
نامه 31 نهج البلاغه ، یک وصیت ، یک دستورالعملکلی ، که امام علی علیه السلام به عنوان یک پدر خطاب به امام حسنعلیه السلام به عنوان یک فرزند ،می نویسند.
بنابر این این نامه برای ما هم میتونه خیلی مفید باشه به شرط اینکه اهل عمل باشیم . ان شاء الله.
از پدری فانی معترف به سختگیری زمان که آفتاب عمرش رو به غروب است
و خواه ناخواهتسلیم گذشت دنیاست،
همو که در منزلگاه پیشینیان سکنا گرفته و فردا از آن کوچ خواهد کرد،
بهفرزندی آرزومند،
آرزومند چیزی که هرگز به دست نمیآید
در راهی گام برمیدارد که دیگران در آنگام نهادند و هلاک شدند،
به کسی که هدف بیماریهاست
گروگان روزگار و در تیررس مصائب و بنده دنیا
بازرگان غرور و بدهکار و اسیر مرگ،
همپیمان اندوهها و قرین غمها،
آماج آفات و بلاها و مغلوب شهوات و
جانشین مردگان است.
مولا چی میخوان بگن؟ چرا اینطوری ؟ به فرزند جوانشون ، که هر کسی باشه کلی برای جوونش آرزو داره . اما مولا از همین ابتدا جوونشون رو به یاد مرگ میندازن: پسرم من که فانی هستم آفتاب عمرم رو به غروبه اما فکر نکنی تو جاویندانی ..بدون که تو هم باید بری بدون که بلاهای دنیا مخصوص تو هم هست بدون که دنیا تو رو مغرور میکنه و در آخر اسیر مرگ میشی بدون که غمها و اندوهای دنیا رو ، تو هم میچشی و بلا ها و شهوات ،تو رو اسیر میکنه ولی عاقبت مرگ به سراغ تو هم میاد ...
.jpg)
درس اول از نامه ۳۱:
یاد مرگ بهترین درس برای یک جوان
جوانی؟ نیرومندی ؟ برومندی؟ اما مرگ تو هم فرا خواهد رسید.
بهترین درمان غرور جوان ، بی خیالی جوان ، تنبلی جوان ، شور بیش از حد جوان ، فراموشی حقایق ، درمان آفات نفسانی عجب و تکبر و..
چقدر به یادش هستیم ؟؟
مرگ رو میگم
دلم تنگه مولا از غربت شیعه از بی پناهی اسلام .
نمیدونم چی کار میتونم بکنم ؟ گوشه و کنار جامعه رو نگاه میکنم داغ دلم تازه میشه .
از عاشورا میشنوم از حسین (ع) از زینب(س) که هر چی داشتند دادند و اما ایستادند .
از جوانانی که عزادارعلی اکبر(ع) اند اما از اخلاق و نجابت و پاکی او بی خبرند .
از زنانی که بر اسارت زنان و آوارگی آنان میگریند اما خود آواره خیابانها ومحوتماشای مردانند.
از مردانی که بر چشمهای تیر خورده عباس میگریند اما تیرهای نگاه خود را نمی پوشانند.
از نوجوانانی که شورعبدالله و قاسم را دیدند و شعورشان را نا دیده گرفتند .
از جوانانی که چشمان و ابروان کمانی عباس را دیدند اما غیرت و مردانگی و جوانمردی اش را نادیده گرفتند.
از مردمی که دشمن یزیدی را شناختند و توطئه های معاویه ای را رها کردند .
از مردمی که یزید های جامعه را شناختند وندای : هل من ناصر ینصرنی مهدی (عج) را درنشنیدند .
از خوابی که انگار بیداری ندارد مگر پس از سر به دار شدن مسلم های زمان.
از خونهای پاکی که مظلومانه به زمین ریخته میشود و حتی از خون پشه هم کم اهمیت تر است .
از اجسادی که دسته جمعی به گورسپارده شده و هیچ اشک ریز و دلسوزی ندارند.
از خانه هایی که ویران میشود و به اتش کشیده میشود بی آنکه صدای فریادی بر آید .
از اسرایی که بی جرم و جنایت در زندانها اسیرو آواره اند بی آنکه دادخواهی بدنبال نجاتشان باشد .
نکنه امروز روز عاشوراست ؟
ای ماه مهربانم العجل العجل العجل
شب عاشورا حسینی ها رو جدا کردن ...خوشا به حالشون
خدایا ما حسینی هستیم یا نه ؟؟؟ خدایا ، عباس حسینی بود .
شب عاشورا شبی بود مثل شب قدر . با اعمال فراوون مثل شب قدر. چه کردیم ؟
عباس پا رکاب مولا حسین بود .
هر چی ابا عبدالله خواسته بود گفته بود (علی عینی . به روی چشمم ).
خدایا ما میخواستیم طوری باشیم امام زمانمون راضی باشه
حالا فهمیدیم که خصوصیات یک منتظر واقعی خصوصیات عباسه خصوصیات زینبه
که هر چی امام مون بگه باید بگیم چشم.
امام عباس ، حسین (ع) بود .
