تبليغاتX
تادیدار یار
جمعه یکم آبان 1388
زندگی یا دلبستگی؟

امروز بعد از مدتها فرصت دست داد و قصد کردم وبلاگ رو آپ کنم. در پست قبل درباره دل بستن و دل بریدن نوشتم. ببخشید خیلی دیر آپ میکنم ولی شرایطم عادی نبود... 

مدتیه که بیش از پیش با افراد مختلف و سلیقه های گوناگون رفت و آمد داشتم، اما حالا افسوس میخورم، چون به جرأت میتونم بگم که اکثر ما آدم‌ها دلبستگی هامون بیشتر مادیاته. حرفامون، خوشی‌هامون، علاقه‌هامون به این چیزاست. امروز این برامون مهمه که پردۀ خونه‌مون چقدر خوشگل و شیک باشه، این مهمه که ماشینمون چی باشه، این مهمه که کیف و لباسمون چقدر بیارزه، غذا رو چه جوری بپزیم که همه انگشتاشونم لیس بزنن! و در چه ظرفی بریزیم که بهترین شکل و قیافه رو پیدا کنه و چطوری تزئینش کنیم که همه دهنشون اب بیفته!  چطوری سفره رو پر از دسرهای رنگارنگ کنیم که دیگران تعریف کنن!

رنگ شالمون با مانتومون ست باشه! لاک ناخنمون با هر جفتشون ست باشه!! خلاصه همه زندگی مون شده مادیات و مادیات... دلبستگی هامون شده به اینجور چیزا... خلاصه هر چی نگاه کردم ببینم اخر این چیزا تمومی داره یا نداره؟ دیدم نه تمومی نداره که نداره! حتی وقتی کسی میمیره به جای اینکه به یادمون بیفته یه روز ما هم این دنیا رو میذاریم و میریم به این فکر می افتیم که چقدر بهمون ارث رسیده و میرسه و باهاش چی کارا میشه کرد!

این روزا تمام فکر و ذکر ما آدمها شده پول... البته دور از جون شما منظورم شما نبودید!

یه موقعی میشد بگی آدم‌ها به هم دل میبندن بچه به مادر، زن به شوهر و... اما امروز حتی توی اینم میشه شک کرد! چون خیلی از همین دلبستگی ها واسه پوله! همونطوری که بچه بابا رو میخواد چون بابا پول میده!!!

حیفِ ما که اینقدر دلمون بی ارزش شده! شنیدید بعضیا میگن پول ایران خیلی بی ارزشه؟ حالا ببینید دل ما دیگه چقدر بی ارزشه که به این پول بی ارزش دل میبنیدیم!  

خدا چقدر صبوره که ما ها را اینطوری میبینه و بازم دوستمون داره... این همه نعمت دادم خوردی، پوشیدی، کیف کردی، اما یه بار یاد من نکردی؟! خدایا چه بنده های بدی هستیم ما...

ما که به نعمت نگاه میکنیم و به ظاهرش خیلی توجه داریم چرا یه ذره به باطنش دقت نمیکنیم؟ چرا غذا و ظاهرش اینقدر برامون مهمه اما باطن و آفریننده شو نمیبینیم؟ چرا به شکل و شمایل لباسمون توجه میکنیم اما به شکل و شمایل قلب و روحمون بی توجهیم؟ چرا به خونه دنیامون اینقدر اهمیت میدیم که شیک و ترو تمیز باشه اما به خونه روحمون توجه نمیکنیم که کجا باشه؟ بین چه کسانی باشه؟ با چه کسانی همنشین باشه؟ تو چه محفلهایی بره؟ چی بخوره؟ روحمون یعنی غذا نیاز نداره؟

یعنی خداییش ارزش ما آدمها به این چیزاست؟ خودمونو به چی داریم میفروشیم؟ یه وقتایی دلم واسه خودمون میسوزه که چقدر بچه ایم.... چقدر کوچیک موندیم... چرا بزرگ نمیشیم؟ مثل بچه که به اسباب بازیش دل بسته به فرش و کمد و تخت و... دل میبندیم.... باز بچه بزرگ میشه میفهمه... اما ما بزرگم شدیم نفهمیدیم!!! واقعا چرا؟

 همونطوری که بچه به سختی از اسباب بازیش دل میبره و با گریه هم راضی نمیشه از دستش بده، یه روز هم ما مجبوریم این دلبستگی هامون رو بذاریم و بریم شاید با گریه.... پس چرا تمام زندگیمون شده مادیات؟ معنویات کجا رفته؟ روحمون اهمیتی نداره؟ خدا کجای زندگی مونه؟

متاسفانه این دلبستگی فقط توی زندگی افراد بی اعتقاد نیستا.. اینا مال همه است حتی بچه مومنا و نماز خونا، بچه مسجدی‌ها و حتی خیلی از مدعیان مذهب... ای کاش میدونستیم...

افسانه حیات دو روزی نبود بیش

آنهم «کلیم» با تو بگویم چه سان گذشت

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن

روز دگر صرف کندن دل زین و آن گذشت

 (کاشانی)

 

کاش تا دیر نشده بفهمیم ...

ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟

به کجا میروم آخر؟

ننمایی وطنم؟

وطن اصلی ما دنیا نیست... باید بریم پس هر چی بیشتر به اینور دل ببندیم گذاشتن و رفتن واسه خودمون سخت‌تره

دلم هوای تو دارد هوای آمدنت...

اما دیگه نمیپرسم چرا نمی آیی؟

که فاطمه زهرا(س) فرمود: امام همچون کعبه است، که باید به سوی او روند، او به سوی مردم نمی‌آید.

« مثل الامام مثلُ الکعبة إذ توتی و لا تأتی»

یا ابا صالح المهدی

+ نوشته شده در 0:43 توسط بی دل.
شنبه هفتم شهریور 1388
دل‌بستن و دل‌بریدن

آیا تا حالا به این فکر کرده‌اید که به چه چیزهایی باید دل بست و از چه چیزهایی باید دل برید؟ آیا دل بستن به هر چیز و هر کسی درست است؟ آیا دل بریدن از هر چیز و هر کسی ممکن است؟ چه می‌شود که آدمی دل می‌بندد؟ و چه می‌شود که دل می‌برد؟

از عواملی که باعث دل بستن می‌شود انس و ارتباط است. وقتی آدمی با کسی یا چیزی مدتها سر و کار داشته باشد و به او انس بگیرد، نسبت به او در ضمیر انسان تعلق خاطر ایجاد شده و دلبسته می‌شود.

گاهی این دلبستن طوری‌است که انسان خودش نمیفهمد چه شد و چطور شد که اینگونه دلبسته و وابسته شد؟ یا اصلا اسم این تعلق را دلبستگی نمی‌گذارد! مثل تعلقی که انسان نسبت به خانه و زندگی و وسائل شخصیش دارد. اگر از او بپرسند که چقدر به این اشیاء دلبسته‌ای؟ ممکن است بگوید: «دلبسته نیستم! اینها که ارزشی ندارند که من بخواهم به آنها دل ببندم! من دلبستگی‌های مهم‌تری دارم!»

اما وقتی که شرایطی پیش بیآید که مجبور شویم همین چیزها را از دست بدهیم به شدت ناراحت میشویم و غم و غصه سراغمان میآید. اگر مسافرتی پیش بیآید که ناچار شویم همه تعلقاتمان را بذاریم و برویم. مثل خدمت سربازی برای سربازها که از شهر و دیارشان دور می‌شوند، یا سفر تحصیلی و مأموریت‌های کاری.

اگر ناچار باشیم اشیاء و اشخاصی که دوستشان داریم مدتی ترک کنیم و یا از دست بدهیم، مدتها ماتم می‌گیریم و شاید کار به گریه و ناراحتی و افسردگی هم بکشد، گاهی تا مدت‌ها طول میکشد تا با شرایط جدید خود را وفق دهیم. البته این حال به میزان علاقه ما وابسته است. هر چه دلبستگی ما بیشتر ناراحتی و احساس از دست دادن هم بیشتر و بیشتر...

احتمالا همه این مسئله را تجربه کرده‌اند، چون این ویژگی دنیاست که هر دل‌بستنی با دلبریدن همراه است. دنیا دار دل بستن نیست. هر چیزی که انسان بدان دل می‌بندد روزی باید بگذارد و برود. در بچگی وقتی‌که با اسباب بازی‌های رنگارنگ بازی میکردیم؛ عروسک‌ها و ماشین‌ها و.... آنها را دائم با خودمان همراه می‌بردیم و خیلی دوستشان داشتیم. حتی شب کنارمان می‌خواباندیم! وقتی کمی با آنها بازی کردیم و خراب شدند گریه می‌کردیم و اسباب بازی نوی دیگری می‌خواستیم! و شاید الان می‌گویم یادشان بخیر! کاش الان هنوز بودند!

بعدها دفتر کتاب و کیف و کفش مدرسه مان را خیلی دوست داشتیم. دوستان خوبی هم در مدرسه پیدا می‌کردیم و به‌ آنها دل می‌بستیم، اما وقتی وارد دانشگاه و کار و سربازی و ... شدیم دیگه خبری از آن وسایل و آن دوستها نبود ناچار دوستان جدید و وسایل جدید جایگزین می‌شدند. این دل‌بستن و دل‌کندن همیشه و همیشه در زندگی جاری بوده و هست.

دل‌بستن به مادیات و جایگزین کردن آنها

گاهی، وقتی انسان‌ها اشیاء مادی خود را از دست می‌دهند تلاشهای خود را مضاعف میکنند تا چیزهایی بهتر از آنچه قبلا داشته اند جایگزین کنند، غافل از اینکه آنها هم روزی از بین خواهند رفت.

امام علی(علیه السلام) میفرماید: «توجه داشته باشید که این دنیا برای شما باقی نمی‌ماند و شما هم روی زمین جاوید نخواهید بود.... قلبها را از دنیا بازگردانید. برای تکمیل نعمت‌های خود باید در اطاعت از خدا و نگهبانی از مقررات قرآن که خدا از شما خواسته کوشا باشید. بدانید که اگر دین خود را حفظ کردید، از دست دادن دنیا، به شما زیان نمی‌رساند و آنگاه که دین را از دست دادید هر چه از دنیا حفظ کرده‌اید به شما نفعی نمیرساند.» نهج البلاغه خطبه 172 ترجمه زمانی

امام از دل بستن به دنیا و طمع داشتن و حرص زدن و غصه خوردن برای دنیا باز می‌دارند در عوض دعوت به دینداری می‌کنند چون دنیا رفتنی و آخرت ماندنی است. اما ما انسان‌ها تنها چیزهایی که می‌بنیم برایمان اهمیت دارند و چیزهایی که هنوز ندیده‌ایم به آنها باور نداریم و متاسفانه برایشان اهمیتی قائل نیستیم.

دل‌بستن به اشخاص

گاهی انسان به اشخاصی دل می‌بندد که هیچ وقت نمی‌شود جایزگینی برایشان پیدا کرد و نمی‌توان به آنها دل نبست! مانند: مادر، پدر، برادر و خواهر، دوست خیلی نزدیک، همسر، فرزند و... هیچ وقت کسی جای آنها را برای انسان نمی‌گیرد حال چه می‌شود کرد؟ بعضی‌ها صورت مسئله را پاک می‌کنند و می‌گویند اصلا به این موضوع فکر نکنیم که روزی برسد که آن افراد را از دست بدهیم چون حتی فکر کردن به آن هم سخت است! ما تحمل بعضی از دوری‌های کوتاه مدت را هم نداریم چه برسد به  دوری دائمی و همیشگی... پس چه باید کرد؟

چه چیزی می‌تواند این سختی را آسان کند؟ فکر میکنم؛ اولا امید داشتن و ثانیا یادآوری همه‌گیر بودن این مسئله...

امید داشتن به وصل بعد از هجران.. به قول حافظ:

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند                 چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

وقتی آدم‌ها امید داشته باشند که بعد از هر هجری وصلی هست دیگر خیلی ناراحت نمی‌شوند یا اگر ناراحت شوند سریعتر این حس رفع می‌شود. حتی کسانی که عزیزی را از دست می‌دهند اگر باور داشته باشند که بالاخره همه مردم طعم مرگ را می‌چشند و هیچ کس در این دنیا باقی نمی‌ماند و در دنیای دیگر باز همدیگر را ملاقات می‌کنند آن‌وقت سختی این دوری برایشان آسان می‌شود. اما چه تضمینی برای وصل بعد از هجر هست؟

خداوند مهربان در قرآن کریم به بندگان مومن خود مژده داده که با اهل و خانواده و دوستان خودشان در بهشت کنار هم خواهند بود و چه امیدی از این بشارت بالاتر و استوارتر؟

بشارت به وصل بعد از هجر برای همه با تضمین الهی!

راهش این است که با هم در ایمان و عمل صالح نقطه اشتراک داشته باشیم. ایمان به خدا، به سایر عشق‌ها و دلبستگی‌ها جهت می‌دهد. بندگان مومن و صالح دوستی می‌کنند برای خدا، دل می‌بندند برای خدا. آنها هیچ‌وقت با دشمنان خدا، دوستی نمی‌کنند و دل نمی‌بندند حتی اگر این دشمن پدر یا فرزندشان باشد. دوستی‌ها و دلبستگی‌هاشان فقط به خاطر خداست و در راه خداست. آنها به مال و اموال دنیا دل نمی‌بندند و افراد را هم تنها به خاطر خدا دوست می‌دارند.

مومنان واقعی در دنیا با دادن صدقه و زکات با انفاق و ایثار دائما تمرین دل‌کندن می‌کنند. این باعث می‌شود دربرابر شرایط سخت‌تر که ناچار می‌شوند عُلقه‌های خود را از دست بدهند محکم و استوار بایستند. حتی دل‌کندن‌شان هم برای خداست. مثل زینب کبری (سلام الله علیها) که در یک روز همه هستی خود را از دست داد اما میفرماید: « ما رأیتُ الا جمیلا» ... چیزی جز زیبایی ندیدم....

اگر از این زاویه نگاه کنیم که دلبستن برای خدا، ایثار در راه خدا، فدا کردن جان خود و نزدیکان خود برای خدا، دل بریدن برای خدا، لحظه لحظه با خدا و برای خدا و امید به رحمت و محبت خدا و در انتها وصل در بهشتِ خدا...  این زندگی برای خداست و واقعا زیباست.

در ماه مبارک رمضان انسان با کم کردن تعلقات خود، با کم خوردن و کم خوابیدن تمرین‌میکند که انس و علاقه خود را به طعام و شراب از بین ببرد. با افطاری دادن تمرین بخشیدن میکند. برداشتن تعلق خاطر از چیزهایی که جزء نیازهای ضروری انسان است کم‌کم دل‌کندن‌های دیگر را هم آسان می‌کند.

خوب است از امروز برای دل‌بستن و دل بریدن‌های خود فکری بکنیم و به آنها رنگ الهی دهیم. شاید مثل حافظ ما هم روزی...

درد عشقی کشیده‌ام که مپرس    زهر هجری کشیده‌ام که مپرس

گشته‌ام در جهان و آخر کار    دلبری برگزیده‌ام که مپرس

خدایا دل ما را به یوسف زهرا (سلام الله علیها) پیوند ده

برای مشاهده عکس به ابعاد بزرگتر  اینجا را کلیک کنید

«اللهم عجل لولیک الفرج»

+ نوشته شده در 14:11 توسط بی دل.
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388
رمضان ماه خدا
چیزی به ماه مبارک رمضان باقی نمانده... مهمانی خدا شروع میشود.... شما آماده اید؟

وقتی جایی یه مهمانی بزرگ دعوت می شویم از مدتها قبل برای اینکه چه بپوشیم و چطور در جشن حاضر شویم فکر میکنیم و برنامه ریزی میکنیم... شاید از مدتها قبل پارچه بخریم و لباس نویی بدوزیم. از موی سر گرفته تا پا.... حتی به کفشمان هم توجه میکنیم. ... گاهی حتی لازم است هدیه ای با خود ببریم...مدتها به نوع هدیه فکر میکنیم.

اما مهمانی خدا چطور؟ آیا لباس نو به تن دلهامان کرده ایم؟ آیا آنرا به بهترین چیزها زینت کرده ایم؟ آیا زشتی هایش را زدوده ایم؟ چقدر برای این مهمانی بزرگ برنامه ریزی کردیم؟ چقدر آمادگی کسب کردیم؟

خدایا شرمنده ام... من که هنوز آمادگی ندارم. هر چند خیلی خوشحالم که چیزی به این مهمانی بزرگ نمانده اما هنوز قلبم کاملا غبار روبی نشده ... 

اما میدانم که تو کریمتر از آن هستی که عده ای را نپذیری... تو مهربان و رحیمی

پس مرا هم مانند بندگان خوبت با الطافت بنواز

دل مرا هم از لوث گناه بزدا و آماده پذیرایی ام کن

خدای خوب و مهربانم

خدای رحمان و رحیمم

رحمت تو همه چیز را احاطه کرده است مرا هم از رحمت خود محروم مگردان

به بهانه گناهم مرا خوار و کوچک منما

مرا غرق دریای عفو و گذشت خود نما

ای خدای بخشاینده عیب پوش

ای کریم

منم بنده ذلیل و تویی خدای عزیز

مولای مهربانم اگر تو به من عزت ندهی که خواهد داد؟

منم بنده گنهکار و تویی خدای خطابخش و غفور 

مولای خوبم اگر تو مرا نبخشی که خواهد بخشید؟

درست است با دستان خالی به مهمانی ات می آیم اما هیچ کس نگفت که دست خالی نیایید...

خدایا من محتاج لطف و عطای توام، دستان خالی ام را پر کن

من که همه هستی ام از توست...

چه هدیه ای درخور شان والای تو بیاورم؟

من که همه وجودم متعلق به توست ...

چه تحفه ای در خور مقام خدایی توست؟

پس دست خالی و روی سیاهم را پذیرا باش که جز تو پناهی ندارم

خدایا چه لذتی دارد سحر با تو خلوت کردن و دل دادن به تو

خدایا چه لذتی دارد برای تو لب از طعام و شراب بربستن و امید بستن به نوازش تو

خدایا چه طعمی دارد ذکر زیبای تو هنگام افطار و سحر به امید یک نگاه تو

خدایا چه دلرباست آوای نام تو

خدایا چه شیرین است افطار کردن در حالی که تو نظر میکنی و مرا میبینی

خدایا چه قشنگ است لحظه اذان هنگام سحر و افطار و انتظار اجابت تو

خدایا چه زیباست دل بستن به تو و دل ستاندن از تو

خدایا چه لذیذ است رزق و روزی معنوی تو

خدایا چه با شیرین است راز گفتن به تو و نوازش دیدن از تو

خدایا چه زیباست نگاه عاشقانه تو

خدایا نگاهم کن که تشنه یک نگاه نازنین توام

خدایا صدایم کن که در انتظار نوای دلربای توام

خدایا دستم بگیر که محتاج محبت توام

خدایا ... خدای مهربانم مرا دریاب که جز تو ندارم

 

  رمضان ماه خدا

+ نوشته شده در 22:22 توسط بی دل.
جمعه بیست و سوم مرداد 1388
آزادی واقعی

بعضی‌ها فکر میکنند آزادی در این است که انسان بتواند هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد. اینکه کسی مانعش نشود و هر محدودیتی از پیش رویش برداشته شود. هر چه دوست دارد بپوشد، هر چه دوست دارد بخورد، هر تصویری را ببیند، هر صدایی را گوش دهد. خلاصه هر کاری دوست دارد انجام دهد. اما آیا این واقعا آزادی است؟ بعد از رسیدن به این خواسته‌ها، اولین چیزی که در نا‌آرامی قرار می‌گیرد روح انسان است.

اگر انسان را فقط از این زاویه ببنیم که هوی و هوس دارد و دوست دارد هر چه میخواد انجام دهد آری، در این دیدگاه معنای انسان و حیوان هیچ تفاوتی نمی‌کند و چنین انسانی آزادیش با حیوانات یکی است. اما اگر انسان را دارای دو بعد عقل و شهوت بدانیم. فرقی بین انسان و حیوان وجود دارد و آن عقل بشر است.

دو نوع زنجیر آزادی را از انسان سلب میکند و استعدادهای شکفت و نیروهی عظیمی را که در وجود بشر نهفته شده به بند می‌کشد و نه تنها مانع تلاش و حرکت به سوی کمال میگردد، انسان را به سوی انحطاط و پستی سقوط می‌دهد. این دو نوع زنجیر یکی داخلی و دیگری خارجی است.

رنجیرهای داخلی عبارتند از: هوس‌ها و تمایلات مهار نشده که از درون ارادۀ انسان را به بند می‌کشند و او را در بند تمایلات حیوانی بازداشت میکنند و در نتیجه گردنش را برای پذیرش خارجی، آماده می‌سازند.

بی جهت نیست که استثمارگران، برای فاسد کردن و به بند کشیدن توده‌ها، ابتدا از زنجیرهای داخلی استفاده میکنند و با آماده کردن مراکز و وسائل هوسرانی‌های افراطی و تبلیغ و ترویج آنها، در مرحله اول شخصیت و آزادی درونی را از انسان سلب میکنند، که در این صورت سلب آزادی بیرونی آسان‌تر می‌شود که انسان در عین اسارت داخلی و خارجی احساس کمال آزادی می‌کند!

پیامبران الهی برای این مبعوث شده‌اند که عقل بشر را آزاد کنند. آنها در موازات رها کردن انسان از زنجیرهای بیرونی و برگی طاغوت‌ها سعی در آزادی انسان از زنجیرهای درونی و بردگی غرایز حیوانی دارند.

پیامبرانبا شکستن زنجیرهای هوی و هوس اندیسه انسان‌ها را آزاد می‌سازند. امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: « انبیاء آمدند تا گنجینه‌های عقول بشر را استخراج کنند.»

در همین راستا بود که خداوند به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) وحی فرستاد و فرمود:

« کسانی که از این فرستاده، نبیّ امّی که نام او در تورات و انجیل نوشته شده، پیروی میکنند، همان پیامبری که آنان را به کار پسندیده فرمان میدهد و از کار ناپسند باز میدارد و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را حرام میگرداند و از دوش آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بود برمی‌دارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاری‌اش کردند و در پی نوری رفتند که با او نازل شده است، آنان رستگاران‌اند.»( سوره اعراف آیه 157)

در روایات آمده است که مهدی(عج) آنگاه که ظهور کند بر سر مردمان دست میکشد و عقلهای آنها را بیدار میکند.

امام علی (علیه السلام) میفرماید: « خواهش نفسانی را به هدایت بازگرداند و آن هنگامی است که هدایت را تابع هوی ساخته اند» (میزان الحکمة ج1- ح 1246)

اگر به دنیای امروز بنگریم فلسفه اینگونه روایات را بهتر می‌فهمیم. دنیا با زنجیرهای تبلیغات شهوت‌پرستی پر شده.

روزی که مهدی (عج) بیاید عقول مردم را بینا میکند. و حقیقت شهوت و هوی پرستی را به مردم نشان می‌دهد. آن روز روز آزادی بشر است. آزادی هم از قید زنجیرهای درون، هم از قید زنجیرهای استثمار و استکبار برون.

یا مهدی ادرکنی

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی؟

چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی؟

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

«الهی عجل لولیک الفرج»

+ نوشته شده در 22:37 توسط بی دل.
جمعه شانزدهم مرداد 1388
مهدی آمد
امروز مهدی آمد، امروز نور آمد، امروز خورشید در آمد.

چقدر میگویید مهدی بیا؟ چقدر میگویید مهدی بیا؟  مهدی بیا ... مهدی بیا!

مهدی که آمده است... مهدی سالیان سال است که آمده...

مهدی سالیان سال است که منتظر ماست که بیاییم.

نشسته ایم و میگوییم بیا... چرا نمی آیی؟ شاید بیایی!

این نشستن را بس کنیم... این نشستن ها را بس کنیم...

برخیزیم و به سوی مهدی برویم... او آمده است. سالهاست که آمده است.

سالهاست که چشم انتظار یاران خویش است.

سالهاست که منتظر است ما او را ببینیم.

سالهاست که آرزوی دیدار ما را دارد.... اما...

اما چه دیر است بیداری ما...

برخیزیم ... دیگر خورشید به میانه آسمان آمده است... برخیزیم

چه آسان به این خواب طولانی دلخوش کرده ایم...

چه راحت غرق در روزمرگی خود شده ایم...

باور کنیم که او هست و ما از او غایبیم.

باور کنیم که او شبانه روز ما را میطلبد.

باور کنیم که دعاهایش برای ما بی پایان است.

باور کنیم که از عشق ما لبریز است.

باور کنیم که هر چه داریم از نگاه مهربان اوست.

باور کنیم که وجه الله اوست.

باور کنیم که بقیه الله اوست.

باور کنیم که نور خدا در زمین اوست.

باور کنیم رسیدن به فیض الهی به واسطه اوست.

باور کنیم که زندگی بدون مهدی ممکن نیست.... مگر بدون آب میشود زندگی کرد؟!

باور کنیم که نیاز به مهدی کمتر از نیاز به آب نیست.

باور کنیم که مهدی تشنه ماست...

اما چرا ما تشنه مهدی نیستیم؟

برخیزیم و آماده شویم...

برخیزیم و حرکت کنیم...

برخیزیم و بشتابیم... خیلی دیر شده ... خیلی دیر...

کوله بار خود را ببندیم، لوازم مورد نیاز را برداریم...

یک کوله بار از ایمان، لباسهایی از اعمال صالح با رنگ خدایی... با نیتهای الهی

اما یادمان باشد نباید با خود گناه برداریم... گناه بارمان را سنگین میکند.

اگر در کوله بارمان ذره ای گناه است باید با توبه پاک کنیم.

گناه ایمانمان را بی مصرف میکند. مثل آبی که ذره ای نجاست در آن است.... ایمان آلوده به گناه نوری ندارد.

چراغ ایمان باید راه مان را روشن کند اما با گناه این چراغ روشن نمیشود...

مهدی گناه را دوست ندارد.

هر گناه تیری به سوی مهدی است.... مگر شما مهدی را دوست ندارید؟

گناه را تخلیه کنیم و مثل کوه در برابر  شیطان بایستیم.

حال موقع حرکت است کفشهای تقوا را به پا کنیم...  از این پس گناه بی گناه...

گامهای صبر و استقامت را برداریم.... مهدی منتظر است.

اما چگونه میتوان به سوی مهدی رفت؟ با پای پیاده؟

نه .... سوار بر بالهای عشق شویم... عشق مرکبی سریع السیر است.... بشتابیم

معشوق منتظر است...

او سالهاست که برای دیدار ما اشک ریخته است... او سالها چشم انتظار است...

چه شبها که تا سحر نخوابیده و برای ما دعا کرده است...

چه روزها که از دور نظاره گر ما بوده و آرزوی مان را داشته است.

اخر ما ذره ای از وجود اوییم... ذره ای از نور اوییم....

بیایید دست به دست هم دهیم و به سوی اقیانوس وجود او بشتابیم.... او پذیرای همه ما هست... منتظر یکایک ماست...

هیچ کس جا نماند...

