
بگرييم از فراق همچون تو مهرباني که هماره دست نوازشت را بر سرمان حس کرده ايم . از صداي غربتت که سالهاست در گوش زمانه پيچيده است . اين چشمان عاشق چگونه تاب بياورد و نبارد ؟ اين دستان منتظر چگونه تاب بياورد و به سوي مهرت دراز نشود ؟ اي مهربان اي که درک ، مقام کرم و قرب جايگاهت ، به گفتگو ممکن نيست اي که با تو بودن و با تو اوج گرفتن ، کبوتر حرمت شدن ، آرزوي هر محبي ست ، اي که تعريف نامت در کلام ممکن نيست ، اي که هيچ پرنده اي به اوج مقامت نرسد ، اي که هيچ فکر و خيالي به بلنداي عظمتت ميل نکند ، اي که هيچ استواري ، استواري در بندگي ات را بر نتابد ، اي که شرافت و منزلت خاص شماست ، اي که لحظه لحظه عمرت را در طبق اخلاص تقديم حضرت دوست کردي ، اي امام رئوف، اي غريب آشنا ، اي که ربوبيت را با عبوديت خود به نمايش در آوردي ، اي که به سويش خواندي و براي رضايش نفس عزيزت را فدا نمودي ، اي که در راهش صبر کردي و خون دل خوردي ، همانا او بهتر ميدانست که هدايت را در خاندان شما قرار دهد و زمام امور عالم را به شما عطا کند ، الله اکبر ولله الحمد علي ما هدانا
دل ها پر مي کشد به بهانه چرخيدن ، به دور گنبد طلايي ات ، کبوتران عاشق ، شبانه روز با ذکر رضا رضا صدايت ميکنند ، مولا ، دستان خالي ما را ببين ، که ناتوان به سوي پنجره های حرمت دراز شده اند ، لبهاي عاشق را بنگر که چه زمزمه سر داده اند و از تو مدد ميخواهند ، دلهاي عاشق را ببين که از فرسنگها فاصله با نامت نجوا ميکنند .
مولاي غريبم ، تو ميداني که گناهان سخت ما را زمين گير کرده ا ند ، و ما ميدانيم که گوشه يک نگاهت خاک را به افلاک ميرساند ، کريما ، بيا و به مقام عبوديتت ، به غربت مادرت ، به اين پر و بال شکسته هاي در عزايت بنگر ... بين ما گمگشته ها، بين ما و فرزند مهربانت، مهدي (روحي له الفداء) انس و محبتي بپا کن که هيچ طوفان بلا و آزمايشي نتواند آنرا بشکند ، يا انيس النفوس ، تو از راز دل ما آگاهي ، دلهاي ما را به حريم ملکوت گره بزن ، و از رب کريم ، براي اين گمشده هاي معاصي ، عفوش را بطلب .
به این چشمان آلوده به گناه ما اجازه بده تا گنبد طلایی ات را هر چه زودتر از نزدیک ببینند
السلام عليک يا غريب الغربا ، السلام عليک يا معين الضعفا ، السلام عليک يا شمس الشموس و يا انيس النفوس ، السلام عليک و علي آبائک الطيبين الطاهرين و رحمة الله و برکاته

آجرک الله یا صاحب الزمان (عج)

سوره انعام آیه 50
1- قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ
(اي پيامبر! به مردم ) بگو: من ادّعا نمي كنم كه گنجينه هاي خداوند نزد من است و من غيب هم نمي دانم و ادّعا نمي كنم كه من فرشته ام ، من جز آنچه را به من وحي مي شود پيروي نمي كنم . بگو: آيا نابينا و بينا برابرند؟ آيا نمي انديشيد؟
خدای خوب و مهربونم نه برابر نیستند.
بینا و نابینا اصلا با هم برابر نیستند.
کسی که پیامبرتو تصدیق کنه کسی که حق رو ببینه بیناست.
