تبليغاتX
تادیدار یار
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387
مناجات شهید چمران (قسمت سوم)

مناجاتی از شهید چمران

«هر گاه دلم رفت تا محبت کسي را به دل بگيرد، تو او را خراب کردي، خدايا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستي، عشق هر کسي را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتي، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سايه اميدي، و به خاطر آرزويي، براي دلم امنيتي به وجود آورم، تو يکباره همه را برهم زدي، و در طوفان هاي وحشتزاي حوادث رهايم کردي، تا هيچ آرزويي در دل نپرورم و هيچ خيري نداشته باشم و هيچ وقت آرامش و امنيتي در دل خود احساس نکنم... تو اين چنين کردي تا به غير از تو محبوبي نگيرم و به جز تو آرزويي نداشته باشم، و جز تو به چيزي يا به کسي اميد نبندم، و جز در سايه توکل به تو، آرامش و امنيت احساس نکنم... خدايا ترا بر همه اين نعمتها شکر مي کنم.»

«خدايا از آنچه کرده ام اجر نمي خواهم و به خاطر فداکاريهاي خود بر تو فخر نمي فروشم، آنچه داشته ام تو داده اي و آنچه کرده ام تو ميسرنمودي، همه استعدادهاي من، همه قدرتهاي من، همه وجود من زاده اراده تو است، من از خود چيزي ندارم که ارائه دهم، از خود کاري نکرده ام که پاداشي بخواهم.

خدايا هنگامي که غرش رعد آساي من در بحبوحه طوفان حوادث محو مي شد و به کسي نمي رسيد، هنگامي که فرياد استغاثه من در ميان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپديد مي شد... تو اي خداي من، ناله ضعيف شبانگاه مرا مي شنيدي و بر قلب خفته ام نورمي تافتي و به استغاثه من لبيک مي گفتي. تو اي خداي من، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتي، تو در تنهايي، انيس شبهاي تار من شدي، تو در ظلمت نا اميدي دست مرا گرفتي و هدايت کردي. در ايامي که هيچ عقل و منطقي قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردي و به رضا و توکل مرا مسلح نمودي... خدايا تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچکس و از هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.»

 

خدایا مرا آنی کمتر از آنی به خودم وا مگذار

 

انسان با کسانی محشور میشه که دوستشون داره؛ ای شهدا ما دوستتون داریم هر چند خیلی بدکردیم و دلهای شما رو شکستیم... اما ما رو شفاعت کنید...

 

+ نوشته شده در 1:15 توسط بی دل.
جمعه شانزدهم فروردین 1387
شهدا منتظران واقعی

شهید کاوه:

برادر كاوه گاهي وقتها نذر مي كرد روزه بگيرد. بدون سحري هم روزه مي گرفت. يك روز بهش گفتم : شما زخم معده مي گيري! گفت: تا من زخم معده بگيرم رفته ام.

 

شهدا به دنیای فانی دل نبسته بودند.

 

يكي از خصلت هاي بسيار مهم كاوه، كم حرف بودن او بود، افرادي كه دائم فكر مي كنند قاعدتا، كم حرف مي زنند.

 

شهدا اهل حرف نبودند اهل عمل بودند.

 

شهید حسن باقری:

نگاهی به آسمان کرد و گفت: حیفه تا موقعی که جنگه شهید نشیم. معلوم نیست بعد از جنگ وضع چی میشه باید یه کاری بکنیم گفتم: مثلا چی کار؟ گفت دو تا کار: اول اخلاص، دوم سعی و تلاش.

 

شهدا فقط برای خدا کار میکردند در یک کلام بنده ای مخلص بودند.

 

شهید چمران :

خدایا هدایتم کن زیرا که میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا میدانم ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ، ظلم کثیفی است.

خدایا، ارشادم کن که بی انصافی نکنم، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا، من کوچکم ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفان ها هستم، به من دیده ای عبرت بین ده، تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم.

 

شهدا اهل مناجات با خدا بودند، خود را هیچ نمیدانستند و همه چیز را از خدا میخواستند.

 

ای شهدا برای ما حمدی بخوانید که شما زنده اید و ما مرده...

 

شهید

 

عکس را با اندازه واقعی از اینجا ببینید.

 

حالا ما کجا و شهدا کجا اما نا امید نباید بود. خودمان به خودمان تذکر دهیم که: خدا می بیند.

