تبليغاتX
تادیدار یار
جمعه پانزدهم آذر 1387
قلب سلیم دل سالم

به نام خدا

«وَ لا تُخْزِني‏ يَوْمَ يُبْعَثُونَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ»[1] 

و در روز قيامت مرا رسوا مساز، روزى كه نه مال سود مى‏دهد و نه فرزندان. مگر آن كس كه با قلبى سلیم به نزد خدا بيايد.

در این آیات آمده است که در روز قیامت هیچ چیزی اعم از مال و فرزند نمیتواند به انسان سود برساند، مگر اینکه انسان با قلب سلیم به سوی پرودگارش رفته باشد.

قلب سلیم چه قلبی است؟ این سوال را در گذشته هم پرسیده‌اند:

از پیامبر (صلی الله علیه وآله) سوال شد: قلب سلیم چیست؟ حضرت فرمود: دینداری بدور از شکّ و خواهش نفس و عمل بدون شهرت طلبی و ریا.[2]

ابن عيينه گويد: از امام صادق عليه السّلام سؤال كردم تفسير آيه شريفه «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» چيست؟ حضرت فرمود: قلب سليم آن دلى است كه در آن جز خدا كسى ديگر نباشد.هر دلى كه در آن شك و يا شبهه‌ای باشد آن دل ساقط مى‏باشد، آنها که در دنيا زاهد شدند دلشان براى آخرت آماده گردید و به آن دل بستگى پيدا میكنند[3]

امام صادق عليه السّلام فرمود: كسى كه داراى نيتى پاك و صادق باشد، از سلامت قلب برخوردار است؛ چون سالم داشتن قلب از خاطرات و افكار زيان بار در صورتى ميسر است كه انسان در تمام كارهاى خود نيت را براى خدا خالص نمايد[4]

با توجه به احادیث مرتبط به این موضوع میتوان گفت قلب سلیم دلی است که خصوصیات زیر را داشته باشد:

 

1-     قلب سالم قلبی پاک است یعنی همراه با ایمانی خالص بدون هیچ شک و شبهه[5]

2-     همراه با عمل خالص بدون ریا و خود نمایی فقط برای خدا

3-     از حب دنیا خالی است.[6]

4-     دلی که از آن جز عقیده درست و صحیح سر نمیزند.[7]

5-     از آن رشك و كينه و ساير اخلاق نكوهيده صادر نمى‏شود..[8]

6-     نیت نمیکند مگر به انجام كار راست درست.[9]

7-      قلب سالم قلبی است که هر آنچه برای خود میپسندد برای دیگران هم بپسندد. [10] 

 

 حال چه کنیم که قلبی سالم داشته باشیم؟

راه حلش را هم امامان معصوم (علیهم السلام) داده اند:

1-     دلهای خود را از چرک شهوات پاک کنید. [11] دل مثل اتاقی است که تا شیشه هایش پاک نباشد نور خدا بر آن نمیتابد.

2-     از دلبستگی به دنیا خالی شوید.

3-     دلهای خود را از کینه خالی کنید. [12] 

4-     دلهای خود را از حسد خالی کنید. [13]

5-     دل را به نور ایمان و قرآن منور کنید. [14]

6-     چشم و گوش دلهایتان را به حق و حقیقت باز کنید و جویای حق باشید...

و اما ...

قلب خود دارای چشم و گوش است بعضی ها چشم و گوش قلبشان باز شده اما اکثر مردم بر چشم و گوششان حجاب افتاده است، در پستهای آینده به این موضوع خواهیم پرداخت.

بیا ای دوست کمی بهتر شویم

یا نه اصلا آدمی دیگر شویم

از همین امروز در وقت نماز

با خدا قدری صمیمی تر شویم

 

صلی الله علیک یا محمد بن علی

 

آجرک الله یا صاحب الزمان

شهادت امام محمد باقر علیه السلام را خدمت همه محبین و شیعیان آن حضرت تسلیت عرض مینمایم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

پاورقی:

[1] (87-89 سوره شعرا)

[2] رسول الله (ص) و قد سئل: ما القلب السلیم؟ دینٌ بلا شکٌ و خوی و عمل بلا سمعة و ریاء ( میزان الحمکة ج 10 ش 16929)

[3] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ قَالَ الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقَى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ وَ قَالَ وَ كُلُّ قَلْبٍ فِيهِ شِرْكٌ أَوْ شَكٌّ فَهُوَ سَاقِطٌ وَ إِنَّمَا أَرَادُوا الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا لِتَفْرُغَ قُلُوبُهُمْ لِلْآخِرَة (الکافی ج 2 ص 16)

[4] قَالَ الصَّادِقُ ع صَاحِبُ النِّيَّةِ الصَّادِقَةِ صَاحِبُ الْقَلْبِ السَّلِيمِ لِأَنَّ سَلَامَةَ الْقَلْبِ مِنْ هَوَاجِسِ الْمَحْذُورَاتِ بِتَخْلِيصِ النِّيَّةِ لِلَّهِ فِي الْأُمُورِ كُلِّهَا (بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج‏1، ص: 213)

[5] امام حسن علیه السلام : ِ أَسْلَمُ الْقُلُوبِ مَا طَهُرَ مِنَ الشُّبُهَات‏( تحف العقول ص 235)

[6] امام صادق علیه السلام : هو قلب الذی سلیم من حب الدنیا. (میزان الحکمة ج 10 ش 16932)

[7] لَا يَصْدُرُ عَنِ الْقَلْبِ السَّلِيمِ إِلَّا الْمَعْنَى الْمُسْتَقِيم‏

[8] همان

[9] همان

[10] الامام علی علیه السلام: لایسلم لک قلبک حتی تحبَ للمونین ما تحب لنفسک. قلب تو سالم نمیشود مگر وقتی که برای مومنان همان پسندی که برای خود میپسندی( میزان الحکمة ج 10 ش 16936)

[11]  الامام علی علیه السلام : طَهِّرُوا قُلُوبَكُمْ مِنْ دَرَنِ السَّيِّئَاتِ تُضَاعَفْ لَكُمُ الْحَسَنَاتُ (غرر الحکم ش6017)

[12] عن علىّ عليه السّلام قال: طهّروا قلوبكم من الحقد فانّه داء موبئ. قلبهاى خود را از كينه‏هاى نهانى پاك كنيد، چه آن يك بيمارى مهلكى همانند وبا است.( غرر الحکم ص 73)

[13] عن علىّ عليه السّلام قال: طَهِّرُوا قُلُوبَكُمْ مِنَ الْحَسَدِ فَإِنَّهُ مُكْمِدٌ مُضْنِي دلهای خود را از حسد پاک کنید که آن از بین برنده صفای دل است.‏(غرر الحکم ش6823)

[14] از حضرت رسول (ص) : ... دلی که در آن هم ایمان و هم قرآن باشد مانند مشکدانی است که اگر سر آن را باز کنی خوشبوست اگر درش را ببندی باز هم خوشبوست. (نوادر راوندی :4)

+ نوشته شده در 20:45 توسط بی دل.
جمعه هفدهم آبان 1387
محبوب‌ترین دل

«به نام خدا»

دل نزد خدا اهمیت ویژه ای دارد:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند تبارک و تعالی به چهره ها و داراییهای شما نمینگرد بلکه به دلها و کرده‌های شما میگرد. (میزان الحکمة ص4981 شماره 16917)

در پُست قبل دل را به شیشه تشبیه کردیم، اما چه نوع شیشه ای؟

آیا دل باید یک شیشه دو جداره محکم باشد؟ یا شیشه ای نازک و شکننده؟ دلی که خدا دوست دارد و میپسندد چه دلیست؟

امام علی (ع) میفرمایند:محبوبترین دلها نزد خداوند دلی است که صاف و نازک و سخت باشد!

