تبليغاتX
تادیدار یار
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388
رمضان ماه خدا
چیزی به ماه مبارک رمضان باقی نمانده... مهمانی خدا شروع میشود.... شما آماده اید؟

وقتی جایی یه مهمانی بزرگ دعوت می شویم از مدتها قبل برای اینکه چه بپوشیم و چطور در جشن حاضر شویم فکر میکنیم و برنامه ریزی میکنیم... شاید از مدتها قبل پارچه بخریم و لباس نویی بدوزیم. از موی سر گرفته تا پا.... حتی به کفشمان هم توجه میکنیم. ... گاهی حتی لازم است هدیه ای با خود ببریم...مدتها به نوع هدیه فکر میکنیم.

اما مهمانی خدا چطور؟ آیا لباس نو به تن دلهامان کرده ایم؟ آیا آنرا به بهترین چیزها زینت کرده ایم؟ آیا زشتی هایش را زدوده ایم؟ چقدر برای این مهمانی بزرگ برنامه ریزی کردیم؟ چقدر آمادگی کسب کردیم؟

خدایا شرمنده ام... من که هنوز آمادگی ندارم. هر چند خیلی خوشحالم که چیزی به این مهمانی بزرگ نمانده اما هنوز قلبم کاملا غبار روبی نشده ... 

اما میدانم که تو کریمتر از آن هستی که عده ای را نپذیری... تو مهربان و رحیمی

پس مرا هم مانند بندگان خوبت با الطافت بنواز

دل مرا هم از لوث گناه بزدا و آماده پذیرایی ام کن

خدای خوب و مهربانم

خدای رحمان و رحیمم

رحمت تو همه چیز را احاطه کرده است مرا هم از رحمت خود محروم مگردان

به بهانه گناهم مرا خوار و کوچک منما

مرا غرق دریای عفو و گذشت خود نما

ای خدای بخشاینده عیب پوش

ای کریم

منم بنده ذلیل و تویی خدای عزیز

مولای مهربانم اگر تو به من عزت ندهی که خواهد داد؟

منم بنده گنهکار و تویی خدای خطابخش و غفور 

مولای خوبم اگر تو مرا نبخشی که خواهد بخشید؟

درست است با دستان خالی به مهمانی ات می آیم اما هیچ کس نگفت که دست خالی نیایید...

خدایا من محتاج لطف و عطای توام، دستان خالی ام را پر کن

من که همه هستی ام از توست...

چه هدیه ای درخور شان والای تو بیاورم؟

من که همه وجودم متعلق به توست ...

چه تحفه ای در خور مقام خدایی توست؟

پس دست خالی و روی سیاهم را پذیرا باش که جز تو پناهی ندارم

خدایا چه لذتی دارد سحر با تو خلوت کردن و دل دادن به تو

خدایا چه لذتی دارد برای تو لب از طعام و شراب بربستن و امید بستن به نوازش تو

خدایا چه طعمی دارد ذکر زیبای تو هنگام افطار و سحر به امید یک نگاه تو

خدایا چه دلرباست آوای نام تو

خدایا چه شیرین است افطار کردن در حالی که تو نظر میکنی و مرا میبینی

خدایا چه قشنگ است لحظه اذان هنگام سحر و افطار و انتظار اجابت تو

خدایا چه زیباست دل بستن به تو و دل ستاندن از تو

خدایا چه لذیذ است رزق و روزی معنوی تو

خدایا چه با شیرین است راز گفتن به تو و نوازش دیدن از تو

خدایا چه زیباست نگاه عاشقانه تو

خدایا نگاهم کن که تشنه یک نگاه نازنین توام

خدایا صدایم کن که در انتظار نوای دلربای توام

خدایا دستم بگیر که محتاج محبت توام

خدایا ... خدای مهربانم مرا دریاب که جز تو ندارم

 

  رمضان ماه خدا

+ نوشته شده در 22:22 توسط بی دل.
جمعه بیست و سوم مرداد 1388
آزادی واقعی

بعضی‌ها فکر میکنند آزادی در این است که انسان بتواند هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد. اینکه کسی مانعش نشود و هر محدودیتی از پیش رویش برداشته شود. هر چه دوست دارد بپوشد، هر چه دوست دارد بخورد، هر تصویری را ببیند، هر صدایی را گوش دهد. خلاصه هر کاری دوست دارد انجام دهد. اما آیا این واقعا آزادی است؟ بعد از رسیدن به این خواسته‌ها، اولین چیزی که در نا‌آرامی قرار می‌گیرد روح انسان است.