امام ما چی؟؟ هوای نفس؟؟ کی میخواهیم بیدار بشیم ؟ وقتی که کار از کار گذشت ؟ مولامون تا کی باید زیر پرده غیبت بمونه ؟ کی ما ها آماده میشیم ؟ کی می فهمیم که وجودمون رو از مهدی (عج) داریم ؟ کی میفهمیم زندگی بی مهدی(عج) یعنی مرگ ؟ کی می فهمیم زندگی در دوری امام زندگی نیست برزخه ؟ کی می فهمیم باید خودمونو بسازیم ؟؟
خدایا بیدارمون کن . خدایا بهمون معرفت بده بصیرت بده همونطور که به عباس (ع) دادی.
این العباسیون؟ این الحسینیون ؟ این المهدیون ؟؟؟
این زیارت با توضیحات و سخنرانی حجت الاسلام ریاضت اگه دلتون خواست دانلود کنید.
التماس دعای فراوون برای ظهور مولای مهربون
بسم رب المهدی
چه مهمونیه قشنگی بود تو کربلا ...
امام حسین (ع) رو ، بعد از دعوت به مهمونی ، چه خوب سیراب کردن!!!
چه جای گرم و نرمی ، بچه شش ماه شو خوابوندن !!!
چه اطاق مناسبی به دختر سه ساله اش دادن !!!
چه استقبال خوبی از فرستاده اش کردن !!!
چه بدرقه گرمی از خواهرش کردن !!!!
آدمهایی که شکمهاشون رو با مال حرام پر کرده بودند . یه عده منتظر ، چه واژه قشنگی !!!
منتظر مثل کسی که عاشق میشه ، لحظه لحظه انتظار میکشه تا بیاد لحظه دیدار یار .
ای منتظرا حواستون هست ؟؟؟ ای جوونهای عاشق حسین !!! ای سینه زن های حسینی !!! ای منتظرای مهدی !!!
خواسته حسین چی بود ؟؟؟ اشک ریختن؟؟؟ این رو کوفیا خوب بلد بودن خیلی خوب ، وقتی سرهای بریده رو از کوفه رد کردند... اولین آدمایی که اشک ریختن خود کوفیا بودن .
اما زینب چی ؟؟؟ در جواب اشکاشون ، گفت همیشه بگرید !!!
و زینب چه کرد ؟؟؟ کربلا رو زنده کرد . زینب عاشقانه انتظار کشید ، انتظاری پر از حرکت و پر از مبارزه ، انتظاری بدون نشستن ، بی توقف . با وجود اینکه هیچی برای انتظار کشیدن نداشت جز آرزوی مرگ اما ایستاد جنگید یک تنه ایستاد .
حسین چی از کوفیان میخواست ؟؟؟ مهدی از ما چی میخواد ؟؟؟ کوفیا چه جوابی دادن ؟؟ ما چه جوابی داریم بدیم ؟؟؟
حسین بی یار نموند؟؟؟ مهدی چطور؟؟؟ حسین تنها بود؟؟؟ مهدی نیست ؟؟؟
کوفیان در خواب نبودند ؟؟؟ ما چطور؟؟؟
کوفه با حسین چه کرد ؟؟؟ ما با مهدی چه میکنیم ؟؟؟
وقتی حسین نبود زینب چه کرد ؟؟؟ حال که مهدی نیست ما چه میکنیم ؟؟؟
از این دو حال خارج نیست ، یا در صراطیم و جزء یاران حسین . یا در صراط نیستیم و جزء دشمنان حسین و رها کننده های او.
کل یوم عاشورا و هر روز عاشوراست . هر روز این جنگ درونی در حال انجامه .
واقعا ما کدوم طرفیم ؟؟؟ با کی هستیم ؟؟؟ در خوابیم ؟؟!!
عاشورا برای تمامی انسانها آزمایشی بود.
چه اونها که با حسین یار بودند و تا به آخر همراه ،
چه اونها که با حسین یار بودند اما نیمه راه ،
چه اونها که حسین رو میشناختند و دوست میداشتند که اخر به او پیوستند،
چه اونها که حسین رو درست نمی شناختند و در آخر از او گسستند.
چه اونها که راه بر حسین سد کردند.
چه اونها که حسین رو دیدند و راهش رو فهمیدند و به او عشق ورزیدند و به راهش رفتند مثل همتها و چمران ها
چه اونها که ماندند و ادعای محبت حسین رو تو سینه نگهداشتند اما فریفته دنیا شدند.
همین لحظه همین حالا هم عاشورا برپاست دو دسته صف کشیدند
یه عده سینه زن و عزا دار ، یه عده دنبال کیف و حال،
یه عده روضه خون که حسین رو بیشتر از حد ممکن ، تکه تکه میکنن تا شاید قطره اشکی بگیرن و یه عده با گفتن حقیقت ، یاد حسین رو در قلبها موندگار میکنن.
یه عده برای یتیمان حسین (ع) تنها میگریند ، یک عده با دستهای پر مهر اشکی از چشم یتیم پاک میکنن .
یه عده اسم حسین رو روی بچه هاشون میذارن ، یه عده با تربیت بچه های حسین گونه ، نام و راه حسین رو توی تاریخ ثبت میکنن .
وووو
اما ما کدوم طرفیم ؟؟ زینب یک منتظر واقعی بود ما چطور ؟؟؟
