تبليغاتX
تادیدار یار
جمعه بیست و سوم اسفند 1387
مهدی وحدت بخش انسانها

پیامبران آمدند تا دین خدا را در زمین جاری کند؛

پیامبران  آمدند تا راه خدا را بنمایاند؛

 اما ...

هنوز وعده الهی محقق نشده؛

هنوز قول انبیاء الهی به حقیقت نپیوسته؛

هنوز دین خدا جهانی نشده؛

هنوز موعود انبیاء ظهور نکرده؛

هنوز خلیفه دوازدهم پیامبر (ص) نیامده؛

چون هنوز دنیا پر از بی عدالتی است؛

مسلمانان پیامبرانتان به شما وعده داده؛

خدایتان به شما وعده داده:

که روزی زمین از آن مستضعفان خواهد شد،

روزی خلیفه بر حق الهی زمین را از جور و ستم پاک خواهد کرد.

آن خلیفه هموست که همه پیامبران بشارتش دادند:

ابراهیم (ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و محمد(ص)

او خلیفه ایست از نسل  پیامبر خاتم (ص)

همو وارث پیغمبران است

همو حامی مستضعفان است

همو دین و شریعت الهی را در زمین زنده خواهد کرد

همو پیوند آسمان و زمین است

همو چراغ راه آسمان است

او که امید و نور چشم محمد مصطفی(ص) است

همون خیر کثیر است

خدا خودش فرمود انا اعطیناک الکوثر

کوثر چشمه جوشان الهی است

کوثر خیر کثیر الهی است که خدا به رسول امین بشارت داد

مهدی از نسل کوثر است

مهدی هم نام پیامبر (ص) است

مسلمانان مهدی از نسل پیامبر ماست

مسلمانان چرا خفته اید؟

همه شما از هر فرقه ای که باشید پیرو پیامبر اسلامید

همه میدانیم که او فرمود:

 دوازدهمین خلیفه که همنام من و هم کنیه من است روزی خواهد آمد

و جهان را از عدل و داد پاک میکند،

همانگونه که از ظلم و جور پر بوده است.

آیا خواهان وحدت نیستیم؟

هفته هفته وحدت است؟!

مهدی حلقه اتحاد ماست.

مهدی نقطه اتصال همه مسلمانان است.

نه ... نه... نه

مهدی سلاسله همه پیغمبران است.

مهدی آرزو و امید همه دینداران عالم است؛

پس مهدی حلقه اتحاد همه دینداران است؛

نه ... نه ... نه

مهدی امیدبخش همه عدالت خواهان و حق مداران عالم است؛

همه انسانها دوستدار عدالتند؛

پس مهدی امید انسانهای زنده پاکدل است؛

مهدی اتحادبخش همه انسانهای بیدار دل است؛

مهدی زنده کننده روح پاک آدمیت است؛

بیایید همه با هم برای آمدنش دعا کنیم؛

بیایید همه با هم او را خدا بخواهیم؛

بیایید برای آمدن موعود عدالت گستر دست به دست هم دهیم و یکصدا فریاد زنیم

تا خدای فریاد رس فریادمان را پاسخ گوید؛

فاغث یا غیاث المستغیثین

تا فریادمان به آسمان نرسیده ...

تا نیاز به او را حس نکرده ایم ...

همچنان غرق در دنیای پر از فساد و جور و پلیدیمان خواهیم بود.

خدایا ما مشتاق دیدار ولیّ تو هستیم؛

او که قوام زندگی و پناهگاه ماست؛

او را پیشوا و امام مؤمنین قرار دادی؛

پس هر کجا هست سلام ما را به او برسان،

ما را از نعمت وجودش بهره مند فرما،

و با آمدنش حق و حقیقت را برپا و باطل را نابود فرما

به ما توفیق ده تا او را اجابت کنیم،

و به مهر و محبت و رحمت و دعای او برسیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا قائم آل محمد (ص)

+ نوشته شده در 7:58 توسط بی دل.
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
بی تو ای صاحب زمان

شهادت جانسوز امام حسن عسگری  (علیه السلام) رو خدمت فرزند گرانقدرشان، صاحب  الزمان (عج) همه شیعیان و دوست دارانشان تسلیت عرض میکنم.

بی تو ای صاحب زمان بی قرارم هر زمان

از غم هجر تو من، دل خسته ام

همچو مرغی، بال و پر بشکسته ام

کی شود آیی نظر به قلب من اندازی، تو یارا

بر دل خسته که دمسازی، تو یارا

ده مدال دیده بانی، ز عنایت

ده من  از مهر  و عشق بازی خدایا

یابن الحسن آقا بیا

یابن الحسن آقا بیا

برای دریافت فلش اینجا را کلیک کنید.

