تبليغاتX
تادیدار یار
جمعه یکم آبان 1388
زندگی یا دلبستگی؟

امروز بعد از مدتها فرصت دست داد و قصد کردم وبلاگ رو آپ کنم. در پست قبل درباره دل بستن و دل بریدن نوشتم. ببخشید خیلی دیر آپ میکنم ولی شرایطم عادی نبود... 

مدتیه که بیش از پیش با افراد مختلف و سلیقه های گوناگون رفت و آمد داشتم، اما حالا افسوس میخورم، چون به جرأت میتونم بگم که اکثر ما آدم‌ها دلبستگی هامون بیشتر مادیاته. حرفامون، خوشی‌هامون، علاقه‌هامون به این چیزاست. امروز این برامون مهمه که پردۀ خونه‌مون چقدر خوشگل و شیک باشه، این مهمه که ماشینمون چی باشه، این مهمه که کیف و لباسمون چقدر بیارزه، غذا رو چه جوری بپزیم که همه انگشتاشونم لیس بزنن! و در چه ظرفی بریزیم که بهترین شکل و قیافه رو پیدا کنه و چطوری تزئینش کنیم که همه دهنشون اب بیفته!  چطوری سفره رو پر از دسرهای رنگارنگ کنیم که دیگران تعریف کنن!

رنگ شالمون با مانتومون ست باشه! لاک ناخنمون با هر جفتشون ست باشه!! خلاصه همه زندگی مون شده مادیات و مادیات... دلبستگی هامون شده به اینجور چیزا... خلاصه هر چی نگاه کردم ببینم اخر این چیزا تمومی داره یا نداره؟ دیدم نه تمومی نداره که نداره! حتی وقتی کسی میمیره به جای اینکه به یادمون بیفته یه روز ما هم این دنیا رو میذاریم و میریم به این فکر می افتیم که چقدر بهمون ارث رسیده و میرسه و باهاش چی کارا میشه کرد!

این روزا تمام فکر و ذکر ما آدمها شده پول... البته دور از جون شما منظورم شما نبودید!

یه موقعی میشد بگی آدم‌ها به هم دل میبندن بچه به مادر، زن به شوهر و... اما امروز حتی توی اینم میشه شک کرد! چون خیلی از همین دلبستگی ها واسه پوله! همونطوری که بچه بابا رو میخواد چون بابا پول میده!!!

حیفِ ما که اینقدر دلمون بی ارزش شده! شنیدید بعضیا میگن پول ایران خیلی بی ارزشه؟ حالا ببینید دل ما دیگه چقدر بی ارزشه که به این پول بی ارزش دل میبنیدیم!  

خدا چقدر صبوره که ما ها را اینطوری میبینه و بازم دوستمون داره... این همه نعمت دادم خوردی، پوشیدی، کیف کردی، اما یه بار یاد من نکردی؟! خدایا چه بنده های بدی هستیم ما...

ما که به نعمت نگاه میکنیم و به ظاهرش خیلی توجه داریم چرا یه ذره به باطنش دقت نمیکنیم؟ چرا غذا و ظاهرش اینقدر برامون مهمه اما باطن و آفریننده شو نمیبینیم؟ چرا به شکل و شمایل لباسمون توجه میکنیم اما به شکل و شمایل قلب و روحمون بی توجهیم؟ چرا به خونه دنیامون اینقدر اهمیت میدیم که شیک و ترو تمیز باشه اما به خونه روحمون توجه نمیکنیم که کجا باشه؟ بین چه کسانی باشه؟ با چه کسانی همنشین باشه؟ تو چه محفلهایی بره؟ چی بخوره؟ روحمون یعنی غذا نیاز نداره؟

یعنی خداییش ارزش ما آدمها به این چیزاست؟ خودمونو به چی داریم میفروشیم؟ یه وقتایی دلم واسه خودمون میسوزه که چقدر بچه ایم.... چقدر کوچیک موندیم... چرا بزرگ نمیشیم؟ مثل بچه که به اسباب بازیش دل بسته به فرش و کمد و تخت و... دل میبندیم.... باز بچه بزرگ میشه میفهمه... اما ما بزرگم شدیم نفهمیدیم!!! واقعا چرا؟

 همونطوری که بچه به سختی از اسباب بازیش دل میبره و با گریه هم راضی نمیشه از دستش بده، یه روز هم ما مجبوریم این دلبستگی هامون رو بذاریم و بریم شاید با گریه.... پس چرا تمام زندگیمون شده مادیات؟ معنویات کجا رفته؟ روحمون اهمیتی نداره؟ خدا کجای زندگی مونه؟

متاسفانه این دلبستگی فقط توی زندگی افراد بی اعتقاد نیستا.. اینا مال همه است حتی بچه مومنا و نماز خونا، بچه مسجدی‌ها و حتی خیلی از مدعیان مذهب... ای کاش میدونستیم...

افسانه حیات دو روزی نبود بیش

آنهم «کلیم» با تو بگویم چه سان گذشت

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن

روز دگر صرف کندن دل زین و آن گذشت

 (کاشانی)

 

کاش تا دیر نشده بفهمیم ...

ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟

به کجا میروم آخر؟

ننمایی وطنم؟

وطن اصلی ما دنیا نیست... باید بریم پس هر چی بیشتر به اینور دل ببندیم گذاشتن و رفتن واسه خودمون سخت‌تره

دلم هوای تو دارد هوای آمدنت...

اما دیگه نمیپرسم چرا نمی آیی؟

که فاطمه زهرا(س) فرمود: امام همچون کعبه است، که باید به سوی او روند، او به سوی مردم نمی‌آید.

« مثل الامام مثلُ الکعبة إذ توتی و لا تأتی»

یا ابا صالح المهدی

+ نوشته شده در 0:43 توسط بی دل.
جمعه بیست و سوم مرداد 1388
آزادی واقعی

بعضی‌ها فکر میکنند آزادی در این است که انسان بتواند هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد. اینکه کسی مانعش نشود و هر محدودیتی از پیش رویش برداشته شود. هر چه دوست دارد بپوشد، هر چه دوست دارد بخورد، هر تصویری را ببیند، هر صدایی را گوش دهد. خلاصه هر کاری دوست دارد انجام دهد. اما آیا این واقعا آزادی است؟ بعد از رسیدن به این خواسته‌ها، اولین چیزی که در نا‌آرامی قرار می‌گیرد روح انسان است.

اگر انسان را فقط از این زاویه ببنیم که هوی و هوس دارد و دوست دارد هر چه میخواد انجام دهد آری، در این دیدگاه معنای انسان و حیوان هیچ تفاوتی نمی‌کند و چنین انسانی آزادیش با حیوانات یکی است. اما اگر انسان را دارای دو بعد عقل و شهوت بدانیم. فرقی بین انسان و حیوان وجود دارد و آن عقل بشر است.

دو نوع زنجیر آزادی را از انسان سلب میکند و استعدادهای شکفت و نیروهی عظیمی را که در وجود بشر نهفته شده به بند می‌کشد و نه تنها مانع تلاش و حرکت به سوی کمال میگردد، انسان را به سوی انحطاط و پستی سقوط می‌دهد. این دو نوع زنجیر یکی داخلی و دیگری خارجی است.

رنجیرهای داخلی عبارتند از: هوس‌ها و تمایلات مهار نشده که از درون ارادۀ انسان را به بند می‌کشند و او را در بند تمایلات حیوانی بازداشت میکنند و در نتیجه گردنش را برای پذیرش خارجی، آماده می‌سازند.

بی جهت نیست که استثمارگران، برای فاسد کردن و به بند کشیدن توده‌ها، ابتدا از زنجیرهای داخلی استفاده میکنند و با آماده کردن مراکز و وسائل هوسرانی‌های افراطی و تبلیغ و ترویج آنها، در مرحله اول شخصیت و آزادی درونی را از انسان سلب میکنند، که در این صورت سلب آزادی بیرونی آسان‌تر می‌شود که انسان در عین اسارت داخلی و خارجی احساس کمال آزادی می‌کند!

پیامبران الهی برای این مبعوث شده‌اند که عقل بشر را آزاد کنند. آنها در موازات رها کردن انسان از زنجیرهای بیرونی و برگی طاغوت‌ها سعی در آزادی انسان از زنجیرهای درونی و بردگی غرایز حیوانی دارند.

پیامبرانبا شکستن زنجیرهای هوی و هوس اندیسه انسان‌ها را آزاد می‌سازند. امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: « انبیاء آمدند تا گنجینه‌های عقول بشر را استخراج کنند.»

در همین راستا بود که خداوند به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) وحی فرستاد و فرمود:

« کسانی که از این فرستاده، نبیّ امّی که نام او در تورات و انجیل نوشته شده، پیروی میکنند، همان پیامبری که آنان را به کار پسندیده فرمان میدهد و از کار ناپسند باز میدارد و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را حرام میگرداند و از دوش آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بود برمی‌دارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاری‌اش کردند و در پی نوری رفتند که با او نازل شده است، آنان رستگاران‌اند.»( سوره اعراف آیه 157)

در روایات آمده است که مهدی(عج) آنگاه که ظهور کند بر سر مردمان دست میکشد و عقلهای آنها را بیدار میکند.

امام علی (علیه السلام) میفرماید: « خواهش نفسانی را به هدایت بازگرداند و آن هنگامی است که هدایت را تابع هوی ساخته اند» (میزان الحکمة ج1- ح 1246)

اگر به دنیای امروز بنگریم فلسفه اینگونه روایات را بهتر می‌فهمیم. دنیا با زنجیرهای تبلیغات شهوت‌پرستی پر شده.

روزی که مهدی (عج) بیاید عقول مردم را بینا میکند. و حقیقت شهوت و هوی پرستی را به مردم نشان می‌دهد. آن روز روز آزادی بشر است. آزادی هم از قید زنجیرهای درون، هم از قید زنجیرهای استثمار و استکبار برون.

یا مهدی ادرکنی

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی؟

چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی؟

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

«الهی عجل لولیک الفرج»

+ نوشته شده در 22:37 توسط بی دل.
جمعه شانزدهم مرداد 1388
مهدی آمد
امروز مهدی آمد، امروز نور آمد، امروز خورشید در آمد.

چقدر میگویید مهدی بیا؟ چقدر میگویید مهدی بیا؟  مهدی بیا ... مهدی بیا!

مهدی که آمده است... مهدی سالیان سال است که آمده...

مهدی سالیان سال است که منتظر ماست که بیاییم.

نشسته ایم و میگوییم بیا... چرا نمی آیی؟ شاید بیایی!

این نشستن را بس کنیم... این نشستن ها را بس کنیم...

برخیزیم و به سوی مهدی برویم... او آمده است. سالهاست که آمده است.

سالهاست که چشم انتظار یاران خویش است.

سالهاست که منتظر است ما او را ببینیم.

سالهاست که آرزوی دیدار ما را دارد.... اما...

اما چه دیر است بیداری ما...

برخیزیم ... دیگر خورشید به میانه آسمان آمده است... برخیزیم

چه آسان به این خواب طولانی دلخوش کرده ایم...

چه راحت غرق در روزمرگی خود شده ایم...

باور کنیم که او هست و ما از او غایبیم.

باور کنیم که او شبانه روز ما را میطلبد.

باور کنیم که دعاهایش برای ما بی پایان است.

باور کنیم که از عشق ما لبریز است.

باور کنیم که هر چه داریم از نگاه مهربان اوست.

باور کنیم که وجه الله اوست.

باور کنیم که بقیه الله اوست.

باور کنیم که نور خدا در زمین اوست.

باور کنیم رسیدن به فیض الهی به واسطه اوست.

باور کنیم که زندگی بدون مهدی ممکن نیست.... مگر بدون آب میشود زندگی کرد؟!

باور کنیم که نیاز به مهدی کمتر از نیاز به آب نیست.

باور کنیم که مهدی تشنه ماست...

اما چرا ما تشنه مهدی نیستیم؟

برخیزیم و آماده شویم...

برخیزیم و حرکت کنیم...

برخیزیم و بشتابیم... خیلی دیر شده ... خیلی دیر...

کوله بار خود را ببندیم، لوازم مورد نیاز را برداریم...

یک کوله بار از ایمان، لباسهایی از اعمال صالح با رنگ خدایی... با نیتهای الهی

اما یادمان باشد نباید با خود گناه برداریم... گناه بارمان را سنگین میکند.

اگر در کوله بارمان ذره ای گناه است باید با توبه پاک کنیم.

گناه ایمانمان را بی مصرف میکند. مثل آبی که ذره ای نجاست در آن است.... ایمان آلوده به گناه نوری ندارد.

چراغ ایمان باید راه مان را روشن کند اما با گناه این چراغ روشن نمیشود...

مهدی گناه را دوست ندارد.

هر گناه تیری به سوی مهدی است.... مگر شما مهدی را دوست ندارید؟

گناه را تخلیه کنیم و مثل کوه در برابر  شیطان بایستیم.

حال موقع حرکت است کفشهای تقوا را به پا کنیم...  از این پس گناه بی گناه...

گامهای صبر و استقامت را برداریم.... مهدی منتظر است.