اما چطور ممکن است دلی هم نازک باشد هم سخت و محکم ؟ کسی که دل نازک است دیگر نمیتواند دل سخت و سنگی داشته باشد میتواند؟

اما  ممکن است.

دل باید نازک باشد که در برابر برادران ایمانی و بندگان خدا سریع تحت تاثیر قرار بگیرد، مقلب شده  و بشکند و ببارد.

دل باید سخت باشد که دربرابر دشمنان خدا و دین مقاوم باشد و بادهای طعنه و طوفانهای سرزنش هیچ آسیبی به آن نزند و ایمانش را تکان ندهد.

دل باید صاف باشد تا هیچ زنگار گناهی روی آن ننشیند، تا نور الهی به راحتی به آن تابد و به داخلش نفوذ کند و از آن نور هم خود بهره ببرد هم دیگران را به یاد خدا اندازد. حضرت رسول (ص) میفرماید: شرح صدر نوری است که خداوند در دل مؤمن می‌افکند  و بدان سینه اش فراخ میشود. (میزان الحکمة ص 4995 ش 16972)

در ادامه حدیث فوق، امام علی علیه السلام میفرماید: دل نازک دلی است که رقـّت بارترین دلها بر برادران باشد؛ دل سخت دلی است که حرف حق بگوید و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنشگری نهراسد و دل صاف آن است که از زنگار گناهان صاف باشد. (میزان الحکمه ص 4981 ش16914)

پس تشبیه دل به شیشه چندان هم بیراه نبود، دل مثل شیشه ایست صاف و صیقلی، که ذره ای جلوی نور آفتاب را نمیگیرد، اما همین دل صاف محکم است و در برابر طوفانهای مختلف مقاومت میکند و نمیشکند، و در برابر لطافت باران نرم است و با ریزش باران بر رویش اشک میبارد.

 

دل

یا صاحب الزمان (عج)

ای کعبه، دری باز به روی دل ما کن

وی قبله، دل و دیده ما قبله نما کن

از سینۀ ما سوختگان آینه ای ساز

وانگاه یکی جلوه در آئینۀ ما کن

با زیبق این اشک و به خاکستر این غم

این شیشۀ دل آینه غیب نما کن

آنجا که به عشاق دهی درد محبت

دردی هم از این عاشق دلخسته دوا کن

لنگان به قفای جرس افتاده عشقیم

ای قافله سالار نگاهی به قفا کن

چون زخمه به ساز دل این پیر خمیده

چنگی زن و آفاق پر از شور و نوا کن

او در حرم هفت سرا پردۀ عفت

خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن

در گلشن دل آب و هوائی است بهشتی

گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن

از بهر خلائق چه کنی طاعت معبود

باری چو عبادت کنی از بهر خدا کن

(شهریار)

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 11:59 توسط بی دل.
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
روزه آری یا خیر؟
 

وقتی سوال میکنید چرا روزه نمیگیری؟ میگوید سرم درد میگیرد، گرسنه میشود، بی‌حوصله میشوم، برای چه باید روزه بگیرم؟ درس دارم، از درسم می افتم. کارم سخت است نمیتوانم هم روزه بگیرم هم کار کنم!

اما با خود فکر نمیکند که همان کسی که او را آفریده همان کسی که او را از هیچ به وجود آورده، همان کسی که مهربانتر از مادر است، روزه را برای سلامتی او قرار داده. نه نیازی به عبادت ما دارد، و نه دشمنی ای با ما دارد که بخواهد ما را به سختی و زجر بیاندازد وهیچ کدام از کارهایش بی حکمت نیست.

مالک ملک وجود، حاکم رد و قبول         هر چه کند جور نیست، ور تو بنالی جفاست

 

چرا وقتی بیمار میشویم و به پزشک مراجعه میکنیم، وقتی پزشک میگوید گوشت قرمز نخور، فقط گوشت سفید مصرف کن، یا فلان آمپول را باید بزنی، یا حتی وقتی میگوید باید پایت قطع شود، بی چون و چرا میپذیریم؟ چون میدانیم او به خاطر سلامتی ما این حرف ها را میزند، خوردن گوشت قرمز برایش سودی ندارد و آمپول نزدن ما هم برایش ضرری ندارد. 

خدا مهربانتر است یا مادر؟ آیا خدا مهربانتر از یه پزشک نیست؟ عالم‌تر و حکیم‌تر نیست؟ او آفریننده انسان است، به ذره ذره وجود او آشناست. کمی بیندیشیم که چرا؟ چه چیز ما را وا میدارد که در برابر فرمان پزشک سر خم کنیم، اما امر خدا را به راحتی کنار بگذاریم؟

در قرآن کریم اینگونه آمده است:

وقتی خدا شیطان را لعنت کرد، شیطان گفت: من انسانها را از راه سرگرم كردنشان به پرستش غير خدا و ارتكاب گناهان گمراه خواهم كرد و آنان را با به آمال و آرزوها مشغول میکنم كه از واجبات زندگيشان باز مانند و آنها را فريب مى‏دهم، تا آنچه را كه برايشان مهم و حياتى است به خاطر آنچه موهوم و خالى از واقعيت است، رها كنند.[1]

1-     سرگرم کردن به پرستش غیر خدا: مادیات ... خانه، ماشین، کنکور، لباس، کفش و...

2-     ارتکاب گناهان: دروغ، غیبت، خوردن مال حرام، گناهان چشم و گوش و...

3-     مشغول شدن به آرزوها و آمال: پولدار شدن، دکتر و مهندس و... شدن، ازدواج کردن و...

4-     از واجبات زندگی زدن: نماز و روزه و خمس و زکات، رعایت حقوق والدین، رعایت حقوق همسر، رعایت حقوق فرزند، رعایت حق همسایه  به کنار...

 

روزه یک ماه تمرین است، یک ماه مبارزه است . شیاطین در غل و زنجیرند به شرط اینکه ما با دست خودمان آنها را آزاد نکنیم.

کسی که یک ماه زبانش را از گناه غیبت و دروغ  حفظ کند، کسی که یک ما شکمش را از حلال و حرام حفظ کند، کسی که یک ماه گوشش را از موسیقی و سخن حرام حفظ کند، کسی که یک ماه از ظلم به دیگران پرهیز‌کرده‌است، کسی که یک ماه مراقب چشم خود بوده‌است میتواند برای 11 ماه دیگر هم خود را حفظ کند. قوی و نیرومند میشود دقیقا مثل کسی که یک بار واکسن میزند و دیگر نسبت به یک بیماری ایزوله میشود. مثل مرتازان هندی که با امسک و مبارزه بسیار سخت با نفس بر کارهای خارق‌العاده توانا میشوند.

چرا ما با روزه گرفتن قوی تر نشده ایم؟ ساده است چون ما روزه واقعی نگرفته ایم.