از  سازنده محترم آن سپاسگزاریم اجرشان با مولای غریبمان

التماس دعا

یا حسن بن علی العسگری

 

 اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 0:2 توسط بی دل.
پنجشنبه هشتم اسفند 1387
امامت و جایگاه امام

قصد داشتم درباره  مقام امام رضا علیه السلام مطلبی بنویسم اما دیدم هر چی بنویسم نمیتوانم آن مقام والا رو شرح بدم  و حق مطلب رو ادا کنم که خود امام رضا به کمک آمد و این مطلب به دستم رسیدم از کتاب تحف العقول  برای کسانی که میخوان بدونن امام  چگونه تعیین میشه و چه جایگاهی داره  در این  پست قرار میدم  برای خوندن متن عربی هم میتونید به ادامه مطلب مراجعه کنید. خوندن متن عربیش  لذت بیشتری داره.

عبد العزيز بن مسلم تعریف میکند[1] که یک روز همراه امام رضا عليه السّلام در مرو بوديم و در مسجد جامع آن شهر جمع شديم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو مى‏كردند و اختلاف عقيده بسيارى را ذكر كردند، پس من به خدمت سرور و مولايم امام رضا عليه السّلام رسيدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا عليه السّلام لبخندى زد، آنگاه فرمود: اى عبد العزيز، اين طايفه ندانستند و در دين خويش فريفته شدند.

به درستى كه خداوند جليل و عزيز، جان پيامبرش صلّى اللَّه عليه و آله را نستاند تا آن هنگام كه دين را بر او كامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد كه آشكاركننده هر چيزى بود

(1) و حلال و حرام و احكام و همه نيازهاى مردم را در آن، بطور كامل بيان نموده بود و فرمود: « ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ء   ما هيچ چيز را در كتاب فروگذار نكرده‏ايم». [2] و در حج پايانى كه پايان عمر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بود بر او فرو فرستاد: « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا     امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما به عنوان آئينى برگزيدم». [3] و موضوع امامت از كامل شدن و كمال دين است.

و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله درنگذشت تا آنگاه كه نشانه‏هاى دينش را براى امّت خويش آشكار نمود و راههايشان را بر آنان روشن ساخت و آنان را در راه حقّ نهاد و على عليه السّلام را براى آنان تا هميشه پرچم و جلودار قرار داد و هيچ چيز از نيازهاى امت خويش را رها نساخت مگر آن كه آن را آشكار و واضح نمود، پس هر كه پندارد كه خداوند دينش را كامل ننموده بى‏گمان كتاب خدا را نپذيرفته است و هر كه كتاب خدا را نپذيرد و وازند مسلما كفر ورزيده است. آيا از منزلت و جايگاه امامت در ميان امت آگاهى دارند تا برگزينى آنان در امامت روا باشد؟

امامت مقامی است كه خداوند، ابراهيم خليل عليه السّلام را پس از نبوّت و دوست خالص خدا شدن، در مرتبه سوم، ويژه او ساخت و فضيلتى است كه با آن بزرگش داشت و نامش را بلند آوازه نمود، خداوند جليل و عزيز فرمود: « وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما       و هنگامی که خداوند ابراهيم را با كلماتى  آزمایش کرد و وى آن همه را به انجام رسانيد، خدا به او فرمود من تو را امام مردم قرار دادم».[4] ابراهيم عليه السّلام با خوشحالى از امامت خويش گفت:

 «  وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِين‏       از دودمانم چطور؟ فرمود: پيمان من به ظالمان نمى‏رسد».[5]  پس اين آيه امامت هر ظالم و ستم پيشه‏اى را تا روز رستاخيز باطل ساخت و امامت را در برگزيدگان الهی نهاد. آنگاه خداوند با نهادن امامت در نسل برگزيدگان و پاكان، او را بزرگ و ارجمند داشت و فرمود: « َ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِين‏       و اسحاق و يعقوب را به عنوان نعمتى افزون به او بخشيديم و همه را از شايستگان قرار داديم  و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏كردند و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند».[6]

پس پيوسته و قرن به قرن، نسل او امامت را از يكديگر به ارث بردند تا آنگاه كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آن را به ارث برد و خداوند فرمود: « إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا        در حقيقت، نزديكترين مردم به ابراهيم همان كسانى هستند كه او را پيروى كرده‏اند و نيز اين پيامبر و كسانى كه به او ايمان آورده‏اند». [7]