امروز با کوله باری از علم وایمان، تحرک و پویایی، صبر و استقامت، و عشق و محبت به سوی مهدی میشتابیم...

مهدی جان دعایمان کن که زود به تو برسیم.... مهدی جان دستان مان را بگیر که سخت محتاجیم.

رمز حرکت:

یا اباصالح المهدی ادرکنی

یا اباصالح المهدی ادرکنی

لاله‎های نرگس! امشب باغ را زینت کنید

باغ را زینت کنید از باغبان دعوت کنید

با گل دامان نرجس لحظه‎ای خلوت کنید

تا سحر با آن نگار نازنین صحبت کنید

صورت حق جستجو در آن نکو سیرت کنید

با امام عصر یکبار دگر صحبت کنید

اهل مجلس باز وصف ماه مجلس بشنوید

بوی یاس از نرگس دامان نرگس بشنوید

نرجسا! ماه هزاران انجمن آورده‎ای

آفتاب حسن حیّ ذوالمنن آورده‎ای

لال? سرخ حسینی بر حسن آورده‎ای

باز در عالم خلیل بت شکن آورده‎ای

یوسف کنعان ما را در وطن آورده‎ای

یا که بر یعقوب بوی پیرهن آورده‎ای

بر تو و فرزندت ای پاکیزه مادر آفرین

از خدا و احمد و زهرا و حیدر آفرین

این مسیح آفرینش پیشتر از آدم است

این چراغ طور بینش این فروغ عالم است

این کلام الله ناطق این کتاب محکم است

این مسیحای مسیحا این امام مریم است

این صفا، این مروه، این حجر، این حرم، این زمزم است

این امید انبیا از بوالبشر تا خاتم است

این تمام چارده معصوم در یک صورت است

این نه یک نوزاد این پیر تمام خلقت است

نرجس! امشب خلق را در وجد و شور آورده‎ای

یک قمر نه چارده خورشید نور آورده‎ای

سِرِّ ده فرمان موسی را ز طور آورده‎ای

مصحف و انجیل و تورات و زبور آورده‎ای

مصطفی را از حرا یا غار ثور آورده‎ای

بر تمام انبیاء وجد و سرور آورده‎ای

جان عالم باد قربانت که مهدی زاده‎ای

ای سلام از حیّ سبحانت که مهدی زاده‎ای

یا محمد نقش جاء الحق به بازویش به بین

ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش به بین

یک جهان توحید در چشم خدا جویش ببین

روی خود، روی خدا در مصحف رویش ببین

صوت قرآن بشنو و لعل سخن گویش ببین

ُخلق خود درُخلق وخوی خویش ،درخویش ببین

اوست نوزادی که بر عالم امامت می‎کند

قائم است و با قیام خود قیامت می‎کند

آی اسرائیلیان! موسی است این موسی است این

ای مسیحیّون! همانا حضرت عیساست این

ای مسلمانان عالم بر همه مولاست این

ای تمام اهل دنیا! مصلح دنیاست این

ای همه ایرانیان!  از دوده‎ی کسراست این

ای همه سادات عالم یوسف زهراست این

ای شب هجران! سپاه صبح می‎آید ز دور

شیعیان آماده، نزدیک است ایّام ظهور

مهدی آمد تا لوای عدل را بر پا کند

مهدی آمد تا جهان را جنت الاعلا کند

مهدی آمد تا گره از کار عالم وا کند

مهدی آمد تا دوباره معجز موسا کند

او زمین را از عدالت سینه‎ی سینا کند

او همه فرعونیان را غرق در دریا کند

"شاعر: حاج غلامرضا سازگار"

عاشقان ولادت پر نور و سرور مهدی موعود (عج)، عید نیمه شعبان بر شما مبارک باد.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در 14:6 توسط بی دل.
یکشنبه یازدهم مرداد 1388
ارتباط با خدا

سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واصل شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش میرو که به دلدار پیوندی

یا رب

 ماه‌های قشنگ رجب، شعبان و رمضان با خودشان فرصت‌های فراوانی آورده و می آورند؛ برای راز و نیاز و عاشقی. برای مناجات‌ و دردل‌ بنده‌ با خدای بنده‌نواز.

اما ما چقدر از این فرصت‌ها استفاده میکنیم؟ این بستگی به رابطه ما با خدا دارد. اینکه پیوندمان قوی باشد یا نه...

دو دوست که با هم صمیمی هستند، خیلی آرام با هم صحبت مي‌کنند، چون قلب‌هاشان خيلى به هم نزديک است. وقتی عشق آن پر رنگتر شد، رمز و رازشان زیاد می‌شود، تا حدی که بسیار آهسته و درگوش هم نجوا مي‌کنند. سرانجام که به نهایت عشق رسیدند، حتى از نجوا کردن بي‌نياز مي‌شوند، به طوری که بدون حرف زدن هم حرف یکدیگر را میفهمند، نگاه‌هاشان با هم صحبت میکند و حتی وقتی از هم دورند دل‌هایشان به هم نزدیک است از طریق دل، از حال هم با خبر میشوند. اين زمانی است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين آن‌ها باقى نمانده باشد.

حال رابطه ما با خدا چگونه است؟ چقدر صمیمانه و نزدیک است؟

یار نزدیک تر از من به من است

وین عجب تر که من از وی دورم

هر چه رابطه ما با خدا صمیمانه‌تر و عاشقانه‌تر باشد، قدر راز و نیاز با خدا را بیشتر میدانیم. خوشا به حال آن بندگان پاکی که سر و سرّی با خدا دارند و بین آنها و خدا هیچ فاصله‌ای وجود ندارد.

اما آیا راهی هست که این رابطه را صمیمانه‌تر کنیم؟

در عشق زمینی رابطه وقتی نزدیک و نزدیک‌تر میشود که دو طرف خوبی‌های یکدیگر را می‌بینند و چشم از بدی‌ها می‌بندند. درباره خدا که تنها خوبی وجود دارد ما چقدر خوبی‌ها را میبینیم؟ چقدر ارزش رحمت‌ها و الطاف بی انتهای خدا را میدانیم؟

چند لحظه چشمان خود را ببندید، چه میبینید؟ تاریکی ... فرض کنید ممکن بود زندگی شما در همین تاریکی بود. حال چشمان‌تان را باز کنید. زندگی شما روشن است. تمام چیزهایی که با چشمان بسته دیده نمیشد، اکنون وجود دارد اما تا وقتی که به نداشتن آنها فکر نکرده‌اید و به آنها محتاج نشده‌اید وجودشان را حس نمیکنید.

یکی از دلایل نادیدن الطاف خدای مهربان این است که ما غرق نعمتیم. ماهی تا وقتی در آب است، وجود آب را حس نمیکند، اما وقتی از آب خارج شد و نفسش بند آمد میفهمد چه از دست داده است. اگر ما نعمت را حس کردیم. ولی‌نعمت را بیشتر احساس میکنیم. اگر ارزش نعمت را دانستیم بیشتر شاکر خواهیم شد؛ و در نتیجه بیشتر به او نزدیک میشویم.

خدایا چشم دادی شکر

خدایا گوش دادی شکر

خدایا زبان دادی شکر

خدایا عقل دادی شکر

خدایا عشق دادی شکر

خدایا احساس دادی شکر

خدایا دست دادی شکر

خدایا پا دادی شکر

خدایا پدر و مادر خوب دادی شکر

خدایا خواهر و برادر خوب دادی شکر

خدایا دوستان خوب دادی شکر

خدایا معلمان خوب دادی شکر

خدایا امنیت دادی شکر

خدایا آزادی دادی شکر

خدایا اختیار دادی شکر

خدایا غذا دادی شکر

خدایا لباس دادی شکر

خدایا آب حیات دادی شکر

خدایا ذائقه دادی تا بچشم شکر

خدایا احساس درک لذت دادی شکر

خدایا مرا از نیستی به هستی آوردی شکر

خدایا ارزش انسان بودن دادی شکر

خدایا ایمان دادی تا تو رو بشناسم شکر

خدایا .... شکر شکر شکر

ما اگر بخواهیم نعمت‌ها را تک تک بشماریم و شکر کنیم، تمام نخواهد شد. در تک تک مواردی که ذکر شد، اگر بیشتر فکر کنیم شاخه‌های بیشتری هم دارد، ولی کسانی که آنها را نداشته اند بهتر میفهمند. مثلا ما وجود چشم را می‌بینیم. اما اگر اشک چشم نداشتیم و هر هفته باید به دکتر مراجعه میکردیم و به خاطر سوزش و خارش چشم قطره میگرفتیم و اشک مصنوعی در چشمان خود میرختیم؛ آن وقت می‌فهمیدم اشک چشم چه نعمت بزرگی است. اما اکنون متوجه ارزش و اهمیت آن نیستیم. اگر دندان درد میگرفتیم قدر دندان سالم را بهتر میفهمیدیم.

آیا برقراری رابطه صمیمانه با خدا چیزی جز این است؟ جز دیدن الطاف الهی و شکر کردن؟ اینکه بدانیم خدا چه محبت‌هایی در حق ما کرده، چقدر ما را دوست میدارد؛ این باعث میشود عشق و محبت ما هم به او چندین برابر شود.

وقتی تعداد زیاد نعمت های اطراف خود را می‌بینم شرمنده میشوم. شرمنده میشوم از اینکه او این همه به من نعمت داده اما من در پاسخ نمک خوردم و نمکدان شکستم. گاهی ما انسان‌ها از خدا طلبکار هم میشویم! با وجود این همه داشته، ما فقط نداشته‌ها را می‌بینیم! پر از خواسته‌ایم و نیاز. درحالی که نعمت‌ها به قدری زیاد هستند که نداشته‌ها در برابرش هیچ است.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 17:12 توسط بی دل.
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388
رسول رحمت

عید سعید مبعث را به شما تبریک میگویم هر چند به رسول خاتم (صلی الله علیه و آله) ایمان نیاورده باشید. اما حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) رحمتی برای همه عالمیان بود؛ و دعوتش دعوتی جهانی بود.

 

﴿ما أرْسَلناكَ إلاّ کافَّةً للِنّاسِ.[1] جز این نیست که تو را برای هدایت و رهبری همۀ انسانها فرستادیم.

  

پس این عید بزرگ بر جهانیان مبارک باد.

 

در مهربانی و محبت و عشق رسول الله (صلی الله علیه و آله) به مردم، همین بس که خداوند متعال فرمود:

 

﴿لَقَدْ جاءَکُم رَسولٌ مِنْ أنْفُسِکُمْ عَزیْزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُمْ، حَرِیْصٌ عَلَیْکُم بِالمؤمِنِیْنَ رَوُفٌ رَحیْمٌ.

رسولی از میان خود شما، به سوی شما آمد که رنج‌های شما بر او سخت و ناگوار است و حرص و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به اهل ایمان رئوف و مهربان است.[2]

 

فداکاری‌ها و جانبازی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای آوردن مشرکان و کافران به دایرۀ ایمان، آن‌قدر مؤمنانه و عاشقانه بود و خود را به تعب و تلخی می‌انداخت که خداوند فرمود: 

 

﴿ لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نََفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ

 گویی می‌خواهی از شدت اندوه این که افراد ایمان نمی‌آورند، جان خود را از دست بدهی! [3]

  

و در سختی و رنجی که رسول رحمت (صلی الله علیه و آله) متحمل شدند همین بس که خودشان فرمودند:

 

«ما اُوذِیَ نَبِيٌّ مِثْلُ ما اُوذِیْتُ».[4]

 

هیچ پیغمبری به انداز، من اذیّت و آزار نشده است!

 

خداوندا ما را از پیروان راستین ایشان قرار بده.

 

 

محمد رسول الله

 

پاورقی:
 

[1]. سبأ/ 38.

[2] توبه/ 128.

[3] شعراء/ 3.

[4]. کنز العمال، ج 12، ص 449؛ بحار الانوار، ج 39، ص 56؛ حیاة الصحابة، ج 1، ص 255.

+ نوشته شده در 23:41 توسط بی دل.
جمعه پانزدهم خرداد 1388
هیچ کس صاحب الزمان نمیشود

هر چند ما رای میدهیم...

اما ...

هیچ کس حلال مشکلا ت ما نمیشود.

هیچ کس گره گشای ما نمیشود.

هیچ کس عدالت علی نمیشود.

هیچ کس صداقت نبی نمیشود.

هیچ کس کرامت رضا نمیشود.

هیچ کس نور دل عسگری نمیشود.

هیچ کس مهدی ِفاطمه نمیشود.

هیچ کس حجتِ خدا نمیشود.

هیچ کس یگانۀ عالم نمیشود.

هیچ کس صدای حق گوی مرتضی نمیشود.

هیچ کس آرزوی ما و تمام انبیاء نمیشود.

هیچ کس امید دل غمزده ما نمیشود.

هیچ کس خلیفۀ خدا نمیشود.

هیچ کس  امام ما نمیشود.

هیچ کس  مهربان چو او نمیشود.

هیچ کس قطبِ عالم امکان نمیشود.

هیچ کس نور الهی نمیشود.

هیچ کس ستارۀ رخشان نمیشود.

هیچ کس خورشید درخشان نمیشود.

هیچ کس یاور یتیمان نمیشود.

هیچ کس چو او قاری قرآن نمیشود.

مهدی بیا ... مهدی بیا

مهدی بیا... مهدی بیا

که هیچ کس صاحب الزمان (عج) نمیشود.

مهدی بیا

ما به غیر  تو دل نبسته ایم.

ما به غیر تو امّید نبسته ایم.

ما  بیچارگان، به وادی  غفلت  نشسته ایم.

ما بی معرفت به تو ...

ما بی حضور تو...

ما بی نشانه ای ز تو...

ما خفتگان بی خبر ز تو...

ما درماندگان چشم به راه تو...

ما بی فروغ  نور تو...

نشسته ایم...

به انتظار تو

+ نوشته شده در 12:3 توسط بی دل.
جمعه هشتم خرداد 1388
انتخابات و رضای خدا

در این ایام که انتخابات ریاست جمهوری نزدیکه ، خوبه که هر گامی برمیداریم؛ چه در جهت تبلیغ فردی، چه در جهت انتقاد از فرد دیگر رضا و خشنودی خدا رو از یاد نبریم.

بعضی ها برای اینکه کاندیدای خودشون مورد پذیرش عموم واقع بشه به هر کاری دست میزنن، دیگه همه چیز رو زیر پا میذارن، انقلاب و دین و اسلام براشون مهم نیست همه چیز رو بازیچه خودشون میکنند؛ فقط هدف روی کار اومدن کاندیداشونه.

خوبه به خاطر داشته باشیم که همه اینها میگذره؛ یه روز یکی رئیس جمهور میشه فردا یکی دیگه، هر چقدر هم اونها آدمهای خوب و صالحی باشن، اما هیچ کدوم نمیتونن عدالت واقعی و جهان شمول رو جاری و ساری کنند.

هیچ کدوم نمیتونن ریشه ظلم رو بکنند، هیچ کدوم نمیتونند مدینه فاضله برپا کنند؛ اما با نیت پاک در انتخابات شرکت کنیم و برای رضای خدا کار کنیم و بدونیم تنها کسی که میتونه زمین رو از ظلم و تباهی دربیاره مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وارث پیامبرانه.

تا وقتی ما دل به غیر او بستیم و چشم به دیگری دوختیم، یعنی نیازمند به او نشدیم. اگر به اندازه لیوان آبی  او رو طلب میکردیم، حتما تا به حال اومده بود حیف که هنوز تشنه نشدیم...

مهدی بیا

امام علی علیه السلام در خطبه 138:

« يَعطِفُ الهَوى عَلَى الهُدى، إذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهَوى، و يَعطِفُ الرَّأىَ عَلَى القُرآنِ، إذا عَطَفُوا القرآنَ على الرَّأىِ »

او هواى نفس را به راه هدايت بر مى گرداند ، آن هنگام كه مردم راه هدايت را به خواسته هاى نفسانى بر گردانده اند. و آنگاه كه مردم قرآن را تفسير به رأى كنند او آراء و نظريات را به قرآن گرايش دهد.

خداى تعالى فرمود، هر كس به مقتضاى رضاى من عمل كند من او را به سه خصلت وا مى‏دارم:

اول: شكرى به او ياد مى‏دهم كه آميخته با جهل نباشد.

دوم: به ذكرى موفقش مى‏كنم كه فراموشى در آن راه نداشته باشد.

سوم: محبتى از خودم در دلش مى‏اندازم كه محبت هيچيك از مخلوقاتم را بر آن محبت ترجيح ندهد.

چنين كسى وقتى مرا دوست بدارد دوستش ميدارم،

و چشم دلش را بسوى جلال خود باز مى‏كنم،

و بندگان خاص خود را از او پنهان نمى‏دارم،

و با او در تاريكيهاى شب و روشنى روز هم كلام مى‏شوم،

تا جايى كه يكسره از هم كلامى با مخلوقات و هم‏نشينى با آنها صرفنظر كند،

و نيز كلام خود و كلام ملائكه خودم را به او مى‏شنوانم،

و اسرارى را كه از خلقم نهان داشته‏ام براى او فاش مى‏كنم،

و نيز لباس حيا بر تنش مى‏پوشانم، بطورى كه جميع خلق از او شرم كنند،

و روى زمين كه راه مى‏رود با مغفرت خدا قدم بردارد،

دلش را دلى با ظرفيت و بينا قرار داده و هيچ چيز از اسرار بهشت و آتش را بر او پوشيده نمى‏دارم،

ترس و وحشتى كه در قيامت بر مردم مستولى خواهد شد به او نشان داده و همچنين به حسابهايى كه از توانگران و بى‏نوايان و جاهلان و علما مى‏كشم آشنايش مى‏نمايم،

و نيز من او را در بستر قبرش مى‏خوابانم و منكر و نكير را بر او نازل مى‏كنم تا از وى پرسش كنند، و او اندوه مرگ و ظلمت قبر و لحد و هول مطلع را احساس نكند،

آن گاه ميزانش را نصب كرده و نامه عملش را باز نموده و كتابش را در دست راستش مى‏نهم، تا آن كتاب را بخواند، آن گاه بين خودم و او واسطه و ترجمان قرار نمى‏دهم،

اين است صفات محبين،

اى احمد اندوه خود را يكى كن، و زبانت را يكى ساز، و بدنت را چنان زنده بدار كه هيچ گاه غفلت نورزد، چون هر كس از من غافل شود من او را به خودش سپرده و ديگر باك ندارم كه در كدام وادى به هلاكت مى‏افتد[1]

 [1] میزان الحکمة، به نقل از بحار الانوار

 اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 11:28 توسط بی دل.
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
یورش به خانه وحی!

در ایام حزن و شهادت حضرت زهرا (عليها السلام) عده ای از افراد ناآگاه به تاریخ اسلام، مقالات و مطالبی در وبلاگها و سایتهای مختلف درج نموده اند که سعی نموده اند حقیقت شهادت و حمله به خانه حضرت زهرا (عليها السلام) را افسانه و دروغ جلوه دهند البته جوانان و مخصوصا علمای شیعه از این توطئه ها بی خبر نیستند و حتما هر یک در به حد توان پاسخ داده و میدهند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به مقالۀ «افسانه شهادت فاطمه زهرا(عليها السلام)» به طور مستدل و با بیانی کاملا روشن، پاسخ داده اند.

ایشان مینویسند:

از آنجا كه بخشى از اين مقاله، تحريف روشن تاريخ اسلام است، ما را بر آن داشت كه به گوشه اى از اين تحريف و بيان بخشى از اين حقايق بپردازيم تا ثابت شود شهادت بانوى اسلام يك واقعيّت انكارناپذير تاريخى است و اگر آنها چنين بحثى را آغاز نكرده بودند، ما در اين شرايط، آن را دنبال نمى كرديم.

موضوع سخن ما را در اين مقاله، امور ياد شده در زير تشكيل مى دهد:

1ـ عصمت حضرت زهرا(عليها السلام) در لسان پيامبر(صلى الله عليه وآله).

2ـ احترام خانه آن حضرت در قرآن و سنت.

3ـ هتك حرمت خانه آن حضرت پس از درگذشت پدر بزرگوارش.

به اميد آن كه با تشريح اين نقاط سه گانه، نويسنده مقاله، در برابر حقيقت سر تسليم فرود آورد. و از نوشته خود نادم و پشيمان گردد، و به جبران كار خود بپردازد.

اين نكته حائز اهمّيّت است كه تمام مطالب اين كتابچه از منابع معروف اهل سنّت گرفته شده است.

برای خواندن همه مطالب آن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

برای دانلود کتابچه آیت الله مکارم شیرازی اینجا را کلیک کنید.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 17:25 توسط بی دل.
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
فدک و احتجاج امام علی(ع)

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا وَالِدَةَ الْحُجَجِ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ‏

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَمْنُوعَةُ حَقَّهَا

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمَتِكَ وَ ابْنَةِ نَبِيِّكَ وَ زَوْجَةِ وَصِيِّ نَبِيِّكَ

صَلاَةً تُزْلِفُهَا فَوْقَ زُلْفَى عِبَادِكَ الْمُكَرَّمِينَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلِ الْأَرَضِين

شهادت جانگداز سیده زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به بقیه الله الاعظم (روحی له الفداه) و همه دوستداران و شیعیان آن حضرت تسلیت عرض مینمایم.

به بهانه ایام فاطمیه خوب است برگی از تاریخ را ورق بزنیم:

در ماجرای فدک، خلیفه اول از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) شاهد طلب کرد که حضرت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) فرمود: اى أبو بكر آيا قرآن خوانده‏اى؟

ابوبکر گفت: آرى!

حضرت فرمود: به من بگو آيا آيه شريفه «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» درباره ما نازل شده، يا ديگران؟

أبوبكر گفت: درباره شما نازل شده.

فرمود: اى أبوبكر اگر جماعتى گرد آمده و شهادت دهند كه فاطمه دخت پيامبر مرتكب فاحشه‏اى شده است تو چه خواهى كرد؟

گفت: مانند زنان ديگر مسلمان حدّ را بر او جارى مى‏سازم!

حضرت امير عليه السّلام فرمود: در اين صورت در نزد خدا از كافران خواهى بود.

ابوبکر گفت: براى چه؟

فرمود: زيرا تو گواهى خداوند بر طهارت او را رد کرده ای و شهادت گروهى از مردمان را پذيرفته‏اى! و همینگونه حكم خدا و رسول (ص) را در مسأله فدك- كه در زمان حيات پيامبر در اختیار فاطمه بود- ردّ نموده و در مقابل شهادت فردى اعرابى دور از تمدّن را پذيرفته‏اى. و فدك را از او غصب نمودى، و پنداشته‏اى كه آن فى‏ء (مال همه) مسلمين است، حال اينكه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله خود فرموده بود كه: «دليل و اثبات بر عهده شخصى است كه به زيان ديگرى ادّعايى دارد، و ديگرى تنها بايد سوگند ياد كند» و تو از اين فرمايش پيامبر نيز غافل شده و درست عكس آن عمل نموده‏اى، و از فاطمه كه فدك از قبل در اختیارش بوده اقامه شاهد مى‏كنى!

با شنيدن اين كلام بى‏نقص و سرتاسر منطقى جماعت حاضر متأثّر و متحيّر شده و به يكديگر خيره شدند، و گفتند: بخدا كه علىّ راست مى‏گويد!!.

برای مطالعه متن عربی احتجاج، روی ادامه مطلب کلیک کنید.

یا فاطمة زهرا اشفعی لنا فی الجنة

زندگی علی و فاطمه ...

انگار همین دیروز بود که پیامبر(ص)، جگرگوشه اش را به خانه علی (ع) رهسپار میکرد...

همین دیروز بود که دو کبوتر آشیانه خود را بنا کردند...

آشیانه ای ساده اما صمیمی...

زیراندازی از پوست و دلهایی از نور...

زندگی ای به شیرینی محبت و مهر ...

زندگی ای به پاکی و بی آلایشی آب...

زندگی ای سبز ...

که با عبادت آغاز شد...

با شکوفایی دردانه های هستی مصفا شد...

با ایثار و انفاق اوج گرفت...

و با شهادتِ گلهایش جاویدان ماند...  

«اللهم عجل لولیک الفرج»

 منابع:

الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏1، ص: 92 -  احمد بن على طبرسى‏


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 16:12 توسط بی دل.
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388
سفر زندگی

به نام خدا

دوستان همراه سلام؛ مدتی بود که مسافرت بودم بعد هم مشکلاتی پیش اومد که نتونستم وبلاگ رو آپ کنم. از این بابت عذرخواهی میکنم و از خدا میخوام که توفیق بده تا بهتر و بیشتر از قبل بتونم برای این وبلاگ قلم بدست بگیرم.

... اما تو سفری که داشتم نکات جالبی به ذهنم رسید؛ که قصد دارم ثبتشون کنم شاید برای شما هم مفید باشه ان‌شاءالله

وقتی توی قطار نشسته بودم و قطار از سرزمینهای مختلف میگذشت، منو به یاد سفر زندگی انداخت، چون زندگی هم مثل یه قطار، داره مارو با خودش میبره.

1- وقتی به زندگی نگاه میکنم میبینم زندگی هم یه سفره مثل سفرهای معمولیه اما بزرگتر و مهمتر....که مدتش از قبل تعیین شده؛ از زمان تولد تا لحظه پیاده شدن از قطار یا ماشین تن!

2- قطار زندگی خیلی سریع‌تر از قطارهای سریع‌السیر حرکت کرده و داره با تمام سرعت ما رو میبره، دیری نمیگذره که به پایان خط میرسیم... پس باید فرصت رو غنیمت شمرد و آماده رسیدن شد.

3- بعضیا از اول سفر با نقشه پیش میرن و دقیقا به جایی که باید برسن میرسن. اما بعضیا گم میشن یا  راهشون طولانی میشه یا تو دره ها و پرتگاههای راه می افتن و سفرشون به نتیجه نمیرسه و تموم میشه!

4- تو سفر زندگی ماها خیلی فراموشکار میشیم و مقصدمونو از یاد میبریم یا چرتمون میگیره و خوابمون میبره، یا غرق مناظر و خوشی‌های سفر میشیم؛  وقتی به خودمون میاییم که سوت قطار به صدا در اومده و میگن ایستگاه آخره... ما هم هنوز آماده نیستیم!

5-  همیشه اول و آخر سفر کمی دلهره داره مخصوصا اگر جایی که میخوای بری تا به حال نرفته باشی و تنها باشی و مهم تر از اون اینکه مسیر سفر رو هم بلد نباشی... سفر زندگی هم همینطوره اما این دلهره نباید آدمو از فکر کردن به مقصد غافل کنه.

6-  تو سفر زندگی که آدما ناچارن از هم جدا بشن؛ هر چند یه مدتی با هم همسفرن، مثل پدر و مادر، زن و شوهر و... اما اینها فقط چند ایستگاهه ؛ به هر حال باید یه روزی جدا بشن یا با یکی دیگه همسفر بشن یا کلاً تنها برن. اما هر کسی باید خودش به مقصد برسه چون ایستگاهها یکی نیست هر آدمی ایستگاه آخر خودشو داره!