اما چگونه میتوان به سوی مهدی رفت؟ با پای پیاده؟

نه .... سوار بر بالهای عشق شویم... عشق مرکبی سریع السیر است.... بشتابیم

معشوق منتظر است...

او سالهاست که برای دیدار ما اشک ریخته است... او سالها چشم انتظار است...

چه شبها که تا سحر نخوابیده و برای ما دعا کرده است...

چه روزها که از دور نظاره گر ما بوده و آرزوی مان را داشته است.

اخر ما ذره ای از وجود اوییم... ذره ای از نور اوییم....

بیایید دست به دست هم دهیم و به سوی اقیانوس وجود او بشتابیم.... او پذیرای همه ما هست... منتظر یکایک ماست...

هیچ کس جا نماند...

امروز با کوله باری از علم وایمان، تحرک و پویایی، صبر و استقامت، و عشق و محبت به سوی مهدی میشتابیم...

مهدی جان دعایمان کن که زود به تو برسیم.... مهدی جان دستان مان را بگیر که سخت محتاجیم.

رمز حرکت:

یا اباصالح المهدی ادرکنی

یا اباصالح المهدی ادرکنی

لاله‎های نرگس! امشب باغ را زینت کنید

باغ را زینت کنید از باغبان دعوت کنید

با گل دامان نرجس لحظه‎ای خلوت کنید

تا سحر با آن نگار نازنین صحبت کنید

صورت حق جستجو در آن نکو سیرت کنید

با امام عصر یکبار دگر صحبت کنید

اهل مجلس باز وصف ماه مجلس بشنوید

بوی یاس از نرگس دامان نرگس بشنوید

نرجسا! ماه هزاران انجمن آورده‎ای

آفتاب حسن حیّ ذوالمنن آورده‎ای

لال? سرخ حسینی بر حسن آورده‎ای

باز در عالم خلیل بت شکن آورده‎ای

یوسف کنعان ما را در وطن آورده‎ای

یا که بر یعقوب بوی پیرهن آورده‎ای

بر تو و فرزندت ای پاکیزه مادر آفرین

از خدا و احمد و زهرا و حیدر آفرین

این مسیح آفرینش پیشتر از آدم است

این چراغ طور بینش این فروغ عالم است

این کلام الله ناطق این کتاب محکم است

این مسیحای مسیحا این امام مریم است

این صفا، این مروه، این حجر، این حرم، این زمزم است

این امید انبیا از بوالبشر تا خاتم است

این تمام چارده معصوم در یک صورت است

این نه یک نوزاد این پیر تمام خلقت است

نرجس! امشب خلق را در وجد و شور آورده‎ای

یک قمر نه چارده خورشید نور آورده‎ای

سِرِّ ده فرمان موسی را ز طور آورده‎ای

مصحف و انجیل و تورات و زبور آورده‎ای

مصطفی را از حرا یا غار ثور آورده‎ای

بر تمام انبیاء وجد و سرور آورده‎ای

جان عالم باد قربانت که مهدی زاده‎ای

ای سلام از حیّ سبحانت که مهدی زاده‎ای

یا محمد نقش جاء الحق به بازویش به بین

ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش به بین

یک جهان توحید در چشم خدا جویش ببین

روی خود، روی خدا در مصحف رویش ببین

صوت قرآن بشنو و لعل سخن گویش ببین

ُخلق خود درُخلق وخوی خویش ،درخویش ببین

اوست نوزادی که بر عالم امامت می‎کند

قائم است و با قیام خود قیامت می‎کند

آی اسرائیلیان! موسی است این موسی است این

ای مسیحیّون! همانا حضرت عیساست این

ای مسلمانان عالم بر همه مولاست این

ای تمام اهل دنیا! مصلح دنیاست این

ای همه ایرانیان!  از دوده‎ی کسراست این

ای همه سادات عالم یوسف زهراست این

ای شب هجران! سپاه صبح می‎آید ز دور

شیعیان آماده، نزدیک است ایّام ظهور

مهدی آمد تا لوای عدل را بر پا کند

مهدی آمد تا جهان را جنت الاعلا کند

مهدی آمد تا گره از کار عالم وا کند

مهدی آمد تا دوباره معجز موسا کند

او زمین را از عدالت سینه‎ی سینا کند

او همه فرعونیان را غرق در دریا کند

"شاعر: حاج غلامرضا سازگار"

عاشقان ولادت پر نور و سرور مهدی موعود (عج)، عید نیمه شعبان بر شما مبارک باد.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در 14:6 توسط بی دل.
جمعه پانزدهم خرداد 1388
هیچ کس صاحب الزمان نمیشود

هر چند ما رای میدهیم...

اما ...

هیچ کس حلال مشکلا ت ما نمیشود.

هیچ کس گره گشای ما نمیشود.

هیچ کس عدالت علی نمیشود.

هیچ کس صداقت نبی نمیشود.

هیچ کس کرامت رضا نمیشود.

هیچ کس نور دل عسگری نمیشود.

هیچ کس مهدی ِفاطمه نمیشود.

هیچ کس حجتِ خدا نمیشود.

هیچ کس یگانۀ عالم نمیشود.

هیچ کس صدای حق گوی مرتضی نمیشود.

هیچ کس آرزوی ما و تمام انبیاء نمیشود.

هیچ کس امید دل غمزده ما نمیشود.

هیچ کس خلیفۀ خدا نمیشود.

هیچ کس  امام ما نمیشود.

هیچ کس  مهربان چو او نمیشود.

هیچ کس قطبِ عالم امکان نمیشود.

هیچ کس نور الهی نمیشود.

هیچ کس ستارۀ رخشان نمیشود.

هیچ کس خورشید درخشان نمیشود.

هیچ کس یاور یتیمان نمیشود.

هیچ کس چو او قاری قرآن نمیشود.

مهدی بیا ... مهدی بیا

مهدی بیا... مهدی بیا

که هیچ کس صاحب الزمان (عج) نمیشود.

مهدی بیا

ما به غیر  تو دل نبسته ایم.

ما به غیر تو امّید نبسته ایم.

ما  بیچارگان، به وادی  غفلت  نشسته ایم.

ما بی معرفت به تو ...

ما بی حضور تو...

ما بی نشانه ای ز تو...

ما خفتگان بی خبر ز تو...

ما درماندگان چشم به راه تو...

ما بی فروغ  نور تو...

نشسته ایم...

به انتظار تو

+ نوشته شده در 12:3 توسط بی دل.
جمعه هشتم خرداد 1388
انتخابات و رضای خدا

در این ایام که انتخابات ریاست جمهوری نزدیکه ، خوبه که هر گامی برمیداریم؛ چه در جهت تبلیغ فردی، چه در جهت انتقاد از فرد دیگر رضا و خشنودی خدا رو از یاد نبریم.

بعضی ها برای اینکه کاندیدای خودشون مورد پذیرش عموم واقع بشه به هر کاری دست میزنن، دیگه همه چیز رو زیر پا میذارن، انقلاب و دین و اسلام براشون مهم نیست همه چیز رو بازیچه خودشون میکنند؛ فقط هدف روی کار اومدن کاندیداشونه.

خوبه به خاطر داشته باشیم که همه اینها میگذره؛ یه روز یکی رئیس جمهور میشه فردا یکی دیگه، هر چقدر هم اونها آدمهای خوب و صالحی باشن، اما هیچ کدوم نمیتونن عدالت واقعی و جهان شمول رو جاری و ساری کنند.

هیچ کدوم نمیتونن ریشه ظلم رو بکنند، هیچ کدوم نمیتونند مدینه فاضله برپا کنند؛ اما با نیت پاک در انتخابات شرکت کنیم و برای رضای خدا کار کنیم و بدونیم تنها کسی که میتونه زمین رو از ظلم و تباهی دربیاره مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وارث پیامبرانه.

تا وقتی ما دل به غیر او بستیم و چشم به دیگری دوختیم، یعنی نیازمند به او نشدیم. اگر به اندازه لیوان آبی  او رو طلب میکردیم، حتما تا به حال اومده بود حیف که هنوز تشنه نشدیم...

مهدی بیا

امام علی علیه السلام در خطبه 138:

« يَعطِفُ الهَوى عَلَى الهُدى، إذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهَوى، و يَعطِفُ الرَّأىَ عَلَى القُرآنِ، إذا عَطَفُوا القرآنَ على الرَّأىِ »

او هواى نفس را به راه هدايت بر مى گرداند ، آن هنگام كه مردم راه هدايت را به خواسته هاى نفسانى بر گردانده اند. و آنگاه كه مردم قرآن را تفسير به رأى كنند او آراء و نظريات را به قرآن گرايش دهد.

خداى تعالى فرمود، هر كس به مقتضاى رضاى من عمل كند من او را به سه خصلت وا مى‏دارم:

اول: شكرى به او ياد مى‏دهم كه آميخته با جهل نباشد.

دوم: به ذكرى موفقش مى‏كنم كه فراموشى در آن راه نداشته باشد.

سوم: محبتى از خودم در دلش مى‏اندازم كه محبت هيچيك از مخلوقاتم را بر آن محبت ترجيح ندهد.

چنين كسى وقتى مرا دوست بدارد دوستش ميدارم،

و چشم دلش را بسوى جلال خود باز مى‏كنم،

و بندگان خاص خود را از او پنهان نمى‏دارم،

و با او در تاريكيهاى شب و روشنى روز هم كلام مى‏شوم،

تا جايى كه يكسره از هم كلامى با مخلوقات و هم‏نشينى با آنها صرفنظر كند،

و نيز كلام خود و كلام ملائكه خودم را به او مى‏شنوانم،

و اسرارى را كه از خلقم نهان داشته‏ام براى او فاش مى‏كنم،

و نيز لباس حيا بر تنش مى‏پوشانم، بطورى كه جميع خلق از او شرم كنند،

و روى زمين كه راه مى‏رود با مغفرت خدا قدم بردارد،

دلش را دلى با ظرفيت و بينا قرار داده و هيچ چيز از اسرار بهشت و آتش را بر او پوشيده نمى‏دارم،

ترس و وحشتى كه در قيامت بر مردم مستولى خواهد شد به او نشان داده و همچنين به حسابهايى كه از توانگران و بى‏نوايان و جاهلان و علما مى‏كشم آشنايش مى‏نمايم،

و نيز من او را در بستر قبرش مى‏خوابانم و منكر و نكير را بر او نازل مى‏كنم تا از وى پرسش كنند، و او اندوه مرگ و ظلمت قبر و لحد و هول مطلع را احساس نكند،

آن گاه ميزانش را نصب كرده و نامه عملش را باز نموده و كتابش را در دست راستش مى‏نهم، تا آن كتاب را بخواند، آن گاه بين خودم و او واسطه و ترجمان قرار نمى‏دهم،

اين است صفات محبين،

اى احمد اندوه خود را يكى كن، و زبانت را يكى ساز، و بدنت را چنان زنده بدار كه هيچ گاه غفلت نورزد، چون هر كس از من غافل شود من او را به خودش سپرده و ديگر باك ندارم كه در كدام وادى به هلاكت مى‏افتد[1]

 [1] میزان الحکمة، به نقل از بحار الانوار

 اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 11:28 توسط بی دل.
جمعه بیست و سوم اسفند 1387
مهدی وحدت بخش انسانها

پیامبران آمدند تا دین خدا را در زمین جاری کند؛

پیامبران  آمدند تا راه خدا را بنمایاند؛

 اما ...

هنوز وعده الهی محقق نشده؛

هنوز قول انبیاء الهی به حقیقت نپیوسته؛

هنوز دین خدا جهانی نشده؛

هنوز موعود انبیاء ظهور نکرده؛

هنوز خلیفه دوازدهم پیامبر (ص) نیامده؛

چون هنوز دنیا پر از بی عدالتی است؛

مسلمانان پیامبرانتان به شما وعده داده؛

خدایتان به شما وعده داده:

که روزی زمین از آن مستضعفان خواهد شد،

روزی خلیفه بر حق الهی زمین را از جور و ستم پاک خواهد کرد.

آن خلیفه هموست که همه پیامبران بشارتش دادند:

ابراهیم (ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و محمد(ص)

او خلیفه ایست از نسل  پیامبر خاتم (ص)

همو وارث پیغمبران است

همو حامی مستضعفان است

همو دین و شریعت الهی را در زمین زنده خواهد کرد

همو پیوند آسمان و زمین است

همو چراغ راه آسمان است

او که امید و نور چشم محمد مصطفی(ص) است

همون خیر کثیر است

خدا خودش فرمود انا اعطیناک الکوثر

کوثر چشمه جوشان الهی است

کوثر خیر کثیر الهی است که خدا به رسول امین بشارت داد

مهدی از نسل کوثر است

مهدی هم نام پیامبر (ص) است

مسلمانان مهدی از نسل پیامبر ماست

مسلمانان چرا خفته اید؟

همه شما از هر فرقه ای که باشید پیرو پیامبر اسلامید

همه میدانیم که او فرمود:

 دوازدهمین خلیفه که همنام من و هم کنیه من است روزی خواهد آمد

و جهان را از عدل و داد پاک میکند،

همانگونه که از ظلم و جور پر بوده است.

آیا خواهان وحدت نیستیم؟

هفته هفته وحدت است؟!