قالَ أبو عبدِاللَّهِ عليه السلام : إذا صُمتَ فَلْيَصُمْ سَمعُكَ وبَصَرُكَ وشَعرُكَ وجِلدُكَ وعَدَّدَ أشياءَ غَيرَ هذا ، وقالَ : لا يكونُ يومُ صَومِكَ كَيَومِ فِطرِكَ . [2]

امام صادق عليه السلام فرمود : هرگاه روزه گرفتى بايد گوش و چشم و مو و پوست تو نيز روزه داشته باشند. آن حضرت اعضاى ديگرى را نيز برشمرد و فرمود: روزى كه روزه گرفته‌‏اى با روزى كه روزه نگرفته‌‏اى يكسان نباشد.

پیامبر اکرم (ص) میفرماید: هر کس دوست دارد که خود را از شر شیطان برهاند، باید گوشت و چربی خود را با کم‌خوری آب کند، چرا که از کم‌خوری حضور فرشتگان و فراوان اندیشیدن در آنچه نزد خداست حاصل میشود. با کم‌خوری و کم‌نوشی، با نفس خویش مبارزه کنید تا فرشتگان بر شما سایه بگسترند و شیطان از شما فاصله بگیرد.[3]

پيغمبر صلّى اللَّه عليه و اله باصحاب فرمود: ميآيد زمانى كه ترك امر بمعروف و نهى از منكر ميكنند، سلمان تعجب كرد. پيغمبر فرمود: بدتر از اين هم ميشود كه امر بمنكر ميكنند و نهى از معروف. تعجب عمار بيشتر شد. پيغمبرفرمود: بدتر از اين هم ميشود كه منكر در نظر آنها معروف ميشود و معروف منكر ميگردد.

 و امروز ما به چشم  خود مشاهده ميكنيم كه به ساز و آواز و بى حجابى و ظلم و دروغ و کلاه برداری و.. افتخار ميكنند و خوب ميپندارند و عباداتی مثل نماز و روزه و حج و غير اينها را پست و بد ميشمارند.


 

************************** 

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا           گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

باری به چشم احسان در حال ما نظر کن        کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را

حال نیازمندی در وصف می‌نیاید                   آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را

بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت     دیگر چه برگ باشد درویش بی‌نوا را

یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت                  چندان که بازبیند دیدار آشنا را

سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی     پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را

 

یا مهدی 



[1]  آیه 119 سوره نساء

[2] منتخب میزان الحکمة، روزه

[3] دانشنامه احادیث پزشکی ص 362 ش1164 و1165

+ نوشته شده در 13:39 توسط بی دل.
جمعه هشتم شهریور 1387
پیشگیری از بیماریهای روح و روان (1)

به نام خدا

همه انسانها در خطرات دنبال راهی برای فرار یا پناهگاهی امن هستند، تا دچار آسیب نشوند. در برابر زلزله، سیل، و ... به سرعت فرار میکنند. در برابر بیماریهای جسمی، شعار «پیشگیری بهتر از درمان است» همیشه مورد توجه بوده، واکسیناسیون از جمله روشهای پیشگیری است.

اما آیا نسبت به بیماریهای روحی  و روانی پیشگیری لازم نیست؟ همه میدانیم که بدن بدون روح مرده ای بیش نیست و هیچ کس مرده را درمان نمیکند، چون حتی اگر بدنش سالم باشد چون روح از آن خارج شده دیگر هیچ کاری نمیتواند انجام دهد. حال برای پیشگیری از بیماریهای روحی و مرگ روح چه باید کرد؟

امروزه ثابت شده علت بسیاری از بیماریهای جسمی از خشم، غضب، عصبانیت، استرس و سایر حالات روحی انسان ناشی میشود. علم پزشکی برای پیشگیری از این حالات هنوز پیشگیری مناسبی پیدا نکرده، و چندان موفق نبود است. اما خدایی که آفریننده انسان است و پیامبران و ائمه (ع) که پزشکان روح و روان اویند، این موضوع را مورد توجه قرار داده اند.

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «شيطان در باره انسان مانند گرگ براى گوسفند است كه گوسفند دور افتاده و بركنار مانده را مى‏گيرد. پس از تفرقه بپرهيزيد و به جماعت و همراهى با مردم و مسجد پايبند باشيد.»[1]  

پیامبر در این حدیث شیطان را دشمن انسانها میداند  و همانطور که علم امروزه کشف کرده است، گوشه گیری، دوری کردن از مردم، میل به تنهایی و.. مسیر هایی است که انسان را به افسردگی سوق میدهد که پیامبر اکرم (ص) از آن پرهیز میدهد و به همراهی با مردم حضور در جماعات  و مسجد سفارش میکند. مسجد خود محل یاد خداست و یاد خدا از استرسها، فشارهای روانی، خشم و غضب  پیشگیری میکند. علاوه بر این در مساجد افراد دور هم جمع میشوند، با یکدیگر دوستی میکنند، و از حال هم جویا میشوند، و تنهایی و افسردگی از آنها دور است.

در حدیث دیگری به عامل دیگری از بیماریهای روحی اشاره شده و آن جمع آوری مال و ثروت است و بر خلاف آنچه مردم می اندیشند که ثروت مایه آسایش و آرامش است، معصوم (ع) آن راعامل افتادن در سختی و رنج و ضد آرامش روح میداند.

فليس في غنى الدّنيا راحة، و لكنّ الشّيطان يوسوس إلى ابن آدم أنّ له في جمع ذلك راحة؛ و إنّما يسوقه إلى التّعب في الدّنيا، و الحساب عليه في الآخرة [2]

« در ثروت دنيا، آسايشى وجود ندارد، ليكن شيطان در آدميزاد چنين وسوسه مى‏كند كه جمع مال باعث راحتى و آسايش است؛ و او را به تحمّل رنج در دنيا وامى‏دارد؛ و حساب آخرت نيز بر عهده او باقى است»

در این حدیث هم دشمن اصلی و وسوسه گر انسان شیطان معرفی شده، در واقع منبع این فکر که هر چه پول بیشتر داشته باشیم زندگی مان بهتر میشود، شیطان است.

البته شکی نیست مال و دارایی به حد کفاف، باعث آسایش است، اما منظور معصوم (ع) در این حدیث حرص زدن برای کسب ثروت، و عدم قناعت به داشته هاست که باعث از بین رفتن آسایش روحی روانی انسان میشود بعلاوه این حرص باعث بسیاری از بیماریهای روح چون دروغ و دزدی و.. میگردد.

النّبيّ «ص»: شرّ بقاع الأرض الأسواق، و هو ميدان إبليس، يغدو برايته و يضع كرسيّه و يبثّ ذرّيّته؛ فبين مطفّف في قفير، أو طائش في ميزان، أو سارق في ذراع، أو كاذب في سلعة [3]

پيامبر «ص»: بدترين جاهاى زمين بازارهاست كه ميدان شيطان است، بامداد پرچم خود را بر مى‏افرازد و تخت خود را مى‏نهد و زاد و ولد خود را پراكنده مى‏سازد؛ سپس با وسوسه آنان، يكى پيمانه را كم مى‏دهد، يكى بد مى‏كشد، يكى به اندازه یک گز از پارچه مى‏دزدد، و يكى در معرّفى جنس دروغ مى‏گويد.

