تبليغاتX
تادیدار یار
جمعه سی و یکم فروردین 1386
آیا ما واقعا مومنیم ؟

مومن واقعی کیه ؟ ایمان واقعی چیه ؟ همین سوالات رو عده ای از معصومین (علیهم السلام ) پرسیدن و این هم توضیحات ائمه (علیهم السلام ) :

(امام على عليه السلام پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به من فرمود: على ! بنويس عرض كردم : چه بنويسم ؟
فرمود: بنويس : بسم اللّه الرحمن الرحيم , ايمان آن است كه در دلها جاى گيرد ودرستى آن با عمل ثابت شود و اسلام آن است كه بر زبان گذرد و با آن پيوند زناشويى حلال گردد. )

جالبه نه ؟ ایمان و اسلام یکی نیستن پس این همه مسلموووووووووون که میگن ، اینا مسلمون هستن !!، یعنی فقط به مرحله اسلام رسیدن نه به مرحله ایمان . البته ما هم همینطور !!! میگید نه ؟ بخونید ...

ايمان اقرار است و عمل و اسلام اقرارى است بدون عمل .

امـام صـادق عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش ابو بصير درباره ايمان ـ : ايمان به خدا آن است كه نـافـرمانى او نشود عرض كردم : پس اسلام چيست ؟
فرمود: هر كه اعمال عبادى مارا انجام دهد و مانند ما ذبح كند.

دين خدا نامش اسلام است پيش از آن كه شما به وجود آييد, هر جا كه بوده ايد وپس از پديد آمدن شما, اسلام دين خدا بوده وهست پس هر كه به دين خدا اقرار و اعتراف كند مسلمان است و هر كه به دستورهاى خداى عزوجل عمل كند مؤمن است .

خب آخه ما دوست داریم مومن باشیم  نه ؟؟؟؟

پـيـامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمودند :  ايمان به ادعا و آرزونيست بلكه ايمان آن است كه در دل خالص باشد و عمل آن را تصديق و تاييد كند.

همین که بگیم ما دوست داریم مومن باشیم کافیه ؟

امام رضا عليه السلام می فرمایند : ايمان پيمانى قلبى است و تلفظ زبانى و عمل با اعضا و جوارح .

پس فقط زبان بگه فایده نداره ؟ !!!

پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله ايمان با دل و زبان است و هجرت با جان و مال .

ايمان , شكيبايى و گذشت است .

ايمان بر دو نيم است : نيمى ازآن در شكيبايى است و نيمى ديگر در سپاسگزارى . صبورى در سختى و گرفتارى است و شكرگزارى در آسايش و نعمت .

ایمان چه نشونه هایی داره بدونیم شاید در خودمون پیدا کنیم !!!

امام صادق عليه السلام فرمودند: از نشانه هاى ايمان حقيقى اين است كه حق را, هر چند به زيان توباشد, بر باطل , هر چند به سود تو باشد, ترجيح دهى .

اوه اوه سخت شدا نه ؟؟؟

 

 

 

خیلی سخته که آدم حرفی رو بزنه که به ضررش باشه ... خدا توفیق بده بتونیم .  مخصوصا توی این آخر الزمان که تمام دنیا بر علیه ما هستن. کیه که امام زمانش رو یاری کنه؟؟ 

امـام عـلـى عـلـيـه الـسلام ايمان درختى است كه ريشه اش يقين است , شاخه اش پرهيزگارى , شكوفه اش حيا و ميوه اش بخشندگى .

برای این پست فکر میکنم بسه . اگه روی همینا فکر کنیم خیلی عالیه ، یعنی میشه ما هم مومن واقعی بشیم ؟؟
اسناد و منبع روایات محفوظ است : به میزان الحکمه ج1 فصل ایمان مراجعه کنید.

(رنگای مشکی حرفای منه یه وقتی اشتباه نشه با احادیث !!!)

+ نوشته شده در 23:50 توسط بی دل.
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386
مناجات شهید چمران

سلام این وبلاگ بارها شاهد دعا و مناجات بوده این بار دلم میخواد مناجاتهای شهید دکتر چمران رو بذارم که واقعا از اوج مقام بندگی او حکایت میکنه  خودتون بخونید :

افزايش ظرفيت

" خدايا از تو مي خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کني که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهي گناه و فساد و تهمت و دروغ وغيبت ، قلب هاي ما را تيره و تار ننمايد. خدايا! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزي ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکي و بيچارگي خويش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبينم."