مهدی حلقه اتحاد ماست.

مهدی نقطه اتصال همه مسلمانان است.

نه ... نه... نه

مهدی سلاسله همه پیغمبران است.

مهدی آرزو و امید همه دینداران عالم است؛

پس مهدی حلقه اتحاد همه دینداران است؛

نه ... نه ... نه

مهدی امیدبخش همه عدالت خواهان و حق مداران عالم است؛

همه انسانها دوستدار عدالتند؛

پس مهدی امید انسانهای زنده پاکدل است؛

مهدی اتحادبخش همه انسانهای بیدار دل است؛

مهدی زنده کننده روح پاک آدمیت است؛

بیایید همه با هم برای آمدنش دعا کنیم؛

بیایید همه با هم او را خدا بخواهیم؛

بیایید برای آمدن موعود عدالت گستر دست به دست هم دهیم و یکصدا فریاد زنیم

تا خدای فریاد رس فریادمان را پاسخ گوید؛

فاغث یا غیاث المستغیثین

تا فریادمان به آسمان نرسیده ...

تا نیاز به او را حس نکرده ایم ...

همچنان غرق در دنیای پر از فساد و جور و پلیدیمان خواهیم بود.

خدایا ما مشتاق دیدار ولیّ تو هستیم؛

او که قوام زندگی و پناهگاه ماست؛

او را پیشوا و امام مؤمنین قرار دادی؛

پس هر کجا هست سلام ما را به او برسان،

ما را از نعمت وجودش بهره مند فرما،

و با آمدنش حق و حقیقت را برپا و باطل را نابود فرما

به ما توفیق ده تا او را اجابت کنیم،

و به مهر و محبت و رحمت و دعای او برسیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا قائم آل محمد (ص)

+ نوشته شده در 7:58 توسط بی دل.
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
بی تو ای صاحب زمان

شهادت جانسوز امام حسن عسگری  (علیه السلام) رو خدمت فرزند گرانقدرشان، صاحب  الزمان (عج) همه شیعیان و دوست دارانشان تسلیت عرض میکنم.

بی تو ای صاحب زمان بی قرارم هر زمان

از غم هجر تو من، دل خسته ام

همچو مرغی، بال و پر بشکسته ام

کی شود آیی نظر به قلب من اندازی، تو یارا

بر دل خسته که دمسازی، تو یارا

ده مدال دیده بانی، ز عنایت

ده من  از مهر  و عشق بازی خدایا

یابن الحسن آقا بیا

یابن الحسن آقا بیا

برای دریافت فلش اینجا را کلیک کنید.

از  سازنده محترم آن سپاسگزاریم اجرشان با مولای غریبمان

التماس دعا

یا حسن بن علی العسگری

 

 اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 0:2 توسط بی دل.
جمعه نوزدهم مهر 1387
شیشه دل

به نام خدا

تا حالا شده دل رو تصور کنی؟ تا حالا شده شیشه دل رو دستمال بکشی و برق بندازی؟

بعضی از شیشه ها پاک کردنشون اهمیتی نداره، یعنی خیلی اهمیت نداره! مثلا شیشه اطاق رو هر ماه یه بار هم پاک نکنی هیچ مشکلی پیش نیاد مگر اینکه یه کم جلوی روشن شدن اطاق رو میگیره اونم خیلی کمه و مشکل ساز نیست.

اما بعضی از شیشه ها خیلی اهمیت دارن، باید تمیزه تمیز باشن. مثل شیشه ماشین، اگر یه لک جلوی چشم راننده رو بگیره و نتونه مسیرش رو ببینه جون خودش و مسافران و شاید مردم توی خیابون هم به خطر می افته.

بعضی از شیشه ها رو نه به خاطر اینکه مهم هستند بلکه به خاطر اینکه ارزش دارند، پاک و تمیز نگهمیدارن مثلا  شیشه ویترین مغازه‌ها برای اینکه خریدار بیاد و خوب تماشا کنه و اجناس رو بخره معمولا مواظبش هم هستند و میگن: به شیشه دست نزنید!

حالا اگر اون شیشه یه الماس گرون قیمت باشه چطور؟ هیچ وقت کثیف میشه؟ همیشه  تمیز و براق نگهش میدارن. چون ارزش خیلی زیادی داره نباید با خاک و چرک از ارزشش کاسته بشه.

اما ارزش دل چقدره؟ شیشه دل رو چطوری باید پاک کرد؟ چقدر باید مراقبش بود؟ اصلا چرا باید مراقبش بود؟ چون به جایی برخورد نکنیم؟ چون اطاق دلمون تاریک نشه؟ چون میخوایم مشتری بیاد و اطاق دلمون رو بخره؟ شاید همه اینا ... شما چی فکر میکنید؟

من فکر میکنم دلهای ما یه وقتایی مثل یه اطاق تاریک میشه؛ اطاقی که نه تنها شیشه هاش تمیز نیست بلکه پرده های کلفتی هم جلوی پنجره‌هاش کشیده شده حتی ذره ای نور هم به داخلش نمیتابه. خدا کنه اینطوری نباشه...

از طرفی هم دل خیلی ارج و قرب داره خیلی بیشتر از الماس و برلیان. دل حرم خداست، خیلی باید پاکتر و تمیزتر از یه الماس باشه. خریدار دل هم فقط خوده خداست پس باید تمیز بمونه تا قابل خرید باشه... خدایا ما رو ببخش که برای ادمهایی که میان خرید اینقدر ارزش قائلیم شیشه ویترینم تمیز کنیم اما برای تو ... برای تو که بهترینی ... خدایا نمیتونم بگم بقیه شو ... فقط ببخش...

اگر میخوایم دلمون واقعا حرم خدا باشه، با یاد خدا آروم بگیره، به یاد خدا جلوه پیدا کنه، با نام خدا نورانی بشه، و اخر هم خریدارش خدا باشه، باید پاک و تمیز نگهشداریم.

ماه رمضون موقعیت خیلی خوبی بود واسه پاک کردن دل، اما دل مثل خونه نیست که سالی یه بار خونه تکونی کنن و تموم. دل مثل شیشه ماشین نیست که هر وقت پشتش بشینن تمیزش کنن و راه بیفتن. دل ادم خیلی ارزشمنده باید هر لحظه مراقبش بود. هر ثانیه تمیزش کرد. از آلودگی ها دورش کرد.

اگر تمیز نباشه نور حق بهش نمیتابه، نور مهدی فاطمه (عج) بهش نمیخوره.

اونوقته که فقط جمعه به جمعه یادش می افتیم و میگیم : شاید این جمعه بیااااااااید شاااااااااااید.

اگر یه هفته آفتاب در نیاد میتونیم زندگی کنیم؟ چطور میتونیم یه هفته دلمون رو از آفتاب مهدی محروم نگهداریم و فقط جمعه ها بیادش بیفتیم؟ ما باید با دیدن آفتاب هر صبح، یاد آفتاب حضورش باشیم هر شب که افتاب غروب میکنه یاد آفتاب حضورش باشیم که خیلی وقته پشته ابره ... باید هر روز به نور یادش دلمون رو منور کنیم. اگر ما راه رو باز کنیم، اگر پرده ها و حجاب‌ها رو کنار بزنیم، اگر شیشه دل رو تمیزه تمیز نگهداریم حتما نور و گرمای وجودش اطاق دلمون رو گرم و روشن میکنه.

یا مولا خودت دعامون کن که یادت رو در زندگیمون جاری کنیم و حضورت رو همیشه حس کنیم. تو هستی اما این دلهای تاریک ماست که غبار گرفته ... دعا کن آقا بلکه بفهمیم و بیدار بشیم.  

+ نوشته شده در 17:30 توسط بی دل.
شنبه بیست و ششم مرداد 1387
ویژه میلاد امام مهدی (عج)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم        بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

بوقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم          به گفتگوی تو خیزم به جستجوی توباشم

به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم           نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم             زخواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم

حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم              جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم

دعای فرج

خدمت همه دوستان عزیز و همراهان گرامی، سلام و عرض ادب دارم و میلاد با سعادت صاحب الزمان «روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه» رو به شما و همه شیعیان و شیفتگان ایشون تبریک و تهنیت عرض میکنم. 

به برکت ولادت امام مهدی (عج)، وبلاگ تادیدار یار هم سه ساله شد. در این مدت سعی ما بر این بود که  قدمی هر چند ناچیز برای زمینه سازی ظهور برداشته بشه و توسلی باشه به مولای عزیزمون تا شاید ایشون هم نظر لطفشون رو از ما بر ندارند.

معمولا ما درددل کردیم و حرفهای دلمونو نوشتیم؛ اما این بار قسمتهایی از درد‌دلهای امام زمان (عج) رو نوشتم.

حضرت ولی عصر (عج) در نامه ای به شیخ مفید این گونه نوشتند:

« ... و ما اگر چه طبق خواست خدا - که برای خودمان هم معلوم است و به صلاح ما و شیعیان ما می‌باشد- در جایی دور از مکانهای ظالمان منزل کرده ایم و این موضوع تا وقتی که حکومت دنیا با فاسقان است ادامه دارد، اما از اوضاع شما آگاهی کامل داریم و هیچ کدام از حالاتتان بر ما پنهان نیست.»

« از لغزش‌های شما اطلاع داریم ... در آن زمانی که خیلی از شماها به آن چیزهایی که گذشتگان صالحتان از آن دوری می‌جستند؛ تمایل پیدا کردند و آن عهدی که خدا از ایشان گرفته بود را پشت سر انداختند گویا از هیچ چیز خبر ندارند....»

«به راستی ما از مراعات حال شما دست بر نمیداریم و یاد شما را فراموش نمیکنیم، که اگر این نباشد، بلاها بر شما نازل میشود و دشمنان شما را ریشه کن میکنند. پس تقوای الهی را پیشه کنید و  با اطاعت خدا ما را در درمان فتنه ای که به شما رو آورده  یاری کنید، فتنه ای که در آن بدکاران میلغزند و صالحان محفوظ میمانند. و این فتنه علامت نزدیک شدن حرکت ما و جدا شدن بد و نیک شما از یکدیگر به واسطه عمل کردن و عمل نکردن دستورات ماست، و خداوند نور خود را تماماً ظاهر میکند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.»

«  ... از خواب گران خود برخیزید، ... به زودی در آسمان و زمین علامتی واضح و آشکار میشود و در مشرق زمین موضوع حزن آوری اتفاق می آفتد که باعث اضطراب و تشویش میگردد و بعد از آن گروهی بر عراق غالب میشوند که از اسلام خارجند و به دلیل اعمال بد آنها روزی عراقیان تنگ میگردد، بعد فرج میرسد و غمها به سبب هلاکت یکی از اشرار تمام میشود و مردمان خوب و با تقوا شاد میشوند و به آرزوی خود میرسند.»

« هر کدام از شماها باید کاری کند که به محبت ما نزدیک شود و از کاری که ما را ناراحت میکند اجتناب نماید. زیرا خدا مردگان را به طور ناگهانی زنده میکند در آن وقتی که توبه کردن فائده ای ندارد و پشیمانی از کارهای بد سودی نمی بخشد... خداوند هدایت را بر تو -شیخ مفید( رحمه الله)- الهام فرماید و به رحمت خود شما شیعیان را توفیق دهد.»1

 احادیث امام زمان (عج) به روایت تصویر:

امام زمان (عج):

«فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.»

حضرت مهدی(عج):

«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ.»

نماز

امام زمان (عج):

«أَكْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ.»

امام زمان (عج):

«لَوْ أَنَّ أَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا.»

در سالی که گذشت تا دیدار یار تعدادی آلبوم عکس شامل تصاویر گرافیکی ویژه ائمه اطهار (ع) تهیه دیده است که نظر شما را به آنها جلب میدارم:

آلبومهای عکس تا دیدار یار:

آلبوم عکس های مختص به امام مهدی (عج)

آلبوم عکس های مختص به امام علی (علیه السلام)

آلبوم عکس های مختص به حضرت فاطمه (س)

 آلبوم عکس های مختص به امام رضا علیه السلام

«اللهم عجل لولیک الفرج» 

منابع

1.       نقل از کتاب برکات حضرت ولی‌عصر (عج)، «النجم الازهر» ج 2 ص203 ، ش 38

2.       میزان الحکمه

+ نوشته شده در 21:50 توسط بی دل.
جمعه هجدهم مرداد 1387
هدف و برنامه در انتظار

به نام خدا

همیشه وقتی سخن از انتظار میشه، آدم یاد درد فراق و احساسات آتشین و چشمی که به راه دوخته شده می افته. یاد یک نفر که نشسته و چشمش به جاده است تا کسی که منتظرشه از راه برسه. خیلی ها هم در طول دوران غیبت این طوری انتظار میکشیدند و میکشند، اما چقدر این انتظار مفید بوده؟ نمیگم دلبسته بودن و عاشق شدن به این شکل بی فایده است، اما فکر میکنم علاوه بر اینها چیزای دیگه ای هم لازمه.

