
خدای مهربانم ، خدای خوبم شکر، شکر ، شکر .... به آنچه دادی و ندادی شکر .
خدایا راضی ام کن به آنچه به من دادی و به آنچه از من گرفتی .
خدایا تو را شکر میگویم که نگاه مهربانت را به من دوخته ای .
خدای من ، خدای خوبم ، خدای مهربانم .....
میدانم اشتباه کرده ام.
میدانم راه خطا رفته ام.
میدانم ازتو دور شده ام.
میدانم نافرمانی ات کرده ام.
میدانم ناراحتت نموده ام.
مرا ببخش . ببخش . ببخش .....
میدانم این حال و روزم نتیجه اشتباهات من است .
میدانم غصه امروزم نتیجه خطاهای دیروز من است .
اما ..
ای کریم خطا بخش ...
ای مهربان ، راضی ام کن ، راضی ام کن به آنچه تو می پسندی .
الهی قلبم را پر کن از مهرت .
الهی قلبم را از عشقهای پوچ خالی کن .
الهی قلبم را از بدی پاک کن .
تا بدانم هر چه تو بر من می پسندی خیر من است .
تا بدانم هیچ از خود ندارم.
تا بدانم آمدنم برای رفتن است .
تا بدانم بودنم برای ماندن نیست .
تا بدانم زندگی دنیا برای رسیدن به خواسته های دل من نیست .
تا بدانم آمده ام که تو را بجویم .
آمده ام تا به تو برسم .
آمده ام تا تو از من زمینی، منی آسمانی بسازی .
آمده ام تا خواسته هایم را بر خواسته هایت تطبیق دهم .
آمده ام گل وجودم با سختی های زمانه ورز داده شود .
آمده ام تا آب رحمتت گل وجودم را نرم کند .
آمده ام تا گل وجودم در کوره مشکلات پخته شود .
آمده ام تا چون آینه ای صیقل داده شوم .
آمده ام تا جلوه گر جمال زیبایت باشم .
آه ....... آه ....... آه .......
افسوس ..... افسوس .... افسوس ....
سختی را می چشم اما باور ندارم که برای آزموده شدن است .
غم را تحمل میکنم اما باور ندارم برای صیقلی شدن است .
خدایا ...آرامم کن با یادت .
خدایا... نورانی ام کن با نامت .
خدایا....پاکم کن با غفرانت .
خدایا... عاشقم کن به رویت .
خدایا... روشنم کن به علمت .
خدایا... من از تو، تو را میخواهم ...
خدایا آنکه تو را دارد چه ندارد؟
و آنکه تو را ندارد چه دارد ؟
هر چه غیر توست قلبم را تنگ کرده است . غیر خود را از دلم ببر .
خدایا خودم را از دلم ببر...
تا این خود هست ، تو نیستی .
تا این خود هست ، هیچ نوری نیست .
تا این خود هست ، امیدی نیست .
تا این خود هست ، وصلی نیست .
خدایا خودم را از خودم جدا کن و به خودت برسان .
خدایا منیّت را از من بگیر .
خدایا خودخواهی را از من جدا کن .
خدایا خودخواهی بالهای پروازم را بسته است .
خدایا خداخواهی را به من ببخش .
تا به سویت پرواز کنم ....

هر دم شمیمی جانفزا پیچیده در ارض و سما
عطر گل یاس نبی از عرش اعلا می رسد
از صلب پاک مصطفی، کوثر شده بر ما عطا
کز مقدم والای او رحمت به جانها می رسد
تاریکی شب سر رسید، صبح سعادت بر دمید
از جلوه انوار او ، شادی به دلها می رسد
اما کاش یه کم این چیزا که توی ظاهر زندگی های ما جاری شده، در باطنش هم ریشه میکرد. همین عروسی ها که با نام خانم فاطمه زهرا(س) و با یاد ایشون شکل میگیره چقدر پر از گناهه؟ چقدر پر از ریخت و پاش های جور واجوره؟ تو رو خدا خانم فاطمه زهرا(س) هم اینطوری عروس شدند؟ خانم فاطمه زهرا(س) اینا رو میپسندند؟ شب ولادت خانم فاطمه زهرا(س) میخوایم باعث خوشحالی ایشون بشیم یا باعث ناراحتی ایشون ؟
چی بود ماجرای لباس عروسی بی بی دو عالم ؟ ماجراهای لباس عروسای ما چیه ؟ خود عروس که بمااااااااااند چقدر هزینه های آنچنانی و خرج های سر به فلک کشیده داره، مهمونا هم هر کدوم یه جور، یه مدل، یه رنگ، یه لباس آنچنانی، اینا کجای دین ما هست؟اصلا هست؟ آیا واقعا میخوایم پیرو باشیم؟
اگر میخوایم واقعا پیرو باشیم،خانم فاطمه زهرا (س) شب عروسی لباس عروسی شونو هدیه دادند به یک فقیر ... من نمیگم ما هم دقیق همین کارو بکنیم اما حداقل توی جشنمون 10 فقیر رو مهمون کنیم.