7- تو مدتی که با هم همسفریم باید همسفرای خوبی برای هم باشیم، سفر زندگی رو برای هم تلخ نکنیم؛ یادمون نره که بالاخره ایستگاه آخر باید از هم جدا بشیم. قدر با هم بودن رو بدونیم، از لحظه لحظه اش بهترین استفاده رو ببریم فکر نکنیم خیلی سفر طولانیه بلکه خیلی زود تموم میشه!

8- تو سفر زندگی همیشه یکی با تو هست، یکی هیچ وقت تنهات نمیذاره. هرچند که تو نتونی ببینی‌ش، شاید حضورشو حس نکنی، اما اون هست. شاید در تنهایی در نیازها و سختیهای سفر، بهتر وجودشو حس کنی!

9- دائم مناظر و علائمی جلوی راهت سبز میشه! فلان جا چند کیلومتر! پمپ بنزین یک کیلومتر! اینور دره است، اونور هتله! خلاصه این چیزا نشونه های راههای سفره، سفر های معمولی! در سفر زندگی هم از این نشونه ها برای ما گذاشته شده اگر چشمامونو خوب باز کنیم میبینیم و اگر نبینیم سفر خطرناکی در پیش داریم. اگر ببینیم و ازشون راهنمایی بگیریم حتما سفر خوشی خواهیم داشت. در هر حال وقتی به آخر سفر برسیم حتما اون همراه همیشگی رو میبینیم. اون هیچ وقت ازمون جدا نبوده و نیست و توی مقصد نهایی خودشو نشون میده.

10- خیلی از ما آدما اصلا توجه نداریم که دوربینهای کنترل نامحسوس همه جای راه ما رو کنترل میکنن، بعضیا ویراژ میدن و  مراقب علائم راهنمایی و رانندگی نیستن اما متاسفانه یه کم جلوتر پلیس متوقفشون میکنه! البته این حالت خوبشه! اگر بلایی سر خودشون بیاد یا دیگران رو آسیب بزنن دیگه کار از کار میگذره  و بدترین حالته! سفر زندگی که خیلی مهم تره و سرنوشت سازه حتما باید مراقب بود و دست از پا خطا نکرد که هر خطایی مطابق با بزرگی و کوچیکیش، جزا داده میشه...

11- به نظر من دو برهه از سفر خیلی قشنگه، اولی زمانیه که میخوای پیش محبوبت بری. لحظه شماری میکنی که کی میرسی، چرا اینقدر مسیر طولانیه؟ پس کی میرسم؟...

 چه خوبه ما هم توی سفر زندگیمون به محبوب حقیقی دل ببندیم و آرزوی دیدارشو داشته باشیم و باور کنیم که بقیه همسفرا یه روزی آدمو ترک میکنن راه خودشونو میرن و تنها باید به اون دل بست.

12- دومین برهه از سفر که خیلی زیباست، وقتیه که تو راه برگشتی! از طولانی شدن سفر و خستگی‌های راه دیگه کلافه شدی و بریدی و میخوای به خونه برگردی و میدونی خانواده چشم انتظار برگشتن تو هستند، دلت واسه شون تنگ شده و لحظه شماری میکنی دوباره ببینی شون، دلت میخواد روی تخت خودت بعد از مدتها بدون هیچ دغدغه ای استراحت کنی... بیخود نیست که میگن هیچ جا خونه آدم نمیشه! تو سفر زندگی هم همسفرا روزی پیش هم برمیگردن، البته به شرط اینکه خودشون عاشق هم باشن و دوست داشته باشن پیش هم بمونن. آدما یه روزی پیش کسانی که دوستشون دارن و بهشون عشق میورزن برمیگردن... مهم اینه که چه جور آدمایی رو دوست بداریم و با چه نوع افرادی همسفر باشیم.

13-خیلی از سفرها اینقدر لذت بخش و شیرین هستند که آدم دلش نمیخواد از این سفر برگرده؛ دلش میخواد شیرینی و لذت سفر همیشگی باشه، اما باید بدونه که سفر با این قطار، یا این هواپیمای سریع‌السیر یه زمانی به پایان میرسه، پس نباید خیلی خودشو دلبسته سفر کنه، خوشی سفر فقط مدت کوتاهی میمونه و همیشگی نیست. بچه‌ای رو فرض کنید که به تلویزیون قطار دلبسته بشه و به بهانه فیلم هی گریه کنه و اشک بریزه و نخواد پیاده بشه!!! هی پدر و مادر بگن ایستگاهه آخره باید پیاده بشیم، اما اون هنوز نفهمیده که اینجا خونه نیست؛ فقط یه قطاره که یه مدت کوتاه مسافرشه... متاسفانه ابزار و وسیله های سفر زندگی رو بعضی از ماها خیلی جدی گرفتیم! خیلی از ما آدمها اینقدر به ابزار و وسایل زندگیمون دلبسته‌ایم که فکرشم نمیکنیم یه روزی همه اینا رو باید بذاریم و پیاده بشیم!

14-همونطوری که خوشی‌های سفر خیلی خوبه، سختی‌هاشم خیلی ناراحت کننده است. اما سختی هر چقدر دردناک باشه، تنهایی سفر هر چقدر غمناک باشه، با تموم شدن سفر فراموش میشه. خستگی راه، بعد از چند روز از تن بیرون میره. سختی‌های زندگی هم، روزی به آخر میرسه، پس نباید ازشون ناراحت باشیم و غصه بخوریم، این سختی‌ها هم فقط چند روزی مهمون ما هستند به هر حال میگذرند.

15-کسی که ما رو راهی سفر زندگی کرده، خودش بلیط برگشت رو هم گرفته! یعنی آدم آخر سفر ، برمیگرده پیش همون کسی که خلقش کرده، در لحظه لحظۀ سفر زندگی با اون همراه بوده، تمام محبتش رو نثارش کرده؛ همون کسی که آذوقه راهشو بهش داده؛ همون خدایی که در طول سفر چشم ازش برنداشته و دوست داره بنده ش هم اونو فراموش نکنه؛ همون که چشم انتظاره تا مسافرش به آغوشش برگرده... چه خوبه که لذت بخش‌ترین زمان سفر زندگی ما لحظه دیدار و رسیدن به او باشه!

16-یکی از آداب سفر اینه که آدم برای کسانی که به دیدارشون میره سوغاتی ببره، هر کسی به اندازه وسع و محبت خودش سوغاتی تهیه میکنه. این که ما برای محبوبمون چه سوغاتی ای ببریم بستگی به معرفت و محبت ما داره. حالا ما برای پروردگاری که به دیدارش میریم چه سوغاتی ای میبریم؟ آیا دست خالی به سوی او برمیگردیم؟

ببخشید که خیلی طولانی شد هر چند نکته ها به آخر نرسید! سفر زندگی نکته زیاد داره باید خودتون کشفش کنید.

زندگی

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در 23:7 توسط بی دل.
جمعه بیست و سوم اسفند 1387
مهدی وحدت بخش انسانها

پیامبران آمدند تا دین خدا را در زمین جاری کند؛

پیامبران  آمدند تا راه خدا را بنمایاند؛

 اما ...

هنوز وعده الهی محقق نشده؛

هنوز قول انبیاء الهی به حقیقت نپیوسته؛

هنوز دین خدا جهانی نشده؛

هنوز موعود انبیاء ظهور نکرده؛

هنوز خلیفه دوازدهم پیامبر (ص) نیامده؛

چون هنوز دنیا پر از بی عدالتی است؛

مسلمانان پیامبرانتان به شما وعده داده؛

خدایتان به شما وعده داده:

که روزی زمین از آن مستضعفان خواهد شد،

روزی خلیفه بر حق الهی زمین را از جور و ستم پاک خواهد کرد.

آن خلیفه هموست که همه پیامبران بشارتش دادند:

ابراهیم (ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و محمد(ص)

او خلیفه ایست از نسل  پیامبر خاتم (ص)

همو وارث پیغمبران است

همو حامی مستضعفان است

همو دین و شریعت الهی را در زمین زنده خواهد کرد

همو پیوند آسمان و زمین است

همو چراغ راه آسمان است

او که امید و نور چشم محمد مصطفی(ص) است

همون خیر کثیر است

خدا خودش فرمود انا اعطیناک الکوثر

کوثر چشمه جوشان الهی است

کوثر خیر کثیر الهی است که خدا به رسول امین بشارت داد

مهدی از نسل کوثر است

مهدی هم نام پیامبر (ص) است

مسلمانان مهدی از نسل پیامبر ماست

مسلمانان چرا خفته اید؟

همه شما از هر فرقه ای که باشید پیرو پیامبر اسلامید

همه میدانیم که او فرمود:

 دوازدهمین خلیفه که همنام من و هم کنیه من است روزی خواهد آمد

و جهان را از عدل و داد پاک میکند،

همانگونه که از ظلم و جور پر بوده است.

آیا خواهان وحدت نیستیم؟

هفته هفته وحدت است؟!

مهدی حلقه اتحاد ماست.

مهدی نقطه اتصال همه مسلمانان است.

نه ... نه... نه

مهدی سلاسله همه پیغمبران است.

مهدی آرزو و امید همه دینداران عالم است؛

پس مهدی حلقه اتحاد همه دینداران است؛

نه ... نه ... نه

مهدی امیدبخش همه عدالت خواهان و حق مداران عالم است؛

همه انسانها دوستدار عدالتند؛

پس مهدی امید انسانهای زنده پاکدل است؛

مهدی اتحادبخش همه انسانهای بیدار دل است؛

مهدی زنده کننده روح پاک آدمیت است؛

بیایید همه با هم برای آمدنش دعا کنیم؛

بیایید همه با هم او را خدا بخواهیم؛

بیایید برای آمدن موعود عدالت گستر دست به دست هم دهیم و یکصدا فریاد زنیم

تا خدای فریاد رس فریادمان را پاسخ گوید؛

فاغث یا غیاث المستغیثین

تا فریادمان به آسمان نرسیده ...

تا نیاز به او را حس نکرده ایم ...

همچنان غرق در دنیای پر از فساد و جور و پلیدیمان خواهیم بود.

خدایا ما مشتاق دیدار ولیّ تو هستیم؛

او که قوام زندگی و پناهگاه ماست؛

او را پیشوا و امام مؤمنین قرار دادی؛

پس هر کجا هست سلام ما را به او برسان،

ما را از نعمت وجودش بهره مند فرما،

و با آمدنش حق و حقیقت را برپا و باطل را نابود فرما

به ما توفیق ده تا او را اجابت کنیم،

و به مهر و محبت و رحمت و دعای او برسیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا قائم آل محمد (ص)

+ نوشته شده در 7:58 توسط بی دل.
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
بی تو ای صاحب زمان

شهادت جانسوز امام حسن عسگری  (علیه السلام) رو خدمت فرزند گرانقدرشان، صاحب  الزمان (عج) همه شیعیان و دوست دارانشان تسلیت عرض میکنم.

بی تو ای صاحب زمان بی قرارم هر زمان

از غم هجر تو من، دل خسته ام

همچو مرغی، بال و پر بشکسته ام

کی شود آیی نظر به قلب من اندازی، تو یارا

بر دل خسته که دمسازی، تو یارا

ده مدال دیده بانی، ز عنایت

ده من  از مهر  و عشق بازی خدایا

یابن الحسن آقا بیا

یابن الحسن آقا بیا

برای دریافت فلش اینجا را کلیک کنید.

از  سازنده محترم آن سپاسگزاریم اجرشان با مولای غریبمان

التماس دعا

یا حسن بن علی العسگری

 

 اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 0:2 توسط بی دل.
پنجشنبه هشتم اسفند 1387
امامت و جایگاه امام

قصد داشتم درباره  مقام امام رضا علیه السلام مطلبی بنویسم اما دیدم هر چی بنویسم نمیتوانم آن مقام والا رو شرح بدم  و حق مطلب رو ادا کنم که خود امام رضا به کمک آمد و این مطلب به دستم رسیدم از کتاب تحف العقول  برای کسانی که میخوان بدونن امام  چگونه تعیین میشه و چه جایگاهی داره  در این  پست قرار میدم  برای خوندن متن عربی هم میتونید به ادامه مطلب مراجعه کنید. خوندن متن عربیش  لذت بیشتری داره.

عبد العزيز بن مسلم تعریف میکند[1] که یک روز همراه امام رضا عليه السّلام در مرو بوديم و در مسجد جامع آن شهر جمع شديم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو مى‏كردند و اختلاف عقيده بسيارى را ذكر كردند، پس من به خدمت سرور و مولايم امام رضا عليه السّلام رسيدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا عليه السّلام لبخندى زد، آنگاه فرمود: اى عبد العزيز، اين طايفه ندانستند و در دين خويش فريفته شدند.

به درستى كه خداوند جليل و عزيز، جان پيامبرش صلّى اللَّه عليه و آله را نستاند تا آن هنگام كه دين را بر او كامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد كه آشكاركننده هر چيزى بود

(1) و حلال و حرام و احكام و همه نيازهاى مردم را در آن، بطور كامل بيان نموده بود و فرمود: « ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ء   ما هيچ چيز را در كتاب فروگذار نكرده‏ايم». [2] و در حج پايانى كه پايان عمر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بود بر او فرو فرستاد: « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا     امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما به عنوان آئينى برگزيدم». [3] و موضوع امامت از كامل شدن و كمال دين است.

و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله درنگذشت تا آنگاه كه نشانه‏هاى دينش را براى امّت خويش آشكار نمود و راههايشان را بر آنان روشن ساخت و آنان را در راه حقّ نهاد و على عليه السّلام را براى آنان تا هميشه پرچم و جلودار قرار داد و هيچ چيز از نيازهاى امت خويش را رها نساخت مگر آن كه آن را آشكار و واضح نمود، پس هر كه پندارد كه خداوند دينش را كامل ننموده بى‏گمان كتاب خدا را نپذيرفته است و هر كه كتاب خدا را نپذيرد و وازند مسلما كفر ورزيده است. آيا از منزلت و جايگاه امامت در ميان امت آگاهى دارند تا برگزينى آنان در امامت روا باشد؟

امامت مقامی است كه خداوند، ابراهيم خليل عليه السّلام را پس از نبوّت و دوست خالص خدا شدن، در مرتبه سوم، ويژه او ساخت و فضيلتى است كه با آن بزرگش داشت و نامش را بلند آوازه نمود، خداوند جليل و عزيز فرمود: « وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما       و هنگامی که خداوند ابراهيم را با كلماتى  آزمایش کرد و وى آن همه را به انجام رسانيد، خدا به او فرمود من تو را امام مردم قرار دادم».[4] ابراهيم عليه السّلام با خوشحالى از امامت خويش گفت:

 «  وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِين‏       از دودمانم چطور؟ فرمود: پيمان من به ظالمان نمى‏رسد».[5]  پس اين آيه امامت هر ظالم و ستم پيشه‏اى را تا روز رستاخيز باطل ساخت و امامت را در برگزيدگان الهی نهاد. آنگاه خداوند با نهادن امامت در نسل برگزيدگان و پاكان، او را بزرگ و ارجمند داشت و فرمود: « َ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِين‏       و اسحاق و يعقوب را به عنوان نعمتى افزون به او بخشيديم و همه را از شايستگان قرار داديم  و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏كردند و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند».[6]

پس پيوسته و قرن به قرن، نسل او امامت را از يكديگر به ارث بردند تا آنگاه كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آن را به ارث برد و خداوند فرمود: « إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا        در حقيقت، نزديكترين مردم به ابراهيم همان كسانى هستند كه او را پيروى كرده‏اند و نيز اين پيامبر و كسانى كه به او ايمان آورده‏اند». [7]

پس امامت مخصوص آنها شد و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله، امامت را به على عليه السّلام وانهاد و در فرزندان برگزيده ايشان؛ همان كسانى كه خداوند به آنها دانش و ايمان داده بود، نهاده شد و اين همان سخن خداوند است كه: « وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى‏ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏         كسانى كه دانش و ايمان يافته‏اند مى‏گويند: قطعا شما [به موجب آنچه‏] در كتاب خداست تا روز رستاخيز مانده‏ايد و اين، روز رستاخيز است. ولى شما خودتان نمى‏دانستيد».[8]  به همان گونه‏اى كه خداوند در فرزندان او تا روز واپسين جارى ساخته و واجب فرمود؛ چرا كه پيامبرى پس از محمّد صلّى اللَّه عليه و آله نيست، پس اين نادانان از كجا مى‏خواهند با نظر خود امامت را انتخاب كنند.

امامت شأن و مقام پيامبران و ميراث اوصياء است.

امامت خلافت خداوند عزيز و جليل است.

امامت جانشينى رسول او صلّى اللَّه عليه و آله است.

مقام امير مؤمنان عليه السّلام و جانشينى حسن و حسين عليهما السّلام است.

امام سررشته دين و نظم دهنده [امور] مسلمين و صلاح دنيا و بزرگمندى مؤمنان است.

امام، بنيان و ريشه اسلام فزاينده و شاخه فرازمند است.

بواسطه امام باشد كه نماز و زكات و روزه و حج و جهاد به كمال رسد

بواسطه امام غنيمت‏هاى بدون پيكار و صدقه‏ها بسيار گردد.

بواسطه امام حدود و احكام الهى به انجام رسد و مرزها و كناره‏هاى [سرزمين اسلامى‏] مواظبت شود.

امام، حلال خدا را حلال مى‏دارد و حرامش را حرام مى‏دارد.

امام حدود خدا را اقامه مى‏كند و از دين خدا پاسدارى مى‏نمايد.

امام با حكمت و اندرز نيكو و دليل رسا به راه خدا فرا مى‏خواند.

امام همانند آفتاب فروزانى است كه نورش گيتى را در برگيرد.

امام كرانه‏ايست كه نگاهها و دست‏ها به آن نرسد.

امام، ماه درخشنده و چراغ پرتوافكن و روشنايى تابنده است.

امام، ستاره راهنما در ناپيدايى شب‏هاى ظلمانى و راهنماى هدايت و نجات بخش از تباهى است.

امام، شعله فروزنده بر تپّه و گرمى ده بر سرمازده است.

امام، راهنماى در مهلكه‏ها است و هر آن كس كه از آن جدا گردد نابود شود.

امام ابرى باران‏زا و بارانى پيوسته و يك ريز و آسمان سايه‏گستر و زمينى فراخ و چشمه‏اى جوشان و بركه و گلستان است.

امام، امينى دوست و پدرى مهربان و برادرى بى‏نظير و مادرى دلسوز فرزند خردسال خويش و پناهگاه بندگان است.

امام، امين خداوند در زمينش و در ميان آفريدگانش و حجت او بر بندگانش و جانشين او در سرزمين‏هايش و دعوت‏كننده به خدا و پاسدار حريم خداست.

امام، از گناهان، پاك و از عيب‏ها، مبرّاست.

امام به علم، اختصاص يافته و به بردبارى شناخته شده.

امام، نظام دين و بزرگمندى مسلمين و خشم برانگيز منافقين و تباهى كافرين است.

امام، يگانه دوران خويش است، كسى با او برابرى نكند و دانشمندى همسنگ او نباشد و نظيرى برايش يافت نشود.

هر فضيلتى بى‏آن كه بخواهد يا بجويد به او اختصاص دارد، بلكه فضيلت از سوى خداى فضيلت بخش، بخشش پيشه، است.

چه كسى میتواند به شناخت امام يا كنه وصف او دست يابد؟

هيهات هيهات!

خردها به بيراهه رفته‏اند و خاطرها سرگردان و انديشه‏ها حيران و سخنرانان زبان برگرفته و شاعران وامانده و اديبان ناتوان و سخندانان الكن و دانشمندان فرومانده از توصيف منزلتى از منزلت‏هاى او يا فضيلتى از فضيلت‏هاى اويند و به فروماندگى و كوتاهى خويش اقرار دارند.

پس چگونه توانند كه همه صفت‏هايش يا چگونگى آن را توصيف كنند؟

و چگونه كسى كه جايگزين او گردد يافت شود؟

 يا بى‏نيازى همچون او باشد كه نياز نيازمندان را برآورد؟ از كجا؟

و حال آن كه او در جايگاه ستاره‏اى است كه از دسترس دست‏يازان و از توصيف وصف‏كنندگان بدور است.

آيا گمان دارند كه امام جز در خاندان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله يافت شود؟

به خدا سوگند كه خودشان خويشتن را دروغ پرداز شمارند و بيهوده آرزو بردند، از گردنه بلند و جايگاه لغزنده‏اى كه به پايين مى‏لغزد بالا رفتند.

چرا كه خواستند با نظرهاى خويش امامى را منصوب كنند و چگونه مى‏توانند امامى را انتخاب كنند؟

و حال آن كه امام دانايى است كه نادانى نورزد.

امام نگهبانى است كه حيله نكند.

منبع نبوّت است.

 در دودمانش عيبى نباشد و هيچ اصل و نسب دارى با او برابرى نكند.

 تبارش از قريش و نسلش از هاشم و خانواده او از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است.

 بزرگمندى بزرگمندان و شاخه نسل عبد مناف است.

فزاينده دانش، كامل‏كننده بردبارى، تواناى در فرماندهى، داناى به سياست و سزاوار رياست است.

فرمان پذيرى از او واجب است.

قائم به امر خدا و نيك خواه بندگان خدا است.

همانا پيامبران و اوصياء صلوات اللَّه عليهم را خداوند توفيق میدهد و پاينده میدارد و از منبع دانش و حكمتش آن چيزى را به آنان میدهد كه به ديگران نداده است، دانش ايشان فراى دانش مردم عصر خويش است.

خداى عزيز و جليل فرمود: « أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون‏       آيا كسى كه به سوى حقّ رهبرى مى‏كند سزاوارتر است كه مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه نمى‏يابد مگر آن كه هدايت شود؟ شما را چه شده، چگونه داورى مى‏كنيد؟» [9]  و خداى متعال در داستان طالوت فرمود: « َ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ    در حقيقت خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و نيروى بدن بر شما برترى بخشيده است و خداوند پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى‏دهد». [10] و در داستان داود عليه السّلام فرمود:

« وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ وَ        و داود جالوت را كشت و خداوند به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مى‏خواست به او آموخت».[11] و به پيامبرش صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيما      خداوند كتاب و حكمت بر تو فرو فرستاد و آنچه را نمى‏دانستى به تو آموخت و تفضّل خدا بر تو همواره بزرگ است».[12]

و در باره پيشوايان از اهل بيت و خانواده و فرزندان او فرمود:

 « أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏    بلكه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خويش عطا كرده رشك مى‏ورزند...». [13] و بى‏گمان چنانچه خداوند بنده‏اى را براى سرپرستى امور بندگانش برگزيند سينه‏اش را براى اين كار فراخ كند و چشمه‏هاى حكمت را در دلش جارى سازد و زبانش را گويايى بخشد تا پس از آن در جوابگويى وانماند و در سخنش جز درست نباشد، پس او توفيق يافته و پاينده و تأييد شده باشد و بى‏شك از هر اشتباه و لغزشى در امان و بدور باشد. او را به دورى از اشتباه ويژه داشت تا حجّت بر آفريدگانش و گواه بر بندگانش باشد، پس آيا آنان توان اين گونه كارى را دارند تا امام را برگزينند و برگزيده‏شده آنان داراى اين صفت باشد؟!

شهادت جانگداز آن امام رئوف رو به حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و همه شما شیفتگان و پیروانشان تسلیت عرض میکنم.



پاورقی:

[1] تحف العقول-ترجمه حسن زاده، ص: 795

[2] [انعام (6)، آيه 38]

[3] [مائده (5)، آيه 3]

[4] [بقره (2)، آيه 124]

[5] [بقره (2)، آيه 124]

[6]  [انبياء (21)، آيه 72 و 73]

[7] [آل عمران (3)، آيه 68]

[8] [روم (30)، آيه 56]

[9] [يونس (10)، آيه 35]

[10] [بقره (2)، آيه 247]

[11] [بقره (2)، آيه 251]

[12]  [نساء (4)، آيه 113]

[13] [نساء (4)، آيه 54 و 55]


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 17:5 توسط بی دل.
جمعه بیست و هفتم دی 1387
دل سنگ آب شد ...

مرا به یاد او میاندازد...

او که پاک بود چون زلال آب

او که مادرِ پدر بود

او که ریحانه بهشتی بود

به یاد مهربانی‌های او با پدر

به یاد دستان نوازشگرش بر سر بابا

به یاد نگاه مهربانش به چشمان پدر

به یاد صدای پر‌محبتش

او زخمهای پدر را میبست

او غمهای دلش را درمان بود

نیلوفر کبود ...

دختری سه ساله با دنیایی از رنج و سختی ...

مرا به یاد مادرش میاندازد

مانند مادرش سر پدر را عاشقانه به دامن گرفت..

مانند مادرش پدر را عاشقانه صدا زد...

بابای خوبم... بابای مهربانم...  چه به سرت آمده؟

بابای عزیزم لبهایت خشکیده است کسی به تو آب نداد؟

بابای نازنینم صورتت چرا خاک آلود است؟

بابای خوبم پیشانی‌ات چرا خونی است؟

بابای خوبم رگهای گردنت چرا پاره پاره شده...

بابای نازنینم بابای مهربانم چرا مرا صدا نمیزنی؟

بابا چرا چیزی نمیگویی؟

منم دردانه ات، مرا به روی پاهایت نمی نشانی؟

منم رقیه بابا...

حتما میخواهی من از بلاهایی که به سرت آمده ناراحت نشوم؟

بابای مهربانم ... بابای خوبم

دستان کوچکش را عاشقانه بر سر پدر کشید.

بابا موهای زیبایت چرا شانه نشده؟ تو که همیشه موهایت مرتب و شانه شده بود.

بابای من چرا عمامه برسرت نیست؟

بابا چشمان مهربانت را باز کن... بابا...

بابا نگاهم کن که دیگر تاب سکوتت را ندارم

بابای خوبم... بابا...

بابا بیا و مرا نیز با خود ببر

بیا و مرا از گوشه این خرابه ببر

بیا که دیگر تاب دوریت را ندارم

بیا تو از دردهایت بگو و منم از دردهایم

از صدای دادخواهی‌اش دل سنگ آب شد ...

خواب را از چشمان گرگ‌صفتان ربود...

فریاد بلند حق و حقیقت را سر داد هر چند سه سال بیشتر نداشت.

چه خوب راه مادر را فرا گرفته بود...

فریاد کودکانه اش کاخ دشمن را لرزاند.

و هنوز صدای معصوم‌اش در عالم بلند است

بابا... بابا ...

لعنت خدا بر دشمنانت باد...

بابا... بابا...

و دیگر هیچ نگفت...

و امروز...

کودکان بینوای غزه

مظلومانه و غرق خون

 فریاد دادخواهی خود را به گوش عالیمان میرسانند.

و ظالمان و دوستانشان را به نابودی و مرگ تدریجی‌  

در آینده‌ای نه چندان دور بشارت باد.

به زودی منتقم خواهد آمد...

