تو رو درک نکردم
مهرو محبتت رو نفهمیدم
تازه با همه حقارتم احساس وجود کردم
در مقابلت شاخ و شونه کشیدم
روی حرفت حرف زدم
اما خداجونم
هدف من دشمنی با تو نبود
اشتباهی بود از بنده ای بی مقدار
خدایا آخه بچه که زدن نداره
خدایا مثل بچه ها نادونی کردم
خدایا یعنی میبخشی؟؟؟
خدایا یعنی میگذری؟؟؟
امیدم تویی میدونم که می بخشی...
آخه بخشش از بزرگانه
و تویی خدای بزرگ و مهربون من
یا اله العاصین
آیه 60 سوره یس :
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ؟
خدایا خدایا امشب قصد جانم کردی؟؟؟
خدایا با این سوال مرگم برسد سزاست .
خدایا بله بله بله
من قول داده بودم
من پیمان بسته بودم
بهم گفته بودی این دشمنته
بهم گفته بودی این باباتو بدبخت کرده
بهم گفته بودی این تو رو آواره کرده
بهم گفته بودی این تو رو از خونه ات بیرون کرده
بهم گفته بودی این تو رو از من جدا کرده
اما من
من
منه نادون
باز نفهمیدم باز جلوش نایستادم
باز راهش رو باز گذاشتم
باز باهاش دوستی کردم
اما اشتباه کردم
من که شیطونو نمیپرستم
اینا همش یعنی نادونم
خدایا بچه که زدن نداره
خب نفهمیدم . اما تو بگذر
حالا می بخشی؟؟؟
حالا نگاهم میکنی؟
این بار نمیگم قول میدم
این بار میگم به تو توکل میکنم تا از شر شیطون نجاتم بدی
این بار میگم از شر شیطون به خودت پناه میبرم .
ای خدای مهربونم
یا عفو