این یک قانونه، هر کسی که با برنامه تر باشه و هدفمندتر عمل کنه موفق تره. چرا ما با موضوع انتظار فقط عاشقانه برخورد میکنیم؟ چرا یه مقدار عاقلانه و هدفمند در موردش کار نمیکنیم؟ اگر صد تا نوشته درباره امام زمان (عج) ببینید حداقل 90 تاش احساسی و عاطفیه. هر چند این احساسات پاک، خیلی قشنگه، ولی حال و احساس موندگار نیست. 

کسی که هدف و برنامه داره چون به اهدافش فکر میکنه و اونها براش مهم هستند، حداقل سعی میکنه در راه هدفش قدم برداره.

اگر قرار باشه امام زمان (عج) بیایند ما باید قبلش چه چیزهایی داشته باشیم؟ چه چیزهایی آماده کنیم؟ چه چیزی رو نمی پسندند و ما باید تغییرش بدیم؟ ایشون چه هدفهایی در پیش میگیرند؟ که حداقل ما یک مقدار از اون هدفها رو الان پیش رو قرار بدیم.

فکر کنیم، برای خودمون هدف ها رو روشن کنیم. مهم ترین هدف ها رو تعیین کنیم، تا در راه رسیدن به اونها قدم برداریم.

دانشمندان امروز اثبات کردند که رسیدن به موفقیت، بدون هدف و برنامه ممکن نیست. نگیم ما چی کاره ایم ... ما چی کار میتونیم بکنیم ... اگر خوب فکر کنیم، هر کدوم از ماها میتونیم قدمهای بزرگی برداریم اما به این شرط که با هدف و نقشه و برنامه جلو بریم.

دقیقا مشخص کنیم که چه میخواهیم و برای رسیدن به خواسته مون چه کارهایی باید بکنیم اگر هر کدوم اینطوری خودشو آماده کنه دنیا چقدر عوض میشه...

یکی از بدترین راههای استفاده از زمان اینه که کاری را که اصلا ارزش انجام نداره، به نحو احسن انجام بدیم. تا حالا چه بسا کارهایی انجام شده که اگر انجام نمیشد هم هیچ فرقی نمیکرد، و کارهای خیلی مهمی هم بوده و هست، که هنوز هیچ کس انجامش نداده. چرا؟ چون ما به نتایج کارها مون فکر نمیکنیم. در عوض دشمن چرا تو گمراه کردن موفق تره؟ چون با هدف و نقشه پیش میره.

 دانشمندان معتقدند باید روی کاغذ فکر کرد، باید فکرها رو سامان دهی کرد، باید راه حل ها رو نوشت. چند تا وبلاگ مهدوی دیدید که راهکار پیشنهاد بده ... که برای زمینه سازی ظهور مولا چه کارهایی بهتره؟ چه کارهایی اولویت داره؟ در مقایسه، چند وبلاگ دیدید که پیشنهاد برگزاری دعاها و دوره ها و ختم های قرآن رو داده باشه ... حتما زیاد. این دو باید مکمل هم باشند.

کدوم موثرتره قرآنی که بی توجه، فقط از روش خونده بشه؟ یا قرآنی که عملی و اجرایی بشه؟

قرآن از ما یک چیز خواسته که یکی یکی یا دو تا برای خدا، به پا خیزیم و فکر کنیم.

 «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا..» آيه 46سوره سبأ

«بگو من فقط به شما يك اندرز مى‏دهم كه دو نفر دو نفر و به تنهايى براى خدا به پا خيزيد سپس بينديشيد ..»

ما باید یکی از هدفهامون عملی کردن قرآن باشه، چون موعود آخرالزمان، حتما هدفش اجرای قانون الهی در زمین خواهد بود.

اگر میخواید شروع کنید، همین الان ده هدف مهمی که تا آخر امسال باید بهشون برسید، برای خودتون توی کاغذ بنویسید. خوب بهشون فکر کنید، مهمترین اهداف رو مشخص کنید و برای رسیدن به اونها، اقدامات لازم رو مشخص کنید و بنویسید. بعد یه زمانی رو مشخص کنید و به صورت هفته به هفته و چه بهتر که هر روز، برنامه رو با خودتون مرور کنید و با برنامه قدم بردارید.

 

یا مهدی ادرکنی

 

اعیاد پر نور و سرور شعبان بر شما مبارک باد.

 

+ نوشته شده در 12:20 توسط بی دل.
جمعه یازدهم مرداد 1387
انتظار مهدی موعود

یا صاحب الزمان ...

ما انتظار آمدنت را میکشیم اما ... میترسیم.

میترسیم مانند یهودیانی شویم،که انتظار ظهور رسول خدا (ص) را میکشیدند ولی بعد از مبعث ایشان، نه تنها ایمان نیاوردند بلکه به او پشت کردند و به رویش شمشیر کشیدند.

میترسیم انتظارمان یک مشت ادعا باشد و بس ...

میترسیم که روی از ما برگردانی و چشمان زیبایت را از ما بپوشانی...

میترسیم که لیاقت دوستی تو را نداشته باشیم.

ما را ببخش مولا... ببخش

ما به تو بد کردیم ببخش مولا ببخش ...

ما با گناهانمان تیرها به قلبت میزنیم و خود نمی فهمیم.

میدانیم که منتظر تو باید خود صالح باشد، تو دستمان را بگیر و یاریمان کن که جز تو صاحبی نداریم.

 

پروردگارا چشمان گنهگار ما را به دیدار مهدی ات روشن کن.

خدایا میخواستم بگویم ما از بت پرستان مکه جاهلتر نیستیم، اما ... تو به آنها رسول رحمة را بخشیدی اما ...

خدایا میخواستم بگویم ما از یهودیان مدینه سنگ دل تر نیستیم ... اما ... تو بهتر میدانی که ما سالیان سال چشم انتظار مانده ایم ... اما ...

خدایاااااااااا

خدایاااااااااا

خدایا ما را ببخش و مهدی ما را برسان ... 

 

رسول اکرم (ص) : سوگند به خدایی که مرا به رسالت مبعوث داشت و به حق بشارت داد، کسانی که به امامت او (قائم) پایبند می مانند از طلای سرخ یا یاقوت سرخ کمیاب ترند.

کمال دین ص 287 ج 7

 

فلش زیر به عنوان هدیه تقدیم میکنم به عاشقان مهدی (عج)، خداوند به سازنده آن اجر فراوان عطا کند.

 

برای مشاهده فلش اینجا را کلیک کنید.

 

یا رسول الله

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 0:15 توسط بی دل.
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387
علائم محتوم ظهور امام زمان (2)

یکی از 5 علامت مهم و حتمی ظهور صاحب الزمان (عج) خروج سفیانی است:

 

سفیانی از تبار یزید معرفی شده، اینجا بحث نژاد نیست بلکه سفیانی خصلت یزیدی دارد خونخوار است. گاهی اسم او را عثمان بن عنبسه گفته شده است که این هم نام رمزی است. بلکه سفیانی فردی است از سفیهان روزگار از تبار و دارای خصلتهای ابوسفیانی.

 

امام صادق (ع) فرمودند: سفیانی خبیث ترین مردمان، سفید، بور و چشم آبی است. که هیچ گاه عبادت خدا نکرده است و هیچ گاه طعم توحید را نچشیده به مکه و مدینه هم کاری نداشته است از خبث و بدی اش به جایی رسیده که به نزدیکانش هم رحم نمیکند و حاضر است در آتش بسوزد اما سخنش عوض نشود. تمام ثروتهای شامات را بدست میگیرد دمشق، فلسطین، اردن.  در چنین شرایطی شما باید متوقع فرج باشید. سفیانی60 ماه میجنگد و بین 8-9 ماه حاکمیت میکند و یک خاورمیانه یک پارچه درست میکند.

مشخصات اسلامی ندارد، در گردن او صلیب است یعنی مسیحی است، در بعضی از روایات گفته شده که مسیحی هم نیست بلکه خود را به آنها میچسباند و تظاهر به مسیحیت دارد.

شروع کارش از سرزمین قرقیسیا گفته شده که در جنوب غربی سوریه است، اولین نبردش در این ناحیه است. بشارت باد شما را که دوست دارید دشمنان شما یکدیگر را بکشند و شما نظاره کنید؟ سفیانی برای شما بس است که با دشمنانتان در می افتد همدیگر را میکشند و شما مینگرید که هر دو جایگاهشان جهنم است. قدری باید خویشتن داری کنید، باید پوشیده عمل کنید ولی نسبت به نوامیستان انشاءالله لطمه ای پیش نمی آید.

 

ابتدا کشتار سنگینی رخ میدهد و طعمه فراوانی برای پرندگان آسمان میشوند. که از گوشت جبارین میخورند.

 

حرکت از شمال شامات است هدف دومش سرزمین عراق است با صدها هزار لشکر پا به عراق میگذارد و آنرا تصرف میکند آنگاه به سوی جنوب حرکت میکند و مقصد بعدیش عربستان و حجاز است ابتدا مدینه را مورد هجوم قرار میدهد سپس نیروهایش را به مکه میفرستد که در همین هنگام تعدادی از لشکرش در بیداء در زمین فرو میروند. در همین هنگام دو نیرو برای مقابله با سفیانی می آیند یکی از خراسان و شرق هستند عمدتا از خراسانند و رهبری آنها را سید خراسانی به عهده دارد، مردی با عنوان شعیب ابن صالح البته گفته شده که نامش استعاری است.

از یمن هم یمانی حمله میکند. سفیانی فرصت حمله به ایران را پیدا نمیکند. به علت پایداری و قدرت ایرانی ها، اما آنها در مقابلش می ایستند و سفیانی را به عقب میرانند. او در قدس عقب نشینی میکند و آنجا را پایگاه خود قرار میدهند. این دو سپاه( خراسانی و یمانی) به سوی قدس حمله میکنند و در مقابله رویارو فردی از سپاه مسلمانان او را میکشد و رسما پیروزی امام زمان (عج) اعلام میشود.

 

یا بقیة الله 

«اللهم عجل لولیک الفرج»

 

منبع : برگرفته از سخنرانی دکتر علی انصاری

+ نوشته شده در 23:26 توسط بی دل.
جمعه دهم خرداد 1387
علائم محتوم ظهور امام زمان

دوستان همراه سلام، چندی پیش درباره علائم ظهور مطالبی بیان شد اکنون آنرا پی میگیریم:

نشانه های ظهور دو دسته هستند:

۱- نشانه های عمومی که سالهاست آغاز شده است، و امروزه سرعت و فراوانی آن بیشتر شده است که دو پست به این علائم پرداختیم.

۲-علام دسته دوم نشانه های تعیین شدۀ قطعی و مسلم اند و پاره ای از آنها فاصله شان تا ظهور بسیار کوتاه است.

اینها 5 علامت عمده اند؛ البته با رمز و رازهایی همراه اند، برای مثال اسمهایی که نقل شده به صورت رمز گونه مطرح شده اند.

۱- خروج یمانی

۲- خروج سفیانی

۳- صیحه آسمانی

۴- قتل نفس زکیه

۵- فرو رفتن سپاه سفیانی در زمین ( خسف بیداء)

 

عمر بن حنظلة گويد: شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه ميفرمود: پنج نشانه پيش از قيام حضرت قائم صورت خواهد گرفت:  خروج يمانى، خروج سفيانى، صيحه آسمانى، فرو رفتن (لشكر سفيانى در بيداء)، كشته شدن نفس زكيه. (۱)

 

در این پست تنها به قسمتی از این علائم میپردازیم:  

۱- خروج یمانی: یمانی، مردی است مُصلح اجتماعی، از پیروان اهل بیت علیهم السلام که از سرزمین یمن برون می آید، نامش حسن یا حسین است. همکاری نظامی با ایرانی ها خواهد داشت. و به محضر مبارک امام زمان مشرف میشود و مسئولیت نهایی را به آن حضرت واگذار میکند. فاصله زمانی خروج یمانی و ظهور حضرت بسیار اندک است.

 

۲-   صیحه آسمانی: صیحه، به معنای بانگ و فرمان و خروش است. هنگامی که امر ظهور رخ دهد منادی ای از آسمان ندا میکند ( مشخص نیست که آیا این هاتف غیبی است یا الهام قلبی به همه بندگان است و یا شاید به صورت پیامها و خبرهای مهم روز باشد که از طریق ماهواره های عالم منعکس میشود الله اعلم) که حضرت را به تمام مردم زمین معرفی میکند. زمان صیحه در ماه رمضان خواهد بود، که مقدمه ایست برای اتصال به ظهور. در شب جمعه ای از لیالی قدر خواهد بود.

زراره گويد امام ششم فرمود يك منادى بنام امام قائم فرياد ميكشد گفتم نداى خصوصى است يا عمومى؟ فرمود عمومى هر ملتى بزبان خود آن را ميشنوند، گفتم در صورتى كه بنام او دعوت شود كيست كه با قائم (ع) مخالفت كند؟ فرمود ابليس نميگذارد در آخر شب فرياد ميكشد؛ كه مردم دچار ترديد ميشوند.(۲)

۳- قتل نفس زکیه : نفس زکیه سیدی است، از سادات بزرگوار از فرزندان اهل بیت (ع). جوانی است که در مکه بین رکن و مقام کشته میشود و خونش در مسجد الحرام خواهد ریخت. از این حادثه تا ظهور امام زمان (عج) فاصله ای نیست به جز ۱۵ شب.