العجل العجل یا صاحب الزمان (عج)

السلام علیک یا رقیه بنت الامام حسین

 

+ نوشته شده در 0:24 توسط بی دل.
سه شنبه هفدهم دی 1387
یا حسین

یا حسین

ای که دردانه پیغمبر تویی

یا حسین

ای که سالار جوانان بهشت تویی

یا حسین

ای که چشم و چراغ عزت تویی

یا حسین

ای که آموزگار صبر و استقامت تویی

یا حسین

ای که آقای غیرت و کرامت تویی

یا حسین

ای که خون خدا تویی

 یا حسین

ای که رمز حیات تویی

یا حسین

ای که خونت در رگهای عالم میجوشد

یا حسین

ای که نامت زنده کننده ایثار و شهادت است

یا حسین

زندگی ما از نام و یاد تو آکنده است

یا حسین

به عزایت عزا میگیریم و به ماتمت سیاه میپوشیم

یا حسین

به یاد مظلومیتت اشک میریزیم

یا حسین

به نام رقیه و علی اصغرت نذر میکنیم

یا حسین

به دستان بریده برادرت دخیل میبندیم

یا حسین

خاک پاکت سجده گاه ماست

یا حسین

زیارت عاشورایت دوای درد ماست

یا حسین

به نام پاک و مطهرت عشق میورزیم

یا حسین

به تولای تو عاشق میشویم

یا حسین

با تبرا از دشمن تو دوری میجوییم

یا حسین

الگوی جنگ و قیاممان تویی

یا حسین

الگوی ایستادگی و مقاومتمان تویی

یا حسین

الگوی دعا و مناجاتمان تویی

یا حسین

محبوب دلهایمان تویی

یا حسین

سالهای عمرمان به محرّمت گره خورده

یا حسین

ای  که تمام هستی ات را در راه حق بخشیدی

یا حسین

ای که خدا هم هر چه بخواهی به تو میبخشد

یا حسین

تو را به اشکهای زینبت قسم

یا حسین

تو را به پاهای ترک خورده و گونه های سیلی خورده دخترانت قسم

یا حسین

دستمان را بگیر که کشتی نجاتمان تویی

یا حسین

دشمن غدار بر زنان و کودکانمان هم رحم نکرده

یا حسین

ای که با بردن نامت عرش خدا میلرزد

یا حسین

تو را میخوانیم؛ نگاهمان کن مولا

یا حسین

اسلام را عزت بخش تویی، عزت را به ما ببخش

یا حسین

ای که خداوند دعایت را میشنود دعایمان کن

یا حسین

ما دوستان تو و دوستار فرزندت مهدی هستیم

یا حسین

دعا کن خدای عالم، فرج مولایمان را برساند

یا حسین

دعا کن تا همین روزها ذلت دشمنان اسلام را به چشم ببینیم.

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة

+ نوشته شده در 20:0 توسط بی دل.
جمعه ششم دی 1387
شیعه و سنی هر دو مسلمانند.

چندی پیش با یک سایت اسلامی سنی مذهب آشنا شدم، که به مناسبت عید غدیر خم به روز شده بود، اما افسوس خوردم... کاش ما و برادران سنی مذهبمان به جای تعصبات تاریخی به وحدت واقعی فکر میکردیم. کاش همانگونه که خداوند متعال در قرآن کریم درباره مردمان سایر ادیان (اهل کتاب) فرمود:

(قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ ...) (آيه 64 سوره نساء)

بگو: «اي اهل كتاب! بياييد به سوي سخني كه ميان ما و شما يكسان است، كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم، و بعضي از ما، بعض ديگر را - غير از خداي يگانه - به خدايي نپذيرد...»

وقتی خداوند درباره اهل کتاب خواهان اتحاد با مسلمانان است چرا ما مسلمانان خود با هم وحدت نداشته باشیم؟

بیاییم درباره آنچه با هم هم‌عقیده هستیم به یکپارچگی برسیم. ما همه به یک خدا معتقدیم ... چه سنی، چه شیعه چه سایر مذاهب اسلامی همه در بسیاری از موارد هم‌عقیده ایم همه یک پیامبر و یک کتاب داریم. چرا باید این نقاط مشترک را فراموش کنیم و به خاطر تعصبات تاریخی، نژادی، مذهبی و... به آنچه خدا از ما خواسته بی‌توجه باشیم. خداوند به ما یک اندرز داده :

(قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ...) ( آيه 46 سوره سبأ)

«بگو من فقط به شما يك اندرزد مى‏دهم كه دو دو و به تنهايى براى خدا به پا خيزيد سپس بينديشيد ..»

بیاییم اختلافات را کنار بگذاریم و به آنچه که بینمان مشترک است فکر کنیم و از آنها یاد کنیم و برای خدا به پا خیزیم. پیامبر ما پیامبر رحمت بوده چرا بین امتش خشم وغضب حاکم باشد؟

همه ما به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و آنچه فرموده معتقدیم، به کتابی که بر او نازل شده عقیده داریم، همه ما به عدم تحریف قرآن و معجزه بودن آن ایمان داریم به مقام والای قرآن و اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) معتقدیم.

آری در برهه‌ای از تاریخ اختلافات بزرگی بین مسلمانان پیش آمده اما چرا باید به جای 14 قرن حفظ اختلاف، ننشینیم برای حذف اختلافات برنامه نریزیم و بر سر آنچه یکی بوده و هست متحد نشویم؟

خداوند متعال حتی همه پیامبران را بر یک دین آن هم اسلام معرفی میکند، حال که ما همه مدعی پیروی از یک رسولیم چرا باید اینهمه با هم عداوت و دشمنی دیرینه داشته باشیم؟

اگر شیعه معتقد پیروی از خط علی (علیه السلام) است باید بداند علی (علیه السلام) به خاطر حفظ دین و اسلام و جلوگیری از جنگ و اختلاف بین جامعه اسلامی سکوت کرد؛ یعنی برای او «حفظ اسلام» از هر چیزی مهم‌تر بود. اکنون هم که دشمنان ما دندان تیز کرده اند و اسلام را نشانه رفته‌اند چرا باید با ابراز کینه و دشمنی بین خود و برادران سنی مذهبمان جدایی حاکم باشد؟ چرا باید بر علیه هم کتاب بنویسیم؟ چرا باید به جای یکی شدن بر علیه دشمنان اسلام برعلیه یکدیگر قلم بزنیم؟ چرا باید سایتهای بر ضد یکدیگر بسازیم؟ چرا نباید به نقاط اشتراک فکر کنیم؟

اگر ما علوی هستیم راه علی (علیه السلام) این نبود. اگر نبوی و سنی هستیم هم شیوه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) هم این نبود ایشان خود تمام مردم از عرب و عجم و برده و آزاد را متحد ساخت و فرمود که آنکه تقوایش بیشتر است در نزد خدا مقرب‌تراست. حال هر چه فریاد بزنیم و بر علیه یکدیگر قیل و قال راه بیندازیم آیا نزد خدا عزیزتر میشویم؟ چیزی که خدا از ما خواسته این است؟

در کدام آیه قرآن هست که مسلمان با مسلمان دیگر بجنگد؟ حتی گفته شده اگر جنگیدند صلح میانشان برقرار کنید. عدالت برپا کنید.

آیا ادعای برپایی وحدت کافی است؟ اینکه مجلس دولتهای اسلامی تشکیل دهیم و دولتها به ظاهر با هم دست دوستی دهند کافی است؟ این ملتها هستند که باید با هم روابط دوستانه برقرار کنند چون دولتها از دل ملتها برمیخیزند.

اگر با هم دشمنی کنیم باید بدانیم که اول شمشیرهایمان را بر علیه خودمان تیز کرده‌ایم. این دشمنان اسلام هستند که از هرگونه تفرقه و اختلافی بر ضد دین ما بهره میبرند.

ادعا میکنند اسلام دهها فرقه است که هیچ یک با دیگری اتحادی ندارد؛ هیچ کدام پایه و اساسی ندارد، اگر همه از یک پیامبر پیروی میکنند چرا این همه با همدیگر اختلاف دارند. کدام اختلاف؟ در مقابل این همه نقطه مشترک که بین ماست درست است که اساس دینمان را زیر سوال ببرند؟ اگر ما خود دو اختلاف پیدا کنیم انها 2000 اختلاف میتراشند.

اگر دین ما به خاطر اختلافات و فرقه بازیهای ما لطمه ببیند اگر مورد تهمت و افتراء دشمن قرار گیرد ما همه مسئولیم. باید پاسخگو باشیم. چه آنها که به اختلاف دامن میزنند و چه آنها که در رفع اختلاف قدمی بر نمیدارند. اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در روز قیامت از ما بپرسد چرا دینی که برایتان آوردم حفظ نکردید چه داریم بگوییم؟ لابد میگوییم ما مشغول دعواهای فرقه‌ایمان بودیم!

آری، روزی شیطان به این دین حمله کرد و اختلافاتی پدید آمد، بله چون شیطان دشمن انسان است و هدفش هم ایجاد دشمنی و کینه بوده و هست:

إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء ... (آيه 91 سوره مائده)

«همانا شيطان مى‏خواهد ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند....»

آیا وقت آن نرسیده که باور کنیم که همه مسلمانان با هم برادر و برابرند؟ در نزد خدا سفید و سیاه و عرب و عجم  شیعه و سنی یکی هستند. 

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ  (آيه 10 سوره حجرات)

«در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و تقوای الهی داشته باشید، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد.»

آیا وقت آن نرسیده با هم بنشینیم و اسلام واقعی را به جهان مدرن عرضه دهیم ؟

و به جای اختلافات مداوم، متحد و یکپارچه در راه اعتلای اسلام و مسلمین قدم برداریم؟

اللهم إهدِنا مِن عِندِک

الله ربنا و ربکم

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 0:55 توسط بی دل.
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
غدیر و بشارت به مهدی (عج)

اوصاف علـی به هر زبان بايد گفت

اين ذکر به پيدا و نهان بايد گفت

 در جشن ولـی عهدی مسعود علـی

 تبريک به صاحب الزمان بايد گفت.

 عید سعید غدیر مبارک باد.

عید غدیر مبارک

عده ای تصور میکنند در روز غدیر پیامبر تنها علی علیه السلام را به پیشوایی و امامت برگزید درحالیکه نه تنها او بلکه 11 تن از فرزندان او را نیز به ولایت برگزید و به طور خاص از امام مهدی (عج) نام برد.

آنچه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در خطبه غدیر درباره امام مهدی (عج) فرمود:

أَلا إنَّ خاتَمَ الأَئِمَّةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِيَّ

آگاه باشید همانا آخرین امام قائم «مهدی» از ماست.

أَلا إنَّهُ الظّاهِرُ عَلَى الدّينِ. أَلا إنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ.

او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود. اوست انتقام گیرنده از ستمکاران.

أَلا إنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها. أَلا إنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبيلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهاديها.

آگاه باشید اوست فتح کنندۀ دژها و منهدم کنندۀ آنها.غالب بر تمامی قبایل مشرکان و هدایتگر آنان.

أَلا إنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاِءَوْلِياءِ اللّه‏ِ

آگاه باشید اوست خون خواه تمامی اولیای خدا.

أَلا إنَّهُ النّاصِرُ لِدينِ اللّه‏ِ.

آگاه باشید همانا او یاور دین خداست.

 أَلا إنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَميقٍ.

آگاه باشید او از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.

أَلا إنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذي فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَكُلَّ ذي جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.

آگاه باشید او به اندازۀ فضل هر فاضل و به اندازۀ نادانی هر نادان پی میبرد.

أَلا إنَّهُ خِيَرَةُ اللّه‏ِ وَمُخْتارُهُ.

آگاه باشید او نیکو و برگزیدۀ خداست.

أَلا إنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالْمُحيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ.

آگاه باشید اوست میراث دار دانشها و احاطه دار بر ادراکها.

أَلا إنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَالْمُشَيِّدُ لاِءَمْرِ آياتِهِ.

آگاه باشید او از پروردگارش خبر دهد و نشانه‌های او را برپا کند و استحکام بخشد.

 أَلا إنَّهُ الرَّشيدُ السَّديدُ.

آگاه باشید اوست بالیده و استوار.

أَلا إنَّهُ الْمُفَوَّضُ إلَيْهِ.

آگاه باشید هم اوست که اختیار امور جهانیان به او سپرده شده است.

أَلا اءنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرُونِ بَيْنَ يَدَيْهِ.

آگاه باشید  پیشینیان از قرن ها ظهور او را پیشگویی کرده اند.

أَلا إنَّهُ الْباقي حُجَّةً وَلا حُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إلاّ مَعَهُ وَلا نُورَ إلاّ عِنْدَهُ.

آگاه باشید اوست حجت پایدار و پس از او حجتی نخواهد بود، راستی و درستی و روشنایی جز با او نیست.

أَلا إنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَلا مَنْصُورَ عَلَيْهِ.

آگاه باشید کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده او یاری نخواهد گشت.

 أَلا وَإنَّهُ وَلِيُّ اللّه‏ِ في أَرْضِهِ، وَحَكَمُهُ في خَلْقِهِ، وَأَمينُهُ في سِرِّهِ وَعَلانِيَتِهِ.

آگاه باشید او ولی خدا در زمین، داورِ او در میان مردم و امانت دار امور آشکار و نهان است.

عاشقم عاشق و سر مست ز صهبای غدیر

محو باشد دل من محو تماشای غدیر

 به همه عمر، علی گفتم و از او طلبم

تا که سیراب شوم از خم والای غدیر

 خضر را گوی که آید، طلبد آب حیات

 از ید ساقی کوثر به تمنای غدیر

نتواند قلم قاصر و بشکستۀ ما

ذره ای شرح کند منظر سیمای غدیر

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 19:21 توسط بی دل.
جمعه پانزدهم آذر 1387
قلب سلیم دل سالم

به نام خدا

«وَ لا تُخْزِني‏ يَوْمَ يُبْعَثُونَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ»[1] 

و در روز قيامت مرا رسوا مساز، روزى كه نه مال سود مى‏دهد و نه فرزندان. مگر آن كس كه با قلبى سلیم به نزد خدا بيايد.

در این آیات آمده است که در روز قیامت هیچ چیزی اعم از مال و فرزند نمیتواند به انسان سود برساند، مگر اینکه انسان با قلب سلیم به سوی پرودگارش رفته باشد.

قلب سلیم چه قلبی است؟ این سوال را در گذشته هم پرسیده‌اند:

از پیامبر (صلی الله علیه وآله) سوال شد: قلب سلیم چیست؟ حضرت فرمود: دینداری بدور از شکّ و خواهش نفس و عمل بدون شهرت طلبی و ریا.[2]

ابن عيينه گويد: از امام صادق عليه السّلام سؤال كردم تفسير آيه شريفه «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» چيست؟ حضرت فرمود: قلب سليم آن دلى است كه در آن جز خدا كسى ديگر نباشد.هر دلى كه در آن شك و يا شبهه‌ای باشد آن دل ساقط مى‏باشد، آنها که در دنيا زاهد شدند دلشان براى آخرت آماده گردید و به آن دل بستگى پيدا میكنند[3]

امام صادق عليه السّلام فرمود: كسى كه داراى نيتى پاك و صادق باشد، از سلامت قلب برخوردار است؛ چون سالم داشتن قلب از خاطرات و افكار زيان بار در صورتى ميسر است كه انسان در تمام كارهاى خود نيت را براى خدا خالص نمايد[4]

با توجه به احادیث مرتبط به این موضوع میتوان گفت قلب سلیم دلی است که خصوصیات زیر را داشته باشد:

 

1-     قلب سالم قلبی پاک است یعنی همراه با ایمانی خالص بدون هیچ شک و شبهه[5]

2-     همراه با عمل خالص بدون ریا و خود نمایی فقط برای خدا

3-     از حب دنیا خالی است.[6]

4-     دلی که از آن جز عقیده درست و صحیح سر نمیزند.[7]

5-     از آن رشك و كينه و ساير اخلاق نكوهيده صادر نمى‏شود..[8]

6-     نیت نمیکند مگر به انجام كار راست درست.[9]

7-      قلب سالم قلبی است که هر آنچه برای خود میپسندد برای دیگران هم بپسندد. [10] 

 

 حال چه کنیم که قلبی سالم داشته باشیم؟

راه حلش را هم امامان معصوم (علیهم السلام) داده اند:

1-     دلهای خود را از چرک شهوات پاک کنید. [11] دل مثل اتاقی است که تا شیشه هایش پاک نباشد نور خدا بر آن نمیتابد.

2-     از دلبستگی به دنیا خالی شوید.

3-     دلهای خود را از کینه خالی کنید. [12] 

4-     دلهای خود را از حسد خالی کنید. [13]

5-     دل را به نور ایمان و قرآن منور کنید. [14]

6-     چشم و گوش دلهایتان را به حق و حقیقت باز کنید و جویای حق باشید...

و اما ...

قلب خود دارای چشم و گوش است بعضی ها چشم و گوش قلبشان باز شده اما اکثر مردم بر چشم و گوششان حجاب افتاده است، در پستهای آینده به این موضوع خواهیم پرداخت.

بیا ای دوست کمی بهتر شویم

یا نه اصلا آدمی دیگر شویم

از همین امروز در وقت نماز

با خدا قدری صمیمی تر شویم

 

صلی الله علیک یا محمد بن علی

 

آجرک الله یا صاحب الزمان

شهادت امام محمد باقر علیه السلام را خدمت همه محبین و شیعیان آن حضرت تسلیت عرض مینمایم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

پاورقی:

[1] (87-89 سوره شعرا)

[2] رسول الله (ص) و قد سئل: ما القلب السلیم؟ دینٌ بلا شکٌ و خوی و عمل بلا سمعة و ریاء ( میزان الحمکة ج 10 ش 16929)

[3] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ قَالَ الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقَى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ وَ قَالَ وَ كُلُّ قَلْبٍ فِيهِ شِرْكٌ أَوْ شَكٌّ فَهُوَ سَاقِطٌ وَ إِنَّمَا أَرَادُوا الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا لِتَفْرُغَ قُلُوبُهُمْ لِلْآخِرَة (الکافی ج 2 ص 16)

[4] قَالَ الصَّادِقُ ع صَاحِبُ النِّيَّةِ الصَّادِقَةِ صَاحِبُ الْقَلْبِ السَّلِيمِ لِأَنَّ سَلَامَةَ الْقَلْبِ مِنْ هَوَاجِسِ الْمَحْذُورَاتِ بِتَخْلِيصِ النِّيَّةِ لِلَّهِ فِي الْأُمُورِ كُلِّهَا (بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج‏1، ص: 213)

[5] امام حسن علیه السلام : ِ أَسْلَمُ الْقُلُوبِ مَا طَهُرَ مِنَ الشُّبُهَات‏( تحف العقول ص 235)

[6] امام صادق علیه السلام : هو قلب الذی سلیم من حب الدنیا. (میزان الحکمة ج 10 ش 16932)

[7] لَا يَصْدُرُ عَنِ الْقَلْبِ السَّلِيمِ إِلَّا الْمَعْنَى الْمُسْتَقِيم‏

[8] همان

[9] همان

[10] الامام علی علیه السلام: لایسلم لک قلبک حتی تحبَ للمونین ما تحب لنفسک. قلب تو سالم نمیشود مگر وقتی که برای مومنان همان پسندی که برای خود میپسندی( میزان الحکمة ج 10 ش 16936)

[11]  الامام علی علیه السلام : طَهِّرُوا قُلُوبَكُمْ مِنْ دَرَنِ السَّيِّئَاتِ تُضَاعَفْ لَكُمُ الْحَسَنَاتُ (غرر الحکم ش6017)

[12] عن علىّ عليه السّلام قال: طهّروا قلوبكم من الحقد فانّه داء موبئ. قلبهاى خود را از كينه‏هاى نهانى پاك كنيد، چه آن يك بيمارى مهلكى همانند وبا است.( غرر الحکم ص 73)

[13] عن علىّ عليه السّلام قال: طَهِّرُوا قُلُوبَكُمْ مِنَ الْحَسَدِ فَإِنَّهُ مُكْمِدٌ مُضْنِي دلهای خود را از حسد پاک کنید که آن از بین برنده صفای دل است.‏(غرر الحکم ش6823)

[14] از حضرت رسول (ص) : ... دلی که در آن هم ایمان و هم قرآن باشد مانند مشکدانی است که اگر سر آن را باز کنی خوشبوست اگر درش را ببندی باز هم خوشبوست. (نوادر راوندی :4)

+ نوشته شده در 20:45 توسط بی دل.
جمعه هفدهم آبان 1387
محبوب‌ترین دل

«به نام خدا»

دل نزد خدا اهمیت ویژه ای دارد:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند تبارک و تعالی به چهره ها و داراییهای شما نمینگرد بلکه به دلها و کرده‌های شما میگرد. (میزان الحکمة ص4981 شماره 16917)

در پُست قبل دل را به شیشه تشبیه کردیم، اما چه نوع شیشه ای؟

آیا دل باید یک شیشه دو جداره محکم باشد؟ یا شیشه ای نازک و شکننده؟ دلی که خدا دوست دارد و میپسندد چه دلیست؟

امام علی (ع) میفرمایند:محبوبترین دلها نزد خداوند دلی است که صاف و نازک و سخت باشد!

اما چطور ممکن است دلی هم نازک باشد هم سخت و محکم ؟ کسی که دل نازک است دیگر نمیتواند دل سخت و سنگی داشته باشد میتواند؟

اما  ممکن است.

دل باید نازک باشد که در برابر برادران ایمانی و بندگان خدا سریع تحت تاثیر قرار بگیرد، مقلب شده  و بشکند و ببارد.

دل باید سخت باشد که دربرابر دشمنان خدا و دین مقاوم باشد و بادهای طعنه و طوفانهای سرزنش هیچ آسیبی به آن نزند و ایمانش را تکان ندهد.

دل باید صاف باشد تا هیچ زنگار گناهی روی آن ننشیند، تا نور الهی به راحتی به آن تابد و به داخلش نفوذ کند و از آن نور هم خود بهره ببرد هم دیگران را به یاد خدا اندازد. حضرت رسول (ص) میفرماید: شرح صدر نوری است که خداوند در دل مؤمن می‌افکند  و بدان سینه اش فراخ میشود. (میزان الحکمة ص 4995 ش 16972)

در ادامه حدیث فوق، امام علی علیه السلام میفرماید: دل نازک دلی است که رقـّت بارترین دلها بر برادران باشد؛ دل سخت دلی است که حرف حق بگوید و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنشگری نهراسد و دل صاف آن است که از زنگار گناهان صاف باشد. (میزان الحکمه ص 4981 ش16914)

پس تشبیه دل به شیشه چندان هم بیراه نبود، دل مثل شیشه ایست صاف و صیقلی، که ذره ای جلوی نور آفتاب را نمیگیرد، اما همین دل صاف محکم است و در برابر طوفانهای مختلف مقاومت میکند و نمیشکند، و در برابر لطافت باران نرم است و با ریزش باران بر رویش اشک میبارد.

 

دل

یا صاحب الزمان (عج)

ای کعبه، دری باز به روی دل ما کن

وی قبله، دل و دیده ما قبله نما کن

از سینۀ ما سوختگان آینه ای ساز

وانگاه یکی جلوه در آئینۀ ما کن

با زیبق این اشک و به خاکستر این غم

این شیشۀ دل آینه غیب نما کن

آنجا که به عشاق دهی درد محبت

دردی هم از این عاشق دلخسته دوا کن

لنگان به قفای جرس افتاده عشقیم

ای قافله سالار نگاهی به قفا کن

چون زخمه به ساز دل این پیر خمیده

چنگی زن و آفاق پر از شور و نوا کن

او در حرم هفت سرا پردۀ عفت

خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن

در گلشن دل آب و هوائی است بهشتی

گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن

از بهر خلائق چه کنی طاعت معبود

باری چو عبادت کنی از بهر خدا کن

(شهریار)

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 11:59 توسط بی دل.
جمعه نوزدهم مهر 1387
شیشه دل

به نام خدا

تا حالا شده دل رو تصور کنی؟ تا حالا شده شیشه دل رو دستمال بکشی و برق بندازی؟

بعضی از شیشه ها پاک کردنشون اهمیتی نداره، یعنی خیلی اهمیت نداره! مثلا شیشه اطاق رو هر ماه یه بار هم پاک نکنی هیچ مشکلی پیش نیاد مگر اینکه یه کم جلوی روشن شدن اطاق رو میگیره اونم خیلی کمه و مشکل ساز نیست.

اما بعضی از شیشه ها خیلی اهمیت دارن، باید تمیزه تمیز باشن. مثل شیشه ماشین، اگر یه لک جلوی چشم راننده رو بگیره و نتونه مسیرش رو ببینه جون خودش و مسافران و شاید مردم توی خیابون هم به خطر می افته.

بعضی از شیشه ها رو نه به خاطر اینکه مهم هستند بلکه به خاطر اینکه ارزش دارند، پاک و تمیز نگهمیدارن مثلا  شیشه ویترین مغازه‌ها برای اینکه خریدار بیاد و خوب تماشا کنه و اجناس رو بخره معمولا مواظبش هم هستند و میگن: به شیشه دست نزنید!

حالا اگر اون شیشه یه الماس گرون قیمت باشه چطور؟ هیچ وقت کثیف میشه؟ همیشه  تمیز و براق نگهش میدارن. چون ارزش خیلی زیادی داره نباید با خاک و چرک از ارزشش کاسته بشه.

اما ارزش دل چقدره؟ شیشه دل رو چطوری باید پاک کرد؟ چقدر باید مراقبش بود؟ اصلا چرا باید مراقبش بود؟ چون به جایی برخورد نکنیم؟ چون اطاق دلمون تاریک نشه؟ چون میخوایم مشتری بیاد و اطاق دلمون رو بخره؟ شاید همه اینا ... شما چی فکر میکنید؟

من فکر میکنم دلهای ما یه وقتایی مثل یه اطاق تاریک میشه؛ اطاقی که نه تنها شیشه هاش تمیز نیست بلکه پرده های کلفتی هم جلوی پنجره‌هاش کشیده شده حتی ذره ای نور هم به داخلش نمیتابه. خدا کنه اینطوری نباشه...

از طرفی هم دل خیلی ارج و قرب داره خیلی بیشتر از الماس و برلیان. دل حرم خداست، خیلی باید پاکتر و تمیزتر از یه الماس باشه. خریدار دل هم فقط خوده خداست پس باید تمیز بمونه تا قابل خرید باشه... خدایا ما رو ببخش که برای ادمهایی که میان خرید اینقدر ارزش قائلیم شیشه ویترینم تمیز کنیم اما برای تو ... برای تو که بهترینی ... خدایا نمیتونم بگم بقیه شو ... فقط ببخش...

اگر میخوایم دلمون واقعا حرم خدا باشه، با یاد خدا آروم بگیره، به یاد خدا جلوه پیدا کنه، با نام خدا نورانی بشه، و اخر هم خریدارش خدا باشه، باید پاک و تمیز نگهشداریم.

ماه رمضون موقعیت خیلی خوبی بود واسه پاک کردن دل، اما دل مثل خونه نیست که سالی یه بار خونه تکونی کنن و تموم. دل مثل شیشه ماشین نیست که هر وقت پشتش بشینن تمیزش کنن و راه بیفتن. دل ادم خیلی ارزشمنده باید هر لحظه مراقبش بود. هر ثانیه تمیزش کرد. از آلودگی ها دورش کرد.

