
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا انگار همین دیروز بود که با خودم عهدی بسته بودم . به همین سرعت چهل روز گذشت ولی همونم که بودم ، شایدم بدتر.
خدایا گفتی ( انا لله و انا الیه راجعون ). ما از توییم و بازگشتمون هم به سوی توست .اما...
اما رنگ گرفتیم رنگ دنیا ، در حالیکه ( صبغه الله و من احسن من الله صبغه ) چه رنگی از رنگ خدا بهتره ؟؟ خدایا دوست ندارم وقتی میام پیشت با رنگ دنیا بیام .
میخوام لباس تعلقات دنیا رو به خود دنیا بسپرم و از هر چی غیر توئه دور بشم .
خدایا همون اول ازمون قول گرفتی که (انا ربکم الاعلی ) اما نمیدونم چرا همه چیز من رو به خودش مشغول کرد و همونطور که خودت گفتی ( بل توثرون الحیوة الدنیا ) شدم . از این دنیا تاثیر گرفتیم رنگ گرفتیم . محوش شدیم در حالیکه ( والاخرة خیر و ابقی ) آخرت بهتره و همیشه باقیه .
قرار بود نمازم ( تنهی عن الفحشی و المنکر ) باشه ، قرار بود تو خودت پاداش روزه ام باشی، پس چرا نشد ؟ چون روزه و نمازم واقعی نبود . چون برام عادت شده بود، دولّا راست شدن و گرسنگی کشیدن از روی عادت بود و شاید هنوز هم هست .
کی به دلم میرسم ؟ به روحم ؟ اصلا فرصت میشه ؟؟!!!!
از بس به این تن عاشقم ، هم و غمم شده صبح دنبال خواسته اون رفتن و خوردن و خوابیدن و به هوای نفس رسیدن !!! هر روز مثل دیروز ، اما مگه نه اینکه این بدن میپوسه و نابود میشه ؟؟ پس چرا من اصلا توجهی ندارم که آخه این روحم غذایی میخواد آرامشی لازم داره ، حرکتی داره ، رشدی میکنه .
ابو سعید چه خوب فرموده :
دوش در وصف خویش میگفتم ای خوشا حالت پریروزم
حال ، با حال زار، می بینم کی دریغا ، نشاط دیروزم
ترسم آید به پیش ، فردایی که خورم غم به حال امروزم
عمر باید هر لحظه اش حرکت باشه ، به سوی معبود ، که ( انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه ) تو به سوی پرودگارت میری و ملاقاتش میکنی . آیا آماده شدی؟ یا توی حجاب نفس غرقی؟
چیزی داری، تحفه ای ، هدیه ای؟ نشونه ای از بندگی ؟؟؟ هیچی؟؟؟!!! خدایا هیچی ندارم.
( فذکّر ان نفعت الذکری سیذّکر من یخشی) خودش فرمود یادم کن ،توجه کن ، شاید این برات مفید باشه، کسی که خاشع بشه متذکر میشه و درس میگیره .
یاد رزمنده ها میافتم از خودم خجالت میکشم چه خوب توی آزمایش زندگی پیروز شدند ... اونها واقعا خاشع بودند، خوشا به حالشون . اما جنگ با دشمن نفس و جهاد اکبر ، الانه .... کجاست امر به معروف ها و نهی از منکر ها ؟ کجاست نفس شکنی ها ؟ اون موقع خط شکنی بود الان باید نفس شکنی باشه اما ...
ما چقدر دم از امام زمان (عج) میزنیم !!! واقعا باور داریم که در هفته اعمالمون دو بار به امام زمان عرضه میشه ؟؟ واقعا باور داریم ؟؟؟ میدونیم همه میدونن اما ...
دنبال این امّا ها رو که میگیرم به کلید عشق میرسم عشق عشق همون کلمه مبهم همیشگی .
چیزی که رزمنده ها داشتن و ما نداریم .
{ عقل گفت : اکنون زمان مبارزه است ، زمان جنگ و جهاد . در چنین عرصه ای سخن از عشق و محبت گفتن خطاست .
و بعد سرد شد .
عشق پرسید : چیست که تو را از دیار مالوف و خانه گرم بیرون کشانده و در زیر تازیانه سرما و گرما در دامن رنج افکنده است ؟ آیا چیزی جز عشق است .