در تمامی این احادیث و احادیث مشابه، شیطان مورد توجه قرار گرفته، اما این شیطان چیست؟ عده ای از دانشمندان مادی‌گرا، که به چیز های نادیدنی ایمان ندارند، شیطان را خرافات میدانند، عده ای نیر میگویند منظور از آن در کلام  معصومین(ع) میکروب بوده، که با لفظ شیطان بیان شده، اما دینداران معتقدند شیطان موجودی است که قصد دشمنی انسان را دارد و آن را با توجیه و دلایل نااستوار رد نمیکنند. ان شاءالله در پست های آینده درباره شیطان، راههای فرار از شیطان و .. سخن خواهم گفت.

امام سجاد علیه السلام:

بار خدايا ما بتو پناه ميبريم

از تبهكاريها و وسوسه‏هاى شيطان رانده شده،

از حيله و چاره‏جوئى و مكرهاى گوناگون او،

و از اطمینان به آرزوها دروغها وعده ها فریبها و دامهای او

 


[1]   پيام پيامبر، ترجمه‏فارسى، ص: 563

[2]  بحار الانوار ج 73 ص 92

[3] سفینه البحار ج 1 ص 673

+ نوشته شده در 23:12 توسط بی دل.
جمعه هفتم دی 1386
شیعه از دیدگاه امام رضا(علیه السلام) (قسمت آخر)

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

یا امیر المومنین حیدر

عید سعید غدیر، روز اکمال دین، روز ولایت مولا علی امیرالمومنین علیه السلام، را به فرزند گرانقدرشان صاحب العصر و الزمان (عج) و به تمامی شیعیان و مسلمانان جهان و همه محبین و دوستداران آنان تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

آخرین قسمت از موضوع شیعه از دیدگاه امام رضا علیه السلام را پی میگیریم:

از دیگر خصوصیات شیعه واقعی این است که اگر خشمگین شود ستم نمیکند، اگر خشنود شود زیاده روی نمیکند، تعادل داشتن و حق گویی از صفات شیعه واقعی است.
امام صادق علیه السلام میفرماید: «کونو لنا زینا و لا تکونو علینا شینا» مایه زینت و آبروی ما باشید نه مایه بدنامی ما.
دقت کنیم عمل ما نه تنها نشانه شخصیت ماست بلکه نشانه مکتب منش و اعتقادات ماست، پس میتواند باعث حفظ آبروی دین و یا برعکس باعث بدنامی آن شود.
در حدیث دیگری آمده :«ما شیعتنا الا من اتقی الله و اطاعه و ما کانوا یعرفون الا بتواضع و التخشع و اداء الامانة و کثرة ذکر الله.»
شیعه ما نیست مگر کسی که از خدا بترسید و او را فرمان برد، آنان بجز با فروتنی و خاکساری و امانتداری و بسیاری یاد خدا شناخته نمیشوند. ( میزان الحکمة)

تقوا داشتن  از صفات شیعه است و متقی کسی است که قرآن میفرماید:

« ألذين يُنفقون في السَراء و الضراء و الکاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين»

(آیه 134 آل عمران)

ویژگی متقین انفاق در خوشی و ناخوشی، کظم غیظ یا کنترل خشم، عفو کردن مردم و احسان است. متقی کسی است که اگر مرتکب خطا شود بلافاصله به یاد خدا می افتد، باز میگردد و توبه میکند.

« وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ »

(آيه 135 آل عمران)

اینطور نیست که فرد باتقوا هرگز گناه نکند، بلکه اگر دچار خطا و گناه شود، سریع متذکر میشود و بر میگردد و اصرار بر گناه ندارد «لم یصرّوا علی ما فعلوا ...» اگر اشتباهی کردند بر آن اصرار نمی ورزند.
نکته بسیار مهم دیگری که درباب صفات شیعه باید مطرح شود، صبر و شکیبایی است. از امام رضا علیه السلام نقل شده که درباره تفسیر آیه « یاایها الذین آمنوا اصبرو و صابرو و رابطوا» فرمودند : صابران همان صبر کنندگان بر واجبات و فرایض الهی هستند و متصبران کسانی هستند که از گناهان و محرمات الهی کناره میگیرند.

در آیات و روایات تاکید عمده ای بر صبر و تقوا، در کنار یکدیگر شده است؛ حتی ایمان بدون صبر، مانند تن بدون سر است.
زندگی همیشه سختی و مشکلاتی را به همراه داشته و دارد،این زندگی دست بدست می شود، زمان میگذرد و نوبت ما هم به پایان خواهد رسید، اما هدف از آن این است که افراد مومن از غیر آن جدا شوند « ... تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلم الله ُ الذین آمنوا و یتخذَ منکم شهداء و الله لا یحبُ الظالمین» آیه 140 آل عمران
این روزگار در گذر است، دست به دست میچرخد و در چرخش آن مومن از کافر شناخته میشود. بنابر این صبر و استواری لازم است.

«أم حَسبتم أن تدخلوا الجَنة و لمّا يَعلم الذين آمنوا و يَعلمَ الصابرين» (142 آل عمران)
آيا گمان ميکنيد وارد بهشت مي شويد بدون اينکه کساني که نلاش ميکنند (مجاهدان) و صابران، شناخته شوند؟

انسانها آمال و آرزوهایی دارند، اما اگر عملگرا نباشند، ره به جایی نمی برند، آیا فکر میکنید به بهشت های ذهنی خود میرسید بدون جدّ و جهد؟ بدون صبر و بردباری؟ هرگز

خداوند در این آیات ملاک و معیارها را معرفی میکند اگر میخواهید اهل بهشت شوید :
1- جهاد و تلاش
2- صبر و شکیبایی


در نهایت به طور خلاصه، فهرست خصوصیات شیعه، در روایاتی که مورد بررسی قرار گرفت، عبارتند از:
1- خداترسی
2- اطاعت از خدا
3- پیروی از امام
4- دین شناسی
5- خداشناسی
6- تقوا
7- تواضع
8- خشوع
9- مراقبت بر اوقات نماز
10-  نگهداری اسرار
11- همدردی و کمک به همنوع
12-  سخاوت
13-  بخشش به برادر
14-  توجه به نمازهای واجب و نافله
15-  اهل شب زنده داری
16-  مایه برکت برای همسایگان و مردمان
17-  اهل صلح و صفا با معاشران
18-  اگر خشمگین شوند، ستم نمیکنند.
19-  اگر خوشنود شوند، زیاده روی نمیکنند.
20-  در هر کاری بهترین اند.
21- اهل عملند.
22-  کردارشان گفتارشان را تصدیق میکنند.
23-  کمک به تهیدستان
24-  خوب سخن میگویند.
25-  بیهوده سخن نمیگویند.

و اما خصوصیت دوستان واقعی :

اولین خصلتشان آن است که خدای یگانه را خوب شناخته اند و علم توحید را خوب آموخته اند.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 0:58 توسط بی دل.
جمعه سی ام آذر 1386
شیعه از دیدگاه امام رضا(علیه السلام) (قسمت 3)
عید بزرگ قربان را به محضر مبارک آقا امام زمان (عج) و تمامی شیعیان و محبین آن حضرت تبریک و تهنیت عرض مینمایم.  