اگر تمیز نباشه نور حق بهش نمیتابه، نور مهدی فاطمه (عج) بهش نمیخوره.

اونوقته که فقط جمعه به جمعه یادش می افتیم و میگیم : شاید این جمعه بیااااااااید شاااااااااااید.

اگر یه هفته آفتاب در نیاد میتونیم زندگی کنیم؟ چطور میتونیم یه هفته دلمون رو از آفتاب مهدی محروم نگهداریم و فقط جمعه ها بیادش بیفتیم؟ ما باید با دیدن آفتاب هر صبح، یاد آفتاب حضورش باشیم هر شب که افتاب غروب میکنه یاد آفتاب حضورش باشیم که خیلی وقته پشته ابره ... باید هر روز به نور یادش دلمون رو منور کنیم. اگر ما راه رو باز کنیم، اگر پرده ها و حجاب‌ها رو کنار بزنیم، اگر شیشه دل رو تمیزه تمیز نگهداریم حتما نور و گرمای وجودش اطاق دلمون رو گرم و روشن میکنه.

یا مولا خودت دعامون کن که یادت رو در زندگیمون جاری کنیم و حضورت رو همیشه حس کنیم. تو هستی اما این دلهای تاریک ماست که غبار گرفته ... دعا کن آقا بلکه بفهمیم و بیدار بشیم.  

+ نوشته شده در 17:30 توسط بی دل.
چهارشنبه دهم مهر 1387
ماه رمضان و ارزش نعمت

« به نام خد ا»

تمام شد ... یک ماه گرسنگی ... یک ماه تشنگی!!!  اما، چقدر این گرسنگیها و تشنگی ها در ما اثر داشت؟

حق آن است که وقتی انسان گرسنه باشد ارزش یک لقمه نان را بهتر میفهمد، وقتی تشنه باشد ارزش یک جرعه آب را بهتر درک میکند، بعد از گذشت این ماه آیا ما نیز بیشتر ارزش نعمتها را فهمیده ایم؟ یک ماه روزه گرفتیم، دهان از طعام بستیم آیا اکنون بیشتر ارزش نان را میدانیم؟ بیشتر برای آب اهمیت قائلیم؟ آفریننده آب و نان را بیشتر شکر میگویم؟

اگر چنین است باید از گناه هم دور شویم؛ چون کسی که قدر نعمتهای خدا را بداند، و آنها را محترم بشمارد، قطعا به خدا هم، احترام میگذارد و از ناسپاسی او دور میشود. حضور منعم را حتی در کوچیکترین نعمتها حس میکند و از هر گناهی دور میشود. پس هر گناهی که از ما سر میزند به خاطر آن است که قدر نعمتی را ندانسته ایم و ا حترام صاحب نعمت را نگه نداشته ایم، یا اصلا از آن نعمت غافل بودیم و خدای خالق نعمت را حاضر و ناظر ندیده ایم.

روزه با چشاندن گرسنگی و تشنگی مفاهیم بزرگی مثل مفهوم نعمت را به ما نشان میدهد، اگر خوب ببینیم. تمام اعضا و جوارح بدن ما نعمت خدا هستند و شایسته است که این نعمتها را در راهی که خالق نمیپسندد صرف نکنیم و احترام او را نگهداریم.

ما چقدر نعمت زمان را میشناسیم؟  ارزش یک ماه؟ ارزش یک شب ؟ ارزش سحر؟  آیا میدانیم که اینها همه نعمت خدا هستند و در هر لحظه خدا همراه و شاهد ماست؟ چطور میتوان ارزش زمان را فهمید و قدر آنرا دانست؟ با سختی.

وقتی دقیق مینگریم یک ماه سختی کشیدن، باعث میشود ارزش یک سال را بهتر بفهمیم و قدر دان شویم. چرا؟

اگر دقت کنیم میبینیم سالها به سرعت میگذرند چون ما غرق نعمات خداییم وقتی یک ماه سختی میکشیم میفهمیم که یک عمر در آسایش و نعمت بوده ایم ... در گذر سحرها و شبها،  در گذر ثانیه ها و ساعتها، گویی خدا میخواهد ارزش بسیاری از نعمتهایش را که تا قبل از این به آنها اهمیت نمیدادیم بفهماند. چقدر نعمتها را دیدیم و چقدر حضور خدا را حس کردیم؟

خدا کند که نصیبمان از ماه رمضان فقط گرسنگی و تشنگی نبوده باشد.

و اما امروز ... عید فطر است. عید نعمت، عید صاحب نعمت.

 

ما ( مسلمانان) به شکرانه توفیق حضور در مهمانسرای الهی به نماز عید ایستادیم و خاضعانه و خاشعانه از خدا خواستیم هر چند که ما از درک کامل فیض این ماه پربرکت ناتوان بودیم، اما آنچه از خیرو خوبی به پیامبر رحمت (ص) و آل پاکش ارزانی داشته به ما هم ببخشاید و آنچه شر و بدی از آنها دور نموده از ما نیز دور فرماید.

امروز عید است اما جای یک نعمت بزرگ که دردانه هستی است، هنوز بین مان خالی است، با وجود شادی فراوان، ته دلهای عاشق، غمی پنهان شده و آن غم هجران یار است.

 

دیریست تا ز دست غمت جان نمی‌بریم   وقتست کز وصال تو جانی بپروریم

نه‌ نه، چه جای وصل؟ که ما را ز روزگار   این مایه بس که « یاد تو» در خاطر آوریم

آن چتر سلطنت، که تو در سر کشیده‌ای    در سایه‌ی تو هم نگذارد که بنگریم

عیدیست هر به ماهی اگر ابروی ترا       همچون هلال عید ببینیم و بگذریم

روزی به بزم و مجلس ما در نیامدی    تا بنگری که بی‌تو چه خونابه میخوریم؟

« شاعر: اوحدی»

 

+ نوشته شده در 18:30 توسط بی دل.
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
وصیت نامه امام علی علیه السلام

امشب شب قدر یکی از بهترین شبهای خداست، در این شب یکی از بهترین بندگان خدا به سوی او پرواز کرد. معمولا در هنگام مرگ انسان بهترین چیزی و مهمترین چیز هایی که باید از خود به جا گذارد بازگو میکند، مولا علی علیه السلام نیز هنگامى كه (ابن ملجم) لعنه الله آن حضرت را ضربت زد، امام علی عليه السلام به حسن و حسين عليه السلام اینگونه وصیت نمود:

شما را به تقوا و پرهيز كارى و ترس از خداوند سفارش مى‏كنم، در پى دنياپرستى‏ نباشيد گرچه به سراغ شما آيد. بر آنچه از دنيا از دست مى‏دهيد تاسف مخوريد!

سخن حق بگوئيد و براى اجر و پاداش (الهى) كار كنيد.

دشمن سر سخت ظالم، و ياور مظلوم باشيد.

من شما و تمام فرزندان و خاندانم و كسانى را كه اين وصيت نامه‏ام به آنها مى‏رسد به تقوا و ترس از خداوند، نظم امور خود، و اصلاح ذات‌البين، سفارش‏مى‏كنم. زيرا كه من از جد شما - صلى الله عليه و اله - شنيدم مى‏فرمود:

«اصلاح بين مردم از نماز و روزه برتر است‏».

خدا را! خدا را! در مورد«يتيمان‏»، نكند آنها گاهى سير و گاهى گرسنه‏ بمانند، نكند آنها در حضور شما در اثر عدم رسيدگى از بين بروند!

خدا را خدا را! كه در مورد«همسايگان‏» خود خوشرفتارى كنيد، چرا كه‏ آنان مورد توصيه و سفارش پيامبر شما هستند. وى همواره نسبت‏ به همسايگان ‏سفارش ميفرمود تا آنجا كه ما گمان برديم بزودى سهميه‏اى از ارث بر ايشان ‏قرار خواهد داد!

خدا را خدا را! در توجه به‏ «قرآن‏»، نكند ديگران در عمل بآن از شما پيشى گيرند.

خدا را خدا را! در مورد«نماز» چرا كه ستون دين شما است.

خدا را خدا را! در مورد«خانه پروردگارتان‏»، تا آن هنگام كه هستيد آنرا خالى نگذاريد كه اگر خالى گذارده شود مهلت داده نمى‏شويد (و بلاى‏الهى شما را فروخواهد گرفت).

خدا را خدا را! در مورد«جهاد» با اموال، جانها و زبانهاى خويش‏ در راه خدا (كه بايد همه اينها را در اين راه بكار گيريد) و بر شما لازم است پيوندهاى دوستى و محبت را محكم داريد و بذل و بخشش را فراموش نكنيد، واز پشت كردن بهم و قطع رابطه بر حذر باشيد.

«امر بمعروف و نهى از منكر» را ترك نكنيد كه اشرار بر شما مسلط ميشوند سپس هر چه دعا كنيد مستجاب نمى‏گردد!

سپس فرمود:

اى نوادگان‏ «عبد المطلب‏» نكند شما بعد از شهادت من، دست ‏خود رااز آستين بيرون آورده و در خون مسلمانان فرو بريد و بگوئيد اميرمؤمنان كشته شد(و اين بهانه‏اى براى خون ريزى شود).

آگاه باشيد بخاطر من تنها قاتلم را بايد بكشيد.

بنگريد!هر گاه من از اين ضربت جهان را بدرود گفتم او را تنها يك‏ ضربت‏ بزنيد، تا ضربتى در برابر ضربتى باشد. اين مرد را مثله نكنيد (گوش و بينى‏و اعضاء او را نبريد) كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم مى‏فرمود:

«از مثله كردن بپرهيزيد گر چه نسبت ‏به سگ گزنده باشد»

متن عربی وصیتنامه در ادامه مطالب

                                                    آجرک الله یا صاحب الزمان

یا علی مدد

خدایا ما را از محبان و شیعیان واقعی آن حضرت قرار ده

 


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 21:59 توسط بی دل.
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
دعاهای قرآنی

«به نام خدا»

هر روزه‌دار وقت افطار یه دعای مستجاب داره، اما چه خوبه که ما شیوه دعا کردن رو از قرآن یاد بگیریم، به همین خاطر این پست رو اختصاص دادم به تعدادی از دعاهای قرآنی که برای دنیا و آخرت مفید هستند.

وقت افطار و سحر ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید.

دعا براي انتخاب راه درست:

اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ  صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ  «سوره حمد آیه 6-7»

ما را به راه راست هدايت كن ـ راه كساني كه آنان را مشمول نعمت خود ساختي، نه كساني كه بر آنان غضب كرده اي و نه گمراهان.

دعا براي زیاد شدن صبر و دينداري :

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ  «سوره اعراف آیه 126»

پروردگارا، بر ما شكيبايي فرو ريز و ما را مسلمان بميران.

دعا براي نجات از شرور و مفاسد جامعه :

رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ  «سوره شعرا آیه 169»

پروردگارا، مرا و كسان مرا از آنچه انجام مي دهند رهايي بخش.

دعا براي گشايش كارها و رفع گرفتاري:

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا  « سوره كهف آیه 10»

ای پروردگار ما، از جانب خود به ما رحمتي بخش و كار ما را براي ما به سامان رسان.

دعا براي همسر و فرزند:

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا  «سوره فرقان آیه 74»

پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه ماية روشني چشمان ما باشد و ما را پيشواي پرهيزكاران گردان.

دعا براي مسکن و منزلگاه خوب:

رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ  «سوره مؤمنون آیه 29»

پروردگارا، مرا در جايي پربركت فرود آور كه تو نيك ترين مهمان نوازاني.

دعا براي شرح صدر و آساني كار و موثر شدن گفتار:

رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي  «سوره طه»

پروردگارا، سينه ام را گشاده گردان و كارم را براي من آسان ساز و از زبانم گره بگشا تا سخنم را بفهمند.

دعا براي شاكر شدن، توفیق برای عمل صالح و داشتن فرزند صالح:

رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ  «سوره احقاف آیه 15»

پروردگارا، بر دلم بيفكن تا نعمتي را كه به من و به پدر و مادرم ارزاني داشته اي سپاس گويم و كار شايسته اي انجام دهم كه آن را خوش داري؛ و فرزندانم را برايم شايسته گردان. در حقيقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان پذيرانم.

دعا براي رهايي از آزار ستمگران:

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتنةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ  وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ  «سوره يونس آیه 85-86»

پروردگارا، ما را  وسيله آزمايش براي قوم ستمگر قرار مده و ما را به رحمت خويش از گروه كافران نجات ده.

دعا براي رهايي از جامعة فاسد و درخواست رهبري ولی خدا:

رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا  «نساء آیه 75»

پروردگارا، ما را از اين شهري كه مردمش ستم پيشه اند بيرون ببر و از جانب خود، براي ما سرپرستي قرار ده و از نزد خويش، ياوري براي ما تعيين فرما.

کی رفته ای ز دل که تمانا کنم تو را

 

+ نوشته شده در 14:50 توسط بی دل.
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
روزه آری یا خیر؟
 

وقتی سوال میکنید چرا روزه نمیگیری؟ میگوید سرم درد میگیرد، گرسنه میشود، بی‌حوصله میشوم، برای چه باید روزه بگیرم؟ درس دارم، از درسم می افتم. کارم سخت است نمیتوانم هم روزه بگیرم هم کار کنم!

اما با خود فکر نمیکند که همان کسی که او را آفریده همان کسی که او را از هیچ به وجود آورده، همان کسی که مهربانتر از مادر است، روزه را برای سلامتی او قرار داده. نه نیازی به عبادت ما دارد، و نه دشمنی ای با ما دارد که بخواهد ما را به سختی و زجر بیاندازد وهیچ کدام از کارهایش بی حکمت نیست.

مالک ملک وجود، حاکم رد و قبول         هر چه کند جور نیست، ور تو بنالی جفاست

 

چرا وقتی بیمار میشویم و به پزشک مراجعه میکنیم، وقتی پزشک میگوید گوشت قرمز نخور، فقط گوشت سفید مصرف کن، یا فلان آمپول را باید بزنی، یا حتی وقتی میگوید باید پایت قطع شود، بی چون و چرا میپذیریم؟ چون میدانیم او به خاطر سلامتی ما این حرف ها را میزند، خوردن گوشت قرمز برایش سودی ندارد و آمپول نزدن ما هم برایش ضرری ندارد. 

خدا مهربانتر است یا مادر؟ آیا خدا مهربانتر از یه پزشک نیست؟ عالم‌تر و حکیم‌تر نیست؟ او آفریننده انسان است، به ذره ذره وجود او آشناست. کمی بیندیشیم که چرا؟ چه چیز ما را وا میدارد که در برابر فرمان پزشک سر خم کنیم، اما امر خدا را به راحتی کنار بگذاریم؟

در قرآن کریم اینگونه آمده است:

وقتی خدا شیطان را لعنت کرد، شیطان گفت: من انسانها را از راه سرگرم كردنشان به پرستش غير خدا و ارتكاب گناهان گمراه خواهم كرد و آنان را با به آمال و آرزوها مشغول میکنم كه از واجبات زندگيشان باز مانند و آنها را فريب مى‏دهم، تا آنچه را كه برايشان مهم و حياتى است به خاطر آنچه موهوم و خالى از واقعيت است، رها كنند.[1]

1-     سرگرم کردن به پرستش غیر خدا: مادیات ... خانه، ماشین، کنکور، لباس، کفش و...

2-     ارتکاب گناهان: دروغ، غیبت، خوردن مال حرام، گناهان چشم و گوش و...

3-     مشغول شدن به آرزوها و آمال: پولدار شدن، دکتر و مهندس و... شدن، ازدواج کردن و...

4-     از واجبات زندگی زدن: نماز و روزه و خمس و زکات، رعایت حقوق والدین، رعایت حقوق همسر، رعایت حقوق فرزند، رعایت حق همسایه  به کنار...

 

روزه یک ماه تمرین است، یک ماه مبارزه است . شیاطین در غل و زنجیرند به شرط اینکه ما با دست خودمان آنها را آزاد نکنیم.

کسی که یک ماه زبانش را از گناه غیبت و دروغ  حفظ کند، کسی که یک ما شکمش را از حلال و حرام حفظ کند، کسی که یک ماه گوشش را از موسیقی و سخن حرام حفظ کند، کسی که یک ماه از ظلم به دیگران پرهیز‌کرده‌است، کسی که یک ماه مراقب چشم خود بوده‌است میتواند برای 11 ماه دیگر هم خود را حفظ کند. قوی و نیرومند میشود دقیقا مثل کسی که یک بار واکسن میزند و دیگر نسبت به یک بیماری ایزوله میشود. مثل مرتازان هندی که با امسک و مبارزه بسیار سخت با نفس بر کارهای خارق‌العاده توانا میشوند.

چرا ما با روزه گرفتن قوی تر نشده ایم؟ ساده است چون ما روزه واقعی نگرفته ایم.

قالَ أبو عبدِاللَّهِ عليه السلام : إذا صُمتَ فَلْيَصُمْ سَمعُكَ وبَصَرُكَ وشَعرُكَ وجِلدُكَ وعَدَّدَ أشياءَ غَيرَ هذا ، وقالَ : لا يكونُ يومُ صَومِكَ كَيَومِ فِطرِكَ . [2]

امام صادق عليه السلام فرمود : هرگاه روزه گرفتى بايد گوش و چشم و مو و پوست تو نيز روزه داشته باشند. آن حضرت اعضاى ديگرى را نيز برشمرد و فرمود: روزى كه روزه گرفته‌‏اى با روزى كه روزه نگرفته‌‏اى يكسان نباشد.

پیامبر اکرم (ص) میفرماید: هر کس دوست دارد که خود را از شر شیطان برهاند، باید گوشت و چربی خود را با کم‌خوری آب کند، چرا که از کم‌خوری حضور فرشتگان و فراوان اندیشیدن در آنچه نزد خداست حاصل میشود. با کم‌خوری و کم‌نوشی، با نفس خویش مبارزه کنید تا فرشتگان بر شما سایه بگسترند و شیطان از شما فاصله بگیرد.[3]

پيغمبر صلّى اللَّه عليه و اله باصحاب فرمود: ميآيد زمانى كه ترك امر بمعروف و نهى از منكر ميكنند، سلمان تعجب كرد. پيغمبر فرمود: بدتر از اين هم ميشود كه امر بمنكر ميكنند و نهى از معروف. تعجب عمار بيشتر شد. پيغمبرفرمود: بدتر از اين هم ميشود كه منكر در نظر آنها معروف ميشود و معروف منكر ميگردد.

 و امروز ما به چشم  خود مشاهده ميكنيم كه به ساز و آواز و بى حجابى و ظلم و دروغ و کلاه برداری و.. افتخار ميكنند و خوب ميپندارند و عباداتی مثل نماز و روزه و حج و غير اينها را پست و بد ميشمارند.


 

************************** 

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا           گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

باری به چشم احسان در حال ما نظر کن        کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را

حال نیازمندی در وصف می‌نیاید                   آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را

بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت     دیگر چه برگ باشد درویش بی‌نوا را

یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت                  چندان که بازبیند دیدار آشنا را

سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی     پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را

 

یا مهدی 



[1]  آیه 119 سوره نساء

[2] منتخب میزان الحکمة، روزه

[3] دانشنامه احادیث پزشکی ص 362 ش1164 و1165

+ نوشته شده در 13:39 توسط بی دل.
جمعه هشتم شهریور 1387
پیشگیری از بیماریهای روح و روان (1)

به نام خدا

همه انسانها در خطرات دنبال راهی برای فرار یا پناهگاهی امن هستند، تا دچار آسیب نشوند. در برابر زلزله، سیل، و ... به سرعت فرار میکنند. در برابر بیماریهای جسمی، شعار «پیشگیری بهتر از درمان است» همیشه مورد توجه بوده، واکسیناسیون از جمله روشهای پیشگیری است.

اما آیا نسبت به بیماریهای روحی  و روانی پیشگیری لازم نیست؟ همه میدانیم که بدن بدون روح مرده ای بیش نیست و هیچ کس مرده را درمان نمیکند، چون حتی اگر بدنش سالم باشد چون روح از آن خارج شده دیگر هیچ کاری نمیتواند انجام دهد. حال برای پیشگیری از بیماریهای روحی و مرگ روح چه باید کرد؟

امروزه ثابت شده علت بسیاری از بیماریهای جسمی از خشم، غضب، عصبانیت، استرس و سایر حالات روحی انسان ناشی میشود. علم پزشکی برای پیشگیری از این حالات هنوز پیشگیری مناسبی پیدا نکرده، و چندان موفق نبود است. اما خدایی که آفریننده انسان است و پیامبران و ائمه (ع) که پزشکان روح و روان اویند، این موضوع را مورد توجه قرار داده اند.

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «شيطان در باره انسان مانند گرگ براى گوسفند است كه گوسفند دور افتاده و بركنار مانده را مى‏گيرد. پس از تفرقه بپرهيزيد و به جماعت و همراهى با مردم و مسجد پايبند باشيد.»[1]  

پیامبر در این حدیث شیطان را دشمن انسانها میداند  و همانطور که علم امروزه کشف کرده است، گوشه گیری، دوری کردن از مردم، میل به تنهایی و.. مسیر هایی است که انسان را به افسردگی سوق میدهد که پیامبر اکرم (ص) از آن پرهیز میدهد و به همراهی با مردم حضور در جماعات  و مسجد سفارش میکند. مسجد خود محل یاد خداست و یاد خدا از استرسها، فشارهای روانی، خشم و غضب  پیشگیری میکند. علاوه بر این در مساجد افراد دور هم جمع میشوند، با یکدیگر دوستی میکنند، و از حال هم جویا میشوند، و تنهایی و افسردگی از آنها دور است.

در حدیث دیگری به عامل دیگری از بیماریهای روحی اشاره شده و آن جمع آوری مال و ثروت است و بر خلاف آنچه مردم می اندیشند که ثروت مایه آسایش و آرامش است، معصوم (ع) آن راعامل افتادن در سختی و رنج و ضد آرامش روح میداند.

فليس في غنى الدّنيا راحة، و لكنّ الشّيطان يوسوس إلى ابن آدم أنّ له في جمع ذلك راحة؛ و إنّما يسوقه إلى التّعب في الدّنيا، و الحساب عليه في الآخرة [2]

« در ثروت دنيا، آسايشى وجود ندارد، ليكن شيطان در آدميزاد چنين وسوسه مى‏كند كه جمع مال باعث راحتى و آسايش است؛ و او را به تحمّل رنج در دنيا وامى‏دارد؛ و حساب آخرت نيز بر عهده او باقى است»

در این حدیث هم دشمن اصلی و وسوسه گر انسان شیطان معرفی شده، در واقع منبع این فکر که هر چه پول بیشتر داشته باشیم زندگی مان بهتر میشود، شیطان است.

البته شکی نیست مال و دارایی به حد کفاف، باعث آسایش است، اما منظور معصوم (ع) در این حدیث حرص زدن برای کسب ثروت، و عدم قناعت به داشته هاست که باعث از بین رفتن آسایش روحی روانی انسان میشود بعلاوه این حرص باعث بسیاری از بیماریهای روح چون دروغ و دزدی و.. میگردد.

النّبيّ «ص»: شرّ بقاع الأرض الأسواق، و هو ميدان إبليس، يغدو برايته و يضع كرسيّه و يبثّ ذرّيّته؛ فبين مطفّف في قفير، أو طائش في ميزان، أو سارق في ذراع، أو كاذب في سلعة [3]

پيامبر «ص»: بدترين جاهاى زمين بازارهاست كه ميدان شيطان است، بامداد پرچم خود را بر مى‏افرازد و تخت خود را مى‏نهد و زاد و ولد خود را پراكنده مى‏سازد؛ سپس با وسوسه آنان، يكى پيمانه را كم مى‏دهد، يكى بد مى‏كشد، يكى به اندازه یک گز از پارچه مى‏دزدد، و يكى در معرّفى جنس دروغ مى‏گويد.

در تمامی این احادیث و احادیث مشابه، شیطان مورد توجه قرار گرفته، اما این شیطان چیست؟ عده ای از دانشمندان مادی‌گرا، که به چیز های نادیدنی ایمان ندارند، شیطان را خرافات میدانند، عده ای نیر میگویند منظور از آن در کلام  معصومین(ع) میکروب بوده، که با لفظ شیطان بیان شده، اما دینداران معتقدند شیطان موجودی است که قصد دشمنی انسان را دارد و آن را با توجیه و دلایل نااستوار رد نمیکنند. ان شاءالله در پست های آینده درباره شیطان، راههای فرار از شیطان و .. سخن خواهم گفت.

امام سجاد علیه السلام:

بار خدايا ما بتو پناه ميبريم

از تبهكاريها و وسوسه‏هاى شيطان رانده شده،

از حيله و چاره‏جوئى و مكرهاى گوناگون او،

و از اطمینان به آرزوها دروغها وعده ها فریبها و دامهای او

 


[1]   پيام پيامبر، ترجمه‏فارسى، ص: 563

[2]  بحار الانوار ج 73 ص 92

[3] سفینه البحار ج 1 ص 673

+ نوشته شده در 23:12 توسط بی دل.
جمعه یکم شهریور 1387
حرکت به سوی خدا
فقط ده روز مونده به پایان ماه شعبان... اما برای شروع، الان زمان مناسبیه. برای شروع یه حرکت.

همه آدمها تو زندگی شون حرکت میکنند، یکی به سمت کسب مقام، یکی کسب پول، یکی شهرت، یکی فقط گذران زندگی  و ... اما به هر حال همه یه روزی متوقف میشن. و این جهت حرکته که مشخص میکنه چه کسی سود کرده چه کسی زیان، چه کسی به هدف رسیده چه کسی نه.

همه ما از خداییم و به سوی او بر میگردیم. همه آدمها به سوی خدا برمیگردند، اما عده ای سربلند و دست پر و عده زیادی هم سر افکنده و با دست خالی.

هر حرکتی که به سوی خدا نباشه محکوم به خسارت و زیانه. برای همینه که خداوند در قرآن می فرماید:

(ان الانسان لفی خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات) همه انسانها در خسران و زیان هستند. به جز کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام میدهند ( سوره عصر)

و در جای دیگر میفرماید:

... فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

 ... هر مقداری از قرآن که برای شما میسر است، بخوانيد. خداوند مى‏داند كه به زودى در ميانتان بيمارانى خواهند بود و عده‏اى در زمين سفر مى‏كنند و در پى روزى خدا هستند و گروهى ديگر در راه خدا پيكار مى‏نمايند پس هر چه از قرآن ميسر شد، تلاوت كنيد و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و وام نيكو به ]بندگان[ خدا دهيد و هر كار خوبى براى خويش از پيش فرستيد آن را، حتی بهتر از آنرا، با پاداشى بيشتر نزد خدا باز خواهيد يافت و از خدا طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده مهربان است (سوره مزمل آیه 20)

حالا یه حساب سر انگشتی بکنیم از میزان حرکت هایی که ما به سمت خدا داشتیم، اگر روزی 30 دقیقه به سمت خدا حرکت کنیم و طول عمرمون هم 70 سال باشه به چه اندازه به خدا نزدیک میشیم؟

  70*365=25,550 روز

25,550*30= 766,500 دقیقه

766500/60=12775 ساعت

نهایتش 13 هزار ساعت، در طول عمر 70 ساله، واقعا چیز زیادی نمیشه !!! که ما بخوایم برای خدا اینقدر وقت بذاریم...