اما خدای مهربونم یه وقتایی انقدر سیاهی و پلیدی همه جا رو میگیره
که حتی بینایان هم نمیتونن چیزی ببینن
حتی اونها هم گم میشن
خدایا نذار در در تشخیص حق و باطل دچار گمراهی بشیم.
چشم بصیرت به ما عطا کن .
درگرداب آخر الزمان که حفظ دین مثل حفظ گدازه آتش ، در دسته خودت نجاتمون بده.
راه حق رو نشنونمون بده .
ما رو از هدایت شده ها قرار بده.
سوره اعراف آیه 97
2- أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَآئِمُونَ؟
آيا اهل آبادىها (خود را در امان مىبينند و) ايمن هستند از اينكه قهر و عذاب ما شامگاهان در حالى كه خفتهاند به آنان برسد؟
خدای مهربونم اگر اینطوری فکر کردیم
به خاطر دریای رحمت تو بوده
اگه مغرور شدیم
اگه به گناه اصرار کردیم
اگر امر به معروف و نهی از منکر نکردیم
اگر دست و چشم و گوش و زبانمون به گناه آلوده شده
دلیل این نبوده که امر تو رو کوچیک دونستیم
نشونه این نبوده که عذاب تو رو خوار دونستیم
ما رحمت بی انتهای تو رو چشیدیم
ما الطاف بی منت تو رو دیدیم
خدایا به خاطر این امیدی که به کرامت تو داریم
ما رو ببخش و از عذابت دور کن به ما رحم کن ای کریم
میدونیم که به خاطر ولی و صاحب الامره (عج) که بلا رو از ما دور میکنی
خدایا دل صاحبمون رو از ما راضی کن
ما رو به واسطه او ببخش.

سوره اعراف آیه 147
3- وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؟
و كسانى كه آيات ما و ديدار قيامت را تكذيب كردند، اعمالشان نابود است، آيا جز آنچه عمل مىكردند، مجازات خواهند شد؟
خدای خوبم میدونیم که
گندم از گندم بروید جو ز جو
ما جو میکاریم اما توقع گندم داریم خدایا ببخش
ببخش ببخش
میدونیم که عملی نداریم که لایق بهشت تو باشیم
میدونیم تو با کسی پارتی بازی نداری
میدونیم با کسی قوم و خویشی نداری
میدونیم احکم الحاکمینی
خدایا نکنه با عدلت با ما رو برو بشی
خدایا ما به کرم و فضل تو دل بستیم
خدایا ما به مهر و لطف تو چشم دوختیم
نذار کاری کنیم که راه برگشت نداشته باشه
نذار که روز جزا دست خالی وارد محشر بشیم
با کرم و فضلت با ما معامله کن نه با عدلت
یا ارحم الراحمین.
سلام بر ولی خدا ، سلام بر حبیب خدا (ص) ، سلام بر حسین مظلوم شهید ، سلام بر اسیر رنج وبلا ،سلام بر کشته اشکها، خدایا ، خداوندا حسین (ع) ولی تو بود ، فرزند ولی تو بود ، برگزیده تو بود ، که به کرامتت نائل شد ، خدایا تو او را با شهادت کرامت دادی و سعادت را به او ارزانی نمودی، او را سیدی از سادات، رهبری از رهبران، مدافعی از مدافعان دینت قرار دادی، میراث انبیاء را به او عطا کردی ، حسین (ع) مردم را به سوی نجات هدایت میکرد ، از نادانی و جهل از سرگردانی و حیرت میرهاند ، اما....
خدایا نامردانی که دنیا فریبشان داده بود تمام هستی خود را به بهایی ناچیز فروختند ، خود را به پرتگاه هوس اندختند ، تو را به خشم آوردند ، رسولت را غمگین کردند، از اهل نفاق و هلاکت پیروی کردند ، بار این گناه عظیم را به دوش کشیدند ، و مستوجب آتش شدند.
حسین (ع) دربرابرشان ایستاد ، صبر کرد و جنگید ، تا در راه تو خونش ریخته شد ، حریمش مباح دانسته شد ، خدایا بر دشمنانش لعنت فرست و آنها را به بدترین عذابت کیفر کن.