ادامه بحث شیعه واقعی:
شاه عبد العظیم حسنی از یاران امام هادی (علیه السلام) تمام اعتقادات خود را به امام خویش عرضه کرد تا از درستی آنها مطمئن شود، ما نیز باید اعتقادات خود را مورد دقت و اصلاح قرار دهیم. ما برای جسم خود ارزش قائلیم چه خوب است برای روح هم پزشک روحانی داشته باشیم. روحانی خانواده، یا در مسائل دینی به فرد آگاهی مراجعه کنیم و مسائل اعتقادی خود را مطرح نمایم تا در صورت اشکال برطرف شود، یا می توانیم به کتابهای بزرگان مراجعه نماییم.

در دین ما ملاکهای همه چیز مطرح شده:
ملاک های ایمان، ملاک تقوا، ملاک توحید و... باید ابتدا از باورها شروع کرد، سپس بینش ها و دیدگاه ها را بهبود ببخشیم، و در نهایت منش ها و رفتار ها را تصحیح کرد. اگر باور  و افکار ما درست جهت داده شود، خود به خود در رفتار ما بروز خواهد کرد.

باید ملاک دانشجوی موفق، ملاک مسلمان موفق، مدیر موفق و... را در دین بیاییم و در عمل پیاده کنیم. برای اینکار هر کس باید به وجدان خود مراجعه کند «بل الانسان علی نفسه بصیره» انسان خود به اعمال و افکار خود بهتر از هر کسی آگاهی دارد؛ پس بهترین بازرس هر کس، وجدان اوست.

قرآن نامه ای از جانب دوست است، باید در دل جای بگیرد و بار ها و بارها خوانده شود، پاسخ دادن به این نامه نیز لازم است و پاسخ آن در اعمال ما نمود پیدا میکند. دعا نوعی پاسخ است نماز پاسخ است و...
ملاک رفتار های ما نباید انتخاب گزینشی از احادیث و آیات باشد بلکه باید به سیره و اصول حاکم بر زندگی معصومین(علیهم السلام) توجه کنیم، باید بر طبق آن اصول عمل نماییم. نباید از حدیث استفاده ابزاری شود و به دلخواه احادیث را انتخاب کنیم، بلکه باید همه آنها را در کنار هم دید و اصول را در زندگی به عمل در آورد.

یکی از نکات مهمی که در احادیث شیعه واقعی مطرح بود، رعایت حقوق برادران دینی است.

این حقوق را بشناسیم، حق والدین، حق برادران، حق همسایه، حق معلم و استاد، حق دوست، حق همکار و... زکات اعضا و جوارحمان را پرداخت کنیم زکات علم مان را زکات فقط بعد اقتصادی ندارد. تمام جنبه های آن را بشناسیم و عمل کنیم.

از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرمودند:

خداوند سه چیز را با سه چیز دیگر همراه کرده است:

1- به نماز و زکات دستور داده، هر کس نماز بخواند ولی زکات ندهد نمازش پذیرفته نیست.« اقیمو الصلوة و آتوا الزکاة»
2- سپاسگزاری از خدا و والدین. هر کس خداوند را سپاس گوید اما از والدین سپاس گزار نباشد، خدا را شکر نکرده است. « أن اشکر لی و لوالدیک»
3- امر به تقوا و صله رحم. هر کس صله رحم نکند تقوای الهی نداشته است.« اتقوا الله الذی تسائلونَ به و الارحام»
یکی از حقوق که باید ادا شود، شکر گزاری نسبت به ولی نعمت است، حب امام علی علیه السلام و امامان علیهم السلام بزرگترین نعمت است و قدم گذاشتن در راه علوم حدیث، نعمتی مضاعف. اما سپاسگزاری از این نعمات الهی فقط به زبان کافی نیست، باید در عمل هم نمایان شود. آیا حق کسانی که این نعمت را در اختیار ما قرار داده اند به جا آورده ایم؟؟
در صورتی سپاسگزاری ما را خداوند میپذیرد که از بندگان خدا هم سپاسگزار باشیم.

خدایا تو را سپاس میگوییم که این ایام مقدس و این عید بزرگ را به ما هدیه دادی، تا به تو نزدیک شویم و بندگان پاک و صالحت را بشناسیم.

خدایا توفیق بده چون ابراهیم(ع) بر منیت ها و علقه ها پا بگذاریم و اونها رو برای رضای تو قربانی کنیم.

خداکنه امروز که عیده دل مهدی فاطمه (عج) از بدیهای ما غمگین نباشه، خداکنه لااقل امروز که عیده با اعمالمون دل آقامونو شاد کنیم. 

+ نوشته شده در 13:44 توسط بی دل.
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
شیعه از دیدگاه امام رضا(علیه السلام) (قسمت2)
امام رضا (علیه السلام) در نامه ای به ابی نصر بزنطی چنین مینویسد:

بدرستیکه شیعه ما کسی است که از ما متابعت کند و مخالفت ما را نکند و در هنگام ترس ما ترسناک و در هنگام آرامی و امنیت ما آرام باشد که خداوند میفرماید:«فاسئلو اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون.» و نیز میفرماید «فلولا نفر من کل فرقة طائفه ...» از اهل ذکر بپرسید اگر نمیدانید.(آیه 43 سوره نحل) چرا از شما گروهی کوچ نمیکنند که در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود آنها را بیم دهند. (آیه 122 سوره توبه) بنابر این سوال کردن و رجوع به ما بر شما واجب است. (2)

نکات کلی حدیث:

1- متابعت از امام و عدم مخالفت با اوامر او

۲- همراهی امام در ترس و آرامش

3- سوال کردن و رجوع به امام برای کسب شناخت و آگاهی
در این حدیث نیز علاوه بر تسلیم، به شناخت و کسب آگاهی تاکید شده است.

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

 اگر در راه کسب علوم دینی قدم بر میداریم، آیا این یک قدم کافیست؟ خیر مسلما نه...
امام (علیه السلام)میفرماید :آیا یکی از شما دوست دارد از پدر و مادرش دور و جدا شود؟ پاسخ دادند : نه به خدا قسم دوست نمیداریم. امام فرمود : پس سعی کنید از پدر و مادر معنوی و دینی خود جدا نشوید که برتر از پدر و مادر خودتان هستند.(3) پیامبر (ص) و علی (ع) پدران این امت هستند.

 نکات کلی حدیث:

1- عدم جدایی از امامان به عنوان پدران معنوی

2- پیامبر و ائمه (ع) حقی همچون حقوق والدین بر گردن ما دارند.

در حدیث دیگر امام رضا (علیه السلام) میفرماید: شیعیان ما کسانی هستند که تسلیم ما و گفته های ما و مخالف دشمنان ما باشند و کسی که چنین نباشد شیعه نیست.(4)

 نکات کلی حدیث:

1- تسلیم امر امام بودن

2- مخالفت با دشمنان ایشان.

 یک جوان مسلمان ( مخصوصا یک دانشجوی علوم دینی)، نباید فراموش کند که دشمن شناس باشد بلکه باید با دشمن مبارزه کند و آرام ننشیند.

 در حدیث دیگری امام رضا (علیه السلام) میفرماید: بنده به کمال و حقیقت دین دست نمیابد تا اینکه سه خصلت و ویژگی در او باشد:

1- (فقه) و بصیرت در دین

2- اندازه داری و برنامه ریزی در معیشت

3- صبر و شکیبایی

نکات کلی حدیث:

1- بصیرت : بصیرت و بینایی در واقع باورها و اعتقادات ما را شامل میشود:

اصلاح باورها باید انجام شود تا بصیرت کامل گردد.