سوگند

" خدايا به آسمان بلندت سوگند،به عشق سوگند،به شهادت سوگند،به علي سوگند،به حسين سوگند،به روح سوگند،به بي نهايت سوگند،به نور سوگند،به درياي وسيع سوگند،به امواج روح افزا سوگند،به کوههاي سر به فلک کشيده سوگند،به شيپور جنگ سوگند،به سوز دل عاشقان سوگند،به فداييان از جان گذشته سوگند،به درد دل زجرکشيده گان سوگند،به اشک يتيمان سوگند،به آه جانسوز بيوه زنان سوگند،به تنهايي مردان بلند سوگند که من عاشق زيبائيم. چه زيباست همدردعلي شدن،زجر کشيدن،از طرف پست ترين جنايتکاران تهمت شنيدن،از طرف کينه توزان بي انصاف نفرين شنيدن،چه زيباست در کنار نخلستان هاي بلند در نيمه هاي شب،سينه داغدار را گشودن و خروشيدن و با ستارگان زيباي آسمان سخن گفتن،چه زيباست که دراين موهبت بزرگ الهي که نامش غم و درد است، شيعه تمام عيارعلي شدن."

پرگشایم

خوش دارم که در نيمه هاي شب در سکوت مرموز آسمان و زمين به مناجات برخيزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتني آسمان بگشايم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمايم، محو عالم بي نهايت شوم.از مرزهاي علم وجود  در گذرم و در وادي ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چيزي را احساس نکنم.

خوشا به حال شهدا . خوشا به حال چمران . یعنی میشه ما هم در رکاب مولامون پر بکشیم.

یا اباصالح المهدی ادرکنی

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در 23:52 توسط بی دل.
جمعه هفدهم فروردین 1386
پیامبر رحمت (صل الله علیه و آله)

میلاد با سعادت پیامبر اعظم رسول رحمت صل الله علیه و آله و امام جعفر صادق علیه السلام را خدمت امام زمان (عج) و همه شیفتگان و محبان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

 

پیامبر رحمت (ص)

 

{ يا ايها الذين آمنوا . . . و لا يجرمنكم شنئان قوم علی ان لا تعدلوا ، اعدلوا هو اقرب للتقوی .. }

 

سوره مائده آیه 8

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! همواره براى خدا قيام كنيد، و از روى عدالت،گواهى دهيد! دشمنى با جمعيّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است! و از (معصيت) خدا بپرهيزيد، كه از آنچه انجام مى‏دهيد، با خبر است!

این روزها آزادی نظامیان انگلیسی غوغایی به پا کرده ، عده ای میگن بارک الله عالی بود سیاست خوبی بود ، عده ای هم میگن گرگ ها رو آزاد کردن کار درستی نبود، فلان و بهمان کردن ، من نه سیاسی هستم نه از فعالیتهای سیاسی خوشم میاد اما فکر میکنم بهتره توی این موارد مراجعه کنیم به سیره معصومین(ع).

 

 توی سیره پیامبر رحمت که نگاه کنیم می بینیم این کار چقدر شبیه به اون سیره بوده. رافت و رحمت حتی نسبت به بدترین دشمنان .. به خاطر اسلام و خدا

 

كفار قريش كه نه تنها مشرك و بت پرست و دشمن بودند بلكه‏ حدود بيست سال با پيغمبر جنگيده بودند و از هيچ كاری كوتاهی نكرده بودند . عموی پيغمبر رو كشتند  ، در دوران زندگی در مكه چقدر پيغمبر و اصحاب و عزيزان او را زجر دادند ، دندان مبارک پيغمبر رو همينها شكستند ، پيشانی پيغمبر رو همينها شكستند ، و ديگر كاری نبود كه نكنند . ولی اواخر ، دوره فتح مكه می‏رسد  پیامبر با عطوفت تمام با رحمت و بزرگواری با اونها روبرو میشه . سوره‏ مائده آخرين سوره‏ای است كه بر پيغمبر نازل شده . بقايايی از دشمن باقی‏ مونده ولی ديگه قدرت دست مسلمينه ، خلاصه مضمون آیه 8 ، اينه:

 

ای اهل ايمان ! ما می‏دانيم دلهای شما از اينها پر از عقده و ناراحتی است ، از اينها شما خيلی ناراحتی و رنج ديديد ، ولی مبادا این ناراحتيها سبب بشه كه حتی درباره اين دشمنها از حد عدالت‏ خارج بشويد .


مسلمان برای چه مواردی با دشمن میجنگه؟ يك وقت‏ می‏گی برای اينكه عقده‏های دلم را خالی كنم این غاصبین رو به جزای اعمالشون برسونم . خب این مال اسلام نيست .به تعبیر استاد شهید مطهری :) يك وقت می‏گویی من با دشمن می‏جنگم تا خاری را از سر راه بشريت بردارم.خوب خار را كه برداشتی ديگر كافی است .شاخه رو نیازی نیست بشکنی .)