 

مقام معظم رهبری (حفظه الله) :

وقتی کسی عادت ناپسندی دارد کافی نیست که بگوییم آقا این عادت ناپسند است، یا این کار را انجام نده. یک بار تذکر بدهیم و بگوییم ما گفتیم دیگر تکلیفمان تمام شد؛ نه این طور نیست. این گفتن و باز گفتن و به زبانهای گوناگون گفتن و از همه طرف گفتن و او را با فکر محاصره کردن میخواهد، تا یک عادت از بین برود یا بوجود آید.

 

منبع: (به نقل از همرزمان شهدا و با کمک از مجله امتداد همراه)

+ نوشته شده در 11:45 توسط بی دل.
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
مناجات شهید چمران قسمت دوم

دنیا 

" دنيا ميدان بزرگ آزمايش است که هدف آن جز عشق چيزي نيست. در اين دنيا همه چيز در اختيار بشر گذاشته شده، وسايل و ابزار کار فراوان است، عاليترين نمونه هاي صنعت، زيباترين مظاهرخلقت، از سنگريزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنايتکار تا دلهاي شکسته يتيمان، از نمونه هاي ظلم و جنايت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چيز و همه چيز در اين دنياي رنگارنگ خلق شده است. انسان را به اين بازيچه هاي خلقت مشغول کرده اند. هر کسي به شأن خود به چيزي مي پردازد، ولي کساني يافت مي شوند که سوزي در دل  و شوري در سر دارند که به اين بازيچه راضي نمي شوند. اين نمونه هاي زيباي خلقت را دوست دارند و مي پرستند. "
 

می خواستم شمع باشم

" هميشه مي خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه اي از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . مي خواستم هميشه مظهر فداکاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. مي خواستم در درياي فقرغوطه بخورم و دست نياز به سوي کسي دراز نکنم. مي خواستم فرياد شوق و زمين وآسمان را با فداکاري و آسمان  پايداري خود بلرزانم. مي خواستم ميزان حق و باطل باشم و دروغگويان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. مي خواستم آنچنان نمونه اي در برابر مردم به وجود آورم که هيچ حجتي براي چپ و راست نماند،  طريق مستقيم روشن و صريح و معلوم باشد، و هر کسي در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگيرد و راه فرار براي کسي نماند..."

 

                   

+ نوشته شده در 23:15 توسط بی دل.
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386
مناجات شهید چمران

سلام این وبلاگ بارها شاهد دعا و مناجات بوده این بار دلم میخواد مناجاتهای شهید دکتر چمران رو بذارم که واقعا از اوج مقام بندگی او حکایت میکنه  خودتون بخونید :

افزايش ظرفيت

" خدايا از تو مي خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کني که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهي گناه و فساد و تهمت و دروغ وغيبت ، قلب هاي ما را تيره و تار ننمايد. خدايا! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزي ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکي و بيچارگي خويش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبينم."

سوگند

" خدايا به آسمان بلندت سوگند،به عشق سوگند،به شهادت سوگند،به علي سوگند،به حسين سوگند،به روح سوگند،به بي نهايت سوگند،به نور سوگند،به درياي وسيع سوگند،به امواج روح افزا سوگند،به کوههاي سر به فلک کشيده سوگند،به شيپور جنگ سوگند،به سوز دل عاشقان سوگند،به فداييان از جان گذشته سوگند،به درد دل زجرکشيده گان سوگند،به اشک يتيمان سوگند،به آه جانسوز بيوه زنان سوگند،به تنهايي مردان بلند سوگند که من عاشق زيبائيم. چه زيباست همدردعلي شدن،زجر کشيدن،از طرف پست ترين جنايتکاران تهمت شنيدن،از طرف کينه توزان بي انصاف نفرين شنيدن،چه زيباست در کنار نخلستان هاي بلند در نيمه هاي شب،سينه داغدار را گشودن و خروشيدن و با ستارگان زيباي آسمان سخن گفتن،چه زيباست که دراين موهبت بزرگ الهي که نامش غم و درد است، شيعه تمام عيارعلي شدن."

پرگشایم

خوش دارم که در نيمه هاي شب در سکوت مرموز آسمان و زمين به مناجات برخيزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتني آسمان بگشايم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمايم، محو عالم بي نهايت شوم.از مرزهاي علم وجود  در گذرم و در وادي ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چيزي را احساس نکنم.

خوشا به حال شهدا . خوشا به حال چمران . یعنی میشه ما هم در رکاب مولامون پر بکشیم.

یا اباصالح المهدی ادرکنی

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در 23:52 توسط بی دل.