باورها نسبت به خدا: توحید  و یگانگی خدا، ترس از خدا، اطاعت از خدا در تمام این زمینه ها باید باورهای شیعه قوی و استوار باشد. برای مثال شیعه باید در تنهایی خدا را از یاد نبرد.

امام کاظم (علیه اسلام)  میفرماید: شیعه ما نیست کسی که در تنهایی و خلوت از خدا نترسد. (منتخب میزان الحکمة)

2- باور نسبت به پیامبران و امامان: نقش های آنها در هدایت در نظارت در شفاعت در حفاظت و.. خوب شناخته شود. اگر درست باور کنیم که امام ناظر اعمال ماست و پرونده اعمال ما را هر هفته مشاهده مینماید، از بسیاری از گناهان دوری خواهیم کرد. زیارت جامعه کبیره محکی برای اعتقادات ما نسبت به امام شناسی است آنرا خوب بخوانیم و بفهمیم و هر کجا برایمان قابل هضم نبود، مشکل را رفع کنیم.

3-باور نسبت به مرگ :  مرگ بهترین بازدارنده از گناه است، مرگ بهترین حفاظت کننده است، بهترین کنترل کننده است، اگر به یاد بیاوریم که روزی خواهیم رفت دلبستگی به مادیات در ما کاهش می یابد، حاضر خواهیم شد اموال خود را ببخشیم. انفاق کنیم اهل احسان شویم. تجملات در نظر ما بی اهمیت خواهد شد، سخاوت گشاده دستی و یاد همنوعان و نیازمندان در ما گسترش می یابد. بیاییم و به جای ترس بیهوده از مرگ و فرار از یاد مرگ، با یاد آن خدا را به یاد آوریم ...

4- باور نسبت به قرآن : اینکه قرآن شفابخش است، حیّ است، حل المسائلی برای تمام مشکلات زندگی است و...

باور نسبت به قیامت : اینکه قیامت روز آشگار شدن رازهاست (یوم تبلی السرائر)، اینجا ما به ظاهر ها توجه داریم، خود را زیر ظاهر و لباس پنهان میکنیم اما قیامت باطن ها آشگار میشود و هر که بر اساس باطنش محشور خواهد شد...

منابع :

1- در قسمت قبلی

2- تفسیر عیاشی،2/117

3- تفسیر امام حسن عسگری (علیه السلام)

۴- صفات الشیعه،3.

+ نوشته شده در 23:32 توسط بی دل.
پنجشنبه هشتم آذر 1386
شیعه از دیدگاه امام رضا(علیه السلام)

  انسان فطرتا کمال جوست، مسلمان کمال را در پیروی از پیامبر(ص)و امامان بعد از او میداند.بنابراین یکی از دغدغه های یک جوان مسلمان این است که پیروی واقعی از رسول و ائمه اطهار در چیست ؟
پس این یک سوال اساسی است که واقعا شیعه واقعی کیست ؟ و چه خصوصیاتی دارد؟

    ببینیم امام رضا علیه السلام شیعه را چگونه تعریف میکنند: (به ادامه مطلب مراجعه نمایید)

امام حسن عسگری (علیه السلام) میفرماید: هنگامی که مامون حضرت رضا (علیه السلام) را ولیعهد خود قرار داده بود روزی دربان خانه آن حضرت وارد شد، و گفت : گروهی آمده اند و اجازه ملاقات میخواهند و میگویند ما شیعیان علی ابن ابی طالب (علیه السلام) هستیم امام رضا فرمود: وقت ندارم و مشغول کارم. آنها را برگردان. دربان پیام اما را به آنها رساند و آنها را برگرداند . دو مرتبه سه مرتبه دو ماه آمدند و این عمل تکرار شد. تا اینکه از ملاقات امام مایوس شدند و به دربان گفتند : به مولای ما امام رضا (علیه السلام) بگو از شیعیان پدرت هستیم و از اینکه شما به ما اجازه ملاقات ندادید مورد شماتت دشمنان قرار گرفتیم، به خاطر همین بر میگردیم، در حالی که به خاطر این پیش آمد، از بازگشت به وطنمان خجالت میکشیم و از طرف دیگر از تحمل شماتت دشمنان ناتوانیم.
دربان پیام آنان را به امام رساند. امام فرمود به آنها اجازه بده تا وارد شوند. کاروانیان وارد شدند و سلام کردند ... به امام گفتند: این چه جفایی است که به ما روا داشتید و ما را سبک کردید، دیگر چه آبرویی برای ما باقی می ماند؟
امام فرمود : ما اصابکم من مصیبةٍ فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر( شوری آیه 30)
هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالتان است که انجام دادید و بسیار را نیز عفو میکند.
به خدا سوگند من کاری در حق شما انجام ندادم جز آنچه خدا و پیامبر (ص) و امیر مومنان و امامان پس از او در حق شما انجام داده اند. آنان شما را مورد عتاب و بی توجهی قرار دادند، من هم در این کار به آنها اقتدا کردم.
گفتند : یابن رسول الله برای چه؟ فرمود: به خاطر ادعایتان که میگویید شیعیان امیر المومنینیم. وای بر شما! این چه ادعای بزرگی است که میکنید. به درستی که شیعیان امیر مومنین(علیه السلام)، حسن و حسین (علیهما السلام) و سلمان و ابوذر و عمار و محمد بن ابی بکر بودند.
همانها که تسلیم محض اوامرش بودند و ذره ای در عمل به دستوراتش مخالفت و سرپیچی نکردند. ولی شما در بیشتر کار هایتان با او مخالفید، و در بسیاری از واجبات کوتاهی میکنید و حقوق برادران دینی خود را کوچک میشمارید.
در آنجا که تقیه و پرهیز واجب نیست، تقیه میکنید و آنجا که تقیه حق و لازم است ترک تقیه میکنید. اگر بگویید از اولیاء و محبان و دوستدار دوستان او و دشمن دشمنان او هستید، از شما قبول میکنیم و منکر حرفتان نخواهیم شد لکن ادعای شما که میگویید شیعه او هستید، ادعای بزرگی است و مرتبه والایی است که اگر عملتان ، گفتار و ادعایتان را تصدیق نکند  هلاک و نابود خواهید شد. مگر آنکه رحمت پروردگار شامل حال شما گردد.
گفتند : یابن رسول الله از این ادعای بزرگ، از خدا پوزش میطلبیم و استغفار و توبه میکنیم و بدانچه مولایمان به ما تعلیم داد قائل میشویم و میگوییم : ما دوستدار شما و دوستار دوستان شما و دشمن دشمنان شما میباشیم.
امام رضا (علیه السلام) فرمود: مرحبا به شما برداران و دوستان من نزدیک شوید. سپس آنان را دور خود جمع کرد و مرود محبت  قرار داد...(احتجاج طبرسی، 2/263)


نکاتی کلی که در این حدیث مطرح شد و از ویژگی های شیعه معرفی شد عبارتند از :


1- تسلیم محض اوامر امام بودن
2- کوتاهی نکردن به واجبات
3- ذره ای مخالفت و سرپیچی نکردن
4- کوتاهی نکردن نسبت به حقوق برادران
5- شناخت نسبت به وظیفه خود بر اساس دین ( شناخت دین و احکام دینی)