مابقی زمان هم که به سمت اهداف دیگه در حرکتیم همه میشه جزء اون قسمت فانی و خسارت دیده عمر... که مثل یخ آب میشه و هیچ سودی برای ما نداره.

اگر این حساب حدودی درست باشه، ما حتما ضرر میکنیم. اما اگر از همین 30 دقیقه طوری استفاده کنیم که به بقیه زمان هامون جهت خدایی بده، چطور؟ اونوقت حرکت ما در همه عمرمون هم به سمت خدا میشه.

ولی آیا این ممکنه؟ چطور میشه با 30 دقیقه روزانه، وقت گذاشتن، تمام  عمر رو به سوی خدا کنیم؟

به این شرط که توی این 30 دقیقه برای بقیه  24 ساعتمون برنامه بریزیم. حالا چطوری؟

خیلی ساده است، اگر 15 دقیقه هر صبح، با خودمون عهد کنیم که چشم و گوش و زبان و دست و پامون رو در طول روز کنترل کنیم، که خلاف رضای خدا، کاری نکنند. و هر شب 15 دقیقه وقت بگذاریم که اعمالمون رو حسابرسی کنیم، که آیا جزء در مسیر حق قدم بر نداشتیم؟ سخنی نگفتیم؟ و اگر اشتباه کرده بودیم عذر بخوایم و برای فردا قصد ترک اون رو داشته باشیم.

همین 30 دقیقه وقت گذاشتن میتونه تمام عمر ما رو از خسارت و زیان حفظ کنه البته در طول روز باید مراقب باشیم.

مگه ایمان و عمل صالح چیزی جز اینه؟ که خدا رو قبول داشته باشیم، و به سمت خدا حرکت کنیم. هر عملی که حرکت به سمت خداست، عمل صالحه. از سرصبح نیت کنیم، همه اعمالمون به سمت خدا باشه. حتی غذا بخوریم تا نیروی حرکت به سمت خدا رو داشته باشیم، بخوابیم تا سلامتی لازم برای حرکت به سمت خدا رو داشته باشیم، صحبت کنیم، هدفمون این باشه که حرفی بزنیم که خدا راضی باشه و الی آخر. آخر شب هم یه بررسی بکنیم که به عهدمون وفا کرده باشیم. اگر وفا نکرده بودیم استغفار کنیم و دیگه تکرارش نکنیم.

ده روز از شعبان مونده، 30 روز هم رمضان هست، میشه 40 روز. 40 عدد مقدسیه. پس از همین امروز با توکل بر خدا، چله مشارطه، مراقبه و محاسبه رو آغاز میکنیم.

توقع نداشته باشیم که بعد از پایان چله یه اتفاق بزرگ بیافته، و چیزهایی ببینیم و بشنویم که بقیه نمیبینن و نمیشنون!!!  چون اصلا هدف ما اینها نیست، هدف ما در مسیر خدا بودنه و نه رسیدن، رسیدن با خداست. البته باید به این شیوه عادت کنیم تا هیچ وقت از زیان کاران نباشیم.

ما اعمال رو میسپریم به خدا، خودش سر موعد بهمون بر میگردونه.

الهی به امید تو

یا اباصالح المهدی ادرکنی

«اللهم عجل لولیک الفرج»

+ نوشته شده در 17:46 توسط بی دل.
شنبه بیست و ششم مرداد 1387
ویژه میلاد امام مهدی (عج)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم        بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

بوقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم          به گفتگوی تو خیزم به جستجوی توباشم

به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم           نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم             زخواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم

حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم              جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم

دعای فرج

خدمت همه دوستان عزیز و همراهان گرامی، سلام و عرض ادب دارم و میلاد با سعادت صاحب الزمان «روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه» رو به شما و همه شیعیان و شیفتگان ایشون تبریک و تهنیت عرض میکنم. 

به برکت ولادت امام مهدی (عج)، وبلاگ تادیدار یار هم سه ساله شد. در این مدت سعی ما بر این بود که  قدمی هر چند ناچیز برای زمینه سازی ظهور برداشته بشه و توسلی باشه به مولای عزیزمون تا شاید ایشون هم نظر لطفشون رو از ما بر ندارند.

معمولا ما درددل کردیم و حرفهای دلمونو نوشتیم؛ اما این بار قسمتهایی از درد‌دلهای امام زمان (عج) رو نوشتم.

حضرت ولی عصر (عج) در نامه ای به شیخ مفید این گونه نوشتند:

« ... و ما اگر چه طبق خواست خدا - که برای خودمان هم معلوم است و به صلاح ما و شیعیان ما می‌باشد- در جایی دور از مکانهای ظالمان منزل کرده ایم و این موضوع تا وقتی که حکومت دنیا با فاسقان است ادامه دارد، اما از اوضاع شما آگاهی کامل داریم و هیچ کدام از حالاتتان بر ما پنهان نیست.»

« از لغزش‌های شما اطلاع داریم ... در آن زمانی که خیلی از شماها به آن چیزهایی که گذشتگان صالحتان از آن دوری می‌جستند؛ تمایل پیدا کردند و آن عهدی که خدا از ایشان گرفته بود را پشت سر انداختند گویا از هیچ چیز خبر ندارند....»

«به راستی ما از مراعات حال شما دست بر نمیداریم و یاد شما را فراموش نمیکنیم، که اگر این نباشد، بلاها بر شما نازل میشود و دشمنان شما را ریشه کن میکنند. پس تقوای الهی را پیشه کنید و  با اطاعت خدا ما را در درمان فتنه ای که به شما رو آورده  یاری کنید، فتنه ای که در آن بدکاران میلغزند و صالحان محفوظ میمانند. و این فتنه علامت نزدیک شدن حرکت ما و جدا شدن بد و نیک شما از یکدیگر به واسطه عمل کردن و عمل نکردن دستورات ماست، و خداوند نور خود را تماماً ظاهر میکند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.»

«  ... از خواب گران خود برخیزید، ... به زودی در آسمان و زمین علامتی واضح و آشکار میشود و در مشرق زمین موضوع حزن آوری اتفاق می آفتد که باعث اضطراب و تشویش میگردد و بعد از آن گروهی بر عراق غالب میشوند که از اسلام خارجند و به دلیل اعمال بد آنها روزی عراقیان تنگ میگردد، بعد فرج میرسد و غمها به سبب هلاکت یکی از اشرار تمام میشود و مردمان خوب و با تقوا شاد میشوند و به آرزوی خود میرسند.»

« هر کدام از شماها باید کاری کند که به محبت ما نزدیک شود و از کاری که ما را ناراحت میکند اجتناب نماید. زیرا خدا مردگان را به طور ناگهانی زنده میکند در آن وقتی که توبه کردن فائده ای ندارد و پشیمانی از کارهای بد سودی نمی بخشد... خداوند هدایت را بر تو -شیخ مفید( رحمه الله)- الهام فرماید و به رحمت خود شما شیعیان را توفیق دهد.»1

 احادیث امام زمان (عج) به روایت تصویر:

امام زمان (عج):

«فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.»

حضرت مهدی(عج):

«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ.»

نماز

امام زمان (عج):

«أَكْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ.»

امام زمان (عج):

«لَوْ أَنَّ أَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا.»

در سالی که گذشت تا دیدار یار تعدادی آلبوم عکس شامل تصاویر گرافیکی ویژه ائمه اطهار (ع) تهیه دیده است که نظر شما را به آنها جلب میدارم:

آلبومهای عکس تا دیدار یار:

آلبوم عکس های مختص به امام مهدی (عج)

آلبوم عکس های مختص به امام علی (علیه السلام)

آلبوم عکس های مختص به حضرت فاطمه (س)

 آلبوم عکس های مختص به امام رضا علیه السلام

«اللهم عجل لولیک الفرج» 

منابع

1.       نقل از کتاب برکات حضرت ولی‌عصر (عج)، «النجم الازهر» ج 2 ص203 ، ش 38

2.       میزان الحکمه

+ نوشته شده در 21:50 توسط بی دل.
جمعه هجدهم مرداد 1387
هدف و برنامه در انتظار

به نام خدا

همیشه وقتی سخن از انتظار میشه، آدم یاد درد فراق و احساسات آتشین و چشمی که به راه دوخته شده می افته. یاد یک نفر که نشسته و چشمش به جاده است تا کسی که منتظرشه از راه برسه. خیلی ها هم در طول دوران غیبت این طوری انتظار میکشیدند و میکشند، اما چقدر این انتظار مفید بوده؟ نمیگم دلبسته بودن و عاشق شدن به این شکل بی فایده است، اما فکر میکنم علاوه بر اینها چیزای دیگه ای هم لازمه.

این یک قانونه، هر کسی که با برنامه تر باشه و هدفمندتر عمل کنه موفق تره. چرا ما با موضوع انتظار فقط عاشقانه برخورد میکنیم؟ چرا یه مقدار عاقلانه و هدفمند در موردش کار نمیکنیم؟ اگر صد تا نوشته درباره امام زمان (عج) ببینید حداقل 90 تاش احساسی و عاطفیه. هر چند این احساسات پاک، خیلی قشنگه، ولی حال و احساس موندگار نیست. 

کسی که هدف و برنامه داره چون به اهدافش فکر میکنه و اونها براش مهم هستند، حداقل سعی میکنه در راه هدفش قدم برداره.

اگر قرار باشه امام زمان (عج) بیایند ما باید قبلش چه چیزهایی داشته باشیم؟ چه چیزهایی آماده کنیم؟ چه چیزی رو نمی پسندند و ما باید تغییرش بدیم؟ ایشون چه هدفهایی در پیش میگیرند؟ که حداقل ما یک مقدار از اون هدفها رو الان پیش رو قرار بدیم.

فکر کنیم، برای خودمون هدف ها رو روشن کنیم. مهم ترین هدف ها رو تعیین کنیم، تا در راه رسیدن به اونها قدم برداریم.

دانشمندان امروز اثبات کردند که رسیدن به موفقیت، بدون هدف و برنامه ممکن نیست. نگیم ما چی کاره ایم ... ما چی کار میتونیم بکنیم ... اگر خوب فکر کنیم، هر کدوم از ماها میتونیم قدمهای بزرگی برداریم اما به این شرط که با هدف و نقشه و برنامه جلو بریم.

دقیقا مشخص کنیم که چه میخواهیم و برای رسیدن به خواسته مون چه کارهایی باید بکنیم اگر هر کدوم اینطوری خودشو آماده کنه دنیا چقدر عوض میشه...

یکی از بدترین راههای استفاده از زمان اینه که کاری را که اصلا ارزش انجام نداره، به نحو احسن انجام بدیم. تا حالا چه بسا کارهایی انجام شده که اگر انجام نمیشد هم هیچ فرقی نمیکرد، و کارهای خیلی مهمی هم بوده و هست، که هنوز هیچ کس انجامش نداده. چرا؟ چون ما به نتایج کارها مون فکر نمیکنیم. در عوض دشمن چرا تو گمراه کردن موفق تره؟ چون با هدف و نقشه پیش میره.

 دانشمندان معتقدند باید روی کاغذ فکر کرد، باید فکرها رو سامان دهی کرد، باید راه حل ها رو نوشت. چند تا وبلاگ مهدوی دیدید که راهکار پیشنهاد بده ... که برای زمینه سازی ظهور مولا چه کارهایی بهتره؟ چه کارهایی اولویت داره؟ در مقایسه، چند وبلاگ دیدید که پیشنهاد برگزاری دعاها و دوره ها و ختم های قرآن رو داده باشه ... حتما زیاد. این دو باید مکمل هم باشند.

کدوم موثرتره قرآنی که بی توجه، فقط از روش خونده بشه؟ یا قرآنی که عملی و اجرایی بشه؟

قرآن از ما یک چیز خواسته که یکی یکی یا دو تا برای خدا، به پا خیزیم و فکر کنیم.

 «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا..» آيه 46سوره سبأ

«بگو من فقط به شما يك اندرز مى‏دهم كه دو نفر دو نفر و به تنهايى براى خدا به پا خيزيد سپس بينديشيد ..»

ما باید یکی از هدفهامون عملی کردن قرآن باشه، چون موعود آخرالزمان، حتما هدفش اجرای قانون الهی در زمین خواهد بود.

اگر میخواید شروع کنید، همین الان ده هدف مهمی که تا آخر امسال باید بهشون برسید، برای خودتون توی کاغذ بنویسید. خوب بهشون فکر کنید، مهمترین اهداف رو مشخص کنید و برای رسیدن به اونها، اقدامات لازم رو مشخص کنید و بنویسید. بعد یه زمانی رو مشخص کنید و به صورت هفته به هفته و چه بهتر که هر روز، برنامه رو با خودتون مرور کنید و با برنامه قدم بردارید.

 

یا مهدی ادرکنی

 

اعیاد پر نور و سرور شعبان بر شما مبارک باد.

 

+ نوشته شده در 12:20 توسط بی دل.
جمعه یازدهم مرداد 1387
انتظار مهدی موعود

یا صاحب الزمان ...

ما انتظار آمدنت را میکشیم اما ... میترسیم.

میترسیم مانند یهودیانی شویم،که انتظار ظهور رسول خدا (ص) را میکشیدند ولی بعد از مبعث ایشان، نه تنها ایمان نیاوردند بلکه به او پشت کردند و به رویش شمشیر کشیدند.

میترسیم انتظارمان یک مشت ادعا باشد و بس ...

میترسیم که روی از ما برگردانی و چشمان زیبایت را از ما بپوشانی...

میترسیم که لیاقت دوستی تو را نداشته باشیم.

ما را ببخش مولا... ببخش

ما به تو بد کردیم ببخش مولا ببخش ...

ما با گناهانمان تیرها به قلبت میزنیم و خود نمی فهمیم.

میدانیم که منتظر تو باید خود صالح باشد، تو دستمان را بگیر و یاریمان کن که جز تو صاحبی نداریم.

 

پروردگارا چشمان گنهگار ما را به دیدار مهدی ات روشن کن.

خدایا میخواستم بگویم ما از بت پرستان مکه جاهلتر نیستیم، اما ... تو به آنها رسول رحمة را بخشیدی اما ...

خدایا میخواستم بگویم ما از یهودیان مدینه سنگ دل تر نیستیم ... اما ... تو بهتر میدانی که ما سالیان سال چشم انتظار مانده ایم ... اما ...

خدایاااااااااا

خدایاااااااااا

خدایا ما را ببخش و مهدی ما را برسان ... 

 

رسول اکرم (ص) : سوگند به خدایی که مرا به رسالت مبعوث داشت و به حق بشارت داد، کسانی که به امامت او (قائم) پایبند می مانند از طلای سرخ یا یاقوت سرخ کمیاب ترند.

کمال دین ص 287 ج 7

 

فلش زیر به عنوان هدیه تقدیم میکنم به عاشقان مهدی (عج)، خداوند به سازنده آن اجر فراوان عطا کند.

 

برای مشاهده فلش اینجا را کلیک کنید.

 

یا رسول الله

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 0:15 توسط بی دل.
جمعه چهارم مرداد 1387
الله اکبر
 

تا حالا شده به دریای صاف آبی نگاه کنید؟ چه احساسی پیدا میکنید؟

حتما دیدید که تا چشم کار میکنه، آبه و آب ...

آبی و آروم، اما با وجود آرامشی که داره انسان رو دچار نوعی ترس میکنه.

هیبت دریا آدمو میگیره وای به وقتی که طوفانی هم باشه ...

اونوقت صداشم تو دل آدم ترس می اندازه

تا حالا شده ابهت و بزرگی یه کوه بلند شما رو بگیره؟

صلابت کوه تو دل آدم لرزه میندازه.

کوه و دریا، حتی آسمون پر ستاره، ابهتی دارند که آدمو به خضوع وا میداره

الله اکبر

دریا و کوه قسمتهایی از کره زمین هستند که در برابر کهکشانها یک ارزن هم محسوب نمیشه.

وقتی دریا به اون عظمت و کوه به اون بزرگی در برابر عظمت جهان هستی هیچ به حساب نمیاد تکلیف من کاملا روشنه، من هیـــــــــــــــــــــــچ هم نیستم.

چطور ممکنه در برابر خالق و آفریننده جهان بایستم و اظهار وجود کنم؟

چطور ممکنه، بزرگی کوه و دریا منو خاضع کنه اما ایستادن در برابر تو هیچ حسی نداشته باشه و از خشوع و خضوع بدور باشه؟

خدایا خودت فرمودی ( انما یخشی الله من عباده العلماء) «سوره فاطر آیه ۲۸»

هر کسی که علم واقعی داشته باشه در برابر تو خاشع میشه و اظهار وجود نمیکنه ...

خدایا تو شایسته پرستشی،تو شایسته رکوع و سجودی.

در برابر عظمت تو کوه رکوع میکنه ...

تو بزرگتر از اونی که به ذهن خطور کنه، بزرگتر از اینکه من تصور کنم.

پاکی و منزهی تو ای پروردگار من

خدایا ببخش که نفهمیدم و جهالت بر من غلبه داشت.

ببخش که تو رو نشناختم و اونطور که شایسته توست شکر و بندگی تو رو به جا نیاوردم

یا ربّ

 

یا رب

+ نوشته شده در 15:55 توسط بی دل.
پنجشنبه بیستم تیر 1387
ليلة الرغائب

ماه هاي رجب، شعبان، رمضان سه ماه پر فضيلت هستند که پيامبر (ص) درباره آنها فرموده: ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهي در حرمت و فضيلت به آن نميرسد، رجب ماه خداست، شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است.

اولين شب جمعه ماه رجب ليلة الرغائب ( شب آرزوها) گفته ميشود، شبي است که گفته شده فرشتگان آسمان در زمين در اطراف کعبه جمع ميشوند و دعا ميکنند و خدا به آنها نظر ميکند. از پيامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: «از فضيلت اولين شب جمعه ماه رجب غافل نباشيد.» از جمله اين فضايل آن است که گناهان بسياري در اين شب آمرزيده ميشود و حاجات برآورده ميشود.

ماه رجب ماه استغفار است، پيامبر(ص) ميفرمايد: در اين ماه بسيار طلب آمرزش کنيد زيرا که در اين ماه رحمت خدا بسيار بر سر امت من ريخته ميشود بسيار«استغفر الله و اسئله التوبة» بگوييد.

روزه اين ماه نيز بسيار سفارش شده، حتي اگر يک روز باشد. زيارت امام رضا عليه السلام نيز در ماه رجب بسيار ثواب دارد. ان شاءالله از اعمال اين ماه هم غافل نباشيم و از فضايل آن محروم نمانيم.

دعای بعد از هر نماز در ماه رجب:

يا مَن أرجوهُ لکلِ خير

و آمن سخطه عند کل شر

يا مَن يُعطي الکثير بالقليل

يا من يعطي مَن سئله

يا من يعطي من لم يسئله و من لم يعرفه

تحننا منه و رحمة

اعطني بمسئلتي اياک

جميع خيرالدنيا و جميع خيرالاخرة

واصرف عني بمسئلتي اياک جميع شرالدنيا و شرالاخرة

فانّه غيرُ منقوص ماأعطيت

و زدني من فضلک يا کريم

يا ذاالجلال والاکرام يا ذاالنعماء والجود

يا ذالمن والطول

حرّم شيبتي علي النار

******************************

اي خدایی که  به هر خير و لطفي از او امیدوارم

و در نزد او از هر شر و بدي اي ايمن ميشوم

ای کسي که در مقابل اندک من، بسيار ميبخشي

اي کسي که به هر که از تو درخواست کند ميبخشي

اي کسي که، به هر که درخواست نکند و حتي تو را نشناسد، هم از روي لطف و رحمت ميبخشي

از تو همه خوبيهاي دنيا و آخرت را درخواست ميکنم

و از تو ميخوام همه شرهاي دنيا و آخرت را از من دور کني

عطا و بخشش تو بي نقص و عيب است

پس بر من از فضل و کرمت بیشتر بیافزای

اي صاحب جلال و کرامت

اي صاحب نعمات و جود

اي صاحب عطا و کرم

به کرمت چهره مرا از آتش دور بدار و آتش را بر من حرام کن.

یا ستار العیوب

« التماس دعا»

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 18:55 توسط بی دل.
سه شنبه چهارم تیر 1387
مادرم روزت مبارک
 

یا زهرا ...

ای مهربانترین مادران 

ای که از مهر تو، مهر مادر  شکل گرفت...

ای که از نام تو عالم جان گرفت...

ای سلاله هستی

ای ...

...

دستان مان خالی است و منتظر یک نگاه

روز مادر است... امروز

مادر ای مهربان، امروز روز توست

 روزی که به برکت تو، روز مادر خوانده میشود

به برکت تو مادران هدیه میگیرند و ما...

ما از تو هدیه میخواهیم

و همچنان چشم انتظار میوه دلت هستیم

مادر یک نگاه مهربانت را به من ببخش

فقط یک نگاه ...

مادر

مادر مادر ...

 

 

*****

مادرم

مادرم ای خوشبوترین گل هستی

ای زیباترین لبخند آفرینش

تو لبخند خدایی بر من

تو لطف کبریایی بر من

مادرم ای مهربانترینم

ای فرشته پاک الهی بر زمین

مادرم ای ماه آسمانم

مادرم ای بهترینم

مادرم ای ستاره پر فروغ شبهای تارم

مادرم ای رنگین کمان زندگی ام

نگاه مهربانت را میستایم

دستان پر مهرت را بوسه میزنم

مادرم ای .... ای ...

زبان و کلمات کم می آورد در برابر تو ای مادر...

مادرم فقط همین را میگویم که اگر ثانیه ثانیه های عمرم را به خدمتت برخیزم

اگر نفس هایم را فدای قلب عاشقت کنم

اگر  چشمانم را نذر یک نگاه مهربانت کنم

اگر جانم را عاشقانه نثارت کنم

باز هم نمیتوانم  سرسوزنی از خوبیهایت را جبران کنم.

مادرم دوستت دارم...

مادرم دوستت دارم...

 

خجسته میلاد صدیقه طاهره زهراء مرضیه (س)، سیده زنان عالم را به فرزند گرامیش مهدی موعود (عج) و تمام مادران و زنان و همه محبین و شیعیانشان تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

 

با مادر خویش مهربان باش

 

+ نوشته شده در 17:20 توسط بی دل.
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387
علائم محتوم ظهور امام زمان (2)

یکی از 5 علامت مهم و حتمی ظهور صاحب الزمان (عج) خروج سفیانی است:

 

سفیانی از تبار یزید معرفی شده، اینجا بحث نژاد نیست بلکه سفیانی خصلت یزیدی دارد خونخوار است. گاهی اسم او را عثمان بن عنبسه گفته شده است که این هم نام رمزی است. بلکه سفیانی فردی است از سفیهان روزگار از تبار و دارای خصلتهای ابوسفیانی.

 

امام صادق (ع) فرمودند: سفیانی خبیث ترین مردمان، سفید، بور و چشم آبی است. که هیچ گاه عبادت خدا نکرده است و هیچ گاه طعم توحید را نچشیده به مکه و مدینه هم کاری نداشته است از خبث و بدی اش به جایی رسیده که به نزدیکانش هم رحم نمیکند و حاضر است در آتش بسوزد اما سخنش عوض نشود. تمام ثروتهای شامات را بدست میگیرد دمشق، فلسطین، اردن.  در چنین شرایطی شما باید متوقع فرج باشید. سفیانی60 ماه میجنگد و بین 8-9 ماه حاکمیت میکند و یک خاورمیانه یک پارچه درست میکند.

مشخصات اسلامی ندارد، در گردن او صلیب است یعنی مسیحی است، در بعضی از روایات گفته شده که مسیحی هم نیست بلکه خود را به آنها میچسباند و تظاهر به مسیحیت دارد.

شروع کارش از سرزمین قرقیسیا گفته شده که در جنوب غربی سوریه است، اولین نبردش در این ناحیه است. بشارت باد شما را که دوست دارید دشمنان شما یکدیگر را بکشند و شما نظاره کنید؟ سفیانی برای شما بس است که با دشمنانتان در می افتد همدیگر را میکشند و شما مینگرید که هر دو جایگاهشان جهنم است. قدری باید خویشتن داری کنید، باید پوشیده عمل کنید ولی نسبت به نوامیستان انشاءالله لطمه ای پیش نمی آید.

 

ابتدا کشتار سنگینی رخ میدهد و طعمه فراوانی برای پرندگان آسمان میشوند. که از گوشت جبارین میخورند.

 

حرکت از شمال شامات است هدف دومش سرزمین عراق است با صدها هزار لشکر پا به عراق میگذارد و آنرا تصرف میکند آنگاه به سوی جنوب حرکت میکند و مقصد بعدیش عربستان و حجاز است ابتدا مدینه را مورد هجوم قرار میدهد سپس نیروهایش را به مکه میفرستد که در همین هنگام تعدادی از لشکرش در بیداء در زمین فرو میروند. در همین هنگام دو نیرو برای مقابله با سفیانی می آیند یکی از خراسان و شرق هستند عمدتا از خراسانند و رهبری آنها را سید خراسانی به عهده دارد، مردی با عنوان شعیب ابن صالح البته گفته شده که نامش استعاری است.

از یمن هم یمانی حمله میکند. سفیانی فرصت حمله به ایران را پیدا نمیکند. به علت پایداری و قدرت ایرانی ها، اما آنها در مقابلش می ایستند و سفیانی را به عقب میرانند. او در قدس عقب نشینی میکند و آنجا را پایگاه خود قرار میدهند. این دو سپاه( خراسانی و یمانی) به سوی قدس حمله میکنند و در مقابله رویارو فردی از سپاه مسلمانان او را میکشد و رسما پیروزی امام زمان (عج) اعلام میشود.

 

یا بقیة الله 

«اللهم عجل لولیک الفرج»

 

منبع : برگرفته از سخنرانی دکتر علی انصاری

+ نوشته شده در 23:26 توسط بی دل.
جمعه دهم خرداد 1387
علائم محتوم ظهور امام زمان

دوستان همراه سلام، چندی پیش درباره علائم ظهور مطالبی بیان شد اکنون آنرا پی میگیریم:

نشانه های ظهور دو دسته هستند:

۱- نشانه های عمومی که سالهاست آغاز شده است، و امروزه سرعت و فراوانی آن بیشتر شده است که دو پست به این علائم پرداختیم.

۲-علام دسته دوم نشانه های تعیین شدۀ قطعی و مسلم اند و پاره ای از آنها فاصله شان تا ظهور بسیار کوتاه است.

اینها 5 علامت عمده اند؛ البته با رمز و رازهایی همراه اند، برای مثال اسمهایی که نقل شده به صورت رمز گونه مطرح شده اند.