یه کم از این تجمل و خودنمایی هایی که میشه، چشم و هم چشمی ها و..کم کنیم .
چرا دنیا اینقدر برای ماها جلوه کرده چرا جشن و عروسی و ازدواج ...این همه دردسر ساز شده، چون چشممون رو دنیا پر کرده، اینجا رو همه باید بذاریم، بریم. والله همه مون باید بریم، هیچ کس اینجا نمیمونه، همه یه روز میمیرن.
حالا نمیخوام صحبت از گناهانی بکنم که توی همین جشن ها دل صاحب الزمان(عج) رو بدرد میاره، اما یه کم فکر کنیم. نگیم (یه شب که چیزی نمیشه) همین یه شب حضرت فاطمه(س) با بخشیدن لباسشون به فقیر درسی به همه ما میدن که دیگه این بهانه رو نیاریم.
اون دنیا اگر سنجشی برگزار شد که حتما هم میشه، لااقل یه ذره ناچیز شباهتی بین خودمون و اسوه های دینمون ببینیم. ان شاء الله
یه طوری نشه که عروس خانم شب عروسی به خاطر آرایش آنچنانی نمازش نمیگم دیر بشه، میگم قضا بشه!!! نکنه نکنه نکنه...
نکنه فردای قیامت که پرونده ما رو دادن دستمون، شرم کنیم به روی خانم فاطمه زهرا(س)، شفیعه محشر نگاه کنیم...
خدایا خودت بدادمون برس

بعضیا معتقدند برای رسیدن به مقصد والای انسانیت باید دهها و بلکه صدها منزل طی بشه. خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین، صد منزل برای سیر و سلوک ذکر میکنه. خواجه نصیرالدین هم ، بیست و چهار منزل نام برده.
اما یه سوال شهدا چطور به مقامات بالا رسیدن بدون اینکه سیرو سلوک به این شکل ها رو انجام داده باشن ؟
اونها در مسیری که قدم میذاشتن محکم و استوار می ایستادند، برای خدا کار میکردن و خود براشون بی معنا بود، شهدا تمام سختی های جهاد رو به جون و دل میخریدند اما همچنان می ایستادند مثل کوه . دلشونم نرم بود مثل آب، یاد خدا تو دلهاشون خونه کرده بود و صبرو شکیبایی مانع هر بیتابی ای شده بود. در یک کلام اونها بندگی خدا رو کردند.
اسلام راهی روشنه که هیچ ابهامی در حقانیتش نیست اما این ماییم که باید بخوایم و در راه حق قدم برداریم امام رضا علیه السلام میفرمایند : (اهدنا الصراطالمستقیم) طلب ره یافتن به دین الهی و چنگ زدن به ریسمان آن و درخواست افزایش معرفت خدا است.
راه مستقیم که هر روز توی نماز از خدا میخوایم ما رو به اون هدایت کنه راه بندگی خداست. هر کسی خودش میدونه چی توی پرونده اعمالش داره که اشتباهه و باید عوضش کنه ، هر کسی میدونه کجای اعمالش نادرسته .
خدایا ما راه خطا رفتیم شیطان رو پرستیدیم اما تو که مهربونتر و بخشنده تر از اونی که بخواهی ما رو به خطا و اشتباهمون عذاب کنی. چون خودت گفتی:
﴿قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّه﴾
بگو ای بندگان من که بر خويشتن زيادهروی روا داشتهايد، از رحمت خدا نوميد مشويد.
شهادت نزدیک ترین راه قرب به حقه که زودتر از همه راه ها انسان رو به قله کمال میرسونه
یاد و خاطره شهدای 7 تیر، بهشتی و یاران بهشتی اش را گرامی میداریم.