 از امام ششم نقل شده که ميفرمود ميان ظهور قائم آل محمد (ع) و قتل نفس زكيه فاصله‏اى نيست جز پانزده شب‏. (۳)

 

یا مهدی ادرکنی

منابع :

۱- عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ خَمْسٌ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ خُرُوجُ الْيَمَانِيِّ وَ السُّفْيَانِيِّ وَ الْمُنَادِي يُنَادِي مِنَ السَّمَاءِ وَ خَسْفُ الْبَيْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّة/ الكافي، ج‏۸، ص: ۳۱۱

۲- عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ يُنَادِي مُنَادٍ بِاسْمِ الْقَائِمِ ع قُلْتُ خَاصٌّ أَوْ عَامٌّ قَالَ عَامٌّ يَسْمَعُ كُلُّ قَوْمٍ بِلِسَانِهِمْ قُلْتُ فَمَنْ يُخَالِفُ الْقَائِمَ ع وَ قَدْ نُودِيَ بِاسْمِهِ قَالَ لَا يَدَعُهُمْ إِبْلِيسُ حَتَّى يُنَادِيَ فِي آخِرِ اللَّيْلِ وَ يُشَكِّكَ النَّاس‏ / كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۶۵۱

۳- عَنْ صَالِحٍ مَوْلَى بَنِي الْعَذْرَاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقَ ع يَقُولُ لَيْسَ بَيْنَ قِيَامِ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَيْنَ قَتْلِ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ إِلَّا خَمْسَ عَشْرَةَ لَيْلَة / كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۶۵۰

۴- با بهره گیری از سخنان استاد علی انصاری

 

+ نوشته شده در 16:52 توسط بی دل.
شنبه دهم فروردین 1387
نشانه های ظهور (2)

از امام صادق علیه السلام:

·         هنگامی که دیدی حق و اهل حق طرفدار ندارد.

·         می بینی که در هر گوشه دنیا ستم موجود است.

·         می بینی که قرآن کهنه شده است زنده نیست، شاداب نیست و بر اساس هوا و هوس چیزهایی به قرآن تحمیل میشود که در آن نیست.

·         می بینی که اهل باطل بر اهل حق سیطره پیدا میکنند.

·         می بینی که خیلی از شرور بدون اینکه از آن نهی شود رواج میابد و کارشان توجیه میشود.

·         می بینی که فسق رایج میشود به طوریکه زنان به زنان و مردان به مردان رو می آورند.(ازدواج مرد با مرد و زن با زن)

·         مومن را میبینی که دهانش بسته است و ساکت نشسته چون سخنش را نمیپذیرند.

·         و فاسق را میبینی که دروغ میگوید و هیچ کس هم دروغش را رد نمیکند.( دنیا بر اساس کذب میگردد عمده رسانه های دنیا کذب محورند، هر چه را بخواهند بزرگ میکنند و هر چه را بخواهند کوچک میکنند.)

·         کوچک تر ها را میبینی که بزرگسالان راتحقیر میکنند و احترامی برای آنها قائل نیستند.

·         می بینی که رابطه خویشاوندی بسیار کمرنگ میشود.

·         می بینی که عده ای به فجور و فسقشان مدح میشوند (اسم و عکس و عنوانشان در رسانه ها معرفی و تشویق میشود.)

·         می بینی که ارتباطات جنسی به صورت همجنس بازی در میآید.

·         مداحی چاپلوسانه فراوان میشود و بزرگ جلوه دادن.( فاجران و فاسقان را بزرگ شماردن و..)

·         میبینی مرد را که مالش را در غیر طاعت خدا خرج میکنند و کسی هم دستش را نخواهد گرفت.

·         و میبینی مردم از همسایه هایشان در امان نیستند و هیچ کس هم از آزار باز نمیدارد.

·         میبینی کافران بر مسلمانان آتش می افکنند و به وضعیت آنها میخندند.

·         میبینی مشروبات الکلی مثل آب به راحتی نوشیده میشود.

·         میبینی امر کنندگان به معروف ذلیل هستند و تحقیر میشود.

·         میبینی کسانی که در کارهای فجور و عصیان قدم بر میدارند قوت پیدا میکنند.

·         آنها که دلداده به آیات قرآن و خدا هستند می بینی که کوچک شمارده میشوند.

·         می بینی که راه برای انجام کار شر باز است اما از کار خیر جلوگیری میشود.

·         می بینی خانه خدا تعطیل است. ( آمد و شد ها رنگ دیگری پیدا میکند، رفتن به خانه خدا یا برای تجارت است یا برای شهرت و مسافرت و... حاجی واقعی کم است.)

·         می بینی انسانها چیزاهایی میگویند که اهل عمل به آنها نیستند.

·         و رأیت رجل معیشته من دبره  و معیشة المرأة من فرجها. مرد از راه دبرش معیشت میگذراند و زن از راه خود فروشی...

·         می بینی ملاک انتخاب دنیا بر اساس ثروتشان است نه ایمان و معنویت و ...

·         می بینی که اقتصاد بر مبنای ربا است.

·         می بینی روابط نامشروع موجب شهرت و اعتبار میشود.(پوسترها و فیلمها و ماهواره ها مستقیم نشان میدهد.)

·         مومن را میبینی که محزون و تحقیرشده و ذلیل است و تاسف میخورد.

·         میبینی حرام حلال و حلال حرام میشود.

·         میبینی مردم دینشان را بر اساس رأی خود میسازند نه بر اساس شرع الهی.

·         کتاب آسمانی و احکامش تعطیل میشود.(چه قرآن چه انجیل چه تورات و.. )

·         می بینی در دل شب خیلی گناهان رخ میدهد و خوفی از خدا وجود ندارد. ( تمام خوشیها شب برپا میشود)

·         مومن را میبینی که نمیتواند از زشتی باز دارد مگر در قلب و دلش.

و...

 

این حدیث بسیار طولانی است علاقمندان میتوانند به کافی ج ۸ ص ۳۸ مراجعه نمایند.

متن عربی حدیث در ادامه مطالب وجود دارد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 12:11 توسط بی دل.
جمعه دوم فروردین 1387
نشانه های ظهور (1)

به نام خدا

سال نو شد اما بهار نیامد...

سال نو مبارک

تصویر را با اندازه واقعی از اینجا ببینید.

ان شاءالله دیگر چیزی نمانده، نشانه ها گواهی میدهند:

نشانه های ظهور امام زمان (عج) دو دسته اند:

1.       نشانه های عمومی که خود نیز دو دسته میشوند:

الف- نشانه هایی که زمان را در بر ندارند. بدون توجه به زمان شرایط  فرهنگی، دینی، اخلاقی و... را در بر دارد. از گذشته شروع میشود و تا حال ادامه دارند.

ب- نشانه هایی که زمان را در بر دارند و در زمان بسیار نزدیک به ظهور واقع میشوند. برای مثال اگر محقق شود بدانید همان سال ظهور رخ میدهد یا با فاصله دو سال ظهور واقع میشود. بیشتر روایاتش نیز از امام صادق (ع) و امام علی (ع) است.

 

2.       نشانه های خاص و ویژه:

 دقیقا مقارن ظهور و به بیانی مقدمه ظهورند. این علائم نشانه های حتمی و محتومه ظهور گفته میشوند که 5 دسته اند.

در این گفتار به بیان دسته اول نشانه ها در یک روایت مستند و معتبر میپردازیم:

 

امام علی علیه السلام تعدادی از این علائم را بر میشمارند: ( البته این علائم مربوط به یک منطقه خاص نیست این وضعیت جهان است. نشانه های کره زمین است. کل جهان بشری در آستانه ظهور)

·         هنگامی که مردم نماز را میمیرانند، نماز مانند مردگان خواهد شد.

·         امانت محو میشود، از بین میرود و مردمان امانت دار نخواهند بود.

·         دروغگویی حلال میشود.

·         ربا خواری شایع میشود و پایه آنرا هم محکم میکنند.

·         مردم دین خود را میفروشند به قیمت خریدن دنیا.

·         سفیهان به کار گماشته میشوند.

·         در مسائلی که در محدوده زنان نیست از آنان مشورت گرفته میشود و به آنان واگذار میشود.

·         قطع رحم زیاد میشود.

·         مردم پیروی هوای نفس میشوند و کشش به هواهای نفس زیاد میشود.

·         خون کم ارزش میشود ( آدم ها کشته میشوند مثل آب خوردن در هر ثانیه. اخبار اعلام میکند هر چند ثانیه تعدادی کشته شده اند و.. )

·         انسانها اگر حلم داشته باشند و صبور باشند ضعیف شمرده میشود.

·         و اگر ظلم کنند فخر شمرده میشود.

·         امرای عالم فجّار هستند.

·         وزراء و معاونان نیز از ظالمانند.

·         پشتوانه های فکری و فرهنگی و عالمان هم خائن به مردم هستند.

·         طبقات ضعیف هم در فسق فرو میروند.

·         شهادت به دروغ  آشکار میشود.

·         بسیاری از فجور و گناهان ظاهر میشوند، در جلوی چشم جهانیان .. آشکار میشود، دروغها بهتانها و سخنان واهی بی اساس

·         قرآنها به زیبا ترین شکل آراسته میشوند.

·         مساجد زینت داده میشوند، زیبا شده شیشه کاری شده ...

·         مناره ها بر افراشته میشود.

·         اشرار گرامی داشته میشوند.

·         صنفها بسیار با هم نزدیک میشوند اما قلبهایشان از هم دور است.

·         پیمان شکنی فراوان میشود.

·         زنان به خاطر حرص ورزی بر دنیا با همسرانشان در تجارت شرکت میکنند.

·         صدای فاسقان فضای کره زمین را پر میکند،( در رادیو و تلوزیون و...) و شنونده هم دارند.

·         مردم به خاطر ترس از فاجر و گناهکاران از شرشان پرهیز میکنند و به آنها احترام میکنند.

·         دروغگو ها را تصدیق میکنند.

·         خائن‌ها ها نقش امین را بازی میکنند.

·         آلات لهو در زمین فراوان میشود.

·         زنان دارای خصلتها و رفتارهای مردانه میشودند و مردان  خصلتها و رفتارهای زنانه به خود میگیرند.

·         شهادت داده میشود بدون اینکه شاهد چیزی دیده باشند.

·         مردم علم کسب میکنند، اما برای دین و دینداری نیست بلکه برای انگیزه های دیگر است.

·         عمل دنیا را بر عملی که برای اخرت باشد، ترجیح میدهند.

·         جامه ولباس میش را بر باطنی که خصلت گرگها را دارد میپوشانند.

·         درحالیکه قلوبشان از مردارهم متعفن تر است و تلختر از گیاه صبر است. که گیاه بسیار تلخی است.

 

در این شرایط وعده الهی - ظهور مهدی فاطمه(عج) - نزدیک میشود.

 

تصویر را با اندازه واقعی از اینجا ببینید.

 

بهار دلها مهدی

 

 

متن کامل روایت در ادامه مطالب قرار دارد.

منبع

- روایت: بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏52، ص: 194

- سخنرانی دکتر محمد علی انصاری

اللهم عجل لولیک الفرج


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 14:10 توسط بی دل.
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
عدالت مطلق در زمین

 

امروز ظلم و ناامني به گونه‌اي سراسر زمين را فراگرفته است که حتي يک نقطه روي زمين نيست که به طور مطلق عاري از ستم باشد. بيشترين و خانمان‌براندازترين جنگها در عصر حاضر صورت گرفته است که پيش از آن تصور مي‌شد که به علت پيشرفت علم و تکنولوژي بايد عصري باشد که رفاه و امنيت و سعادت را براي بشر به ارمغان آورد. اما هر دو جنگ جهاني با صدها ميليون کشته و معلول و مجروح، در همين عصر رخ داده است. آمار نشان مي‌دهد که از جنگ دوم جهاني تاکنون، جهان تنها چند روز را بدون جنگ سپري کرده است و جدا از اين ايام کوتاه روزي نبوده است که دست‌کم يک نقطه از زمين درگير جنگ نباشد. جنگ‌افزارهاي هسته‌اي در کشورهاي مختلف، به حدي فراوان است که براي نابودي تمام کره زمين براي دهها بار کافي است و کافي است يکي از حاکمان ديوانه جهان، که تعدادشان هم کم نيست، دکمه يکي از آنها را بفشارد تا جنگ سوم جهاني با آثار دهشتناک آن آغاز شود و چند ميليارد نفر از جمعيت جهان را در اندک زماني نابود سازد. آمار ناامني از جمله قتل و سرقت و تجاوز در کشورهاي مختلف بيداد ميکند. آن هنگام که ظهور امام زمان (عجل الله تعالي فرجه)، رخ دهند، ظالمان جهان در مقابل او مي‌ايستند، تا به هر قيمت از گسترش انديشۀ عدالت‌مدارانه او جلوگيري کنند. نخستين اقدام آن حضرت مبارزه با حکومتهاي ظالم زمين و نابودي آنها و به طور کلي محو هرگونه مظاهر ظلم و ستم در جهان و سپس برقرار ساختن حکومت عدل و گسترش عدالت مطلق در همه زمينه‌ها در تمام کره زمين است. در حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) هيچ اثري از ظلم و ستم روي زمين نخواهد بود. امنيت کامل بر همه جا و همه راهها حاکم مي‌شود و هر حقي که قبلاً از کسي ضايع شده است، به صاحبش برمي‌گردد.