پس امامت مخصوص آنها شد و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله، امامت را به على عليه السّلام وانهاد و در فرزندان برگزيده ايشان؛ همان كسانى كه خداوند به آنها دانش و ايمان داده بود، نهاده شد و اين همان سخن خداوند است كه: « وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى‏ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏         كسانى كه دانش و ايمان يافته‏اند مى‏گويند: قطعا شما [به موجب آنچه‏] در كتاب خداست تا روز رستاخيز مانده‏ايد و اين، روز رستاخيز است. ولى شما خودتان نمى‏دانستيد».[8]  به همان گونه‏اى كه خداوند در فرزندان او تا روز واپسين جارى ساخته و واجب فرمود؛ چرا كه پيامبرى پس از محمّد صلّى اللَّه عليه و آله نيست، پس اين نادانان از كجا مى‏خواهند با نظر خود امامت را انتخاب كنند.

امامت شأن و مقام پيامبران و ميراث اوصياء است.

امامت خلافت خداوند عزيز و جليل است.

امامت جانشينى رسول او صلّى اللَّه عليه و آله است.

مقام امير مؤمنان عليه السّلام و جانشينى حسن و حسين عليهما السّلام است.

امام سررشته دين و نظم دهنده [امور] مسلمين و صلاح دنيا و بزرگمندى مؤمنان است.

امام، بنيان و ريشه اسلام فزاينده و شاخه فرازمند است.

بواسطه امام باشد كه نماز و زكات و روزه و حج و جهاد به كمال رسد

بواسطه امام غنيمت‏هاى بدون پيكار و صدقه‏ها بسيار گردد.

بواسطه امام حدود و احكام الهى به انجام رسد و مرزها و كناره‏هاى [سرزمين اسلامى‏] مواظبت شود.

امام، حلال خدا را حلال مى‏دارد و حرامش را حرام مى‏دارد.

امام حدود خدا را اقامه مى‏كند و از دين خدا پاسدارى مى‏نمايد.

امام با حكمت و اندرز نيكو و دليل رسا به راه خدا فرا مى‏خواند.

امام همانند آفتاب فروزانى است كه نورش گيتى را در برگيرد.

امام كرانه‏ايست كه نگاهها و دست‏ها به آن نرسد.

امام، ماه درخشنده و چراغ پرتوافكن و روشنايى تابنده است.

امام، ستاره راهنما در ناپيدايى شب‏هاى ظلمانى و راهنماى هدايت و نجات بخش از تباهى است.

امام، شعله فروزنده بر تپّه و گرمى ده بر سرمازده است.

امام، راهنماى در مهلكه‏ها است و هر آن كس كه از آن جدا گردد نابود شود.

امام ابرى باران‏زا و بارانى پيوسته و يك ريز و آسمان سايه‏گستر و زمينى فراخ و چشمه‏اى جوشان و بركه و گلستان است.

امام، امينى دوست و پدرى مهربان و برادرى بى‏نظير و مادرى دلسوز فرزند خردسال خويش و پناهگاه بندگان است.

امام، امين خداوند در زمينش و در ميان آفريدگانش و حجت او بر بندگانش و جانشين او در سرزمين‏هايش و دعوت‏كننده به خدا و پاسدار حريم خداست.

امام، از گناهان، پاك و از عيب‏ها، مبرّاست.

امام به علم، اختصاص يافته و به بردبارى شناخته شده.

امام، نظام دين و بزرگمندى مسلمين و خشم برانگيز منافقين و تباهى كافرين است.

امام، يگانه دوران خويش است، كسى با او برابرى نكند و دانشمندى همسنگ او نباشد و نظيرى برايش يافت نشود.

هر فضيلتى بى‏آن كه بخواهد يا بجويد به او اختصاص دارد، بلكه فضيلت از سوى خداى فضيلت بخش، بخشش پيشه، است.

چه كسى میتواند به شناخت امام يا كنه وصف او دست يابد؟

هيهات هيهات!

خردها به بيراهه رفته‏اند و خاطرها سرگردان و انديشه‏ها حيران و سخنرانان زبان برگرفته و شاعران وامانده و اديبان ناتوان و سخندانان الكن و دانشمندان فرومانده از توصيف منزلتى از منزلت‏هاى او يا فضيلتى از فضيلت‏هاى اويند و به فروماندگى و كوتاهى خويش اقرار دارند.