۱- خروج یمانی

۲- خروج سفیانی

۳- صیحه آسمانی

۴- قتل نفس زکیه

۵- فرو رفتن سپاه سفیانی در زمین ( خسف بیداء)

 

عمر بن حنظلة گويد: شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه ميفرمود: پنج نشانه پيش از قيام حضرت قائم صورت خواهد گرفت:  خروج يمانى، خروج سفيانى، صيحه آسمانى، فرو رفتن (لشكر سفيانى در بيداء)، كشته شدن نفس زكيه. (۱)

 

در این پست تنها به قسمتی از این علائم میپردازیم:  

۱- خروج یمانی: یمانی، مردی است مُصلح اجتماعی، از پیروان اهل بیت علیهم السلام که از سرزمین یمن برون می آید، نامش حسن یا حسین است. همکاری نظامی با ایرانی ها خواهد داشت. و به محضر مبارک امام زمان مشرف میشود و مسئولیت نهایی را به آن حضرت واگذار میکند. فاصله زمانی خروج یمانی و ظهور حضرت بسیار اندک است.

 

۲-   صیحه آسمانی: صیحه، به معنای بانگ و فرمان و خروش است. هنگامی که امر ظهور رخ دهد منادی ای از آسمان ندا میکند ( مشخص نیست که آیا این هاتف غیبی است یا الهام قلبی به همه بندگان است و یا شاید به صورت پیامها و خبرهای مهم روز باشد که از طریق ماهواره های عالم منعکس میشود الله اعلم) که حضرت را به تمام مردم زمین معرفی میکند. زمان صیحه در ماه رمضان خواهد بود، که مقدمه ایست برای اتصال به ظهور. در شب جمعه ای از لیالی قدر خواهد بود.

زراره گويد امام ششم فرمود يك منادى بنام امام قائم فرياد ميكشد گفتم نداى خصوصى است يا عمومى؟ فرمود عمومى هر ملتى بزبان خود آن را ميشنوند، گفتم در صورتى كه بنام او دعوت شود كيست كه با قائم (ع) مخالفت كند؟ فرمود ابليس نميگذارد در آخر شب فرياد ميكشد؛ كه مردم دچار ترديد ميشوند.(۲)

۳- قتل نفس زکیه : نفس زکیه سیدی است، از سادات بزرگوار از فرزندان اهل بیت (ع). جوانی است که در مکه بین رکن و مقام کشته میشود و خونش در مسجد الحرام خواهد ریخت. از این حادثه تا ظهور امام زمان (عج) فاصله ای نیست به جز ۱۵ شب.

 از امام ششم نقل شده که ميفرمود ميان ظهور قائم آل محمد (ع) و قتل نفس زكيه فاصله‏اى نيست جز پانزده شب‏. (۳)

 

یا مهدی ادرکنی

منابع :

۱- عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ خَمْسٌ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ خُرُوجُ الْيَمَانِيِّ وَ السُّفْيَانِيِّ وَ الْمُنَادِي يُنَادِي مِنَ السَّمَاءِ وَ خَسْفُ الْبَيْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّة/ الكافي، ج‏۸، ص: ۳۱۱

۲- عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ يُنَادِي مُنَادٍ بِاسْمِ الْقَائِمِ ع قُلْتُ خَاصٌّ أَوْ عَامٌّ قَالَ عَامٌّ يَسْمَعُ كُلُّ قَوْمٍ بِلِسَانِهِمْ قُلْتُ فَمَنْ يُخَالِفُ الْقَائِمَ ع وَ قَدْ نُودِيَ بِاسْمِهِ قَالَ لَا يَدَعُهُمْ إِبْلِيسُ حَتَّى يُنَادِيَ فِي آخِرِ اللَّيْلِ وَ يُشَكِّكَ النَّاس‏ / كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۶۵۱

۳- عَنْ صَالِحٍ مَوْلَى بَنِي الْعَذْرَاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقَ ع يَقُولُ لَيْسَ بَيْنَ قِيَامِ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَيْنَ قَتْلِ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ إِلَّا خَمْسَ عَشْرَةَ لَيْلَة / كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۶۵۰

۴- با بهره گیری از سخنان استاد علی انصاری

 

+ نوشته شده در 16:52 توسط بی دل.
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
فراق زهرا (سلام الله علیها)
 

باز هم موسم پرپر شدن گل آمد

باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد

آسمان دل ما ابرى و بارانى شد

ديده را موسم اشك و گهرافشانى شد

دل بى‏سوز و گداز از غم زهرا دل نيست

دل اگر نشكند از ماتم او، جز گل نيست

خون و اشك از دل و از ديده ما مى‏جوشد

فاطمه صورت خود را ز على مى‏پوشد

عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است

قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است

رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند

با دل خسته و بشكسته على تنها ماند

اثر دست‏ستم از رخ نيلى نرود

هرگز از ياد على، ضربت‏سيلى نرود

با على راز نگفتى تو زبازوى كبود

باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا

مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟

داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز

مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز

باغ، تاراج شده، عطر اقاقى مانده است

سنت دفن شبانه ز تو باقى مانده است

(جواد محدثی)

 

امام على عليه السلام - در هنگام خاكسپارى فاطمه عليها السلام - :

سلام بر تو اى رسول خدا ! از من و دخترت ، كه در كنارت آرميده و زودتر (از ديگران) به تو رسيده. اى رسول خدا، از جدايى دردانه‏دخترت صبرم لبريز گشته و تاب توان از كفم رفته است . اما، يادآورى فراق جانگداز تو و مصيبت بزرگ از دست رفتن تو در اين هنگام ، مايه تسلّاى من است؛ زيرا هرگز از ياد نمى‏برم آن لحظاتى را كه سرت به سينه من بود و در آغوش من جان دادى و من با دست خود سر تو را بر سنگ آرامگاهت نهادم . همه ما از آن خداييم و همگى به سوى او باز مى‏گرديم . اينك امانتى (كه به من سپرده بودى) بازگردانيده شد. امّا از اين پس، اندوه من (از غم فراق شما) هميشگى خواهد بود و شبهايم به بيدارى خواهد گذشت، تا آن گاه كه خداوند سرايى را كه تو در آنى، برايم برگزيند . بزودى دخترت تو را از ستمها و حق كشيهايى كه امتت، همداستان، در حقّ او روا داشتند، آگاه خواهد ساخت. همه وقايع را از او بپرس و اخبار اوضاع و احوال را از وى جويا شو. اين ستمها در حالى شد كه هنوز از رفتن تو مدتى نگذشته، و يادت از ميان نرفته بود...

 

یا زهرا سلام الله علیها

 

آجرک الله یا صاحب الزمان (عج)

+ نوشته شده در 14:12 توسط بی دل.
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
دعای امام رئوف

امام رضا علیه السلام مناجات با پروردگار خود را خاضعانه و خاشعانه آغاز میکنند: 

 

بارالها!

در پیشگاه تو ایستاده ام، و دستهایم را به سوی تو بلند کرده ام،

آگاهم که در بندگی‌ات کوتاهی نموده  و در فرمانبری‌ات سستی کرده ام،

اگر راه حیا را می‌پیمودم از خواستن و دعا کردن می‌ترسیدم...

ولی... پروردگار من!

آنگاه که شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا میخوانی، و آنان را به بخشش و نیکو و ثواب وعده میدهی، ...برای پیروی از فرمانت آمدم، و به مهربانی‌هایت ای مهربانترین مهربانان پناه آوردم.

 

امام مقربان درگاه احدیت را شفیع خود قرار میدهد و به ایشان درود میفرستد:

 

و به وسیله پیامبرت که او را بر اهل اطاعتت برتری دادی، و اجابت و شفاعت را به او بخشیدی، و بوسیله برترین زن عالم، و به فرزندانش که پیشوایان و جانشنینان اویند، و بر تمامی فرشتگانی که بوسیله اینان به تو روی میکنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را که خاصان درگاه تواند وسیله قرار میدهند، به تو روی میآوردم.... پس بر ایشان درود فرست.

 

یکی از مهمترین خواسته های امام:

 

و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار، و مرا از خاصان و دوستانت قرار ده،

پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو میشود قرار دادم، اگر با این همه خواسته ام را رد کنی، امیدهایم به تو به یاس مبدل میگردد... و همچون مالکی خواهی بود که از بنده خود گناهانی دیده و او را از درگاهش رانده، و مولایی که از بنده‌اش عیوبی دیده و از جوابش سرباز میزند...

وای بر من، اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد.

 

اگر مرا از درگاهت برانی، پس به درگاه چه کسی رو کنم؟

اما... اگر برای دعایم درهای قبول را گشوده و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانی، چونان مالکی هستی که لطف و بخششی را آغاز کرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند،

و مولایی را مانی که لغزش بنده‌اش را نادیده انگاشته و به او رحم کرده است.

 

در این حالت نمیدانم کدام نعمتت را شکر گزارم؟

... آیا به فضل و بخششت که از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من می‌بخشی؟

... آیا به کرم و احسان آغاز میکنی و بر عفو و بخششت می‌افزایی؟

 

پروردگارا!

 

خواسته ام در این جایگاه، یعنی جایگاه بندۀ فقیر، آن است که... گناهان گذشته ام را بیامرزی، و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازداری؛

 

محبت کردن را از امام رئوف بیاموزیم:

 

از تو میخوام پدر و مادرم را که دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیرخاک خفته اند، ببخشی.

تنهاییشان را با انوار احسانت از بین ببر، و وحشتشان را با نشانه‌های بخششت به انس بدل کن؛

و به نیکوکارشان دم به دم نعمت و شادمانی بخش، و به گناهکارشان مغفرت و رحمت عطا کن؛

... تا به لطف و مرحمتت از خطرات قیامت در امان باشند، به رحمتت در بهشت ساکنشان گردان، و بین من و آنان در آن نعمت گسترده پیوند برقرار کن؛ تا مشمول شادمانی گذشته و آینده شویم.

 

آقای من!

اگر در کارهای من چیزی سراغ داری که مقامشان را بالا میبرد و بر اکرامشان میافزاید، آنرا در نامه اعمالشان قرار ده، مرا در رحمت آنان شریک کن و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان که مرا در کودکی تربیت کردند.

 

امام رضای مهربون

 

فدات بشم امام رضای مهربونم.

 

برای دیدن عکس های حرم امام رضا علیه السلام اینجا رو کلیک کنید.

 

ممکنه یه کم طول بکشه اما فکر میکنم  می ارزه

 

التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در 0:36 توسط بی دل.
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
وظیفه دینداران

نسبت ادیان با هم چیست؟ پیامبران چه نسبتی با هم دارند؟

همیشه در جوامع گروهی که جدیدتر هستند قدیمی‌تر ها را نقد میکنند، قدیمی ترها جدیدترها را رد میکنند و احیاننا نظرات و عقاید آنها را منکر میشوند. در دین هم همینطور است، گاه پیروان یک دین دین بعدی را نمیپذیرند. این درحالیست که انبیاء همه حرکتی واحد داشتند، آنها معلمانی بودند که یکی پس از دیگری آموزشهای خود را ارائه داده و به پیامبر و کلاس درس بعدی بشارت دادند.

 

خداوند از پیامبران میثاق گرفته است:

وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ

لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا

قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿ 81 آل عمران﴾

[ياد كن] هنگامى را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم سپس شما را فرستاده‏اى آمد كه آنچه را با شماست تصديق كرد، البته به او ايمان بياوريد و حتما ياريش كنيد آنگاه فرمود آيا اقرار كرديد و در اين‌ باره پيمانم را پذيرفتيد؟ گفتند آرى اقرار كرديم فرمود پس گواه باشيد و من با شما از گواهانم (81)

 

خداوند از پیامبران میثاق گرفت که شریعت بعدی را تصدیق کنند و به او ایمان آورند. یعنی هر پیامبری به پیامبری بعدی خود نیز مومن باشد و او را یاری کند. این پیمان در اصل نوعی زمینه سازی است برای پیامبر بعدی، چون پیامبران که همزمان و همدوره هم  نبودند؛ که نیازی به ایمان آوردن باشد پس باید زمینه سازی میکردند و به قوم و پیروان خود ورود پیامبر بعدی را خبر میدادند.

اگر در یک زمان چندین پیامبر با هم می آمدند، هرگز با هم جنگ و دشمنی نداشتند و همه حرفشان یکی بود. حال چرا باید پیروان ادیان با هم در جنگ و نزاع اند؟ آیا ما واقعا پیرو پیامبر خود هستیم؟

خداوند میفرماید:

أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿83 آل عمران ﴾

آيا جز دين خدا را مى‏جويند؟ با آنكه هر كه در آسمانها و زمين است‏ خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانيده مى‏شويد (83)

 

واقعا ما دنبال چه هستیم؟ دین؟ یا منافع و موقعیت؟ شهرت و ثروت و...؟ مگر نه این است که اخر بازگشت ما به سوی خداست و باید پاسخگو باشیم؟

قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا

أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿84 آل عمران﴾

بگو به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و انبياى [ديگر] از جانب پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم و ميان هيچ يك از آنان فرق نمى‏گذاريم و ما او را فرمانبرداريم (84)

آیا شما با دیدن علائم راهنمایی و رانندگی، از آنها اطاعت میکنید و مسیرتان را پیدا میکنید؟یا مانند یک تابلوی نقاشی محو دیدن آنها میشوید؟ مگر جز این است که پیامبران فلش هایی هستند که به سوی نور هدایت میکنند پس چرا ما در ظلمت جنگها و نزاعها و... غرق شده ایم؟

خدا از مردم به عنوان پیروان یک دین چه خواسته و ما چه کرده ایم؟

+ نوشته شده در 14:20 توسط بی دل.
جمعه ششم اردیبهشت 1387
چیستان

من چیستم؟ مرا خوب میشناسید، اما دوستم ندارید، اغلب از من میترسید! سعی میکنید به من فکر هم نکنید!!

در حالیکه من شما را هر روز ملاقات میکنم، و به شما خیلی نزدیکم، هر لحظه هم نزدیکتر میشود.

هنوز مرا نشناخته اید؟ من همانم که اگر در سختی مرا یاد کنید سختی بر شما آسان میشود و اگر در خوشی و سرور به یادم بیافتید شما را از گناه نگه میدارم.

 

چرا خود را آماده سفر نمیکنید؟ مگر من افراد بعضی از خویشان و نزدیکان شما را نبرده ام؟ خوب فکر کنید...

 

پیش از شما، پادشاهان و سلاطین بسیاری چون فرعون و نمرود که ادعای خدایی داشتند نتوانستند از دست من بگریزند. آنها هم مانند شما سعی میکردند به من اهمیت ندهند، مرا فراموش کنند چه کاخ هایی که بنا کردند و چه گنجها که انباشتند، چه جشنها که برپا ساختند، اما من همه را یکجا نابود کردم.

 

شما با آمال و آرزوهای فراوان، خود را مشغول میکنید و مرا باور ندارید. اما من ناگهان به سراغ شما خواهم آمد. وقتی که، فکرش را هم نمیکنید.

کسی که از دنیا کمتر ذخیره کرده راحت تر است و هر که زیادتر اندوخته و بیشتر ذخیره کرده وقت آمدن ِ من بیشتر در رنج و عذاب است.

چه بسیار مردمی که به دنیا اعتماد کردند و آنرا از دستشان گرفتم و چه بسیار مردمی که در آرامش بودند و ناگهان خوشی شان را ویران کردم.

به ثروت و زیبایی خود مینازید؟! می چشید روزی را که از زیبایی جز استخوان ها تکه تکه چیزی نمانده است و هیچ دارایی ای ندارید...

دنبال خانه و ماشین و تفریح و خوشی هستید؟ من هم دنبال شما هستم... هر چه که میخواهید بردارید، از هم اکنون پیش بفرستید و حواله کنید.

به فکر همسفر نباشید شما در این سفر نمیتوانید همراه بیاورید، تنهای تنهایید و جز اعمالتان کسی با شما نخواهد آمد. حتی دوستان و نزدیکان هم شما را فراموش خواهند کرد.

دوست ندارید به این سفر بیایید؟ تصمیم با شما نیست، همه باید به این سفر بیایید... و در آن لحظه هر چه اشک بریزید و زار بزنید کسی صدای شما را نخواهد شنید.

 

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

 

نترسید، نترسید... هر روز که از خواب بیدار میشوید فرصتی دوباره به شما داده شده این فرصت را از دست ندهید. به جای ترس به تلاش برخیزید که فرصت اندک است...

 

البته هنوز فرصت به پایان نرسیده، میتوانید خود را آماده کنید، میتوانید از انوار الهی بهره بگیرید و از گمراهی نجات یابید. بدانید که اینجا جای ماندن نیست، پس به آن دل نبندید. مرا زیاد یاد کنید و پیش از آمدن من از  اعمال زشتتان باز گردید.

کمتر دنبال هوای نفس و آرزوهای دراز باشید، فکر نکنید چون جوانید مرا به این زودیها نمی بینید، من در کمینم.

به خود بنگرید، به گذشته خود بیاندیشید، آیا برای رفتن آماده اید؟  

 

اگر من به سراغ شما بیاییم حتی یک لحظه مهلت ندارید. اجازه ندارید از این اموالی که جمع کرده اید لباس مناسبی بپوشید، حتی آوردن یک بالش برای زیر سر هم ممنوع است.

 

فکر میکنم دیگر مرا به خاطر آورده اید... بله من همانم که همیشه فراموش میشوم...

 

از هم اکنون به فکر فردای خود باشید...

+ نوشته شده در 16:52 توسط بی دل.
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387
مناجات شهید چمران (قسمت سوم)

مناجاتی از شهید چمران

«هر گاه دلم رفت تا محبت کسي را به دل بگيرد، تو او را خراب کردي، خدايا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستي، عشق هر کسي را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتي، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سايه اميدي، و به خاطر آرزويي، براي دلم امنيتي به وجود آورم، تو يکباره همه را برهم زدي، و در طوفان هاي وحشتزاي حوادث رهايم کردي، تا هيچ آرزويي در دل نپرورم و هيچ خيري نداشته باشم و هيچ وقت آرامش و امنيتي در دل خود احساس نکنم... تو اين چنين کردي تا به غير از تو محبوبي نگيرم و به جز تو آرزويي نداشته باشم، و جز تو به چيزي يا به کسي اميد نبندم، و جز در سايه توکل به تو، آرامش و امنيت احساس نکنم... خدايا ترا بر همه اين نعمتها شکر مي کنم.»

«خدايا از آنچه کرده ام اجر نمي خواهم و به خاطر فداکاريهاي خود بر تو فخر نمي فروشم، آنچه داشته ام تو داده اي و آنچه کرده ام تو ميسرنمودي، همه استعدادهاي من، همه قدرتهاي من، همه وجود من زاده اراده تو است، من از خود چيزي ندارم که ارائه دهم، از خود کاري نکرده ام که پاداشي بخواهم.

خدايا هنگامي که غرش رعد آساي من در بحبوحه طوفان حوادث محو مي شد و به کسي نمي رسيد، هنگامي که فرياد استغاثه من در ميان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپديد مي شد... تو اي خداي من، ناله ضعيف شبانگاه مرا مي شنيدي و بر قلب خفته ام نورمي تافتي و به استغاثه من لبيک مي گفتي. تو اي خداي من، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتي، تو در تنهايي، انيس شبهاي تار من شدي، تو در ظلمت نا اميدي دست مرا گرفتي و هدايت کردي. در ايامي که هيچ عقل و منطقي قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردي و به رضا و توکل مرا مسلح نمودي... خدايا تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچکس و از هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.»

 

خدایا مرا آنی کمتر از آنی به خودم وا مگذار

 

انسان با کسانی محشور میشه که دوستشون داره؛ ای شهدا ما دوستتون داریم هر چند خیلی بدکردیم و دلهای شما رو شکستیم... اما ما رو شفاعت کنید...

 

+ نوشته شده در 1:15 توسط بی دل.
جمعه بیست و سوم فروردین 1387
شغل و رزق حلال

به نام خدا

 

کارمندید؟ کارگرید؟ معلم؟ مدیر؟ رئیس؟ ...؟ چقدر درباره کارتان فکر کرده اید؟

چقدر توجه دارید که در کارتان کم نگذارید؟

چقدر سعی کرده اید حق و حقوق دیگران را ضایع نکنید؟

چقدر برای درست انجام دادن کارتان کوشش کرده اید؟

چقدر شایستگی انجام این کار را دارید؟

چقدر در کارتان عدالت را رعایت کرده اید؟ (عدالت که تنها در دادگاه نیست، در تمام هستی جریان دارد، آیا فرد عادلی بوده اید؟ اگر شما کم بگذارید دیگران هم برای شما کم میگذارند...)

چقدر سعی کرده اید دستمزدتان حلال باشد؟

به نظر شما آیا درست است یک راننده از هر مسافر 5 تومان بیشتر از حقش دریافت کند؟

البته 5 تومان که ارزشی ندارد...

به نظر شما آیا درست است که یک کارمند نیم ساعت ارباب رجوع را به خاطر یک تلفن شخصی یا به خاطر صحبت های خودمانی با همکارش معطل کند؟

البته نیم ساعت که چیزی نیست...

حال به نظر شما درست است که یک معلم از توضیحات درسش کم بگذارد تا بتواند شاگرد خصوصی برای خود جمع کند؟

آیا درست است که یک پزشک، در ساعت کارش بر بالین بیمارش نیاید و بیمار تلف شود؟

آیا درست است یک میوه فروش یا خاربار فروش و... بر قیمت کالایی که میفروشد به دلخواه بیفزاید و یا کمتر از میزانی که پول میگیرد، جنس تحویل دهد؟

 

شما ... بله شما ... آیا درست است که درکارتان ...؟ خودتان بهتر میدانید ...

 

اما این را هم بدانید که هر جا کار میکنید خدا هم هست و میبیند.

 

خدا شاهد است.

 

با کمکاری، گران فروشی، کم فروشی، ربا، رشوه، کم گذاردن در حقوق مردم، شانه خالی کردن از مسئولیت و... آیا میتوان به کسب درآمد بیشتر رسید؟

 

قانون طبیعت این است که روزی همه موجودات مشخص و معین شده است.

 

اما این شما هستید که با انتخاب خود آنرا حلال یا حرام میکنید.

 

شما میتوانید با تلاش با شکرگزاری با دعا یا صدقه، با محبت، با خوب کار کردن و با هزاران راه دیگر روزی خود را بیفزایید، انتخاب با شماست.

 

اگر دنبال زندگی خوب و خوش هستید، اگر میخواهید زندگی را برای خود و خانواده خود آسان کنید، راهش این است:

هر كس دنبال مال حلال برود زندگى‏ بر او آسان مى‏گردد و به خوشى مى‏گذرد: امام صادق علیه السلام(1)

 

اگر میخواهید از بلاها و بیماریها در امان باشید راهش این است که به فکر مال و منال دنیا نباشید:

 

هر كس فکر مال و منال دنيا را ترك گويد و دنبال جمع آورى ثروت و جاه و مقام نباشد، خداوند قلب او را پر از حكمت مى‏كند و زبانش را به حكمت مى‏گشايد و عيب‏هاى دنيا را به او نشان مى‏دهد و بيماريها و داروهاى آن را به وى تعليم مى‏كند و او را از دنيا سالم بيرون مى‏سازد. (2)

 

« اللهم عجل لولیک الفرج »

 

منبع:

1-      ايمان و كفر- ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار    ج‏1    536    38 مكارم اخلاق و رستگارى

2-      همان

+ نوشته شده در 20:50 توسط بی دل.
جمعه شانزدهم فروردین 1387
شهدا منتظران واقعی

شهید کاوه:

برادر كاوه گاهي وقتها نذر مي كرد روزه بگيرد. بدون سحري هم روزه مي گرفت. يك روز بهش گفتم : شما زخم معده مي گيري! گفت: تا من زخم معده بگيرم رفته ام.

 

شهدا به دنیای فانی دل نبسته بودند.

 

يكي از خصلت هاي بسيار مهم كاوه، كم حرف بودن او بود، افرادي كه دائم فكر مي كنند قاعدتا، كم حرف مي زنند.

 

شهدا اهل حرف نبودند اهل عمل بودند.

 

شهید حسن باقری:

نگاهی به آسمان کرد و گفت: حیفه تا موقعی که جنگه شهید نشیم. معلوم نیست بعد از جنگ وضع چی میشه باید یه کاری بکنیم گفتم: مثلا چی کار؟ گفت دو تا کار: اول اخلاص، دوم سعی و تلاش.

 

شهدا فقط برای خدا کار میکردند در یک کلام بنده ای مخلص بودند.

 

شهید چمران :

خدایا هدایتم کن زیرا که میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا میدانم ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ، ظلم کثیفی است.

خدایا، ارشادم کن که بی انصافی نکنم، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا، من کوچکم ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفان ها هستم، به من دیده ای عبرت بین ده، تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم.

 

شهدا اهل مناجات با خدا بودند، خود را هیچ نمیدانستند و همه چیز را از خدا میخواستند.

 

ای شهدا برای ما حمدی بخوانید که شما زنده اید و ما مرده...

 

شهید

 

عکس را با اندازه واقعی از اینجا ببینید.

 

حالا ما کجا و شهدا کجا اما نا امید نباید بود. خودمان به خودمان تذکر دهیم که: خدا می بیند.

 

مقام معظم رهبری (حفظه الله) :

وقتی کسی عادت ناپسندی دارد کافی نیست که بگوییم آقا این عادت ناپسند است، یا این کار را انجام نده. یک بار تذکر بدهیم و بگوییم ما گفتیم دیگر تکلیفمان تمام شد؛ نه این طور نیست. این گفتن و باز گفتن و به زبانهای گوناگون گفتن و از همه طرف گفتن و او را با فکر محاصره کردن میخواهد، تا یک عادت از بین برود یا بوجود آید.

 

منبع: (به نقل از همرزمان شهدا و با کمک از مجله امتداد همراه)

+ نوشته شده در 11:45 توسط بی دل.
شنبه دهم فروردین 1387
نشانه های ظهور (2)

از امام صادق علیه السلام:

·         هنگامی که دیدی حق و اهل حق طرفدار ندارد.

·         می بینی که در هر گوشه دنیا ستم موجود است.

·         می بینی که قرآن کهنه شده است زنده نیست، شاداب نیست و بر اساس هوا و هوس چیزهایی به قرآن تحمیل میشود که در آن نیست.

·         می بینی که اهل باطل بر اهل حق سیطره پیدا میکنند.

·         می بینی که خیلی از شرور بدون اینکه از آن نهی شود رواج میابد و کارشان توجیه میشود.

·         می بینی که فسق رایج میشود به طوریکه زنان به زنان و مردان به مردان رو می آورند.(ازدواج مرد با مرد و زن با زن)

·         مومن را میبینی که دهانش بسته است و ساکت نشسته چون سخنش را نمیپذیرند.

·         و فاسق را میبینی که دروغ میگوید و هیچ کس هم دروغش را رد نمیکند.( دنیا بر اساس کذب میگردد عمده رسانه های دنیا کذب محورند، هر چه را بخواهند بزرگ میکنند و هر چه را بخواهند کوچک میکنند.)

·         کوچک تر ها را میبینی که بزرگسالان راتحقیر میکنند و احترامی برای آنها قائل نیستند.