 

در كلام اميرالمؤمنين  پیامبر اینگونه توصیف شده است :

 

(طبيب دوار بطبه قد احكم مراهمه و احمی مواسمه)

پیامبر طبیب همه انسانهاست او برای درمان گاهی از مرهم استفاده میکرد گاهی از تیغ جراحی ]مرسم[.

پيغمبر ، يك جا مرسم به كار می‏برد ، يك‏جا مرهم ، يك جا با خشونت و صلابت رفتار می‏كرد يك جا با نرمی ، ولی مواردش رو خوب می‏شناخت . در جهت بيداری و آگاهی مردم استفاده‏ می‏كرد .عطوفت و مهر ‏ را در جايی به كار می‏برد كه سبب آگاهی و بيداری می‏شد و اگر چاره ای جز شمشیر نمیدید شمشیر و قدرت را به کار می انداخت ، تمام وسائلی كه‏ پيغمبر به كار می‏برد در جهت بيداری مردم بود .

 

دعوت به حق و بیدار و آگاه نمودن مردم نبايد توأم با خشونت باشه ، دعوت و تبليغ‏ نمی‏تونه توأم با اكراه و اجبار باشد .مخصوصا در جایی که چهره اسلام مخدوش شده باشه.  چيزی كه كشيشهای مسيحی و بوغهای تبلیغاتی دشمن در دنيا روش فوق‏ العاده کار كردند اینه که اسم اسلام را دين شمشير گذاشتند ، يعنی دينی كه‏ منحصرا از شمشير استفاده می‏كنه .

در حالیکه پیامبر اسلام رحمة للعالمین هستند ، با تبلیغاتی که دشمن بر علیه اسلام و توهین هایی که به پیامبر (ص) در جهان شده ، این عملکرد سران کشور بسیار مقتدارنه بود ، که هم باعث قدرت نمایی و هم باعث اسکات دشمن می شه . در جواب فیلم 300 ، در جواب کاریکاتورها ، در جواب همه توهین ها و تحقیر های اسلام و ایران این عملکرد ، از هر مشت محکمی محکم تر بود . که خداوند میفرماید عزت از آن خدا و رسولش و مومنین است . در این واقعه خداوند میخواست عزت و بزرگی رو که دشمن سعی میکنه به هر طریقی از چنگ مسلمین بگیره به اونها برگردوند. الحمدلله رب العالمین

 

اللهم عجّل فی فرج ولیک المنتظر

+ نوشته شده در 0:28 توسط بی دل.
پنجشنبه نهم فروردین 1386
تشرف یافتن حاج شیخ محمد کوفی شوشتری

عید ولایت را به همه شیعیان و محبین صاحب العصر و الزمان تبریک و تهنیت می گویم

 

ان شاء الله آخرین سالی باشد که ما در غیبت به سر می بریم .

 

متقی صالح ، حاج شیخ محمد کوفی شوشتری ساکن شریعه ی کوفه  فرمود :

 

در سال 1315 قمری با پدر بزرگوارم – شیخ محمد طاهر – به حج مشرف شدیم در هنگام برگشت من در خدمت پدرم بودم برای او قاطری کرایه کرده بودم خودم هم سوار بر شتر به همراه کاروانی مسیر را می پیمودیم در راه نهر های کوچک بسیار بود و شتر من به خاطر ضعف کند حرکت میکرد تا به نهر (عاموره ) رسیدیم . این نهر خیلی عریض بود و عبور از آن دشوار . پلی هم نداشت که از روی آن رد شویم لذا شتر را در نهر انداختم و با هر دردسری بود از رودخانه عبور کردیم آن طرف نهر بلند و پر شیب بود پاهای شتر را با طناب بستیم و آن را کشیدیم اما حیوان همان جا خوابید و هر کاری کردیم دیگر حرکت نکرد و از جای خود بر نخواست . متحیر ماندم که چه کنم ، سینه ام تنگ شد و مظطر شدم کاری هم از دستم بر نمی آمد  لذا رویم را به طرف قبله کردم و به حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء استغاثه و توسل کردم و عرض نمودم :

یا فارس الحجاز یا ابا صالح ادرکنی . افلا تعیننا حتی نعلم انّ لنا اماما یرانا و یغیثنا (ای تک سوار سرزمین حجاز یا ابا صالح المهدی ( علیه السلام ) به فریادم برس چرا آقا به فریادمان نمی رسی ، تا ما بدانیم امامی داریم که همیشه ما را مد نظر دارد و به فریادمان می رسد ؟ )

در همان لحظه ناگاه دیدم دو نفر نزد من ایستاده اند ، یکی جوان و دیگری کامل مردی بود . به آن مرد جوان سلام کردم او جواب داد خیال کردم یکی از اهل نجف است که اسمش محمد بن الحسین و شغلش بزازی است . فرمود : ( نه من م ح م د بی الحسن (عج) هستم )

عرض کردم این شخص کیست ؟ فرمود : ( این خضر است و وقتی دید من محزونم به رویم تبسم نمود و بنای ملاطفت را گذاشت و از حالم جویا شد .