سپس عقل با عشق رفت به جایی که فرشته از انسان عقب ماند .}
واقعا ما ها چقدر عاشقیم ؟؟ به حدی هست که مهدی (عج) رو مثل حسین (ع) به قربانگاه نفرستیم ؟؟؟
نه ،.... اگه بودیم که آمده بود .... آه ... آه
چیزی به محرم نمونده ها کی میخواهیم به حقیقت عشق برسیم؟؟؟ کی میخواهیم عشق و عقل رو با هم گره بزنیم .... نکنه باز هم مثل هر سال شور عشق رو بگیریم و شعور رو رها کنیم ... خدایا شور و شعور رو با هم به ما ببخش .... یا علی مددی.
خدایا خدای من خدایا
بین من و گناهانم فاصله بنداز
گناهانی که مانع اطاعتت میشه
خواهشم از روی امیدم به توئه از طمع به خوبی توئه
تویی که به خودت رافت و رحمت رو واجب کردی
امر در اختیار توست
تویی اون یگانه لا شریک
و خلایق همه عیال تواند و تحت امر تواند
همه چیز در مقابلت خاضعه
تو خوب و مبارکی ای پروردگارمن
خدای من
به من رحم کن
اون زمانی که حجت به من تموم میشه
و زبونم در پاسخ بند میاد
و ضربان قلبم بالا میره
همون لحظه که ازم سوال میکنی
ای بزرگترین امید من
منو مایوس نکن
اون وقتی که درموندگیم شدید میشه
به گناه نادونی دست رد به سینه ام نزن
به جرم بی صبری منو از درگاهت نرون
به خاطر فقرم بر من ببخش
به خاطر ضعفم درهای رحمتت رو بر من باز کن
آقای من
تو تمام امید منی
تو معتمد منی
تو توکل منی
تمام اعتمادم به توئه
تمام دلبستگیم به رحمت توئه
به آستان درگاهت پناه آوردم
با اتکا به جود تو دست طلب دراز کردم
با اعتماد به کرم تو زبان به دعا گشودم
درماندگیمو به درگاه تو آوردم
روی نیازمو به بی نیازی تو کردم
و زیر سایه عفو تو ایستادم
به جود وکرامت تو چشم دوختم
به خوبی های تو خیره شدم
پس منو به اتشت نسوزون که تو پایگاه آروزی منی
تو نور چشم منی
ای مولای من
کاری نکن که این ظن و گمانم به خوبی و احسانت دروغ از آب در بیاد
و تکیه گاه وجودم فرو بریزه
منو از پاداشت محروم نکن
که تو بهتر از هر کسی نیاز منو میدونی
الهـــــــــــــــــــــــــی
خدای من
اگر مرگم نزدیک شده ولی اعمالم منو به تو نزدیک نکرده
با اعتراف به گناه از گذشته فرار میکنم
و به دامان تو پناه میارم
الهــــــــــــــــــــــی
اگر ببخشی و بگذری
چه کسی شایسته تر از توئه به ببخشش
و اگر عذابم کنی چه کسی عادل تر از تو در قضاوت
توی این دنیا غربتم
وقت مرگ به خاطر مسکنتم
در قبر به خاطر تنهاییم
و در لحد به خاطر وحشتم
به من رحم کن و ببخش
اون وقتی که برای حساب به سوی تو رو میکنم
و در پیشگاهت می ایستم
ببخش
اون چیزی رو که خودت از چشم آدمیان پنهان کرده بودی
اونها رو همینطور پوشیده نگهدار
و دست دوستانم رو از این رو به اون رو نکن
و اون موقع که روی سنگ غسالخونه افتادم
و نزدیکانم منو از این پهلو به اون پهلو میکنن
و اون وقتی که گوشه تابوتمو میگیرن
و جنازه مو به سوی قبر میبرن
و اون لحظه ای که تک و تنها به گور وارد میشم
منو دریاب
به غریبیم توی خونه ی قبرم رحم کن
با من اینقدر راه بیا که با غیر تو انس نگیرم
ای مولای من
اگر منو به خودم وا بگذاری حتما هلاک میشم
سید من مولای من

یاد ماه رمضون بخیر عمر عین برق و باد میگذره و ما هنوز در خوابیم ....