اگر انسان را فقط از این زاویه ببنیم که هوی و هوس دارد و دوست دارد هر چه میخواد انجام دهد آری، در این دیدگاه معنای انسان و حیوان هیچ تفاوتی نمی‌کند و چنین انسانی آزادیش با حیوانات یکی است. اما اگر انسان را دارای دو بعد عقل و شهوت بدانیم. فرقی بین انسان و حیوان وجود دارد و آن عقل بشر است.

دو نوع زنجیر آزادی را از انسان سلب میکند و استعدادهای شکفت و نیروهی عظیمی را که در وجود بشر نهفته شده به بند می‌کشد و نه تنها مانع تلاش و حرکت به سوی کمال میگردد، انسان را به سوی انحطاط و پستی سقوط می‌دهد. این دو نوع زنجیر یکی داخلی و دیگری خارجی است.

رنجیرهای داخلی عبارتند از: هوس‌ها و تمایلات مهار نشده که از درون ارادۀ انسان را به بند می‌کشند و او را در بند تمایلات حیوانی بازداشت میکنند و در نتیجه گردنش را برای پذیرش خارجی، آماده می‌سازند.

بی جهت نیست که استثمارگران، برای فاسد کردن و به بند کشیدن توده‌ها، ابتدا از زنجیرهای داخلی استفاده میکنند و با آماده کردن مراکز و وسائل هوسرانی‌های افراطی و تبلیغ و ترویج آنها، در مرحله اول شخصیت و آزادی درونی را از انسان سلب میکنند، که در این صورت سلب آزادی بیرونی آسان‌تر می‌شود که انسان در عین اسارت داخلی و خارجی احساس کمال آزادی می‌کند!

پیامبران الهی برای این مبعوث شده‌اند که عقل بشر را آزاد کنند. آنها در موازات رها کردن انسان از زنجیرهای بیرونی و برگی طاغوت‌ها سعی در آزادی انسان از زنجیرهای درونی و بردگی غرایز حیوانی دارند.

پیامبرانبا شکستن زنجیرهای هوی و هوس اندیسه انسان‌ها را آزاد می‌سازند. امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: « انبیاء آمدند تا گنجینه‌های عقول بشر را استخراج کنند.»

در همین راستا بود که خداوند به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) وحی فرستاد و فرمود:

« کسانی که از این فرستاده، نبیّ امّی که نام او در تورات و انجیل نوشته شده، پیروی میکنند، همان پیامبری که آنان را به کار پسندیده فرمان میدهد و از کار ناپسند باز میدارد و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را حرام میگرداند و از دوش آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بود برمی‌دارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاری‌اش کردند و در پی نوری رفتند که با او نازل شده است، آنان رستگاران‌اند.»( سوره اعراف آیه 157)

در روایات آمده است که مهدی(عج) آنگاه که ظهور کند بر سر مردمان دست میکشد و عقلهای آنها را بیدار میکند.

امام علی (علیه السلام) میفرماید: « خواهش نفسانی را به هدایت بازگرداند و آن هنگامی است که هدایت را تابع هوی ساخته اند» (میزان الحکمة ج1- ح 1246)

اگر به دنیای امروز بنگریم فلسفه اینگونه روایات را بهتر می‌فهمیم. دنیا با زنجیرهای تبلیغات شهوت‌پرستی پر شده.

روزی که مهدی (عج) بیاید عقول مردم را بینا میکند. و حقیقت شهوت و هوی پرستی را به مردم نشان می‌دهد. آن روز روز آزادی بشر است. آزادی هم از قید زنجیرهای درون، هم از قید زنجیرهای استثمار و استکبار برون.

یا مهدی ادرکنی

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی؟

چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی؟

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

«الهی عجل لولیک الفرج»

+ نوشته شده در 22:37 توسط بی دل.
جمعه شانزدهم مرداد 1388
مهدی آمد
امروز مهدی آمد، امروز نور آمد، امروز خورشید در آمد.

چقدر میگویید مهدی بیا؟ چقدر میگویید مهدی بیا؟  مهدی بیا ... مهدی بیا!

مهدی که آمده است... مهدی سالیان سال است که آمده...

مهدی سالیان سال است که منتظر ماست که بیاییم.

نشسته ایم و میگوییم بیا... چرا نمی آیی؟ شاید بیایی!