خدایا گواهی میدهم که تو به وعده ات وفا میکنی ، ظالمان را هلاک خواهی نمود.
پدرو مادرم فدای تو باد یا ابا عبدالله تو نوری بودی تابنده و جاوید که هیچ آلوده ای نتوانست تو را بیالاید تو از ارکان اسلامی دین به تو زنده است و مومنین به تو پناهنده اند، تو امام خوبی ها و تقوایی تو امام پاکی و هدایتی ، تو عروة الوثقای الهی هستی .
من به رجعت شما یقین دارم ، که اعتقاد دین من است ، قلبم با شماست و پیرو شمایم ، منتظرم تا امر الهی محقق شود و خداوند به شما اذن دهد ، من نیز با شمایم ،و از دشمنتان بیزارم ، صلوات خدا بر شما باد.
قسمتهایی از زیارت اربعین بود که تقدیم شد. طبق حدیثی از امام حسن عسگری (ع) خوندن این زیارت، از مشخصات مومنان واقعیه. ولی خوندن کفایت نمیکنه ، باید مرد عمل بود ، باید بهش اعتقاد راسخ داشت . اگر دوستیم ، دوست واقعی باشیم ، منتظر واقعی باشیم .
آجرک الله یا صاحب الزمان . مولا تسلیت تسلیت آجرک الله
آقای مهربونم تنهای تنها مصیبت جدّ غریبتون رو عزا میگیرید
اربعین به پا میکنید
تمام غمهای دنیا رو به دوش میکشید ، به انتظار نشسته اید تا اذن خروج داده شود
ما جز سرافکندگی و شرمندگی نداریم که به شما عرضه کنیم
پرونده های اعمالمون جز گناه و پلیدی نداره
اما ای مولای غریب ،ما در این ظلمتکده دنیا اسیریم رحمی با حال ما کن
همه چیز ما رو از شما دور کرده ، نذارید ما غرق دنیا بشیم
همه چیز بر علیه اسلام و مسلمینه
شیاطین جهانی و بین المللی ، شیاطین نفسانی و باطنی
فشار بلاها از یک طرف ، دوری از شما از یک طرف
بی دینی و بی عفتی از یک سوی ، ظلم و تجاوز از سوی دیگر
در دل ایمان در بطن کشور اسلامی در بلاد مسلمین
بی اعتنایی به حقوق مومن ، بی توجهی به دین
وای به حال مسلمین
مولا دستمونو بگیر که جز شما یاوری نداریم
از همه طرف داریم میخوریم از خودمون و از دشمنمون
از غفلت و از جهلمون
آقا جان شرمنده ایم شرمنده ایم شرمنده ایم.
اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا وغیبة ولینا وکثرة عدونا و قلظ عددنا وشدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا
اللهم صل علی محمد وآل محمد
فرا رسیدن اربعین حسینی (ع) را به همه شیعیان و محبین ابا عبدالله الحسین تسلیت عرض می نمایم
اللهم متعالی المکان عظیم الجبروت ....