الهی عجل لولیک الفرج

أين مثل مالك؟ أين عمار؟ أين ذوالشهادتين؟
كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتين؟
ديرگاهي از غدیر خم نگذشته بود ، از بیعتهای پوچ و تو خالی غدیر ، از خوشحالی پیغمبر كه ...صداي گلايه علي (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتين، يعني ياران صديق علي (ع) به شهادت رسيده بودند و علي تنها مانده بود و سئوالي كه جوابي در پي نداشت.
روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار ديگري آمد. روزي به بلنداي عاشورا گذشت!
آن روز هم، امام ديگري بود و نداي ديگري:« هل من ناصر ينصرني؟ » فقط 72 تن؟! همين !
نه ! نبود ! کس دیگری نبود ...
غدیر گذشت و آن روزگار گذشت و امروز، روزگار ديگري است. امروز روز امام ديگري است.
هر کس علی مولای او بوده امروز مهدی مولای اوست ..
و ما همچنان چشمان شرمزده و گنهكار، اما مشتاقمان را به زمين دوخته ايم. سر به جانب ديگري گردانده ايم و دستانمان را به كار دنيا مشغول داشته ايم ! آری عید است و ما مشغول تفریح و شادی و خوشی اما او .. او امروز دلتنگ تر از همیشه ، دلتنگ عاشق و منتظری ياريگر، با گلويي بغض آلود، چشمان اميدوارش را كه از نگراني براي شيعيان اشك آلود است به آسمان دوخته :
- پس كي می آیند؟ امروز عید پدر من است امروز عید من است . پس کی دستشان را به سویم دراز میکنند؟
آري ! امروز ديگر آن روزگار نيست، او در پس پرده مي ماند تا آنگاه كه مالك ها، عمارها، حبيب ها و ابالفضل هايش را پيدا كند.
به راستي ! ما كه ادعاي علوي بودن را بر سينه داريم و چشم به راه قيام مهدي (عج) هستيم،
هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز هم نداي أين مثل مالك، أين عمار، أين ذوالشهادتين علي (ع) از حنجره فرزندش مهدي (عج) در فضا طنين انداز است !
هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز مهدي (عج) بيش از هر كس ديگر،در انتظار منتظران واقعي خويش است ؟!
افسوس كه هیاهو زیاد است اما پاسخ دهندگان و بیعت کنندگان بسيار اندكند.
كه اگر شيعيان واقعي علي (ع) در غدیر خم ، اندك نبودند، امروز فرزندش اینچنین منتظر یاران به تعداد انگشتان دست نبود !!!
آيا او را جوابگويي هست؟شيعيان علي !!! کجاااااااااایید؟؟؟
آیا دست بیعت کننده ای هست که روز غدیر با پسر علی (ع) بیعت کند؟؟؟
درك اين حقيقت را به كدامين لحظه واگذارده ايم؟ فرصت ها از دست مي رود. تا که غرق در دنیای خودیم؟؟؟
شايد از هنگام ظهور اندكي بيش نمانده باشد ! لحظه ها از دست رفت،عمرما بر باد رفت.
هر كه مرد راه هست !! يا علي ...
عید بزرگ غدیر خم بر تمامی شیعیان و محبین امیر مومنان (ع) مبارک باد.
حضرت امام على النّقى، ملقّب به هادى، فرزند امام جواد(عليه السلام) در 15 ذىحجّه سال 212 هجرى در مدينه به دنيا آمد. ایشان به مدت 33سال امامت کرد و زمانى كه آن حضرت به امامت رسيد, هشت سال و پنج ماه بيشتر نداشت .

مرواریدهایی از کلام امام هادی (علیه السلام )
إِنَّ اللّهَ لا يُوصَفُ إِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى يُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّ أَنْ تُدْرِكَهُ وَ الاَْوْهامُ أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَةِ بِهِ.
نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْيِهِ، كَيَّفَ الْكَيْفَ بِغَيْرِ أَنْ يُقالَ: كَيْفَ، وَ أَيَّنَ الاَْيْنَ بِلا أَنْ يُقالَ: أَيْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْكَيْفِيَّةِ وَ الاَْيْنِيَّةِ، أَلْواحِدُ الاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ.
