
در این ایام که انتخابات ریاست جمهوری نزدیکه ، خوبه که هر گامی برمیداریم؛ چه در جهت تبلیغ فردی، چه در جهت انتقاد از فرد دیگر رضا و خشنودی خدا رو از یاد نبریم.
بعضی ها برای اینکه کاندیدای خودشون مورد پذیرش عموم واقع بشه به هر کاری دست میزنن، دیگه همه چیز رو زیر پا میذارن، انقلاب و دین و اسلام براشون مهم نیست همه چیز رو بازیچه خودشون میکنند؛ فقط هدف روی کار اومدن کاندیداشونه.
خوبه به خاطر داشته باشیم که همه اینها میگذره؛ یه روز یکی رئیس جمهور میشه فردا یکی دیگه، هر چقدر هم اونها آدمهای خوب و صالحی باشن، اما هیچ کدوم نمیتونن عدالت واقعی و جهان شمول رو جاری و ساری کنند.
هیچ کدوم نمیتونن ریشه ظلم رو بکنند، هیچ کدوم نمیتونند مدینه فاضله برپا کنند؛ اما با نیت پاک در انتخابات شرکت کنیم و برای رضای خدا کار کنیم و بدونیم تنها کسی که میتونه زمین رو از ظلم و تباهی دربیاره مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وارث پیامبرانه.
تا وقتی ما دل به غیر او بستیم و چشم به دیگری دوختیم، یعنی نیازمند به او نشدیم. اگر به اندازه لیوان آبی او رو طلب میکردیم، حتما تا به حال اومده بود حیف که هنوز تشنه نشدیم...

امام علی علیه السلام در خطبه 138:
« يَعطِفُ الهَوى عَلَى الهُدى، إذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهَوى، و يَعطِفُ الرَّأىَ عَلَى القُرآنِ، إذا عَطَفُوا القرآنَ على الرَّأىِ »
او هواى نفس را به راه هدايت بر مى گرداند ، آن هنگام كه مردم راه هدايت را به خواسته هاى نفسانى بر گردانده اند. و آنگاه كه مردم قرآن را تفسير به رأى كنند او آراء و نظريات را به قرآن گرايش دهد.
خداى تعالى فرمود، هر كس به مقتضاى رضاى من عمل كند من او را به سه خصلت وا مىدارم:
اول: شكرى به او ياد مىدهم كه آميخته با جهل نباشد.
دوم: به ذكرى موفقش مىكنم كه فراموشى در آن راه نداشته باشد.
سوم: محبتى از خودم در دلش مىاندازم كه محبت هيچيك از مخلوقاتم را بر آن محبت ترجيح ندهد.
چنين كسى وقتى مرا دوست بدارد دوستش ميدارم،
و چشم دلش را بسوى جلال خود باز مىكنم،
و بندگان خاص خود را از او پنهان نمىدارم،
و با او در تاريكيهاى شب و روشنى روز هم كلام مىشوم،
تا جايى كه يكسره از هم كلامى با مخلوقات و همنشينى با آنها صرفنظر كند،
و نيز كلام خود و كلام ملائكه خودم را به او مىشنوانم،
و اسرارى را كه از خلقم نهان داشتهام براى او فاش مىكنم،
و نيز لباس حيا بر تنش مىپوشانم، بطورى كه جميع خلق از او شرم كنند،
و روى زمين كه راه مىرود با مغفرت خدا قدم بردارد،
دلش را دلى با ظرفيت و بينا قرار داده و هيچ چيز از اسرار بهشت و آتش را بر او پوشيده نمىدارم،
ترس و وحشتى كه در قيامت بر مردم مستولى خواهد شد به او نشان داده و همچنين به حسابهايى كه از توانگران و بىنوايان و جاهلان و علما مىكشم آشنايش مىنمايم،
و نيز من او را در بستر قبرش مىخوابانم و منكر و نكير را بر او نازل مىكنم تا از وى پرسش كنند، و او اندوه مرگ و ظلمت قبر و لحد و هول مطلع را احساس نكند،
آن گاه ميزانش را نصب كرده و نامه عملش را باز نموده و كتابش را در دست راستش مىنهم، تا آن كتاب را بخواند، آن گاه بين خودم و او واسطه و ترجمان قرار نمىدهم،
اين است صفات محبين،
اى احمد اندوه خود را يكى كن، و زبانت را يكى ساز، و بدنت را چنان زنده بدار كه هيچ گاه غفلت نورزد، چون هر كس از من غافل شود من او را به خودش سپرده و ديگر باك ندارم كه در كدام وادى به هلاكت مىافتد[1]
[1] میزان الحکمة، به نقل از بحار الانوار
اللهم عجل لولیک الفرج