این نشستن را بس کنیم... این نشستن ها را بس کنیم...

برخیزیم و به سوی مهدی برویم... او آمده است. سالهاست که آمده است.

سالهاست که چشم انتظار یاران خویش است.

سالهاست که منتظر است ما او را ببینیم.

سالهاست که آرزوی دیدار ما را دارد.... اما...

اما چه دیر است بیداری ما...

برخیزیم ... دیگر خورشید به میانه آسمان آمده است... برخیزیم

چه آسان به این خواب طولانی دلخوش کرده ایم...

چه راحت غرق در روزمرگی خود شده ایم...

باور کنیم که او هست و ما از او غایبیم.

باور کنیم که او شبانه روز ما را میطلبد.

باور کنیم که دعاهایش برای ما بی پایان است.

باور کنیم که از عشق ما لبریز است.

باور کنیم که هر چه داریم از نگاه مهربان اوست.

باور کنیم که وجه الله اوست.

باور کنیم که بقیه الله اوست.

باور کنیم که نور خدا در زمین اوست.

باور کنیم رسیدن به فیض الهی به واسطه اوست.

باور کنیم که زندگی بدون مهدی ممکن نیست.... مگر بدون آب میشود زندگی کرد؟!

باور کنیم که نیاز به مهدی کمتر از نیاز به آب نیست.

باور کنیم که مهدی تشنه ماست...

اما چرا ما تشنه مهدی نیستیم؟

برخیزیم و آماده شویم...

برخیزیم و حرکت کنیم...

برخیزیم و بشتابیم... خیلی دیر شده ... خیلی دیر...

کوله بار خود را ببندیم، لوازم مورد نیاز را برداریم...

یک کوله بار از ایمان، لباسهایی از اعمال صالح با رنگ خدایی... با نیتهای الهی

اما یادمان باشد نباید با خود گناه برداریم... گناه بارمان را سنگین میکند.

اگر در کوله بارمان ذره ای گناه است باید با توبه پاک کنیم.

گناه ایمانمان را بی مصرف میکند. مثل آبی که ذره ای نجاست در آن است.... ایمان آلوده به گناه نوری ندارد.

چراغ ایمان باید راه مان را روشن کند اما با گناه این چراغ روشن نمیشود...

مهدی گناه را دوست ندارد.

هر گناه تیری به سوی مهدی است.... مگر شما مهدی را دوست ندارید؟

گناه را تخلیه کنیم و مثل کوه در برابر  شیطان بایستیم.

حال موقع حرکت است کفشهای تقوا را به پا کنیم...  از این پس گناه بی گناه...

گامهای صبر و استقامت را برداریم.... مهدی منتظر است.

اما چگونه میتوان به سوی مهدی رفت؟ با پای پیاده؟

نه .... سوار بر بالهای عشق شویم... عشق مرکبی سریع السیر است.... بشتابیم

معشوق منتظر است...

او سالهاست که برای دیدار ما اشک ریخته است... او سالها چشم انتظار است...

چه شبها که تا سحر نخوابیده و برای ما دعا کرده است...

چه روزها که از دور نظاره گر ما بوده و آرزوی مان را داشته است.

اخر ما ذره ای از وجود اوییم... ذره ای از نور اوییم....

بیایید دست به دست هم دهیم و به سوی اقیانوس وجود او بشتابیم.... او پذیرای همه ما هست... منتظر یکایک ماست...

هیچ کس جا نماند...

امروز با کوله باری از علم وایمان، تحرک و پویایی، صبر و استقامت، و عشق و محبت به سوی مهدی میشتابیم...

مهدی جان دعایمان کن که زود به تو برسیم.... مهدی جان دستان مان را بگیر که سخت محتاجیم.

رمز حرکت:

یا اباصالح المهدی ادرکنی

یا اباصالح المهدی ادرکنی

لاله‎های نرگس! امشب باغ را زینت کنید

باغ را زینت کنید از باغبان دعوت کنید

با گل دامان نرجس لحظه‎ای خلوت کنید

تا سحر با آن نگار نازنین صحبت کنید

صورت حق جستجو در آن نکو سیرت کنید

با امام عصر یکبار دگر صحبت کنید

اهل مجلس باز وصف ماه مجلس بشنوید

بوی یاس از نرگس دامان نرگس بشنوید

نرجسا! ماه هزاران انجمن آورده‎ای

آفتاب حسن حیّ ذوالمنن آورده‎ای

لال? سرخ حسینی بر حسن آورده‎ای

باز در عالم خلیل بت شکن آورده‎ای

یوسف کنعان ما را در وطن آورده‎ای

یا که بر یعقوب بوی پیرهن آورده‎ای

بر تو و فرزندت ای پاکیزه مادر آفرین

از خدا و احمد و زهرا و حیدر آفرین

این مسیح آفرینش پیشتر از آدم است

این چراغ طور بینش این فروغ عالم است

این کلام الله ناطق این کتاب محکم است

این مسیحای مسیحا این امام مریم است

این صفا، این مروه، این حجر، این حرم، این زمزم است

این امید انبیا از بوالبشر تا خاتم است

این تمام چارده معصوم در یک صورت است

این نه یک نوزاد این پیر تمام خلقت است

نرجس! امشب خلق را در وجد و شور آورده‎ای

یک قمر نه چارده خورشید نور آورده‎ای

سِرِّ ده فرمان موسی را ز طور آورده‎ای

مصحف و انجیل و تورات و زبور آورده‎ای

مصطفی را از حرا یا غار ثور آورده‎ای

بر تمام انبیاء وجد و سرور آورده‎ای

جان عالم باد قربانت که مهدی زاده‎ای

ای سلام از حیّ سبحانت که مهدی زاده‎ای

یا محمد نقش جاء الحق به بازویش به بین

ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش به بین

یک جهان توحید در چشم خدا جویش ببین

روی خود، روی خدا در مصحف رویش ببین

صوت قرآن بشنو و لعل سخن گویش ببین

ُخلق خود درُخلق وخوی خویش ،درخویش ببین

اوست نوزادی که بر عالم امامت می‎کند

قائم است و با قیام خود قیامت می‎کند

آی اسرائیلیان! موسی است این موسی است این

ای مسیحیّون! همانا حضرت عیساست این

ای مسلمانان عالم بر همه مولاست این

ای تمام اهل دنیا! مصلح دنیاست این

ای همه ایرانیان!  از دوده‎ی کسراست این

ای همه سادات عالم یوسف زهراست این

ای شب هجران! سپاه صبح می‎آید ز دور

شیعیان آماده، نزدیک است ایّام ظهور

مهدی آمد تا لوای عدل را بر پا کند

مهدی آمد تا جهان را جنت الاعلا کند

مهدی آمد تا گره از کار عالم وا کند

مهدی آمد تا دوباره معجز موسا کند

او زمین را از عدالت سینه‎ی سینا کند

او همه فرعونیان را غرق در دریا کند

"شاعر: حاج غلامرضا سازگار"

عاشقان ولادت پر نور و سرور مهدی موعود (عج)، عید نیمه شعبان بر شما مبارک باد.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در 14:6 توسط بی دل.
یکشنبه یازدهم مرداد 1388
ارتباط با خدا

سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واصل شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش میرو که به دلدار پیوندی

یا رب

 ماه‌های قشنگ رجب، شعبان و رمضان با خودشان فرصت‌های فراوانی آورده و می آورند؛ برای راز و نیاز و عاشقی. برای مناجات‌ و دردل‌ بنده‌ با خدای بنده‌نواز.

اما ما چقدر از این فرصت‌ها استفاده میکنیم؟ این بستگی به رابطه ما با خدا دارد. اینکه پیوندمان قوی باشد یا نه...

دو دوست که با هم صمیمی هستند، خیلی آرام با هم صحبت مي‌کنند، چون قلب‌هاشان خيلى به هم نزديک است. وقتی عشق آن پر رنگتر شد، رمز و رازشان زیاد می‌شود، تا حدی که بسیار آهسته و درگوش هم نجوا مي‌کنند. سرانجام که به نهایت عشق رسیدند، حتى از نجوا کردن بي‌نياز مي‌شوند، به طوری که بدون حرف زدن هم حرف یکدیگر را میفهمند، نگاه‌هاشان با هم صحبت میکند و حتی وقتی از هم دورند دل‌هایشان به هم نزدیک است از طریق دل، از حال هم با خبر میشوند. اين زمانی است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين آن‌ها باقى نمانده باشد.

حال رابطه ما با خدا چگونه است؟ چقدر صمیمانه و نزدیک است؟

یار نزدیک تر از من به من است

وین عجب تر که من از وی دورم

هر چه رابطه ما با خدا صمیمانه‌تر و عاشقانه‌تر باشد، قدر راز و نیاز با خدا را بیشتر میدانیم. خوشا به حال آن بندگان پاکی که سر و سرّی با خدا دارند و بین آنها و خدا هیچ فاصله‌ای وجود ندارد.