پرودگار من ،
جایگاه تو بالاتر از آن است که بر وهم بیایید ،
بی نیاز از خلایقی و کبرایی و بزرگی ات گسترده است
ای که بر هر چیزی توانایی و وعده ات صدق است
نعمتت گوارا و بلایت نیکوست
وقتی تو را میخوانند نزدیکی
و به آنچه آفریده ای ، احاطه داری
توبه و بازگشت کسی که به تو بر میگردد می پذیری
ادعوک محتاجا
در این حالت در شدت احتیاج تو را میخوانم
به سوی تو می شتابم درحالیکه فقیر و نیازمندم
به سوی تو پناه می برم در حالیکه خائفم از عقابت
وابکی الیک مکروبا
و گریه میکنم به درگاه تو که گرفتار کرب و رنج و بلا هستم
و از تو مدد میجویم در حالیکه گرفتار ضعف شده ام
و اتوکل علیک کافیا
بر تو توکل میکنم که تو کافی هستی برای بنده ات
احکم بیننا و بین قومنا
بین ما و بین قوم ما حکم کن
که این قوم ما را دعوت کردند ، خدعه کردند و دست از یاری ما برداشتند
مکر پیشه کردند و دست به خون ما آغشته کردند
و حال آنکه ما خاندان حبیب تو هستیم
فرزندان حبیب تو، ما عترت نبی تو هستیم
فرزندان حبیبت محمدبن عبدالله (ص) هستیم
کسی که او را برگزیدی و به رسالت فرستادی
او را امین وحی خود دانستی
خدایا در امر ما گشایش و فرجی قرار ده
صبرا علی قضائک یا ربّ لا الهک سواک
بر قضایک صبر میکنم که خدایی جز تو نیست
یا غیاث المستغیثین
غیر تو پرودگاری ندارم
معبودی جز تو برایم نیست
بر حکم تو صبر میکنم
یا غیاث من لا غیاث له
ای فریاد رس کسی که فریاد رسی ندارد
یا دائما لا نفاد له یا محیی الموتی
یا قائما علی کل شیء
ای خدای دائمی که فنایی نداری، ای که مردگان را زنده میکنی
احکم بینی و بینهم و انت احکم الحاکمین
بین من و آنها حکم کن که تو بهترین حکم کنندگانی

سالار شهیدان در آخرین لحظات عمر گرانقدرشان خاضعانه خدا را میخواند او را به بزرگی یاد میکند و به نیاز و فقر خود اشاره میکند و میگوید: ادعوک محتاجا ، خدایا تو را میخوانم در نهایت احتیاج . در اوج بندگی ، خدا را میخواند ، مانند بنده گنهکاری که آرزوی توبه دارد ، در آن لحظه با چشمان اشکبار پرودگارش را صدا میزند و به او توکل میکند .
در همان لحظات پایانی ، با آرامش برای گشایش و فرج امرشان دعا میکنند ، گویی می بینند روزی را که مهدی منتظر (عج) بر دیوار کعبه تکیه زده است و ندای انا المنتقم را سر میدهد.
امام حسین (علیه السلام ) در بدترین شرایط صبر پیشه میکنند و خدا را می خواند .
اوج عبودیت و بندگی ، اوج خضوع و خشوع ، اوج عشق به پرودگار عالمیان و ارتباط بسیار نزدیک با رب جلیل که همه و همه درسهایی هستند برای مایی که ادعای محب بودن و شیعه بودن داریم.
امام از مردمی شکایت میکند که ایشان را به مهمانی دعوت کردند سپس عهد شکستند و به رویش شمشیر کشیدند. نکند مهدی (عج) را صدا کنیم و بعد ....
وای به حال مردمانی که امام با خون دل از آنها شکایت کند وای به حالشان. خدایا ما را از آنها قرار نده.
فرخنده میلاد با سعادت امام کاظم (علیه السلام ) بر صاحب الزمان (عج) و شما شیعیان و محبین آن حضرت مبارک باد .
امام كاظم (ع) بعضی از فرزندانش را چنين اندرز مىدهد:
" فرزندم! بپرهيز از اين كه خداوند تو را در گناهی كه از آن نهىات كرده، ببيند؛ بپرهيز از اين كه پروردگار تو را از اطاعتی كه بدان فرمانت داده، دور مشاهده كند. بر تو باد به تلاش و كوشش. هرگز خود را از كوتاهی در عبادت خداوند تهی مشمار؛ زيرا خداوند چنان كه شايسته است عبادت نمىشود؛ و از مزاح بپرهيز كه نور ايمانت را مىبرد و تو را سبك مىسازد؛ و از اندوه و كسالت دور باش، كه از بهره دنيا وآخرتت جلوگيری مىكنند.»