نکنه مهمی که مطرح میشود بحث تسلیم است. تسلیم اولین مرحله سیر الی الله است. اسلام آوردن به زبان. مرحله بعدی اسلام آوردن در دل و ایمان قلبی است. مرحله بعد تقوا و تسلیم جوارحی است. که در این سخن اما به آن اشاره دارد. تسلیم به زبان یعنی ذره ای مخالفت و سرپیچی نکردن در گفتار، تسلیم در اعضا یعنی پذیرفتن با دل و جان و تسلیم در عمل یعنی تابعیتی که در عمل هم نمایش داده شود.
به منظور درک کامل از حدیث به سراغ احادیث هم خانواده میرویم. ان شاء الله ادامه دارد.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در 23:15 توسط بی دل.
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
اسلام قدم اول

به نام خدا

دو سه پست گذشته درباره ایمان مطالبی نوشته بودم قصد داشتم ادامه بدم فرصت نشد بعد به مناجات شهید چمران بر خوردم دیدم چقدر به موضوع بحث مربوط میشه و الحمدلله امشب فرصت دست داد تا مطلب ایمان رو ادامه بدم و حدیث گهرباری از امام صادق (ع) مطرح شده بود :

 

امام صادق (ع ) فرمود: تا معرفت نیابید صالح نشوید و تا تصدیق نكنید معرفت نیابید و تا تسلیم نشوید تصدیق نکنید.

 

یکی از دوستان در قسمت نظرات مطلبی  رو نوشته بودند که باعث شد درباره همون قدم اول یعنی اسلام بیشتر فکر کنم.. تسلیم شدن . نوشته بودند توی همون قدم اول مشکل داریم، دیدم حق با ایشونه. در همین رابطه به حدیثی بر خوردم .

 

امام صادق (علیه السلام) در روایتی به ابی‌بصیر می‌فرماید:


یا أبَا مُحَمَّدٍ! الإسْلامُ دَرَجَةٌ، قَالَ: قُلْتُ: نَعَم، قَالَ: وَالإیمَانُ عَلَى الإسْلامِ دَرَجَةٌ قالَ: قُلْْتُ: نَعَم، قَالَ: وَالتَّقْوى عَلَى الإیمَانِ دَرَجَةٌ، قالَ: قُلْتُ: نَعَم، قالَ: وَالیقینُ عَلَى التَّقْوى دَرَجَةٌ، قالَ: قُلْتُ: نَعَم، قالَ: فَمَا أُوتِی النَّاسُ أقَلَّ مِنَ الیقینِ، وَإنَّمَا تَمَسَّکتُمْ بِأدْنَى الإسْلامِ، فَإیاکمْ أنْ ینْفَلِتَ مِنْ أیدِیکمْ.


ای ابومحمد، اسلام پلۀ اول است. عرض کردم: آری. فرمود: و ایمان یک پله بالاتر از اسلام است. عرض کردم: آری. فرمود: و یقین یک پله بالاتر از تقوا است. عرض کردم: آری. فرمود: به مردم چیزی جز اندکی یقین داده نشده است و شما در حقیقت به پایین‌ترین درجۀ اسلام چسبیده‌اید. پس مواظب باشید از چنگتان نگریزد.
اسلام اولین نقطه و اولین قدم بر نردبان کمال است. قدم بعد از اسلام ایمان و بعد از آن یقین است .اما اولین قدم در راه رسیدن به کمال هوشیاری و بیداریه .انسان باید با هوشیاری، حجابها و تاریکیهای غفلت را کنار بزنه و به سوی نور حرکت کنه .در پست قبلی نوشته بودم چشمها را باید شست جور دیگر باید دید . الان مینویسم چشم ها را باید باز کرد باید دید. چون ما هنوز چشم هامون  باز نیست ما وقتی بمیریم متوجه میشیم حقیقت چی بوده و ما در خواب بودیم.

مولا  علی (علیه السلام) در روایتی چنین می‌فرماید: آيا کسی هست که پيش از آنکه عمرش به سر آيد، از خواب غفلت خويش بيدار شود؟

حالا ما میخوایم بیدار بشیم، چه عواملی باعث بیداری میشه ؟؟؟ آیه قرآن پاسخ میده :

 

﴿یا أَیهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَشِفاءٌ لِّما فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ﴾
اى مردم به یقین براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سینه‏هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) خود در وصیت‌نامۀ اخلاقی به فرزند ارجمندش امام مجتبی (علیه السلام) می‌فرماید: أحْی قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ؛ دل خویش را با موعظه، زنده کن.

عوامل بیداری از خواب غفلت :

1-      گوش شنوا داشتن و شنیدن سخنان حق و نصیحت ها و مواعظ و درس گرفتن .

2-       فکر و اندیشه است .

در آیه قرآن از زبان اهل جهنم نقل شده :

 

﴿لَوْ کنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فِی أَصْحابِ السَّعِیرِ﴾


اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا تعقل کرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم.

بیایید ما همینجا توی همین دنیا بیدار بشیم گوش بدیم و پند بگیریم و از اهل تفکر و تعقل باشیم.

 

 

 

یا مهدی ادرکنی

+ نوشته شده در 0:0 توسط بی دل.
جمعه هفتم اردیبهشت 1386
ایمان واقعی ..

آيا ايمان يعني شناخت خدا ؟ آيا مومن کسيه که خدا رو بشناسه پيامبرانش رو بشناسه و کافر کسيه که اونها رو قبول نداشته باشه، کافر يعني کسي که وجود خدا رو انکار کنه ؟ آیا مومن کسيه که وجود خدا رو بپذيره ؟  اما شيطان هم خدا رو مي شناسه خدا رو قبول داره پيامبران رو قبول داره اما خداوند شيطان رو کافر معرفي ميکنه . پس معلوم ميشه شناختن کفايت نميکنه و معناي ايمان از شناختن ظاهري متفاوت ميشه علم ظاهري با ايمان فرق داره.

در حقيقت ايمان غير از علم و ادراکه . ايمان حظ قلبه . يعني به باور رسيدن قلبي،به طوريکه در عمل هم نمود پيدا کنه . مثلا ما ها ميدونيم مُرده هيچ کاري از دستش بر نمياد، اما ازش مي ترسيم نميتونيم جايي که مرده رو نگه ميدارن، بخوابيم . اما کسي که اين کار رو کرده ، شبها در قبرستان رفت و آمد کرده در شب بين قبر ها قدم زده او به اين باور رسيده و در عملش اين بارو مشاهده ميشه که هيچ ترسي نداره.

 

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّكُمْ لَا تَكُونُونَ صَالِحِينَ حَتَّى تَعْرِفُوا وَ لَا تَعْرِفُونَ حَتَّى تُصَدِّقُوا وَ لَا تُصَدِّقُونَ حَتَّى تُسَلِّمُوا.. اصول كافى ج : 3 ص : 79 رواية :3

 

امام صادق (ع ) فرمود: تا معرفت نيابيد صالح نشويد و تا تصديق نكنيد معرفت نيابيد و تا تسليم نشويد تصديق نکنيد.

 

1-      تسليم 2- تصديق 3- معرفت => 4- صالح شدن => آمادگي براي ظهور امام زمان (عج)

 

اولين قدم براي دست يافتن به معرفت باطني(يعني ايمان) همون معرفت ظاهريه. تفکر در آيات و نشانه هاي الهي در خورشيد، ماه، زمين، درخت، ستاره، خاک، انسان و... همه و همه نشانه و آيه الهي هستند، بايد بيانديشيم، وجود خالق رو با عقلمون بفهميم و با قلبمون حس کنيم.