به راستى كه خدا، جز بدانچه خودش را وصف كرده، وصف نشود. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجز است، و تصورّات به كُنه او پى نبرند، و در ديدهها نگنجد؟ او با همه نزديکىاش دور است و با همه دورى اش نزديك. كيفيّت و چگونگى را پديد كرده، بدون اين كه خود كيفيّت و چگونگى داشته باشد.
مكان را آفريده بدون اين كه خود مكانى داشته باشد.او از چگونگى و مكان بر كنار است.
يكتاى يكتاست، شكوهش بزرگ و نامهايش پاكيزه است.
مَنْ أَمِنَ مَكْرَ اللّهِ وَ أَليمَ أَخْذِهِ، تَكَبَّرَ حَتّى يَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَنْ كانَ عَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّهِ هانَتْ عَلَيْهِ مَصائِبُ الدُّنْيا وَ لَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ.
هر كه از مكر خدا و مؤاخذه دردناك خدا آسوده زِيَد، تكبّر پيشه كند تا قضاى خدا و امر نافذش او را فراگيرد، و هر كه بر طريق خداپرستى، محكم و استوار باشد، مصائب دنيا بر وى سبك آيد و اگر چه مقراض شود و ريز ريز گردد.
أَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَ الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إِلَى الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ، وَ الْبُخْلُ أَذَمُّ الاَْخْلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِيَّةٌ سَيِّئَةٌ.
حسد نيكوييها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خودپسندى مانع از طلب دانش و خواهنده خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسنديدهترين خُلق و خوى است، و طمع خصلتى ناروا و ناشايست است.
قالَ أَبُوالْحَسَنِالثّالِثِ(عليه السلام) لِرَجُل وَ قَدْ أَكْثَرَ مِنْ إِفْراطِ الثَّناءِ عَلَيْهِ: أَقْبِلْ عَلى شَأْنِكَ، فَإِنَّ كَثْرَةَ المَلَقِ يهْجُمُ عَلَى الظِّنَّةِ وَ إِذا حَلَلْتَ مِنْ أَخيكَ فى مَحَلِّ الثِّقَةِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلى حُسْنِ النِّيَّةِ.
امام هادى(عليه السلام) به كسى كه در ستايش از ايشان افراط كرده بود فرمودند:از اين كار خوددارى كن كه تملّقِ بسيار، بدگمانى به بار می آورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد پس از تملّق او دست بردار و حسن نيّت نشان ده.
ان شاء الله همگی از شیعیان راستین آن حضرت باشیم .
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم
والفجر
ولیال عشر
والشفع و والوتر
و اللیل اذا یسر
هل فی ذلک قسم لذی حجر ؟
قسم به فجر و به شبهای دهگانه ، به شفع و وتر ، و شب هنگامی که درتاریکی خود گام بر میدارد و به سوی صبح حرکت میکند
آیا اینها سوگندهای مهمی برای صاحب خردان نیست؟
الم تر کیف فعل ربک بعاد ؟
التی لم یخلق مثلها فی البلاد
و ثمود الذین جابوا الصخر بالواد ؟
و فرعون ذی الاوتاد ؟
الذین طغوا فی البلاد
فاکثروا فیها الفساد
فصب علیهم ربک صوت عذاب
انّ ربک لبرمصاد
آیا ندیدی که خدای تو با قوم عاد چه کرد ؟
قومی که مثلش در هیچ شهری یافت نمیشد
و با ثمود که کاخهای سنگی ساخته بودند؟
و با فرعون که قدرتمند بود و مردم را به میخ میکشید؟
آنها کسانی بودند که در شهر ها طغیان میکردند
و فساد فراوان در آنها به بار می آوردند
همانا خدای تو در کمین آنهاست
خدای مهربونم این همــــــــــــــــــه قسم