 

امام باقر عليه السلام: فيملؤ ها عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً

 

او زمين را همچنان که آکنده از ظلم و بيداد شده است از عدل و داد پر ميکند. میزان الحکمة ش 1244

 

امروز تنها عده بسيار اندکي از مجرمان و خلافکاران جهان، کيفر عادلانه مي‌بينند، چه بسيار مجرماني که فقط به علت آنکه شاهدي بر جرم آنها وجود نداشته است، توانسته‌اند از چنگ عدالت بگريزند. در طول تاريخ به علل و بهانه‌هاي مختلف، همواره عدالت قرباني چيزهاي ديگر شده است. اما در حکومت عدل مطلق مهدي (عجل الله تعالي فرجه) اجراي عدالت، اصل و محور قرار خواهد گرفت.

تقسیم اموال و ثروتها به وسیله آن حضرت چنان کامل و فراگیر صورت می‌گیرد که همگان را بی‌نیاز می‌کند، به گونه‌ای که وقتی اعلام می‌شود که هر کس نیاز مادی دارد، برخیزد، هیچ کس پیدا نمیشود. بی‌نیازی مادی مردم روی زمین چنان عام و گسترده می‌شود که دیگر حتی یک فقیر هم روی زمین نمی‌ماند که مردم صدقات و انفاقات خود را به او بدهند.

 

امام علی عليه السلام : بِالعَدلِ تَتَضاعَفُ البَرَكاتُ .

امام على عليه السلام : به سبب عدالت ، بركتها دوچندان مى‏شود. گزیده میزان الحکمة

برکات مادی حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل‌الله تعالی فرجه) منحصر به دارائیهای فردی اشخاص نیست. عمراه و آبادی چنان سطح زمین را فرامی‌گیرد که دیگر چیزی به نام کویر و بیابان و منطقه خشک و بی‌آب و علف روی کره زمین باقی نمی‌ماند. قحطی و خشکسالی برای همیشه از زمینه رخت برمی‌بندد. «باران آن قدر فراوان می‌بارد که همه‌جا را سبزی و خرّمی می‌پوشاند.»

 

جهان در انتظار عدالت؛ عدالت در انتظار مهدی

 

امام مهدی

+ نوشته شده در 1:25 توسط بی دل.
جمعه سوم اسفند 1386
اهداف ظهور و ویژگیهای حکومت جهانی امام زمان (علیه ‌السلام)
یکی از تعابیری که در احادیث اسلامی دربارۀ امام زمان (علیه ‌السلام) به کار رفته است «صاحب مظلوم» است. یکی از جهات مظلومیت حضرت صاحب الامر (علیه ‌السلام) این است که افسوس و صد افسوس که در ذهن عده بسیاری، تصوری ترسناک از او، وجود دارد درحالیکه ایشان مظهر و تجلی کامل لطف و رحمت و مهربانی خداست.

یا ابا صالح المهدی

بعضی گمان می‌کنند که ظهور حضرت، مصادف با وقوع قیامت است و از این رو آمدن او را عامل نابودی دنیا تصور می‌کنند. حال در این صورت چه کسی آرزوی ظهور او و نابودی خود و دیگران را دارد و برای تعجیل در چنین ظهوری دعا می‌کند؟!

همچنین بعضی دیگر بر این باورند که حضرتش هنگام ظهور هر گناهکاری را روی زمین گردن می‌زند و آن قدر از انسانها به قتل می‌رساند و چنان کشتاری به راه می‌اندازد که خون همه سطح زمین را تا شکم اسبش می‌گیرد!! به این ترتیب آیا هیچ انسان عاقلی از خدا می‌خواهد که هرچه زودتر اسباب آمدن کسی را فراهم کند که همگان را گردن بزند ؟

یکی از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز برای ظهور حضرت این است که بکوشیم تا این گونه خرافات و اکاذیب را از ذهن مردم بزداییم و تصویری درست از اهداف ظهور برای همگان عرضه کنیم، که اگر چنین کنیم، چنان آتش شوق و اشتیاقی برای آمدن حضرت مهدی (عج) در دلها برپا می‌شود که دیگر نیازی به سفارش برای دعای فرج به دیگران نیست. بلکه چشمه این عشق، خود به خود از درون قلب و روحشان خواهد جوشید و ثمرات و برکات خود را آشکار خواهد کرد.

اگر بخواهیم اهداف ظهور حضرت ولی عصر (علیه ‌السلام) را در چند جمله خلاصه کنیم باید بگوییم که هدف آن است که :

1-  ریشه ظلم و ظالم در تمام زمین ریشه‌کن شود و عدالت مطلق در همه ابعاد فردی و اجتماعی جایگزین آن شود؛

2- فقر و گرسنگی و مشکلات مادی برای همیشه از صحنه عالم زدوده شود و رفاه و آسایش و خوشبختی کامل، جای آن را بگیرد؛

3- همه پریشانیها، گرفتاریها و غم و اندوه‌هایی که در زمینه‌های گوناگون، تمام اهل زمین را مبتلا ساخته، برطرف شود و شادی و نشاط به جای آن برقرار گردد؛

4- جنگ و نزاع و خصومت و خشونت از صفحه گیتی به طور کامل و مطلق پاک شود و صلح و آرامش و برادری و مهربانی بین تمام انسانها در تمام نقاط جهان مستقر شود؛

5- جهل و بی‌خبری از وجود همه آدمیان دور گردد و علم و معرفت در تمام ابعاد مادی و معنوی در ذهن و قلب همگان جایگیر شود؛

6- کفر و شرک و ضلالت از همه نقاط زمین رخت بربندد و ندای ایمان و توحید و هدایت در سراسر عالم طنین‌انداز گردد؛

به بیان دیگر جلوه و نمونه‌ای از همان بهشتی را که همگان در آخرت به آن دل‌بسته و امیدوارند، در زندگی دنیایی مشاهده کنند و آن‌چه را که حتی رویای آن را هم نمی‌توانند در خواب ببینند، به چشم خود در بیداری مشاهده کنند و نسل به نسل همه آن‌چه را که توصیف شد، نه برای مقطعی کوتاه و چندساله، بلکه برای چندین قرن شاهد و ناظر باشند و از ثمرات بی‌شمار آن بهره‌مند گردند و در یک جمله، حضرت مهدی (علیه ‌السلام) همان مدینه فاضله‌ای را که تمام پیشینیان توصیف کردند و عمری در آروزیش به سر بردند و جان دادند و به آن نرسیدند، به گونه‌ای بسیار کامل‌تر و متعالی‌تر در تمام زمین محقق سازد. در قسمتهای بعد هر یک از این اهداف را شرح خواهیم داد. إن شاءالله

منبع:

درسهای کلام و عقاید، استاد افضلی

+ نوشته شده در 19:50 توسط بی دل.
جمعه بیست و هشتم دی 1386
جهان در انتظار عدالت، عدالت در انتظار مهدی

یا صاحب الزمان الامان الامان

مولای غریبم تسلیت تسلیت

مولای غریبم؛ شال عزا به گردن داری تسلیت تسلیت

با تنگ تر شدن محاصره تعداد یاران حسین(ع) نیز کمتر و کمتر میشود، عده ای که به امید مال و منال دنیا جمع شده بودند، می‌بینند که اشتباه کرده اند، از دنیا خبری نیست، آنها ایمان میفروشند و باز می‌گردند. حسین را در بین گرگها رها میکنند و جان بدر میبرند...

حسین (ع) یارانی میخواهد که در دلشان ذره ای حب دنیا نباشد، حسین(ع) کسانی را با خودش می‌برد که اباالفضلی و زینبی باشند. غیرت در خونشان بجوشد و عفتشان بر باد نرود.

مهدیا؛ کی می آید روزی که یاران با وفایت را دورت جمع کنی، و صدای أنا المهدی را در فضای خفقان دنیا پهن کنی؟

هر چند امروز .... هنوز مردم... هنوز منتظر نیستیم، هنوز کوفیان بسیارند، هنوز مردمان دنیاپرست بسیارند که فقط نام تو را صدا میزنند، زبانهایشان با توست، اما اگر بیایی شاید شمشیر هایشان بر تو باشد.

مهدیا؛ امروز دین جدّت وارونه شده است، امروز روزی است که جهان در ظلمت و خفقان غرق است.

مولای من، جدت حسین برای اصلاح دین پیغمبر(ص)، برای زنده کردن امر به معروف و نهی از منکر به پا خواست، امروز هم دنیا در انتظار مصلح است....اما چه انتظار سردیست...این انتظار

مهدی جان؛ امروز دین و مذهب ادعایی بیش نیست، امروز دینداری جز در لابلای کتابها یافت نمیشود.

مولای من؛ به حدی در بی دینی پیش رفته ایم که دیگر خودمان هم باورمان نمیشود، اگر بگویی: دین شما دین نیست!!!

امروز بی اعتمادی غوغا میکند، شاید اگر بیایی به حرفایت اعتماد نکنیم!!!

مولای غریبم؛ امروز هم اگر بیایی، تنهای تنهایی مانند روزی که مسلم را کوفیان در شب خوفناک کوفه تنها گذاشتند. پشت سر نگریست اما هیچ کس نبود. مانند روز عاشورا که حسین (ع) تنهای تنها ماند.

مولای غریبم؛ حسین (ع) را، به ظاهر مسلمانان، سربریدند؛ و همین به ظاهر مسلمانان اکنون بسیارند. مسلمانانی که سخن میرانند و در عمل میمانند.

مولای من شرمنده ام حرفهایم تلخ است، ولی جز حقیقت نیست، میدانم که میدانی... میدانم که دلخونی از دینداری ما... هر کداممان گوشه ای از دین را گرفته ایم و مابقی را رها کرده ایم. مصداق یومنون ببعض و یکفرون ببعض شده ایم....

مولای غریبم؛ دین و بی دینی چنان آمیخته شده است که هر کسی خود را دیندار میداند، اما کجاست دین واقعی؟؟

شرمنده ام مولا، خودم را میگویم؛ خودم ... میدانم که من خود بدترینم ...میدانم مولا میدانم .... شرمنده ام که جز بار گناه هیچ ندارم... جز تیرهایی که به سویت پرتاب کنم هیچ ندارم. از حضور خودم هم خسته ام ...

مولای من؛ دم از انتظار زدن و زمزمه مهدی مهدی بسیار است اما نامه های ما دست کمی از نامه های کوفیان ندارد... نامه های فدایت شوم... اما... 

غریب فاطمه؛ طاغوت زمانه، دجال دیو صفت، هر روز مردم را به یک سو میبرد و هر جا که حقی هست، پایمال میشود. فساد و طغیان و پلیدی همه جا بیداد میکند... و هرجا حقی هست با باطل آمیخته شده...

مولای من؛ غریبان و اسیران و بینوایان هر روز به فلاکت و بدبختی کشیده میشوند، اما هیچ دست یاریگری نیست و همه فقط ... تو را صدا میکنند... همه نشسته فریاد میزنند که شاید این جمعه بیاید شاید!!! شاید...

مهدیا؛ سرما بیداد میکند، اما سرمای یخ بستن دینداران و سکوت سنگین دنیا، از سرمای هوا بسیار سوزنده تر است. مسلمان و مسیحی و یهودی و دینداران مجسمه های یخی ای بیش نیستند.

یوسف زهرا؛ دیگر هیچ امیدی نیست، هیچ امیدی. دنیا چنان مخفیانه در دلها رسوخ کرده است که خودمان هم نمیدانیم که فریفته شیطان شده ایم. دیگر امیدی به بازگشت مان نیست، مگر اینکه تو با دم مسیحایی ات بر دلهامان بدمی.

امروز عدالت مرده است، امروز انصاف سربریده شده است، امروز نام حسین (ع) برده میشود، اما در خانه دلهای یزیدی حاکم است.

امروز برای مسیح جشن گرفته میشود اما کجاست آن همه پاکی و مهربانی مسیحایی؟

امروز شهوت پرستی و دنیاداری ولی لباس زهد بر تن کردن شیوه مردم شده است، اما خبری از عفت و تقوا و تسلیم و رضا نیست، دینداران واقعی به قدری اندکند که گویی هیچ نیستند.

مهدیا؛ اگر امید به «امّن یجیبُ المضطر اذا دعاءه و یکشف السوء» تو نبود، اگر ندای «انا القریب.... اُجیب دعوة الداع اذا دعان» نبود، اگر پیام « أنا الغفور الرحیم» خدای کریم نبود... امروز مرگ بهتر از زندگی بود.

بی تو زیستن، زندگی در مرداب است.

بی تو زیستن، زندگی نیست مرگ است.

مولای من؛ دست ما را بگیر که در طوفان آخر الزمان اسیر گردبادهای سهمگین نشویم.

یوسف زهرا؛ به حق مادر مظلومه ات، به حق عمه غریبت، به حق آن سه ساله شهید، دعایمان کن...