گفتم : شتر من خوابیده است و از جایش تکان نمیخورد و ما در این صحرا مانده ایم . نمیدانم مرا به خانه می رساند یا  نه ؟

ایشان نزدیک شتر آمد و پایش را بر زانوی آن گذاشت و و سر خود را کنار گوشش برد، ناگهان شتر حرکت کرد و به طوری سر پا ایستاد که خیال کردم میخواهد از جایش پرواز کند .

آن بزرگوار دستانش را بر سر حیوان گذاشت حیوان آرام شد . بعد روی خود را به من کردند و سه مرتبه فرمودند : (نترس تو را می رساند .) سپس فرمودند : دیگر چه میخواهی ؟

عرض کردم :  میخواهید کجا تشریف ببرید ؟

فرمودند : میخواهم به خضر  - نام مکانی در شرق سماوه ـ  بروم .

گفتم : بعد از این شما را کجا ببینم ؟ فرمودند : «هر جا بخواهی می آیم »

گفتم : خانه من در کوفه است . فرمودند : «من مسجد سهله می آیم »

و در این جا ، همین که دوباره متوجه آن دو نفر شدم ناگهان از جلوی چشمانم غائب شدند . به راه افتادیم ، تا این که نزدیک غروب آفتاب ، به خیمه های عده ای از بدویها رسیدیم و به خیمه شیخ و بزرگ آنها وارد شدیم .

شیخ گفت : شما از کجا و از چه راهی آمده اید ؟ گفتیم : ما از سماوه و نهر عامور می آییم .

از روی تعجب گفت : سبحان الله راه معمول سماوه به نجف این نیست . با این شتر و قاطر چگونه از نهر عبور کردید ، حال که این گودی اش به حدی است که اگر کشتی در آن غرق شود ، دکلش نمایان نخواهد شد !!

بالاخره بعد از این قضیه ، شتر ما را تا مقابل قبر میثم تمار آورد ، و در آنجا روی زمین خوابید . من نزدیک گوشش رفتم و آهسته به او گفتم : بنا بود تو ما را  به منزلمان برسانی .

تا این حرف را شنید ، فورا حرکت کرد و به راه افتاد تا ما را به خانه رسانید . بعد ها شتر صبح که می شد از منزل بیرون می رفت و رو به صحرا می نمود و به چرا مشغول می شد بدون آن که کسی از او مواظبت کند غروب هم به جایگاه خود در منزل ما بر میگشت و مدتها به  همین منوال بود .

 

  • امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش می فرماید :
    «إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»:
    ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى می آورد و دشمنان، شما را ريشه كن می كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.
  • چرا ما اینقدر از امام زمان ( عج ) خود دوریم ، در حالیکه ایشان خود میفرماید «هر جا بخواهی می آیم » . چرا ؟ آیا واقعا ما از امام زمان (عج)  خود غایبیم و او را نمی جوییم یا او از ما؟
  • توسل به امام زمان (عج ) حتی در کوچکترین مسائل زندگی لازم است و نشانه ایمان و محبت به آن حضرت .
  • عده ای به دیدار امام زمان تشرف یافته اند اگر ما نرسیم آیا نشان از کوتاهی ما نیست ؟
  • شتر حیوان است ولی حرف شنو .... اما ... صد افسوس
+ نوشته شده در 17:22 توسط بی دل.
جمعه سوم فروردین 1386
بهار و آفتاب پشت ابر

مولای غریبم سلام

آقا جان بی تو عیدم عید نیست

 

بی تو بهارم خزانه آقا

 

بی تو زندگی بی معناست

 

بی تو نفس کشیدن شرم داره

 

بی تو خندیدن خطاست

 

آقا جان شما چیز بزرگی از ما نخواستی

 

آدم شدن رو راست شدن با خود ، با خدا

 

ما برای خودمون ارزش قائل نیستیم که نمیتونیم آدم بشیم

 

آقا برامون دعا کن

 

دعا کن بفهمیم

 

دعا کن اهل عمل بشیم

دعا کن همتمون بالا بره

 

دعا کن این سال جدید با همه سالهامون فرق کنیم

دعا کن بتونیم اونطوری بشیم که خودتون میخواید

 

مولای غریبم دعامون کن بفهمیم

گل نرگسم ما رو ببخش

شرمنده ایم

 

+ نوشته شده در 1:0 توسط بی دل.