پس چگونه توانند كه همه صفت‏هايش يا چگونگى آن را توصيف كنند؟

و چگونه كسى كه جايگزين او گردد يافت شود؟

 يا بى‏نيازى همچون او باشد كه نياز نيازمندان را برآورد؟ از كجا؟

و حال آن كه او در جايگاه ستاره‏اى است كه از دسترس دست‏يازان و از توصيف وصف‏كنندگان بدور است.

آيا گمان دارند كه امام جز در خاندان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله يافت شود؟

به خدا سوگند كه خودشان خويشتن را دروغ پرداز شمارند و بيهوده آرزو بردند، از گردنه بلند و جايگاه لغزنده‏اى كه به پايين مى‏لغزد بالا رفتند.

چرا كه خواستند با نظرهاى خويش امامى را منصوب كنند و چگونه مى‏توانند امامى را انتخاب كنند؟

و حال آن كه امام دانايى است كه نادانى نورزد.

امام نگهبانى است كه حيله نكند.

منبع نبوّت است.

 در دودمانش عيبى نباشد و هيچ اصل و نسب دارى با او برابرى نكند.

 تبارش از قريش و نسلش از هاشم و خانواده او از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است.

 بزرگمندى بزرگمندان و شاخه نسل عبد مناف است.

فزاينده دانش، كامل‏كننده بردبارى، تواناى در فرماندهى، داناى به سياست و سزاوار رياست است.

فرمان پذيرى از او واجب است.

قائم به امر خدا و نيك خواه بندگان خدا است.

همانا پيامبران و اوصياء صلوات اللَّه عليهم را خداوند توفيق میدهد و پاينده میدارد و از منبع دانش و حكمتش آن چيزى را به آنان میدهد كه به ديگران نداده است، دانش ايشان فراى دانش مردم عصر خويش است.

خداى عزيز و جليل فرمود: « أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون‏       آيا كسى كه به سوى حقّ رهبرى مى‏كند سزاوارتر است كه مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه نمى‏يابد مگر آن كه هدايت شود؟ شما را چه شده، چگونه داورى مى‏كنيد؟» [9]  و خداى متعال در داستان طالوت فرمود: « َ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ    در حقيقت خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و نيروى بدن بر شما برترى بخشيده است و خداوند پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى‏دهد». [10] و در داستان داود عليه السّلام فرمود:

« وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ وَ        و داود جالوت را كشت و خداوند به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مى‏خواست به او آموخت».[11] و به پيامبرش صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيما      خداوند كتاب و حكمت بر تو فرو فرستاد و آنچه را نمى‏دانستى به تو آموخت و تفضّل خدا بر تو همواره بزرگ است».[12]

و در باره پيشوايان از اهل بيت و خانواده و فرزندان او فرمود:

 « أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏    بلكه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خويش عطا كرده رشك مى‏ورزند...». [13] و بى‏گمان چنانچه خداوند بنده‏اى را براى سرپرستى امور بندگانش برگزيند سينه‏اش را براى اين كار فراخ كند و چشمه‏هاى حكمت را در دلش جارى سازد و زبانش را گويايى بخشد تا پس از آن در جوابگويى وانماند و در سخنش جز درست نباشد، پس او توفيق يافته و پاينده و تأييد شده باشد و بى‏شك از هر اشتباه و لغزشى در امان و بدور باشد. او را به دورى از اشتباه ويژه داشت تا حجّت بر آفريدگانش و گواه بر بندگانش باشد، پس آيا آنان توان اين گونه كارى را دارند تا امام را برگزينند و برگزيده‏شده آنان داراى اين صفت باشد؟!

شهادت جانگداز آن امام رئوف رو به حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و همه شما شیفتگان و پیروانشان تسلیت عرض میکنم.



پاورقی:

[1] تحف العقول-ترجمه حسن زاده، ص: 795

[2] [انعام (6)، آيه 38]

[3] [مائده (5)، آيه 3]

[4] [بقره (2)، آيه 124]

[5] [بقره (2)، آيه 124]

[6]  [انبياء (21)، آيه 72 و 73]

[7] [آل عمران (3)، آيه 68]

[8] [روم (30)، آيه 56]

[9] [يونس (10)، آيه 35]

[10] [بقره (2)، آيه 247]

[11] [بقره (2)، آيه 251]

[12]  [نساء (4)، آيه 113]

[13] [نساء (4)، آيه 54 و 55]


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 17:5 توسط بی دل.