ای سکان دار کشتی نجات، ما را نگهدار از شر فتنه های زمانه... دست ما را بگیر که سخت محتاجیم.

ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر

 

+ نوشته شده در 2:40 توسط بی دل.
چهارشنبه هفتم شهریور 1386
يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ

 عاشقان عیدتان مبارک باد

 

امروز روز ولادت سلاله طه نور چشم زهرا، پاره جگر علی، فرزند رسول الله است. امروز، چشم مستضعفان عالم به نور حق روشن میشود که بعد از سالیان سال، ظلم و بیداد، عدل و داد را در عالم بگستراند، امروز شکوفه های محبت و عشق سر بر میآورند، امروز آسمان آرزوی زمین بودن میکند تا فرش مولود موعود شود.

امروز خداوند، پیروزی حق بر باطل را بر مومنان نوید میدهد و امید تازه به دلهای منتظر میدمد.

امروز چشم دشمنان از حسد کور میشود و رویشان چون ظلمات شب تاریک میگردد

امروز میوه دل زهرا با به عرصه وجود مینهد،

امروز فرشتگان از شوق به زمین میآیند تا عطر این مولود آسمانی را به آسمانها بالا برند.

 

 

مولای غریبم فرزند زهرا (س) سلام

 

تا دیدار یار، یه سال نوشت، و به دیدار یار یک سال نزدیک تر شد، اما این نوشتن ها چقدر فایده داشت که ظهور شما رو نزدیک تر کنه، و ما رو به شما برسونه، خدا عالمه.

امیدوارم این قدم های خیلی خیلی کوچیک ما ها رو بپذیرید هر چند، ما خیلی از حق شما رو پایمال کردیم و با غفلت هامون از شما، پرده های غیبت رو محکم تر کردیم.

آقای من مولای غریبم واقعا چه انتظار عجیبی است، تو بین منتظران، هم عزیز من چه غریبی!!!

 

آقا جون، قبول داریم که خطا کردیم و حتی به اندازه یه لیوان آب به شما احساس نیاز نکردیم!! که اگر احساس نیاز بود، شما آمده بودید، اما مولای من وقتی برادران یوسف با بار گناهشون به درگاه یوسف مشرف شدند، یوسف رو نمیشناختند و به حقش معترف نبودند، اما او برادرانش رو شناخت و به اونها رحم کرد و انبانهاشونو پر از گندم کرد، و وقتی که یوسف رو شناخته بودند و خطا های بزرگی  که در حقش کردند، به یاد آوردند عرض کردند:

 

يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَآ إِنَّ اللّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ

اى عزيز به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايه‏اى ناچيز آورده‏ايم بنابراين پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق كن كه خدا صدقه‏دهندگان را پاداش مى‏دهد.

 

هر چند یوسف بهشون گفت:

 

قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ

  آيا دانستيد وقتى كه نادان بوديد با يوسف و برادرش چه كرديد؟

 

آقا جان ما خودمون معترفیم ما میدونیم که نادان بودیم و هر عمل زشتی ازمون سر زد

بیا و یوسف وار بگو :

 

لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

امروز بر شما سرزنشى نيست، ‏خدا شما را مى‏آمرزد و او مهربانترين مهربانان است

 

مولا ما رو ببخش و از ما درگذر و برامون دعا کن که خدا نیز ما را ببخشد.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

قسمتی از مناجات شعبانیه :

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

خدایا وقتی دعا میکنم دعامو بشنو

وقتی صدات میکنم صدامو گوش کن

خدایا وقتی باهات نجوا میکنم، به من رو کن

خدایا من به سوی تو فرار کردم

خدایا من در پیشگاه تو ایستاده ام، درحالیکه مسکین و بیچاره ام

در حالیکه زار میزنم

امیدم به توست

تویی که از قلب من باخبری

حاجتمو میدونی، از درونم آگاهی

وضع دنیا و آخرتم بر تو پوشیده نیست

و چیزی که میخوام به زبون بیارم و درخواست کنم و برای عاقبتم به اون امید بستم، تو میدونی.

و حتما تقدیر و سرنوشت از گذشته تا انتهای عمرم از درون و برونم بر من رقم خورده

 و هر کم و زیاد و سود و زیانم به دست توست و نه هیچ کس دیگه

خدایا اگر تو محرومم کنی کی به من روزی میده؟

اگر تو منو رها کنی کی به دادم میرسه؟

خدایا به تو پناه میبرم از اینکه به من خشم بگیری و عذابتو بر من نازل کنی

خدای من، اگر من شایسته رحمت تو نیستم،

 اما تو به خاطر وسعت فضل و بخشش، اهل جود و احسانی

خدایا ببین من در پیشگاهت، در برابرت، ایستادم

ببین سایه توکلم به تو، بر سرم افتاده

خودت آنچه شایسته توست گفتی و منو سر تا پا در عفوت فرو بردی

خدای من، اگر تو منو ببخشی، کی از تو بر بخشش من سزاوار تره؟

خدایا اگر مرگم نزدیکه، و عملم منو به تو نزدیک نکرده، به گناهانم اعتراف میکنم تا وسیله ای باشه در پیشگاهت.

خدایا من به نفسم به خودم، ظلم کردم که رهاش کرد و بهش توجه نکردم

وای بر من اگر منو نبخشی...

خدای من، همیشه خوبی های تو رو در زندگی دنیایی ام دیده ام

پس این برّ و نیکی رو بعد از مردن هم از من نگیر

خدایا من چه طور بعد از مرگم، از تو نا امید بشم؟

چون توی زندگی دنیا از تو جز خوبی ندیدم...

 خدای من، کار منو خودت متصدی باش، همونطوری که شایسته خداییه توست

و به گنهکاری که در جهل و نادانی خودش غرق شده، به فضل خودت توجه کن

خدای من، گناهانمو در دنیا پوشوندی، و من در آخرت به پوشیده شدنش بیشتر محتاجم

جلوی چشم بنده های صالحت رسوام نکردی، پس در مقابل چشم همه مردم هم، در قیامت رسوام نکن

خدایا جود و احسان تو، آرزوی منو دراز کرده

و عفو تو از عمل من برتره

خدای من، اون روزی که بین بنده هات قضاوت میکنی، منو به ملاقات خودت شاد کن

خدای من، من از تو عذر میخوام و به اینکه عذرم رو بپذیری محتاجم

پس عذرمو قبول کن

 ای کریمترین کسی که گناهکاران ازش معذرت میخوان

 

 

+ نوشته شده در 13:8 توسط بی دل.
جمعه نوزدهم مرداد 1386
بیا عاشقی را رعایت کنیم...

مولای غریبم سلام . آقا جون میدونی که دلم خیلی گرفته ، اول از خودم ... بعدم از این دنیا و مردمش، از مردم و نامردمی هاشون از مسلمونا و بی ایمانیهاشون از دین دارا و بی دینی هاشون، از دم زدن و عمل نکردن خودم، از منتظرا و بی خیالی شون ...از قول دادن ها و بد قولی کردن ها، دیگه خسته شدم... خسته

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

یه عالمه حرف تو دلم بود که بگم اما بغض راه گلومو بسته بود، تا اینکه این شعر رو دیدم که تمام حرفام توش بود ... نای نوشتن نبود اما انگار قسمت بود...

آقاجون خیلی دلم برات تنگ شده...بمیرم... برای غربتت ... برای بی کسیت... برای تنهاییت ... برای غمهایی که تو سینه ات جمع شده ... بمیرم...

ببخش آقا که از جون ناقابلم مایه گذاشتم اما اگر پای عمل بیاد، خدا میدونه که کجای کارم ... حتی از حرف زدن و درد دل کردن میترسم چون ممکنه ... فقط ببخش آقا ببخش که خیلی کوتاهی کردم خیلییییییی

چیزی جز ادعا نمیبینم. از ادعای عشق و انتظار جز سر و صدا و غوغا چیزی نمیبینم... پس اهل عمل کجان؟ بی خود نیست که گفته شده از تعداد انگشتان یک دست کمترند...

 

مولای خوبم

هیچ وقت نتونستم و نمیتونم اونطوری که شما میخواید باشم ... فقط آرزوشو دارم... اما افسوس...

 

این شعر همون شعره که بغضمو شکست...  از آقای قیصر امین پور به نقل از وبلاگی که اجازه ندادن نامی ازشون برده بشه.

چرا عاقلان را نصیحت کنیم ؟

بیایید از عشق صحبت کنیم

 

تمام عبادات ما عادت است

به بی عادتی کاش عادت کنیم

 

چه اشکال دارد پس از هرنماز

دو رکعت گلی را عبادت کنیم ؟

 

به هنگام نیت برای نماز

به آلاله ها قصد غربت کنیم

 

چه اشکال دارد که در هر قنوت

دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

 

چه اشکال دارد در آیینه ها

جمال خدا را زیارت کنیم؟

 

مگر موج دریا ز دریا جداست

چرا بر " یکی"  حکم "کثرت"  کنیم ؟

 

پراکندگی حاصل کثرت است

بیایید تمرین وحدت کنیم

 

"وجود" تو چون عین "ماهیت" است

چرا بحث "معلول" و "علت" کنیم؟

 

بیا حبیب احساس و اندیشه را

پر از نقل مهر و محبت کنیم

 

پر از گلشن راز ؛ از عقل سرخ

پر از کیمیای سعادت کنیم

 

بیایید تا عین  عین القضات

میان دل و دین قضاوت کنیم

 

اگر سنت اوست نو آوری

نگاهی هم از نو به سنت کنیم

 

برادر چه شد رسم اخوانیه ؟

بیا یاد عهد اخوت کنیم

 

بگو قافیه سست یا نا درست

همین بس که ما ساده صحبت کنیم

 

خدایا دلی آفتابی بده

که از باغ گلها حمایت کنیم

 

رعایت کن آن عاشقی را که گفت :

"بیا عاشقی را رعایت کنیم "(1)

 

1.بیا عاشقی را رعایت کنیم  ز گلهای عاشق حمایت کنیم (سید حسن حسینی )

 

از وبلاگ نویس بزرگوار  .... ممنونم

  

+ نوشته شده در 1:31 توسط بی دل.
جمعه سوم فروردین 1386
بهار و آفتاب پشت ابر

مولای غریبم سلام

آقا جان بی تو عیدم عید نیست

 

بی تو بهارم خزانه آقا

 

بی تو زندگی بی معناست

 

بی تو نفس کشیدن شرم داره

 

بی تو خندیدن خطاست

 

آقا جان شما چیز بزرگی از ما نخواستی

 

آدم شدن رو راست شدن با خود ، با خدا

 

ما برای خودمون ارزش قائل نیستیم که نمیتونیم آدم بشیم

 

آقا برامون دعا کن

 

دعا کن بفهمیم

 

دعا کن اهل عمل بشیم

دعا کن همتمون بالا بره

 

دعا کن این سال جدید با همه سالهامون فرق کنیم

دعا کن بتونیم اونطوری بشیم که خودتون میخواید

 

مولای غریبم دعامون کن بفهمیم

گل نرگسم ما رو ببخش

شرمنده ایم

 

+ نوشته شده در 1:0 توسط بی دل.
جمعه ششم بهمن 1385
انتظار ...در کربلا

          بسم رب المهدی

چه مهمونیه قشنگی بود تو کربلا ...

امام حسین (ع) رو ، بعد از دعوت به  مهمونی ، چه خوب سیراب کردن!!!

چه جای گرم و نرمی ، بچه شش ماه شو خوابوندن !!!

چه اطاق  مناسبی به دختر سه ساله اش دادن !!!

چه استقبال خوبی از فرستاده اش کردن !!!

چه بدرقه گرمی از خواهرش کردن !!!!

 

آدمهایی که شکمهاشون رو با مال حرام پر کرده بودند . یه عده منتظر ، چه واژه قشنگی !!!

منتظر مثل کسی  که عاشق میشه ،  لحظه لحظه انتظار میکشه تا بیاد لحظه دیدار یار .

 

ای منتظرا حواستون هست ؟؟؟ ای جوونهای عاشق حسین !!! ای سینه زن های حسینی !!! ای منتظرای مهدی !!!

خواسته حسین چی بود ؟؟؟ اشک ریختن؟؟؟ این رو کوفیا خوب بلد بودن خیلی خوب ، وقتی سرهای بریده رو از کوفه رد کردند... اولین آدمایی که اشک ریختن خود کوفیا بودن .

اما زینب چی ؟؟؟ در جواب اشکاشون ، گفت همیشه بگرید !!!

و زینب چه کرد ؟؟؟ کربلا رو زنده کرد . زینب عاشقانه انتظار کشید ، انتظاری پر از حرکت و پر از مبارزه ، انتظاری بدون نشستن ، بی توقف . با وجود اینکه هیچی برای انتظار کشیدن نداشت جز آرزوی مرگ اما ایستاد جنگید یک تنه ایستاد .