قسم به طلوع فجر
قسم به نور آفتاب ظهور
قسم به مهدی (عج)
قسم به امامان دهگانه پیش از مهدی
قسم به علی و فاطمه (ع)
قسم به پیامبر اعظم (ص)
قسم به سپیده دم
قسم به شبهای دهگانه ذی الحجه
قسم به عید قربان و روز عرفه
قسم به شب عید قربان
چه سوگندهای عظیمی
به طلوع فجر که چشمهای منتظر آنرا میجوید
به مهدی (عج) و به ظهورش
به شبهای تاریک بقیع
و ستارگان تابان خفته در دلش
و شبهای بی فروغ غیبت
و شبهای بی نور انتظار
و شبهای مومنان ایستاده در صلوة
و به مناجات و نماز شب عشاق
خدایا خدای مهربونم بعد از اون همه قسم
گفتی ببین با عاد و ثمود چه کردم
ببین با فرعون چه کردم
پس بدون که خدای تو در کمینه
خدای تو حاضر و ناظره
بعدش گفتی
فاما انسان اذا مابتلاه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربی اکرمن
و اما اذا مابتلاه فقدر علیه رزقه فیقول ربی اهانن
این انسان وقتی پروردگارش آزمایش اش میکنه و بهش نعمت میده میگه :
پروردگارم مرا اکرام کرد و گرامی داشت
و وقتی برای امتحان روزیش کم میشه میگه :
پروردگار منو خوار کرد
خدایا این وصف حال ماست
توی این شبای غیبت
این شبای تنهایی و بی پناهی شیعه
شبهای آزمایش
شبهای صبر و صبر و صبر و...
ما رو از سربلندان آزمایش غیبت قرار بده
آزمایش دوری از امام
دوری از نور
اما تو خودت گفتی در کمینی
خدایا ببین ، ببین غربت اسلام و شیعه رو
ببین پنجره های میله ای بقیعو
ببین درهای بسته بقیعو
ببین اشکای زائرای بقیعو
ببین غربت ائمه بقیعو
ببین غربت مهدی غریبو
خدایا خودت این شبی که داره به سوی صبح میره کوتاه کن
خودت از دل تاریکش فجر موعود رو برسون
خدایا ببین دشمنای مسلمینو
اینا ار فرعون و عاد و ثمود بدتر نیستن ؟
میدونم هر چی میکشیم از دست خودمونه
کلا بل لا تکرمون یتیم
و لا تحاضون علی طعام المسکین
و تاکلون تراث اکلا لما
و تحبون المال حبا جما
نه چنین نیست ، آنها یتیم را تکریم نکردید
یکدیگر را بر اطعام مسکین تشویق نکردید
و میراث را جمع کردید و خوردید
این ما بودیم که به ظاهر سنگ و آجر خونه هامون نظر کردیم
اما به چشمهای پر اشک یتیم نظر نکردیم
این ما بودیم که به تزئین سفر ه هامون فکر کردیم
اما به شکم گرسنه همسایه هامون فکر نکردیم
این ما بودیم که میراث رو خوردیم
اما حق سائل و محروم توش توجه نکردیم
این شب غیبت رو ما طولانی کردیم
خدایا دیگه میترسم ادامه آیاتت رو بگم
می ترسم حتی بهش فکر کنم
میترسم بگم اگه مهدی بیاد چطور میتونیم تو روش نگاه کنیم
اگه بگه همسایه ات گرسنه بود و تو خفته بودی
تو از اسلام خارجی چه باید بگیم ؟
اگه بگه مالت از آن خودت نیست و از رشوه و رباست
چه باید بگیم ؟
خدایا کمکمون کن خدایا به فریادمون برس
اسلام واقعی رو یادمون بده
اسلامی که یتیم نوازی و مهرورزی پایه هاشه
اسلامی که حجی رو قبول میکنه که با مال حلال باشه
اسلامی که خودخواهی توش جایی نداره
اسلامی که حق رو به حق دار میده
اسلامی که ناحقی توش راهی نداره
اسلام ، همون اسلام محمدی(ص)
و من رو مسلمون کن
منی که از اسلام جز نامی با خودم ندارم
شهادت مظلومانه امام باقر را به مولا صاحب الزمان و شما محبین و شیعیانش تسلیت عرض مینمایم .
آجرک الله یا صاحب الزمان

امام باقر (علیه السلام ) : هیچ عبادتی در نزد خداوند محبوب تر از شاد کردن دل مومن نیست .