اما آیا راهی هست که این رابطه را صمیمانه‌تر کنیم؟

در عشق زمینی رابطه وقتی نزدیک و نزدیک‌تر میشود که دو طرف خوبی‌های یکدیگر را می‌بینند و چشم از بدی‌ها می‌بندند. درباره خدا که تنها خوبی وجود دارد ما چقدر خوبی‌ها را میبینیم؟ چقدر ارزش رحمت‌ها و الطاف بی انتهای خدا را میدانیم؟

چند لحظه چشمان خود را ببندید، چه میبینید؟ تاریکی ... فرض کنید ممکن بود زندگی شما در همین تاریکی بود. حال چشمان‌تان را باز کنید. زندگی شما روشن است. تمام چیزهایی که با چشمان بسته دیده نمیشد، اکنون وجود دارد اما تا وقتی که به نداشتن آنها فکر نکرده‌اید و به آنها محتاج نشده‌اید وجودشان را حس نمیکنید.

یکی از دلایل نادیدن الطاف خدای مهربان این است که ما غرق نعمتیم. ماهی تا وقتی در آب است، وجود آب را حس نمیکند، اما وقتی از آب خارج شد و نفسش بند آمد میفهمد چه از دست داده است. اگر ما نعمت را حس کردیم. ولی‌نعمت را بیشتر احساس میکنیم. اگر ارزش نعمت را دانستیم بیشتر شاکر خواهیم شد؛ و در نتیجه بیشتر به او نزدیک میشویم.

خدایا چشم دادی شکر

خدایا گوش دادی شکر

خدایا زبان دادی شکر

خدایا عقل دادی شکر

خدایا عشق دادی شکر

خدایا احساس دادی شکر

خدایا دست دادی شکر

خدایا پا دادی شکر

خدایا پدر و مادر خوب دادی شکر

خدایا خواهر و برادر خوب دادی شکر

خدایا دوستان خوب دادی شکر

خدایا معلمان خوب دادی شکر

خدایا امنیت دادی شکر

خدایا آزادی دادی شکر

خدایا اختیار دادی شکر

خدایا غذا دادی شکر

خدایا لباس دادی شکر

خدایا آب حیات دادی شکر

خدایا ذائقه دادی تا بچشم شکر

خدایا احساس درک لذت دادی شکر

خدایا مرا از نیستی به هستی آوردی شکر

خدایا ارزش انسان بودن دادی شکر

خدایا ایمان دادی تا تو رو بشناسم شکر

خدایا .... شکر شکر شکر

ما اگر بخواهیم نعمت‌ها را تک تک بشماریم و شکر کنیم، تمام نخواهد شد. در تک تک مواردی که ذکر شد، اگر بیشتر فکر کنیم شاخه‌های بیشتری هم دارد، ولی کسانی که آنها را نداشته اند بهتر میفهمند. مثلا ما وجود چشم را می‌بینیم. اما اگر اشک چشم نداشتیم و هر هفته باید به دکتر مراجعه میکردیم و به خاطر سوزش و خارش چشم قطره میگرفتیم و اشک مصنوعی در چشمان خود میرختیم؛ آن وقت می‌فهمیدم اشک چشم چه نعمت بزرگی است. اما اکنون متوجه ارزش و اهمیت آن نیستیم. اگر دندان درد میگرفتیم قدر دندان سالم را بهتر میفهمیدیم.

آیا برقراری رابطه صمیمانه با خدا چیزی جز این است؟ جز دیدن الطاف الهی و شکر کردن؟ اینکه بدانیم خدا چه محبت‌هایی در حق ما کرده، چقدر ما را دوست میدارد؛ این باعث میشود عشق و محبت ما هم به او چندین برابر شود.

وقتی تعداد زیاد نعمت های اطراف خود را می‌بینم شرمنده میشوم. شرمنده میشوم از اینکه او این همه به من نعمت داده اما من در پاسخ نمک خوردم و نمکدان شکستم. گاهی ما انسان‌ها از خدا طلبکار هم میشویم! با وجود این همه داشته، ما فقط نداشته‌ها را می‌بینیم! پر از خواسته‌ایم و نیاز. درحالی که نعمت‌ها به قدری زیاد هستند که نداشته‌ها در برابرش هیچ است.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 17:12 توسط بی دل.