حسین چی از کوفیان میخواست ؟؟؟ مهدی از ما چی میخواد ؟؟؟ کوفیا چه جوابی دادن ؟؟ ما چه جوابی داریم بدیم ؟؟؟

حسین بی یار نموند؟؟؟ مهدی چطور؟؟؟ حسین تنها بود؟؟؟ مهدی نیست ؟؟؟

کوفیان در خواب نبودند ؟؟؟ ما چطور؟؟؟ 

کوفه با حسین چه کرد ؟؟؟ ما با مهدی چه میکنیم ؟؟؟

وقتی حسین نبود زینب چه کرد ؟؟؟ حال که مهدی نیست ما چه میکنیم ؟؟؟

 

از این دو حال خارج نیست ، یا در صراطیم و جزء یاران حسین . یا در صراط  نیستیم و جزء دشمنان حسین و رها کننده های او.

 کل یوم عاشورا و هر روز عاشوراست . هر روز این جنگ درونی در حال انجامه .

 واقعا ما کدوم طرفیم ؟؟؟ با کی هستیم ؟؟؟ در خوابیم ؟؟!!

عاشورا برای تمامی انسانها آزمایشی بود.

 چه اونها که با حسین یار بودند و تا به آخر همراه ،

 چه اونها که با حسین یار بودند اما نیمه راه ،

 چه اونها که حسین رو میشناختند و دوست میداشتند که اخر به او پیوستند،

 چه اونها که حسین رو درست نمی شناختند و در آخر از او گسستند.

 چه اونها که راه بر حسین سد کردند.

 چه اونها که حسین رو دیدند و راهش رو فهمیدند و به او عشق ورزیدند و به راهش رفتند مثل همتها و چمران ها

 چه اونها که ماندند و ادعای محبت حسین رو تو سینه نگهداشتند اما فریفته دنیا شدند.

همین لحظه همین حالا هم عاشورا برپاست دو دسته صف کشیدند

یه عده سینه زن و عزا دار ، یه عده دنبال کیف و حال،

یه عده روضه خون که حسین رو بیشتر از حد ممکن ، تکه تکه میکنن تا شاید قطره اشکی بگیرن و یه عده با گفتن حقیقت ، یاد حسین رو در قلبها موندگار میکنن.

یه عده برای یتیمان حسین (ع) تنها میگریند ، یک عده با دستهای پر مهر اشکی از چشم یتیم پاک میکنن .

 یه عده اسم حسین رو روی بچه هاشون میذارن ، یه عده با تربیت بچه های حسین گونه ، نام و راه حسین رو توی تاریخ ثبت میکنن .

وووو

اما ما کدوم طرفیم ؟؟ زینب یک منتظر واقعی بود ما چطور ؟؟؟

 

+ نوشته شده در 2:2 توسط بی دل.
دوشنبه هجدهم دی 1385
مهدي (عج) در انتظار شيعيان حقيقي علي عليه السلام

أين مثل مالك؟ ‌أين عمار؟ أين ذوالشهادتين؟

كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتين؟

ديرگاهي از غدیر خم نگذشته بود ، از بیعتهای پوچ و تو خالی غدیر ، از خوشحالی پیغمبر كه ...صداي گلايه علي (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتين، يعني ياران صديق علي (ع) به شهادت رسيده بودند و علي تنها مانده بود و سئوالي كه جوابي در پي نداشت.

روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار ديگري آمد. روزي به بلنداي ‌عاشورا گذشت!

آن روز هم، امام ديگري بود  و نداي ديگري:‌« هل من ناصر ينصرني؟ »  فقط 72 تن؟! همين !

نه ! نبود ! کس دیگری نبود ...

غدیر گذشت و آن روزگار گذشت و امروز، روزگار ديگري است. امروز روز امام ديگري است.

هر کس علی مولای او بوده امروز مهدی مولای اوست ..

« كجاست ياريگري كه به ياري مهدي بشتابد؟!»

و ما همچنان چشمان شرمزده و گنهكار، اما مشتاقمان را به زمين دوخته ايم. سر به جانب ديگري گردانده ايم و دستانمان را به كار دنيا مشغول داشته ايم ! آری عید است و ما مشغول تفریح و شادی و خوشی اما او .. او امروز دلتنگ تر از همیشه ، دلتنگ عاشق و منتظری ياريگر، با گلويي بغض آلود، چشمان اميدوارش را كه از نگراني براي شيعيان اشك آلود است به آسمان دوخته :

- پس كي می آیند؟ امروز عید پدر من است امروز عید من است . پس کی دستشان را به سویم دراز میکنند؟

آري ! ‌امروز ديگر آن روزگار نيست، او در پس پرده مي ماند تا آنگاه كه مالك ها، عمارها، حبيب ها و ابالفضل هايش را پيدا كند.

به راستي ! ما كه ادعاي علوي بودن را بر سينه داريم و چشم به راه قيام مهدي (عج) هستيم،

هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز هم نداي أين مثل مالك، أين عمار، أين ذوالشهادتين علي (ع) از حنجره فرزندش مهدي (عج) در فضا طنين انداز است !

هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز مهدي (عج) بيش از هر كس ديگر،‌در انتظار منتظران واقعي خويش است ؟!

افسوس كه هیاهو زیاد است اما پاسخ دهندگان و بیعت کنندگان بسيار اندكند.

كه اگر شيعيان واقعي علي (ع) در غدیر خم ، اندك نبودند، امروز فرزندش اینچنین منتظر یاران به تعداد انگشتان دست نبود !!!

روزی همچون امروز كه علی منتظر بیعت است آیا کسی هست که با فرزندش بیعت کند؟

آيا او را جوابگويي هست؟شيعيان علي !!! کجاااااااااایید؟؟؟

آیا دست بیعت کننده ای هست که روز غدیر با پسر علی (ع) بیعت کند؟؟؟

 درك اين حقيقت را به كدامين لحظه واگذارده ايم؟ فرصت ها از دست مي رود. تا که غرق در دنیای خودیم؟؟؟

شايد از هنگام ظهور اندكي بيش نمانده باشد ! لحظه ها از دست رفت،عمرما بر باد رفت.

هر كه مرد راه هست !! يا علي ...

عید بزرگ غدیر خم بر تمامی شیعیان و محبین  امیر مومنان (ع) مبارک باد.

+ نوشته شده در 1:26 توسط بی دل.
جمعه دهم آذر 1385
یابن الحسن....

 صبح جمعه است

یه صبح جمعه اما

 غمناکتر از عصر جمعه

 دلم بدجور گرفته

خیلی بدتر از عصر جمعه

از خودخواهی

از بدی

از بی معرفتی

از خودم و امثال خودم

شما اینقدر خوبید که..

حیف نمیفهمیم

 ما لیاقت با شما بودن رو نداریم

از وجود خودم خجالت میکشم

فدای دل شکسته تون

فدای دل پر غصه تون

آقاجان دورتون بگردم

فداتون بشم

شرمنده ام

شرمنده ام

میدونم حتی شرمندگی هم هیچ فایده ای نداره

یابن الخیرة المهذبین

میدونم به اشکامون نگاه میکنید

به  دلهامون نظر کردی

که اینطور بیطاقت شده

همه درد دلا رو خودت میدونی مولا ...

یعنی میشه یه نظر کنی ...

میدونم خیلی کم کاری میکنم

خیلی بد میکنم

خیلی خیلی خیلی

اما

لیت شعری این الستقرت بک نوی

عزیز علیّ ان اری الخلق و لا تری

اااااااااااااااااااااه

حیف که قلم توانایی نداره...

اما شما میدونید ...

 اینو مینویسم شاید یه کم دردم آروم بگیره

می بینید باز خودخواهم...

شاید بین وبلاگهای مذهبی

وقتی خواستید گذر کنید

یه نگاهی هم به کنج خلوت ما کنید

از کنج دلتنگی مون بگذارید

یابن الحسن

یابن الحسن

یابن الحسن...

 

 

 

 

+ نوشته شده در 10:16 توسط بی دل.
شنبه هجدهم شهریور 1385
آقامون چرا نیومد ؟

سلام به همگی عاشقان و منتظران مولا ، سلام به همه شما مردم دنيا که مهدی (عج) مولای شما هم هست هر چند که ندونيد

عيد همگی تون مبارک

امروز روز ولادت مولا صاحب الزمان (عج) است. 

اما جاي مولود اين روز هنوز خاليه ... هنوز آقامون توي غربته ...

ميدونيد چرا ؟؟؟

اين رو بهتره از زبون پدرشون مولا امير المومنين بشنويم ، يه شب مولا که غم بزرگي رو دلش سنگيني ميکرد دست يار وفادار خودشون رو با مهربوني گرفتن و مثل کسي که دلش ميخواد درد دل کنه بهش نگاه کرد و اون رو به جاي خلوتي برد.... به قبرستون کوفه ...بريد توی اون حال و هوا ...خوش به حال کميل ..... چه لياقتی ....

بعد بهش گفت : کميل اين قلبها مثل ظرفهايي هستند که بهترينشون بزرگترين و جادارترين شونه پس هر چي که بهت ميگم تو قلبت نگهدار [فراموش نکن]. ...

بازم خوش به حال کميل که قلبش جای حرفا و اسرار امام رو داره ...

مقداري صحبت کردن تا اينکه بعد به سينه شون اشاره کردن و فرمودن :

 

(اينجا دانش فراوانى انباشته است، اى كاش كسانى را مى يافتم كه مى توانستند آن را بياموزند ؟

 

آرى تيزهوشانى مى يابم اما مورد اعتماد نمى باشند .) بعد يه مکثي کردن گفتن :

 

 

(دين را وسيله دنيا قرار داده ، و با نعمت هاى خدا بر بندگان ، و با برهان هاى الهى بر دوستان خدا فخر مى فروشند.)

 اگه من جاي کميل بودم با خودم ميگفتم خب آقا جون خيلی ها هم اينطوری نيستن ... اما بدون اينکه کميل حرفی  بزنه آقا باز ادامه داد :

 

گروهى كه تسليم حاملان حق مى باشند اما ژرف انديشيِ لازم را در شناخت حقيقت ندارند، كه با اولين شبهه اى ، شك و ترديد در دلشان ريشه مى زند؛ پس نه آنها ، و نه اينها ، سزاوار آموختن دانش هاى فراوان من نمى باشند.

باز آقا با سوز سينه ادامه ميده :

 يا فرد ديگرى كه سخت در پى لذت بوده ، و اختيار خود را به شهوت داده است، يا آن كه در ثروت اندوزى حرص مى ورزد ، هيچ كدام از آنان نمى توانند از دين پاسدارى كنند، و بيشتر به چهارپايان چرنده شباهت دارند، و چنين است كه دانش با مرگ دارندگان دانش مى ميرد .

 

اينجا اگه من به جاي کميل بودم ميزدم زير گريه . اما کميل آقا رو داشته اما ما چی ؟؟

شايد نميدونسته آقا داره از چي و چه زمانی حرف ميزنه ... نميدونم .

 

اما خوب اين قسمت رو بخونيد تا ببينيد جريان صحبتهاي آقا فقط مربوط به خود مولا نيست بلکه پسرشون  رو هم شامل ميشه ...

آقا با دلي پر غم ادامه ميده :
آرى ! خداوندا! زمين هيچ گاه از حجت الهى خالى نيست، كه براى خدا با برهان روشن قيام كند، يا آشكار و شناخته شده، يا بيمناك و پنهان ، تا حجت خدا باطل نشود ، و نشانه هايش از ميان نرود. تعدادشان چقدر؟ و در كجا هستند؟ به خدا سوگند ! كه تعدادشان اندك ولى نزد خدا ، بزرگ مقدارند .

 

 خدا به وسيله آنان حجت ها و نشان هاى خود را نگاه مى دارد، تا به كسانى كه همانندشان هستند بسپارد ، و در دل هاى آن بكارد، آنان كه دانش ، نور حقيقت بينى را بر قلبشان تابيده ، و روح يقين را در يافته اند ، كه آنچه را خوشگذران ها دشوار مى شمارند ، آسان گرفتند، و آن چه كه ناآگاهان از آن هراس داشتند أنس گرفتند . در دنيا با بدن هايى زندگى مى كنند، كه ارواحشان به جهان بالا پيوند خورده است، آنان جانشينان خدا در زمين، و دعوت كنندگان مردم به دين خدايند. آه، آه، چه سخت اشتياق ديدارشان را دارم! كميل! هرگاه خواستى بازگرد.

 

اما حالا چي شد که من شب عيدی اين حديث رو ديدم  

خدا ميدونه ... ولي خيلي به فکر فرو رفتم . با خودم ميگفتم چرا آقا نمياد ؟

چرا ما اينقدر از مولامون دوريم ؟

مثل اينکه خدا خواست و جوابم رو اينطوري گرفتم .

حالا دلم بيشتر از اينکه براي خودم بسوزه براي غربت آقا ميسوزه براي اينکه ميدونم من ..

همش تقصير منه . منه نوعی ....

 يا قابل اعتماد نيستم

يا ژرف انديش نيستم

يا دنبال لذت دنيا هستم

يا براي دنيا حرص ميزنم

يا دين رو به بازي گرفتم

يا فقط فخر ميفروشم و اهل عمل نيستم

خلاصه اينکه لايق نيستم

تا وقتي که اينجوري هستم ...

شما چی فکر می کنيد؟

با همه اين حرفا دعا ميکنيم .

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در 1:40 توسط بی دل.