تحف العقول، ص306
مرگ رقیه بر دل سوزان شراره بود برکاروان غمزده داغی دوباره بود
آن شام تیره بود و ستمکاری سپهر ابر سیاه و غروب ستاره بود

شهادت عمه سه ساله صاحب الزمان (عج) را به آن حضرت و همه محبین و شیعیانشان تسلیت عرض مینمایم.
تعمير قبر حضرت رقيّه خاتون سلام الله عليها
عالم بزرگوار مرحوم ملّا محمّد هاشم خراساني مي نويسد: عالم جليل شيخ محمّد علي شامي كه از جملۀ علماء نجف اشرف مي باشد به حقير فرمود: جدّ امّي من جناب آقا سيّد ابراهيم دمشقي كه نَسَبَش به مرتضي علم الهدي منتهي مي شد، و سنّ شريفش بيش از 90سال بود، سه دختر داشت و اولاد پسر نداشت.
شبي دختر بزرگ ايشان حضرت رقيّه دختر امام حسين (ع) را درخواب ديد كه فرمودند: به پدرت بگو: به والي بگويد: ميان لحد و جسد من آب افتاده، و بدن من در اذيّت است، بيايد قبر و لحد مرا تعمير كند.
دختر به سيد عرض كرد، ولي سيد از ترس اهل تسنّن به خواب اعتنا ننمود.
شب دوم دختر وسطي سيد همين خواب را ديد و به پدر گفت، ترتيب اثري نداد.
شب سوم دختر كوچك سيد همين خواب را ديد و به پدر گفت، باز ترتيب اثري نداد.
شب چهارم خود سيد حضرت رقيّه را در خواب ديد كه به طريق عتاب فرمودند: چرا والي را خبر دار نكردي؟
سيد بيدار شد ،صبح نزد والي شام رفت و خوابش را گفت. والي به علماء و صلحاء شام از شيعه و سنّي امر كرد كه غسل كنند و لباسهاي پاكيزه بپوشند، به دست هر كس قفل درب حرم مطهر باز شد، همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند، جسد را بيرون آورد تا قبر را تعمير كنند.
قفل به دست هيچكس باز نشد، مگر به دست مرحوم سيد، حرم را خلوت كردند، لحد را شكافتند، ديدند بدن نازنين مخدّره ميان لحد و كفن صحيح وسالم است، لكن آب زيادي ميان لحد جمع شده است.
سيد بدن شريف را از ميان لحد بيرون آورد و بر روي زانوي خود نهاد، وسه روز بدين گونه بالاي زانوي خود نگهداشت و گريه مي كرد تا اينكه قبر آن بي بي را تعمير كردند.
وقت نماز كه مي شد سيد بدن مخدّره را بر روی چيز پاكيزه ای مي گذاشت. و بعد از نماز دوباره بر زانو مي گذاشت ، تا اينكه ازتعمير قبر و لحد فارغ شدند و سيد بدن را دفن كرد. از معجزۀ اين مخدّره اين بود كه سيد در اين سه روز احتياج به غذا و آب و تجديد وضو پيدا نكرد. و چون خواست او را دفن كند دعا كرد كه خداوند پسري به او عطا فرمايد. دعاي سيد به اجابت رسيد و درسن پيري خداوند پسري به او لطف فرمود.
اين قضيه در حدود سال هزارودويست و هشتاد هجري بوده است(1)
در «معالي» اين قضيه را مجملاً نقل كرده و در آخر اضافه فرموده است:
آن سيد جليل وارد قبر شد و پارچه اي بر او پيچيد و او را خارج نمود ،دختر كوچكي بود كه هنوز به سن بلوغ نرسيده ، و پشت شريفش از زيادي ضرب مجروح بود» (2)
به واسطه این که سید بدن دختر سه ساله ابا عبدالله (ع) را سه روز بر روی دست نگهداشت کرامتی به سید و فرزندان او داده شد که دستشان شفای مار گزیده و ... بود .
۱- منتخب التواريخ / 365 ب 8
-۲ معالي السبطين: 2/ 101
3-معجزات : نوشته سید هادی ص 74