·         می بینی که رابطه خویشاوندی بسیار کمرنگ میشود.

·         می بینی که عده ای به فجور و فسقشان مدح میشوند (اسم و عکس و عنوانشان در رسانه ها معرفی و تشویق میشود.)

·         می بینی که ارتباطات جنسی به صورت همجنس بازی در میآید.

·         مداحی چاپلوسانه فراوان میشود و بزرگ جلوه دادن.( فاجران و فاسقان را بزرگ شماردن و..)

·         میبینی مرد را که مالش را در غیر طاعت خدا خرج میکنند و کسی هم دستش را نخواهد گرفت.

·         و میبینی مردم از همسایه هایشان در امان نیستند و هیچ کس هم از آزار باز نمیدارد.

·         میبینی کافران بر مسلمانان آتش می افکنند و به وضعیت آنها میخندند.

·         میبینی مشروبات الکلی مثل آب به راحتی نوشیده میشود.

·         میبینی امر کنندگان به معروف ذلیل هستند و تحقیر میشود.

·         میبینی کسانی که در کارهای فجور و عصیان قدم بر میدارند قوت پیدا میکنند.

·         آنها که دلداده به آیات قرآن و خدا هستند می بینی که کوچک شمارده میشوند.

·         می بینی که راه برای انجام کار شر باز است اما از کار خیر جلوگیری میشود.

·         می بینی خانه خدا تعطیل است. ( آمد و شد ها رنگ دیگری پیدا میکند، رفتن به خانه خدا یا برای تجارت است یا برای شهرت و مسافرت و... حاجی واقعی کم است.)

·         می بینی انسانها چیزاهایی میگویند که اهل عمل به آنها نیستند.

·         و رأیت رجل معیشته من دبره  و معیشة المرأة من فرجها. مرد از راه دبرش معیشت میگذراند و زن از راه خود فروشی...

·         می بینی ملاک انتخاب دنیا بر اساس ثروتشان است نه ایمان و معنویت و ...

·         می بینی که اقتصاد بر مبنای ربا است.

·         می بینی روابط نامشروع موجب شهرت و اعتبار میشود.(پوسترها و فیلمها و ماهواره ها مستقیم نشان میدهد.)

·         مومن را میبینی که محزون و تحقیرشده و ذلیل است و تاسف میخورد.

·         میبینی حرام حلال و حلال حرام میشود.

·         میبینی مردم دینشان را بر اساس رأی خود میسازند نه بر اساس شرع الهی.

·         کتاب آسمانی و احکامش تعطیل میشود.(چه قرآن چه انجیل چه تورات و.. )

·         می بینی در دل شب خیلی گناهان رخ میدهد و خوفی از خدا وجود ندارد. ( تمام خوشیها شب برپا میشود)

·         مومن را میبینی که نمیتواند از زشتی باز دارد مگر در قلب و دلش.

و...

 

این حدیث بسیار طولانی است علاقمندان میتوانند به کافی ج ۸ ص ۳۸ مراجعه نمایند.

متن عربی حدیث در ادامه مطالب وجود دارد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 12:11 توسط بی دل.
جمعه دوم فروردین 1387
نشانه های ظهور (1)

به نام خدا

سال نو شد اما بهار نیامد...

سال نو مبارک

تصویر را با اندازه واقعی از اینجا ببینید.

ان شاءالله دیگر چیزی نمانده، نشانه ها گواهی میدهند:

نشانه های ظهور امام زمان (عج) دو دسته اند:

1.       نشانه های عمومی که خود نیز دو دسته میشوند:

الف- نشانه هایی که زمان را در بر ندارند. بدون توجه به زمان شرایط  فرهنگی، دینی، اخلاقی و... را در بر دارد. از گذشته شروع میشود و تا حال ادامه دارند.

ب- نشانه هایی که زمان را در بر دارند و در زمان بسیار نزدیک به ظهور واقع میشوند. برای مثال اگر محقق شود بدانید همان سال ظهور رخ میدهد یا با فاصله دو سال ظهور واقع میشود. بیشتر روایاتش نیز از امام صادق (ع) و امام علی (ع) است.

 

2.       نشانه های خاص و ویژه:

 دقیقا مقارن ظهور و به بیانی مقدمه ظهورند. این علائم نشانه های حتمی و محتومه ظهور گفته میشوند که 5 دسته اند.

در این گفتار به بیان دسته اول نشانه ها در یک روایت مستند و معتبر میپردازیم:

 

امام علی علیه السلام تعدادی از این علائم را بر میشمارند: ( البته این علائم مربوط به یک منطقه خاص نیست این وضعیت جهان است. نشانه های کره زمین است. کل جهان بشری در آستانه ظهور)

·         هنگامی که مردم نماز را میمیرانند، نماز مانند مردگان خواهد شد.

·         امانت محو میشود، از بین میرود و مردمان امانت دار نخواهند بود.

·         دروغگویی حلال میشود.

·         ربا خواری شایع میشود و پایه آنرا هم محکم میکنند.

·         مردم دین خود را میفروشند به قیمت خریدن دنیا.

·         سفیهان به کار گماشته میشوند.

·         در مسائلی که در محدوده زنان نیست از آنان مشورت گرفته میشود و به آنان واگذار میشود.

·         قطع رحم زیاد میشود.

·         مردم پیروی هوای نفس میشوند و کشش به هواهای نفس زیاد میشود.

·         خون کم ارزش میشود ( آدم ها کشته میشوند مثل آب خوردن در هر ثانیه. اخبار اعلام میکند هر چند ثانیه تعدادی کشته شده اند و.. )

·         انسانها اگر حلم داشته باشند و صبور باشند ضعیف شمرده میشود.

·         و اگر ظلم کنند فخر شمرده میشود.

·         امرای عالم فجّار هستند.

·         وزراء و معاونان نیز از ظالمانند.

·         پشتوانه های فکری و فرهنگی و عالمان هم خائن به مردم هستند.

·         طبقات ضعیف هم در فسق فرو میروند.

·         شهادت به دروغ  آشکار میشود.

·         بسیاری از فجور و گناهان ظاهر میشوند، در جلوی چشم جهانیان .. آشکار میشود، دروغها بهتانها و سخنان واهی بی اساس

·         قرآنها به زیبا ترین شکل آراسته میشوند.

·         مساجد زینت داده میشوند، زیبا شده شیشه کاری شده ...

·         مناره ها بر افراشته میشود.

·         اشرار گرامی داشته میشوند.

·         صنفها بسیار با هم نزدیک میشوند اما قلبهایشان از هم دور است.

·         پیمان شکنی فراوان میشود.

·         زنان به خاطر حرص ورزی بر دنیا با همسرانشان در تجارت شرکت میکنند.

·         صدای فاسقان فضای کره زمین را پر میکند،( در رادیو و تلوزیون و...) و شنونده هم دارند.

·         مردم به خاطر ترس از فاجر و گناهکاران از شرشان پرهیز میکنند و به آنها احترام میکنند.

·         دروغگو ها را تصدیق میکنند.

·         خائن‌ها ها نقش امین را بازی میکنند.

·         آلات لهو در زمین فراوان میشود.

·         زنان دارای خصلتها و رفتارهای مردانه میشودند و مردان  خصلتها و رفتارهای زنانه به خود میگیرند.

·         شهادت داده میشود بدون اینکه شاهد چیزی دیده باشند.

·         مردم علم کسب میکنند، اما برای دین و دینداری نیست بلکه برای انگیزه های دیگر است.

·         عمل دنیا را بر عملی که برای اخرت باشد، ترجیح میدهند.

·         جامه ولباس میش را بر باطنی که خصلت گرگها را دارد میپوشانند.

·         درحالیکه قلوبشان از مردارهم متعفن تر است و تلختر از گیاه صبر است. که گیاه بسیار تلخی است.

 

در این شرایط وعده الهی - ظهور مهدی فاطمه(عج) - نزدیک میشود.

 

تصویر را با اندازه واقعی از اینجا ببینید.

 

بهار دلها مهدی

 

 

متن کامل روایت در ادامه مطالب قرار دارد.

منبع

- روایت: بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏52، ص: 194

- سخنرانی دکتر محمد علی انصاری

اللهم عجل لولیک الفرج


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 14:10 توسط بی دل.
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
عدالت مطلق در زمین

 

امروز ظلم و ناامني به گونه‌اي سراسر زمين را فراگرفته است که حتي يک نقطه روي زمين نيست که به طور مطلق عاري از ستم باشد. بيشترين و خانمان‌براندازترين جنگها در عصر حاضر صورت گرفته است که پيش از آن تصور مي‌شد که به علت پيشرفت علم و تکنولوژي بايد عصري باشد که رفاه و امنيت و سعادت را براي بشر به ارمغان آورد. اما هر دو جنگ جهاني با صدها ميليون کشته و معلول و مجروح، در همين عصر رخ داده است. آمار نشان مي‌دهد که از جنگ دوم جهاني تاکنون، جهان تنها چند روز را بدون جنگ سپري کرده است و جدا از اين ايام کوتاه روزي نبوده است که دست‌کم يک نقطه از زمين درگير جنگ نباشد. جنگ‌افزارهاي هسته‌اي در کشورهاي مختلف، به حدي فراوان است که براي نابودي تمام کره زمين براي دهها بار کافي است و کافي است يکي از حاکمان ديوانه جهان، که تعدادشان هم کم نيست، دکمه يکي از آنها را بفشارد تا جنگ سوم جهاني با آثار دهشتناک آن آغاز شود و چند ميليارد نفر از جمعيت جهان را در اندک زماني نابود سازد. آمار ناامني از جمله قتل و سرقت و تجاوز در کشورهاي مختلف بيداد ميکند. آن هنگام که ظهور امام زمان (عجل الله تعالي فرجه)، رخ دهند، ظالمان جهان در مقابل او مي‌ايستند، تا به هر قيمت از گسترش انديشۀ عدالت‌مدارانه او جلوگيري کنند. نخستين اقدام آن حضرت مبارزه با حکومتهاي ظالم زمين و نابودي آنها و به طور کلي محو هرگونه مظاهر ظلم و ستم در جهان و سپس برقرار ساختن حکومت عدل و گسترش عدالت مطلق در همه زمينه‌ها در تمام کره زمين است. در حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) هيچ اثري از ظلم و ستم روي زمين نخواهد بود. امنيت کامل بر همه جا و همه راهها حاکم مي‌شود و هر حقي که قبلاً از کسي ضايع شده است، به صاحبش برمي‌گردد.

 

امام باقر عليه السلام: فيملؤ ها عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً

 

او زمين را همچنان که آکنده از ظلم و بيداد شده است از عدل و داد پر ميکند. میزان الحکمة ش 1244

 

امروز تنها عده بسيار اندکي از مجرمان و خلافکاران جهان، کيفر عادلانه مي‌بينند، چه بسيار مجرماني که فقط به علت آنکه شاهدي بر جرم آنها وجود نداشته است، توانسته‌اند از چنگ عدالت بگريزند. در طول تاريخ به علل و بهانه‌هاي مختلف، همواره عدالت قرباني چيزهاي ديگر شده است. اما در حکومت عدل مطلق مهدي (عجل الله تعالي فرجه) اجراي عدالت، اصل و محور قرار خواهد گرفت.

تقسیم اموال و ثروتها به وسیله آن حضرت چنان کامل و فراگیر صورت می‌گیرد که همگان را بی‌نیاز می‌کند، به گونه‌ای که وقتی اعلام می‌شود که هر کس نیاز مادی دارد، برخیزد، هیچ کس پیدا نمیشود. بی‌نیازی مادی مردم روی زمین چنان عام و گسترده می‌شود که دیگر حتی یک فقیر هم روی زمین نمی‌ماند که مردم صدقات و انفاقات خود را به او بدهند.

 

امام علی عليه السلام : بِالعَدلِ تَتَضاعَفُ البَرَكاتُ .

امام على عليه السلام : به سبب عدالت ، بركتها دوچندان مى‏شود. گزیده میزان الحکمة

برکات مادی حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل‌الله تعالی فرجه) منحصر به دارائیهای فردی اشخاص نیست. عمراه و آبادی چنان سطح زمین را فرامی‌گیرد که دیگر چیزی به نام کویر و بیابان و منطقه خشک و بی‌آب و علف روی کره زمین باقی نمی‌ماند. قحطی و خشکسالی برای همیشه از زمینه رخت برمی‌بندد. «باران آن قدر فراوان می‌بارد که همه‌جا را سبزی و خرّمی می‌پوشاند.»

 

جهان در انتظار عدالت؛ عدالت در انتظار مهدی

 

امام مهدی

+ نوشته شده در 1:25 توسط بی دل.
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
ای ماه صفر

ای ماه صفر چقدر سنگینی تو...

چه رنجها که با خود نیاوردی...

چه مصیبت ها که بعد از تو نرسید...

چه سرد و غمناکی تو اما، در دلت فریادها نهفته است.

فریاد یا ابتای فاطمه (س) را در دل پنهان کردی؟

چگونه روزی را زادی که رحمة للعالمین (ص) را از عالم بگیرد؟

چگونه غم را بر اهلبیت نبی(ص) تحمیل کردی؟

چگونه گل خوشبوی رسول (ص) را پژمرده دیدی و ایستادی و باز آمدی؟

چگونه اشک زینب (س) و ام کلثوم (س) را دیدی و باز خندیدی؟

چگونه سوز جگر فاطمه (س) را در دل پروراندی و دم نیاوری؟

آنروز که پیامبر(ص) بر غربت اهلبیتش گریست و فاطمه (س) بر غم دوری پدرش بیتاب شد در تو بود.

آن روز که فاطمه (س) پیراهن خوشبوی پدر را بعد از وفاتش بوید و غش کرد در تو بود.

آن روز که فریاد حسنین (ع) از فراق جدشان به آسمان رفت در تو بود.

آن روز که علی (ع) مویه کنان با دستان مبارکش، بدن مطهر پیامبر(ص) را به خاک سپرد در تو بود.

آن روز که فریاد یاجداه زینب (س)  را در دلش نهفت، در تو بود.

آن روز که سر بریده حسین (ع) به بدن قطعه قطعه اش باز گردانده شد در تو بود.

آن روز که پاره های جگر حسن (ع) در تشت ریخته شد در تو بود.

آن روز که بدن پاک سبط نبی (ص) تیرباران شد در تو بود.

آن روز که پاره جگر رسول الله (ص) در طوس غریبانه جان سپرد در تو بود.

آن روز که جواد الائمه (ع) سر بی‌جان پدر را در آغوش گرفت در تو بود.

تو آبستن تمام رنجهای تاریخی ای ماه صفر!

بعد از تو فاطمه (س) روز خوش ندید...

بعد از تو علی (ع) خانه نشین شد...

بعد از تو آوای خوش وحی قطع شد...

بعد از تو خانه اهلبیت نبی(ع) آماج تیرهای بلا شد.

بعد از تو غربت علی(ع) آغاز شد.

بعد از تو ناله های فاطمه (س) جان گرفت.

بعد از تو ابرهای فتنه جهان را گرفت.

بعد از تو گریه‌های فاطمه (س) منقطع نشد.

بعد از تو محسن فاطمه (س) پرپر نشد؟

بعد از تو دست فتنه از سر مردم کوتاه نشد...

ای ماه صفر بیش از این مهدی (عج) را طاقت نیست...

ای ماه صفر فریاد شیعه را بعد از تو پایان نیست...

 

آجرک الله یا صاحب الزمان (عج)

یا زهرا

+ نوشته شده در 23:15 توسط بی دل.
پنجشنبه نهم اسفند 1386
اربعین حسینی (ع)
فرا رسیدن اربعین ابا عبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایش را خدمت حضرت بقیه الله روحی له الفداء و تمام شیعیان و محبین ایشان تسلیت عرض مینمایم.

امام حسین علیه السلام :

 

«ان نزل القضاء بما نحب و نرضى فنحمد الله على نعمائه ، و هو المستعان على اداء الشكر، وان القضاء دون الرجاء فلم يبعد من كان الحق نيته ، و التقوى سريرته» ۱


اگر پيشامدها بر وفق مراد و دلخواه ما باشد، شكرگزار نعمتهاى خداوند خواهيم بود و تنها اوست يار و مددكار ما در سپاس گزاريش. و اگر حوادث و پيشامدها ميان ما و خواسته هايمان مانع گردد و كارها طبق مراد ما پيش نرود، باز هم كسى كه نيتش حق و پاكيزه سرشت است، از مسير صحيح دور نگرديده (و راه خود را گم نمى كند.) و تقوا سیره اش خواهد بود.

 

قالَ الرّضا عليه السّلام :


«اِنْ سَرَّكَ اَنْ تَكُونَ مَعَنا فىِ الدَّرَجاتِ الْعُلى مِنَ الجِنانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنا. » ۲

امام رضا عليه السّلام به ريّان بن شبيب فرمود:
اگر تو را خوشحال مى كند كه در درجات والاى بهشت با ما باشى ، پس در اندوه ما غمگين باش و در شادى ما خوشحال باش .

یا حسین مظلوم
 

آنچه از من خواستى ، با كاروان آورده ام

 

يك گلستان گل ، به رسم ارمغان آورده ام

 

از در و ديوار عالم ، فتنه ميباريد و من

 

بى پناهان را بدين دارالامان آورده ام

 

اندر ين ره از جرس هم ، بانگ يارى برنخاست

 

كاروان را تا بدينجا، با فغان آورده ام

 

بسكه من ، منزل به منزل ، در غمت ناليده ام

 

همرهان خويش را چون خود، بجان آورده ام

تا نگويى زين سفر، با دست خالى آمدم

 

يك جهان ، درد و غم و سوز نهان آورده ام

 

قصه ويرانه شام ار نپرسى ، بهترست

 

چون از آن گلزار، پيغام خزان آورده ام

 

خرمنى ، موى سپيد و دامنى ، خون جگر

 

پيكرى بى جان و جسمى ناتوان آورده ام

 

ديده بودم با يتيمان مهربانى ميكنى

 

اين يتيمان را بسوى استان آورده ام

 

ديده بودم ، تشنگى از دل قرارت برده بود

 

از برايت دامنى اشك روان آورده ام

 

تا نثارت سازم و گردم بلاگردان تو

 

در كف خود، از برايت نقد جان آورده ام

 

نقد جان را ارزشى نبود، ولى شادم چو مور

 

هدايه اى ، سوى سليمان زمان آورده ام

 

تا دل مهر آفرينت را نرنجانم ز درد

 

گوشه اى از درددل را، بر زبان آورده ام


 

۱ ارشاد مفيد / 218

۲ جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 549

 

+ نوشته شده در 15:25 توسط بی دل.
جمعه سوم اسفند 1386
اهداف ظهور و ویژگیهای حکومت جهانی امام زمان (علیه ‌السلام)
یکی از تعابیری که در احادیث اسلامی دربارۀ امام زمان (علیه ‌السلام) به کار رفته است «صاحب مظلوم» است. یکی از جهات مظلومیت حضرت صاحب الامر (علیه ‌السلام) این است که افسوس و صد افسوس که در ذهن عده بسیاری، تصوری ترسناک از او، وجود دارد درحالیکه ایشان مظهر و تجلی کامل لطف و رحمت و مهربانی خداست.

یا ابا صالح المهدی

بعضی گمان می‌کنند که ظهور حضرت، مصادف با وقوع قیامت است و از این رو آمدن او را عامل نابودی دنیا تصور می‌کنند. حال در این صورت چه کسی آرزوی ظهور او و نابودی خود و دیگران را دارد و برای تعجیل در چنین ظهوری دعا می‌کند؟!

همچنین بعضی دیگر بر این باورند که حضرتش هنگام ظهور هر گناهکاری را روی زمین گردن می‌زند و آن قدر از انسانها به قتل می‌رساند و چنان کشتاری به راه می‌اندازد که خون همه سطح زمین را تا شکم اسبش می‌گیرد!! به این ترتیب آیا هیچ انسان عاقلی از خدا می‌خواهد که هرچه زودتر اسباب آمدن کسی را فراهم کند که همگان را گردن بزند ؟

یکی از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز برای ظهور حضرت این است که بکوشیم تا این گونه خرافات و اکاذیب را از ذهن مردم بزداییم و تصویری درست از اهداف ظهور برای همگان عرضه کنیم، که اگر چنین کنیم، چنان آتش شوق و اشتیاقی برای آمدن حضرت مهدی (عج) در دلها برپا می‌شود که دیگر نیازی به سفارش برای دعای فرج به دیگران نیست. بلکه چشمه این عشق، خود به خود از درون قلب و روحشان خواهد جوشید و ثمرات و برکات خود را آشکار خواهد کرد.

اگر بخواهیم اهداف ظهور حضرت ولی عصر (علیه ‌السلام) را در چند جمله خلاصه کنیم باید بگوییم که هدف آن است که :

1-  ریشه ظلم و ظالم در تمام زمین ریشه‌کن شود و عدالت مطلق در همه ابعاد فردی و اجتماعی جایگزین آن شود؛

2- فقر و گرسنگی و مشکلات مادی برای همیشه از صحنه عالم زدوده شود و رفاه و آسایش و خوشبختی کامل، جای آن را بگیرد؛

3- همه پریشانیها، گرفتاریها و غم و اندوه‌هایی که در زمینه‌های گوناگون، تمام اهل زمین را مبتلا ساخته، برطرف شود و شادی و نشاط به جای آن برقرار گردد؛

4- جنگ و نزاع و خصومت و خشونت از صفحه گیتی به طور کامل و مطلق پاک شود و صلح و آرامش و برادری و مهربانی بین تمام انسانها در تمام نقاط جهان مستقر شود؛

5- جهل و بی‌خبری از وجود همه آدمیان دور گردد و علم و معرفت در تمام ابعاد مادی و معنوی در ذهن و قلب همگان جایگیر شود؛

6- کفر و شرک و ضلالت از همه نقاط زمین رخت بربندد و ندای ایمان و توحید و هدایت در سراسر عالم طنین‌انداز گردد؛

به بیان دیگر جلوه و نمونه‌ای از همان بهشتی را که همگان در آخرت به آن دل‌بسته و امیدوارند، در زندگی دنیایی مشاهده کنند و آن‌چه را که حتی رویای آن را هم نمی‌توانند در خواب ببینند، به چشم خود در بیداری مشاهده کنند و نسل به نسل همه آن‌چه را که توصیف شد، نه برای مقطعی کوتاه و چندساله، بلکه برای چندین قرن شاهد و ناظر باشند و از ثمرات بی‌شمار آن بهره‌مند گردند و در یک جمله، حضرت مهدی (علیه ‌السلام) همان مدینه فاضله‌ای را که تمام پیشینیان توصیف کردند و عمری در آروزیش به سر بردند و جان دادند و به آن نرسیدند، به گونه‌ای بسیار کامل‌تر و متعالی‌تر در تمام زمین محقق سازد. در قسمتهای بعد هر یک از این اهداف را شرح خواهیم داد. إن شاءالله

منبع:

درسهای کلام و عقاید، استاد افضلی

+ نوشته شده در 19:50 توسط بی دل.
جمعه بیست و ششم بهمن 1386
غفلت از قیامت

روز قيامت، روز حساب، روز حسرت، روز سخت، روزي که هيچ عملي پذيرفته نيست... روزي که عده اي شاد و خوشحالند و عده اي سخت پشيمان، از اينکه چرا عملي از پيش نفرستاده اند، روزي که پرونده اعمال به دست انسان داده ميشود، روزي که هيچ کس فريادرس نخواهد بود، و تو چه ميداني آن روز چه روزي است..

روزي که هيچ شفيعي نيست مگر کساني که پروردگار عالم به آنها اجازه دهد، تا دست گنهکاران را بگيرند و بالا بکشند. آري

حديث نيک و بد ما نوشته خواهد شد                  زمانه را سند و دفتري و ديواني است

«مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»(آيه 18 سوره ق)

هيچ سخني گفته نميشود مگر آنکه مراقب و نگهباني آنرا مينويسد. نگهباني تمام وقت که بدون وقفه کار ميکند و هر آنچه از انسان سر ميزند ثبت و ضبط ميکند...

خدايا دست ما را بگير و توفيقمان ده که بتوانيم با ايمان و اعمال صالح به سوي تو بازگرديم که

«إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ» (آيه 2 سوره عصر)

«إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»  (آيه 3 سوره عصر)

انسانها همه در خسران و زيانند مگر کساني که ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏اند.

ایمان؛ ايماني که درخت وجود انسان را در برابر تندبادها محکم نگهدارد، ايماني که با عمل همراه باشد، عملي که از کيفيت بالا برخوردار باشد و علامت استاندارد اخلاص بر آن زده باشند و عملي که هم خودش خوب باشد هم در وقت خوب و مناسب انجام شود. ایمان و عملی که با صبر و تلاش و حق و عدالت همراه باشد...

ترم تحصيلي تمام شد، آزمون به پايان رسيده بود، نتايج اعلام شده بود، آن روز، هر کس که يک ترم تلاش کرده بود و خوب درس خوانده بود شاد بود و خوشحال، اما کساني که به سرگرمي و بازي گذرانده بودند ناراحت و افسرده... آرزو ميکردند کاش بيشتر درس خوانده بودند، کاش فرصت بيشتري داشتند، چون از فرصتها خوب استفاده نکرده بودند، کاش در طول ترم فعالتر بودند و نمره شان فقط چند صدم بالاتر ميشد... عده اي با نمرات بسيار عالي مشمول جايزه ميشدند و عده اي منتظر آزمون تجديدي بودند، عده اي پس از انتظار طولاني نتايج تلاش خود را مي ديدند و خوشحالي در نگاهشان موج ميزد و عده اي به هر دري ميزدند تا حداقل اجازه آزمون مجدد را داشته باشند...

روز دادن کارنامه ها، ماکتي از روز قيامت بود، اما در ابعاد بسيار بسيار بسیار کوچکتر... اما... روز قیامت خسران مبين است، اگر پرونده مردودي به انسان داده شود دیگر عذاب ابدي را به همراه دارد... دیگر آزمون تجدیدی هم نخواهد بود... اما ما ... هنوز درس نگرفته ايم هنوز در خوابيم... هنوز دنيا را بازي تلقي ميکنيم. يک روز در بازي خانه و ماشين، روزي پي مدرک و ميز، يک روز پست و مقام ...

« لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »

(آیه22 سوره ق)

تو ای انسان از این روز غافل بودی پس ما پرده از چشمانت کنار زدیم حال چشم بصیرتت بینا شد.

مهمترین عاملی که باعث عقب ماندگی و خسران انسان میشود غفلت اوست به همین خاطر است که در قرآن گفته شده

 «... وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ»  از غافلان مباش (آیه 205 سوره اعراف)

غفلت؛ یعنی چیزی که وجود دارد را نبینیم، غفلت از آنچه در پیش داریم، غفلت از عمر و سلامتی و جوانی، غفلت از چشمان خدای ناظر اعمال غفلت از نعمات الهی...

روزها فکر من اين است و همه شب سخنم          که چرا غافل از احوال دل خويشتنم؟

ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟                     به کجا ميروم آخر ننمايي وطنم؟

+ نوشته شده در 21:20 توسط بی دل.