 

بسياري از افراط و تفريطهاي ما، و اهل عمل نبودن هاي ما، ناشي ازاينه، که علم مون قلبي نشده، فقط در حد علم ظاهري مونده، اما به قلب نرسيده باطني نشده. ما قرآن ميخونيم، اما تحت تاثير آيات جهنم قرار نميگيريم نمي ترسيم، دست از عمل زشتمون بر نميداريم ، تحت تاثير آيات بهشت قرار نميگيرم به انجام کاراي خوب شتاب نميکنيم. يعني با اينکه ميدونيم، اما فقط علم داريم، ايمان و شناخت قلبي پيدا نکرديم.

 

 اما خداوند ميفرمايد : انما المومنون الذين اذا ذکروا الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته، زادتهم ايمانا و علي ربهم يتوکلون .

همانا مومنان کسانی هستند که وقتی یاد خدا میکنند دلهای آنها خاشع و ترسان میشود و هنگامی که آیات بر آنها تلاوت میشود بر ایمانشان افزوده میشود و بر پروردگارشان توکل میکنند.

 

اما اشکال کجاست ؟ چرا به باور نميرسيم ؟ يکي از دلايلش غرق شدن در دنياست .حتما دلايل زيادند، اما، چيزي که خيلي نمود داره، اينه که من نوعي کار دارم ، درس دارم، بچه دارم ، زندگي دارم، شوهرم از راه ميرسه ، زنم توقعاتي داره ،کارمند يه اداره ام، مدير يک مجموعه ام، همه اينها ما رو به حدي مشغول ميکنه که اصلا ديگه وقتي نميمونه که بخوايم به خدا فکر کنيم و ايمانمون رو قلبي کنيم . اين بهانه ماست. نه؟؟؟

اما ما ها بايد توي همون کاري که ميکنيم، خدا رو پيدا کنيم ، خدا رو ببينيم ، حرفايي که ميشنويم از کنارش راحت رد نشيم ،خدا رو توي کارامون ببينيم ،توي اتفاقاي که برامون مي افته، نعمتهاي خدا رو پيدا کنيم، به حکمتهاي خدا فکر کنيم، قدرت خدا رو ببينيم، دنبالش بگرديم، باور کنيم که ديدن خدا ممکنه، فقط چشماي ما رو غبار گرفته. ما ها دنبالش نميگرديم . وقتي کسيمون ميميره به فکر مي افتيم باز که يه مدت ميگذره همه چيز عادي ميشه. اما نبايد بذاريم کارهاي روز مره ما ها رو اينقدر به خودش مشغول کنه،که خدا بره يه گوشه زندگيمون، فقط ساعت نماز ، يا يه وقت خاص .

بياييد فکر کنيم ؟ خدارو کجا ها ميشه ديد؟ آيا جايي هست که خدا توش نباشه ؟ مگه اينطور نيست که خدا همه جا هست ؟ پس چرا ما نميتونيم ببينيم ؟

 

چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد

 

 

السلام علیک یا حسن بن علی العسگری

  

میلاد با سعادت امام حسن عسگری (ع) پدر بزرگوار صاحب الزمان (عج) را به آن حضرت و همه عاشقان و شیعیان ایشان تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

+ نوشته شده در 15:22 توسط بی دل.
جمعه سی و یکم فروردین 1386
آیا ما واقعا مومنیم ؟

مومن واقعی کیه ؟ ایمان واقعی چیه ؟ همین سوالات رو عده ای از معصومین (علیهم السلام ) پرسیدن و این هم توضیحات ائمه (علیهم السلام ) :

(امام على عليه السلام پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به من فرمود: على ! بنويس عرض كردم : چه بنويسم ؟
فرمود: بنويس : بسم اللّه الرحمن الرحيم , ايمان آن است كه در دلها جاى گيرد ودرستى آن با عمل ثابت شود و اسلام آن است كه بر زبان گذرد و با آن پيوند زناشويى حلال گردد. )

جالبه نه ؟ ایمان و اسلام یکی نیستن پس این همه مسلموووووووووون که میگن ، اینا مسلمون هستن !!، یعنی فقط به مرحله اسلام رسیدن نه به مرحله ایمان . البته ما هم همینطور !!! میگید نه ؟ بخونید ...

ايمان اقرار است و عمل و اسلام اقرارى است بدون عمل .

امـام صـادق عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش ابو بصير درباره ايمان ـ : ايمان به خدا آن است كه نـافـرمانى او نشود عرض كردم : پس اسلام چيست ؟
فرمود: هر كه اعمال عبادى مارا انجام دهد و مانند ما ذبح كند.

دين خدا نامش اسلام است پيش از آن كه شما به وجود آييد, هر جا كه بوده ايد وپس از پديد آمدن شما, اسلام دين خدا بوده وهست پس هر كه به دين خدا اقرار و اعتراف كند مسلمان است و هر كه به دستورهاى خداى عزوجل عمل كند مؤمن است .

خب آخه ما دوست داریم مومن باشیم  نه ؟؟؟؟

پـيـامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمودند :  ايمان به ادعا و آرزونيست بلكه ايمان آن است كه در دل خالص باشد و عمل آن را تصديق و تاييد كند.

همین که بگیم ما دوست داریم مومن باشیم کافیه ؟

امام رضا عليه السلام می فرمایند : ايمان پيمانى قلبى است و تلفظ زبانى و عمل با اعضا و جوارح .

پس فقط زبان بگه فایده نداره ؟ !!!

پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله ايمان با دل و زبان است و هجرت با جان و مال .

ايمان , شكيبايى و گذشت است .

ايمان بر دو نيم است : نيمى ازآن در شكيبايى است و نيمى ديگر در سپاسگزارى . صبورى در سختى و گرفتارى است و شكرگزارى در آسايش و نعمت .

ایمان چه نشونه هایی داره بدونیم شاید در خودمون پیدا کنیم !!!

امام صادق عليه السلام فرمودند: از نشانه هاى ايمان حقيقى اين است كه حق را, هر چند به زيان توباشد, بر باطل , هر چند به سود تو باشد, ترجيح دهى .

اوه اوه سخت شدا نه ؟؟؟

 

 

 

خیلی سخته که آدم حرفی رو بزنه که به ضررش باشه ... خدا توفیق بده بتونیم .  مخصوصا توی این آخر الزمان که تمام دنیا بر علیه ما هستن. کیه که امام زمانش رو یاری کنه؟؟ 

امـام عـلـى عـلـيـه الـسلام ايمان درختى است كه ريشه اش يقين است , شاخه اش پرهيزگارى , شكوفه اش حيا و ميوه اش بخشندگى .

برای این پست فکر میکنم بسه . اگه روی همینا فکر کنیم خیلی عالیه ، یعنی میشه ما هم مومن واقعی بشیم ؟؟
اسناد و منبع روایات محفوظ است : به میزان الحکمه ج1 فصل ایمان مراجعه کنید.

(رنگای مشکی حرفای منه یه وقتی اشتباه نشه با احادیث !!!)

+ نوشته شده در 23:50 توسط بی دل.